تور آموزشی تفریحی آکادمی موفقیت

برای اولین بار تور آموزشی تفریحی آکادمی موفقیت در کاخ سعدآباد

ویژه اعضای باشگاه ایرانیان موفق آکادمی موفقیت ایران در اردیبهشت ماه سال 1398 برگزار می گردد.

این تور آموزشی برای اعضای باشگاه ( کسانی که در وبسایت آکادمی موفقیت IranSuccess.Com ) نام نویسی کرده اند رایگان می باشد.

هم اکنون نیز می توانید نام و نام خانوادگی خود را به 10003715 ارسال کنید

این تور کوتاه آموزشی از ساعت 15 شروع می شود حرکت به سمت مجموعه کاخ ها 15.30 می باشد.

در زمان بازدید از محوطه های تاریخی پرسش های مربوط به مباحث موفقیت به صورت گروهی و پرسش های موردی پاسخ داده می شود.

مباحث عمده ای که هر یک به صورت کوتاه پاسخ داده می شود :

    • قانون جذب و احساس
    • قوانین ثروت سازی یهودیان
    • قوانین مالی ایرانی
    • آرامش درون و آرامش برون
    • موفقیت فردی و موفقیت مالی

لازم به یاد آوری است که به دلیل ماه رمضان امکان پذیرایی جهت رعایت حال سایر همراهان بصورت نظام مند انجام نمی گیرد.

اما دوستانی که عذر موجه دارند می توانند با خود مواد خوراکی همراه داشته باشند.

جهت هماهنگی با شماره های زیر در تماس باشید

09120044718

09354101820

لطفا ساعت 15 تاریخ 28 اردیبهشت در ورودی مجموعه تاریخی سعد آباد حضور داشته باشید. اتمام زمان بازدید تا پیش از اذان مغرب خواهد بود.

 

نام نویسی آنلاین تور آموزشی تفریحی

 

مدیریت روابط عمومی آکادمی موفقیت ایران 

تضاد باور

تضاد در باورها

پاسخ به پرسش نقش تضاد باور ها و تمرین استفاده از باور های جدید

سوال : استاد سلام نقش تضاد را در باورها توضیح دهید و این تضاد را در باورها به چه صورت می توان تحلیل و تضعیف کرد؟

مهدی سبحانی

توجه : برای کسانی که با این مبحث آشنایی ندارند پیشنهاد می شود کلیپ مربوط به جلسه تضادها صحبت کردیم را در این جا ببینند.
همچنین پیشنهاد میکنیم اگر فایل مربوط به نظام باورها را ندیده اید ابتدا با این مبحث آَشنا شوید زیرا پاسخ به این سوال نیازمند این دو پیش زمینه ذهنی است.

اما چطور می شود تضاد و باورها رو با هم ترکیب کنیم و به نتایجی عالی برسیم؟

ساختار باور ها و نظام باور ها

در ساختار نظام باورها چند سطح داریم: یکی سطح محیط است (جایی که در آن قرار داریم)، بخش مربوط به رفتارها و بخشی مربوط به مهارتها و … در نهایت به سطح باور میرسیم.

در مثالی که در کتابی « تئوری انتخاب گلاسر » آورده شده در تحقیقاتی در آمریکا تعداد زیادی از جوانان و نوجوانان که در مقاطع تحصیلی دبیرستان و سالهای اول دانشگاه به مشروبات الکی و ماری جوانا و مواد مخدر روی آورده اند را مورد بررسی قرار دادند. متوجه شدند این افراد در محیطی آلوده قرار گرفتند، با دوستانی رفت و آمد داشته اند که این روند به صورت عادی در زندگی آنها وجود داشته است.

در ادامه تحقیقات طی پرسشنامه به عمل آمد، مشخص شد حدود نیمی ازاین افراد این کارها را دوست ندارند! صرفا بخاطر مقبولیت در گروهی که هستند و یا چون فکر میکنند این کار بهترین و مناسب ترین کار است آن را انجام می دهند. وقتی همین آمار را به آن ها دادند، این دسته از افراد دیگر کارشان را ادامه ندادند.

در فارسی ضرب المثلی وجود دارد (شعر آکادمی موفقیت ایران IranSuccess.Com) میگوید : “بیاموزمت کیمیای سعادت زِ هم صحبت بد جدایی، جدایی” که از دوران دبستان به ما آموزش داده می شد. اما از قدرت بالای این بیت غافل بودیم و نمیدانستیم چه آموزه ی عمیقی به ما گفته می شود.

محیط موثرترین عامل تغییر باور.

در همان محیط دو گونه اندیشه در ذهن ها وجود دارد، یکی فکر میکند که خوردن مشروب خوب است و دیگری فکر میکند که خوردن مشروب بد است.

وقتی باورها و اندیشه ها و تجربیات در محیطی که زندگی میکرده ایم خوب تلقی می شده و در محیط دیگری قرار میگیریم (مخصوصا وقتی در محیط جدیدی قرار میگیریم، مثل دانشجوی شهر دیگری شدن) در محیط جدید چیزهای دیگری خوب تلقی می شود! اینجاست که در روند زندگی دچار تضاد می شویم.

و در این شرایط چند حالت پیش می آید:

 

باورهای قبلی را که تا قبل این وجود داشته تخریب می شود (مثلا تا قبل این معتقد بوده ایم مشروبات الکلی بد است اما در محیط جدید و شرایط جدید به این نتیجه برسیم که مشروب خوب بوده و در این چندسال اشتباه می کرده ایم)

در این حالت دچار تضاد نمیشویم بلکه دچار تخریب باور میشویم! این حالت بخودیه خود بد نیست. تکنیک تخریب باور استفاده از مثالهای نقض و تکرار است که آرام آرام باور قبلی ما تخریب می شود و باورهای جدید در ما شکل می گیرد.

بدترین حالت ممکن (که در اجتماع امروز می بینیم)  مسئله ی مواجه شدن با تضادها است، گیر کردن در تضاد و خیلی از افراد نمی توانند مسیر بعد از ان را طی کنند.

کسی که سیگار میکشد یا مشروبات الکلی مصرف می کند یا … ولی خجالت می کشد که به خانواده خود در این باره چیزی بگوید درگیر تضاد است و درگیر بخشی است که با باور قبلیش در تضاد است.

وظیفه ما در تضاد باور ها چیست؟

بدترین تضادها، تضادی است که ما در آن گیر کنیم. متاسفانه کلاسهای انگیزشی و موفقیتی که در تهران و شهرستان ها شاهد آن هستیم عموماً این تضاد را برای دوستان ایجاد می کنند. زیرا فرد در محیطی بزرگ شده که سالها گفته شده پول چرک کف دست است، بدرد نمیخورد، عنصر شیطانی است، اعمه ما ساده زیست بوده اند : یک باور مبنی بر این که فقر و بی پولی از ثروت بهتر است در ذهن فرد نهادینه شده است. وقتی در کلاس انگیزشی شرکت می کند مخالف این حرف ها را می شنود و چون یک باور یک روزه و یک ساعته ساخته نمی شود. مغز از همان اول دچار چالش تضاد می شود. (باور و شرایط جدید به شما القا می کند که کاری خوب است درحالی که باور قبلی شما با آن مخالف است) و قدرت مغز به اندازه ای نیست که بتواند این تضادها را سنجش و استدلال کند.

مثالی ازین نوع تضاد که در جامعه امروز رواج دارد (سال 97) : مانتویی مد شده است با عنوان مانتو جلو باز

بعضی از خانم ها در خانواده ای رشد کرده اند که باور ذهنی آن ها به شکلی بوده است که پوشش زن باید کامل باشد و عده ای در خانواده و محیطی رشد یافته اند که از لحاظ پوشش آزادتر بوده و برایشان عادی است که با پوشش آزاد در محیط های عمومی ظاهر شوند.

حال وقتی خانم های دسته اول از پوشش مانتو جلوباز استفاده می کنند با این استدلال که همه دارن می پوشند(قرار گرفتن در محیط) اما وقتی در خیابان مردی از روبروی آن ها وارد شود. جلوی مانتو خود را می گیرند (ایجاد حجاب) و اینجاست که بنیاد تفکر و باور قبلی شان پدیدار می شود.
(به این معنی که من هنوز آمادگی جلوه به این شکل را ندارم) این همان برخورد متقابل دو باور (تضاد) در ذهن است.

حال اگر ازین افراد بپرسید چرا ازین مانتو استفاده میکنی پاسخ میدهند کلاس دارد!

اگر در این لحظات به چهره افراد دقیق شویم متوجه می شویم حالت لبخند یا ریلکسیشن شان تبدیل به یک حالت آشفته ای که طیف انرژی شان کم می شود و تمرکز آن ها سمت جمع کردن لباس و تضادش میرود. در این مدت راحتی از آن خانم گرفته می شود. (قانون حس خوب برای موفقیت را از مجموعه ویدئو های آکادمی موفقیت ببینید IranSuccess.Com) 

این لحظات در زندگی باید تلنگری برای ما باشد. در مورد سلسله مراتب روح،احساس،منطق و محیط در جلسه مربوط به فرهنگسرای اندیشه صحبت شده است که میتوانید آن را در این لینک ببینید. بنابراین در لحظاتی که شما از سطح بالا به سطح پایین می روید و احساستان منفی می شود و انرژی احساس شما کم می شود، به تضاد برخورد کرده اید و وقت آن است که تضاد را در همانجا نگه دارید!

 

متن جلسه تضاد باور ها و نظام باورها را با صدای استاد سامان کرمی را در فایل زیر بشونید

 

مثال دیگری از برخورد افراد با تضاد ها

فردی به نام امیر به من مراجعه کرد که در زندگیش به تضادی برخورد کرده بود. امیر در محیط و شرایطی رشد یافته بود که حفظ خود و پرهیز از ارتباط با نامحرم یک ارزش محسوب می شد.رعایت حریم ها مرسوم بوده درحالی که اکنون در شرایطی قرار گرفته بود که دختر و پسرها براحتی با هم ارتباط گرفته و حتی ازدواج سفید نیز مرسوم است.

امیر در این تضاد که باور قبلش او را از هرگونه ارتباطی منع می کرد در حالی که شرایط این ارتباط را به او القا می کرد. تا اینجا ما تضادها را فهمیدیم و نقش باورها را نیز در تضاد متوجه شدیم.

هیچ وقت هیچ کس آن احساس منفی ناشی از تضادهای ذهنی را دوست ندارد (لحظه ای که دل و شرایط چیزی را می طلبد ولی باوری در ذهن موجب عذاب وجدان می شود و فرد را از انجام کاری بازمی دارد).

افتادن در تضاد بدترین لحظات احساسی زندگی هر فرد است.

خانمی به نام پروانه می گفت : که عاشق هنر بوده ولی باوری که از کودکی در او شکل گرفته بود. توسط حرف پدر و مادر را باید تحت هر شراطی گوش داد، بنابراین طبق خواسته والدینش در دانشگاه رازی رشته مهندسی می خواند، و در حالی که هنر را نیز دنبال می کرد، هر وقت در کلاس ها حاضرمی شد با خود فکر می کرد که می توانست این زمان را برای یادگیری هنر بگذارد (دچار تضاد میشد) و این باعث میشد حس و حال خوبی را تجربه نکند و این حال خوش نبودن بدترین چیز دنیاست …

نمونه تضاد در کسب و کار

سال ها به ما القا شده دنیای کسب و کار دنیای خطرناکی است و بهتر است یک آب باریکه ای داشته باشی و در یک کار کارمندی استخدام شوی. در مورد پول نیز همانطور که قبل از این گفته شد در باور قبلی پول چیز خوبی نیست ولی باور کنونی می گوید پول مهم و با ارزش است و وقتی به سمت آن حرکت می کنید، ناتوانی شما نیست که موجب ناکامی می شود بیشتر این احساس منفی ناشی از تضاد ذهنی است که شما را از پیشرفت باز می دارد.

اگر در ذهن تضاد وجود نداشته باشد حتی دزدی بانک هم حس و حال بدی را القا نمیکند (برای کسی که بدست آوردن پول به هر روشی را در ذهن خود قبول و باور دارد) این فرد در این راه حتی اگر کشته هم بشود خوشحال از دنیا رفته !!

همانطور افرادی که در زمان جنگ به میل و رغبت خود به جبهه رفتند. تمام ایده آل و خواسته و ذهنشان در جهت یک چیز بود،” حفظ خاک و حفظ استقلال” حتی در آن لحظه ای جانباز یا شهید می شدند، خوشحال بودند 🙂

در فایل های بعدی بیشتر راجع به تضادها خواهیم گفت و اینکه آیا تضاد بوجود آمده درست است؟ و چرااین تضاد برایمان به وجود آمد؟ با ما در ادامه نوشتار ها همراه باشید

در گام سوم (دوره توسعه فردی) توضیح می دهیم چگونه این تضاد حل کنیم و باورمان را تغییر دهیم تا بتوانیم به موفقیت برسیم.

اسم شهرتان را به سامانه پیامکی 10003715 را ارسال کنید

منتظر ادامه این مقاله باشید (آکادمی موفقیت ایران)

همیشه بر مدار ثروت و سلامت باشید.

سامان کرمی

چه کاری مناسب منه؟

تفاوت مسیر و هدف؟

چطور مسیر درست کار خودمان را پیدا کنیم؟

دوستان عزیز سلام سامان کرمی هستم از اکادمی موفقیت ایران با یک نکته بسیار کلیدی وطلایی هدف .
معمولا این سوال پیش می آید، ما این نکته را می دانستیم. اما در برنامه ریزی عملی برای موفقیت خیلی از ما انسان ها مسیر را با هدف اشتباه می گیریم.
نکته ی کلیدی این است که آنچنان بر روی مسیر تمرکز کردیم از هدف دور شده ایم. اکنون مسیر برای ما تبدیل به هدف شده است. سعی کنید هیچ وقت در این موقعیت قرار نگیرید و سعی نکنید آن را حفظ کنید. این اتفاق زمانی می افتد که ما خودمان را ارزیابی نمیکنیم.بارها و بارها کارهای روزمره خود را تکرار می کنیم.


امام علی (ع) میفرماید: به حساب خود برسید قبل از این که به حساب شما رسیدگی شود. منظور از این حدیث این نیست که تا زمان مرگ و روز حساب صبرکنیم. ما وظیفه داریم در این دنیا با در نظر گرفتن هدف هم زمان که توانستیم خود را ارزیابی کنیم.

این همان تفکری است که به آن توصیه فراوان شده.

زمانی که به برخی اشخاص مشاوره میدهم و با آن ها صحبت میکنم متوجه می شوم که دگرگون شده اند فقط به این دلیل که مسیر برایشان تبدیل به هدف شده را تغییر می دهند.

دو نمونه مثال برای واضح تر شدن توضیحات را در زیر مشاهده می کنید:

خیلی از آدم ها این مشکل را دارند مثل هدف از تحصیلات تکمیلی! انسان ها معمولاً زمانی که در سنین 16 یا 17 سالگی هستند برای خود یکسری آمال و آرزو ها را مشخص می کنند. به خصوص افرادی که در خانواده هایی با سطح مالی پایین به دنیا آمده اند اهداف مالی مشخص تری ندارند. دنبال این هستند که بعد از تحصیلات به یک شغل مناسب و درآمد و رفاه در نهایت استقلال مالی دست پیدا کنند.(آکادمی موفقیت)


پس در نهایت یکی از اهداف رسیدن به رفاه مالی با استفاده از تحصیلات است.


یکی دیگر از فرایند هایی که ممکن است در ذهن شما هم باشد. رسیدن به جایگاه اجتماعی با استفاده از تحصیلات است. خیلی از انسان ها زمانی که تحصیلات را شروع میکنند در طول دوران تحصیلشان از هدف خارج میشوند.

روزی شخصی برایم از چای ساز خانه اش که خراب شده بود صحبت میکرد و میگفت خرابی چای سازش باعث شده که 2 روز تمام چای ننوشیده! و همش از تعمیر چای سازش و خرید یا جایگزینی اون می گفت. او هدف اصلی را که چای خوردن بود فراموش کرده بود. من به او پیشنهاد کردم که از کتری استفاده کند (کتری هم جلوی دید بود) و بسیار متعجب شد دلیل این اتفاق بسیارساده است! ما آنقدر که روی مسیر متمرکز شده ایم هدف را فراموش کرده ایم!

متاسفانه مشغله و روزمرگی باعث می شود عادت به تکرار مسائل کنیم و این باعث می شود که در زندگیمان مسیر جای هدف را بگیرد. از همین امروز شروع کنید در یک نکه کاغذ ارزیابی کنید. معمولا ما انسان ها بعد از ارزیابی این سوال برایمان پیش می اید که بعدش چه؟ جواب این سوال بستگی به نوع پرسش خودتان دارد!

اکنون رسیدن به ریشه خواسته ها را با یک تمرین توضیح می دهیم :


می توانید ویدئوی تبلیغ نویسی موثر را دانلود کنید در آن ویدئو راجب این مسائل به طور مفصل توضیح داده شده است اما اگر با این تفاسیربخواهیم به آن اشاره کنیم همان مثال تحصیلات تکمیلی را در نظر بگیرید. (IranSuccess.Com)

  • من میخواهم مدرک بگیرم که … ؟

پاسخ این پرسش بسیار مهم است. برای مثال میخواهیم پس از دریافت مدرک در اداره ای مشغول به کار شویم یا این که بخواهیم کسب وکاری را تاسیس کنیم. باز این سوال پیش می آید که بعدش چی …؟ این بسیار مهم است پس از رسیدن به شغل مورد نظراز طریق استخدام و یا تاسیس شرکت ما به رفاه و استقلال مالی و پرستیژ شخصیتی و … می رسیم.

  • اما باز هم این سوال پیش می آید که بعد از آن چه اتفاقی می افتد…؟

و این سوال انقدر تکرار می شود تا به ریشه برسیم. در اینجا نکته ی کلیدی این است وقتی جواب همه ی این سوالات را میدهیم و در همه ی امور به ریشه می رسیم و این که متوجه میشویم باور واقعی ما چیست؟ خوب بعد از آن که به پول رسیدیم میخواهیم آن را چگونه خرج کنیم؟ و این بسیار مهم است ممکن است بخواهید با آن پول کارخانه بسازید یا این که با آن مهاجرت کنید و یا سرمایه گزاری و …. این تصمیم ها باور های شما هستند و این لحظه ی کلیدی زندگی شما است.

حال دوباره به صورت دوره ای بررسی کنید. انیشتن در این باره جمله ای دارد « اطلاعات و دانشی که مشکل را به وجود آورده است قطعا نمیتواند آن مشکل را حل کند» .اگر می توانستید که به مشکلات دچار نمی شدیم و آن را حل می کردیم. باید به صورت دوره ای یعنی هر زمان که دانشتان افزوده شد ( مطالعه، مشاهده، تفکر یا … ) مجدد تصمیم بگیرید.

اکنون می توانید پاسخ دهید چون اهدافتان از مسیرتفکیک شده است.

امروز به یک مرحله ی جدید از زندگیتان رسیده اید که می توانید مسیرهای دیگری را برای رسیدن به همان هدف پیدا کنید. مثلا همان هدف مالی که به آن در بالا به آن اشاره کردیم. ممکن است شخصی هدفی مثل دانشگاه رفتن و استخدام شدن، در نهایت به پول رسیدن : خرید اتومبیل یا هرخواسته ی ذهنی خود برسد.

  • همه ی شما بدون شک روزی به این هدف خواهید رسید.
  • اما آیا راه کوتاه تری وجود ندارد؟
  • آیا می شود به جای 4 یا 10 سال تحصیل راه یکساله را پیدا کنید؟
  • آیا فرایند سریع تری برای رسیدن به این مسیر وجود ندارد؟

قطعا وجود دارد و این یک احتمال نیست من به شما این قول را می دهم که اگر اهدافتان را مشخص کنید راه های ساده تری را برای دستیابی به آن هدف پیدا خواهید کرد. این نکته را به یاد داشته باشید که اهدافتان را از مسیرتفکیک کنید و برای رسیدن به هدف هایتان مسیر های ساده تر و سریع تر را پیدا کنید.

بیش از 95% انسان ها آدم های زندگی روزمره هستند و نمیتوانند هدفهایشان را از مسیر تفکیک کنند.


من در دانشگاه از دانشجویان ارشد و دکترا هدف آن ها را از درس خواندن پرسیدم و بسیاری از آن ها پاسخ دادند که میخواهم مدرک دریافت کنم و از آن ها پرسیدم بعدش چی؟ پاسخ دادند که با آن به کار مشغول شوم و باز میپرسم بعد از مشغول کار شدن چه هدفی دارید و درآخر به کجا میخواهی برسی؟ این بسیار جالب است که خیلی از انسان ها به این درک نمی رسند که هدف نهاییشان چیست؟ 

افراد موفق این را خیلی سریع درک میکنند هدف را مشخص و روی آن متمرکز می شوند.

گروه تحقیقاتی آکادمی موفقیت

برای دریافت سایر مقاله ها می توانید نام خود را به 10003715 پیامک کنید

مشاوره مستقیم حضوری و تلفنی

گروه مشاوره کسب و کار تهران

گروه مشاوره کسب و کار آکادمی موفقیت ایران

Tehran Business Advisory Group Of  Iran Success Academy

مشاوره کسب و کار چه کمکی به شما می کند؟

 

برای رسیدن به پاسخ سوالتان حتما 8 بخش زیر را بخوانید.

اگر در هرکدام از موارد احساس نقص یا تسلط کم دارید، بدانید نیازمند یک متخصص برای اجرای حرفه ای و قدرتمند آن بخش می باشید تا به اوج آرمان های مورد انتظار خود دست یابید.

  1. نمی توانم به درستی آینده کاری را که شروع کردم حدس بزنم(کسب و کارهای سنتی)
  2. نمی دانم آخر هر کاری چقدر سود منطقی باید حاصل شود (مدیریت مالی صحیح)
  3. نمی دانم برای انجام هر کاری از کجا شروع کنم؟ (فرایند سازی سازمانی)
  4. نمی دانم چگونه فعالیتم را تضمین کنم؟ (شناخت بازار و مشتریان)
  5. نمی دانم کمبودهایی را که در مقابل رقیبان آن کسب و کار دارم چگونه جبران کنم؟ (تحلیل رقبا)
  6. نمی دانم در زمان ورشکستگی چه باید بکنم؟ (رکود در بازار)
  7. نمی دانم اگر بعد از شروع کسب و کار دچار کمبود سرمایه شدم چه کنم؟ (جذب سرمایه)
  8. نمی دانم چه زمان در کسب و کار خود به ( آکادمی موفقیت ایران ) اطمینان و آرامش می رسم؟ (استقلال مالی)

 

گزینه هایی که اگر ندارید حتما باید به فکر اجرای آن باشید.

این یک پیشنهاد نیست! مشاوره کسب و کار یک اجبار در دنیای کسب و کار های نوین به شمار می رود.

الزام های یک کسب و کار در دنیال جدید

  • استقرار سیستم
  • آموزش
  • بازار یابی و توسعه
  • مشاوره برای بخش های مختلف
  • مدیریت یکپارچه ISO
  • طراحی و توسعه زیر ساخت مجازی (توسعه وبسایت)
  • کارهایی است که شما توسط تیم خودتان و یا تیم های برون سپاری باید برای کسب و کار خود انجام دهید تا از رقیبان و دیگر افراد عقب نیفتید.

آمار نشان داده که کسب و کارها بعد از 5 سال نحوه نیاز های مشتری تغییر می کند اما کسب و کار ها همچنان تغییری نمی کنند!

اگر ما بازار را به 100 کسب و کار نو پا تقسیم کنیم. پس از گذشت سال اول به دلیل ندانستن اصول پایه ای کسب وکار که در بخش اول برای شما توضیح داده شد. بیش از 90 مورد از این کسب و کار ها حتی پیش از گردش مالی سال اول تعطیل می شوند.

پس از گذشت 5 سال از 10 کسب و کار باقی مانده تنها 1 کسب و کار به همان صورت که شروع کرده مسیر خود را ادامه می دهد(به اصطلاح برند بازار می شود)

اگر می خواهید آن یک درصد می توانید شما باشید. چون الان در حال مطالعه این بخش هستید مطمئن هستیم که شما گزینه اول این مسیر را کاملا درک کرده اید و به دنبال آن آمده اید. بله به شما تبریک می گوییم شما :

آموزش و دانش را که گزینه اول برند شدن و پایداری در کسب و کار است را دارید دنبال می کنید. بله شما اکون فعالیت های همان یک درصد که در آینده در بازار باقی خواهند ماند را دنبال می کنید. اما این به تنهایی کافی نیست.

گزینه بعدی اجرای آموخته هاست آن هم به صورت بهینه شده. بیشترین چیزی که از ما زمان می برد آزمون و خطا و یا همان روال تجربه است. مگر ما چه قدر زمان و هزینه داریم تا در طول سالیان دراز تجربه کنیم؟؟

ارزان ترین راه استفاده از تجربه دیگران است!!

بله دیگران تجربیات خودشان را به ارزانی و راحتی در اختیار شما قرار نمی دهند. سالها تجربه در گرما و سرما و … این یعنی اینکه شما باید به هر قیمتی شده این تجربیات را به دست آورید. نمونه تجربه زیر از مدیریت شرکت پتو سازی را برایتان می نویسم.

 

می گفت : که هر چه پول برای آموزش بدهیم کم است!؟

گفتم : چرا ؟

گفت : حدود 5 سال پیش یک حساب سر انگشتی کردم و دیدم در بخش جذب نیرو ضعیف هستیم. دوره ای را گذراندم و یک مدیر با حقوق دو برابر و یک زیر ساخت چند میلیونی برای آموزش و بقیه ی اصول علمی که وجود داشت برای پیاده سازی بیان کردم. شاید حدود 50 میلیون تومان هزینه کردم و چند ماه اول به خودم می گفتم این همه پول را چرا خرج کردم!؟

اما بعد از اینکه سال بعد در کشور یکی از 3 محصول برتر در قیمت و کیفیت شدیم تاثیرش را درک کردم و در بازار های رکود چند ساله اخیر هم توانستم علاوه بر همان آموخته ها و آموزش های جدید همچنان در صنعت تولید در ایران باقی بمانم.

و افسوس می خورم که چرا این هزینه آموزش را سال ها پیش نیاموخته و به کار نگرفته ام تا بتوانم خیل سریعتر از اینها به این آرامش بازار و آرامش مالی دست پیدا کنم.

اما این بخش را از زبان افراد زیادی شنیده ام که نمی خواهم بازگو کنم!! اما من می خواهم از زبان خودتان بشنوید.

 

اگر صاحب کسب و کار هستید :

می خواهم به 5 سال پیش خود برگردید، میزان درآمد خود را یادداشت کنید.

حالا می خواهم به امروز برگردید و درآمد خود را یادداشت کنید.

حالا مهارت هایی را که باعث شده این افزایش در آمد را داشته باشید را بنویسید : برای مثال یادگیری اصول قرار دادها، یا اصول خرید محصول یا نگهداری و …

حالا می خواهیم خودتان قضاوت کنید اگر شما این روال را تجربه نمی کردید. خودتان این روال را به صورت دانش فعلی خودتان به یک شخص که هیچ تجربه ای در این زمینه ندارد آموزش می دادید.

  • شاگرد شما در چند ماه به این مهارت ها مسلط می شود؟
  • شاگرد شما چه قدر زودتر می تواند به این درآمد و سطح فعلی شما برسد؟
  • شاگرد شما چه قدر از اتلاف عمر و آینده اش جلوگیری می کند؟
  • اکنون ارزش هر ماه برای خود شما چقدر است؟

همه اینها به شما این مسیر را نشان می دهد که استفاده از دانش متخصصان می تواند بهترین گزینه صرفه جویی تمام عیار باشد.

خنگ ترین فرد کسب و کار خود باشید!

کارفرمای زنِ دارن هاردی 😀  اینو از دل کتاب کشیدم بیرون براتون !!

مشاوره کسب و کار کارمندی

فرقی نمی کند که شما کارمند باشید، باز هم روال بالا را برای خودتان می توانید تکرار کنید

درآمد 5 سال آینده خود یا پنج سال گذشته خود را لیست کنید. اکنون یک تعداد مهارت کسب کرده اید. یا اینکه برای درآمد 3 برابری باید یک تعداد مهارت را کسب و کنید. مثلا مهارت مدیریت یا مهارت مدیریت مشتری و … اکنون شما نیاز سنجی کرده اید که باید 3 مهارت را یاد بگیرید اگر خودتان این مهارت ها را بیاموزید زمان بر است اما اگر در دوره های فشرده کاربردی شرکت کنید این زمان به شدت کم می شود از سال ها به چند ماه تقلیل پیدا می کند 🙂

 

تا این مرحله اهمیت آموزش دیدن و تسریع در روند پیشرفت را درک کردید و هزینه های این بخش برای اجرای شما قابل توجیه شد که امروز روی آموزش و مشاوره سرمایه گذاری می کنم چند ماه بعد تا 30 برابر بیشتر بدست می آورم.

 

گول مشاوره های کسب و کار را نخوریم!

قصد توهین و یا زیر سوال بردن معلومات عزیزان فعال در این زمینه را نداریم اما نکته:

  • چطور بفهمم به چه کسی اعتماد کنم؟
  • چه کسی را می توانم در اجرای فرایند دخیل کنم؟
  • از چه کسی آموزش ببینم؟

از کسی آموزش ببینیم که خودش چیزی را که می گوید قبلا اجرا کرده باشد. (کوین ترودو)

اینم از یکی از سمینار های فرانسه اوردم براتون 🙂

حالا مهم اینجاست که این فرد بتونه دست آوردش رو به شما نشون بده، مثلا من یک کارخانه با 200 نفر پرسنل رو به این روش دارم اداره می کنم. شما هم می تونید از این روش اداره کنید. یا اینکه من دارم با این نوع سرمایه گذاری و تیم سازی یک پایگاه اطلاعاتی نیم میلیون نفری رو مدیریت می کنم.

هر چیزی رو که قراره به شما آموزش بده که اصلاحا بهش می گن مشاوره، باید یادمون باشه ازش نمونه کار یا همون دست آورد بخواهیم. هر چه این افراد دست آوردشون بزرگ تر باشه، اطلاعاتشون حرفه ای تره و هر چه حرفه ای تر باشن نایاب تر می شن و همچنین گرانتر، این افراد رو پیدا کنید و بهای اونها رو بپردازید.

اما یک نکته اساسی اول نرید سراغ غول مرحله آخر!!

  1. اول شما اطلاعاتی ندارید که این شخص شما را رشد بده
  2. دوم هزینه های میلونی این عزیزان را نمی توانید تامین کنید.

پس چند سطح بالاتر از وضعیت فعلی شما همان شخصی است که باید برای مشاوره از او کمک بخواهید و بعد در سطوح همان زمینه رشد کنید. تا به فرد اسطوره ای خود برسید و زمان با او همکار شوید!

 

 

در مقاله ی بعدی راجع به روند آموزش پذیری مستمر برای شما توضیحاتی را خواهیم داشت

با ما در خبر نامه آکادمی موفقیت

همراه باشید.

ارسال نام و نام شهر خود به سامانه 10003715

یا استفاده از فرم های ثبت نام در وبسایت آکادمی موفقیت ایران

 

مشاوره کسب و کار تهران

مشاوره کسب و کار تهران (برندسازی)

دوست عزیزی که این مطلب را می خوانید، شاید به این فکر کرده اید که چرا جلوی یک اسم معروف صف می کشند که از خدمات و محصولات اون استفاده کنند. یا اینکه چرا یک محصول خاص همواره مشتری های خودش رو با وجود اختلاف قیمت دارد.

بله اون ها برند شده اند. برند شدن با تبلیغات متفاوت است. برند سازی یعنی ارزش آفرینی هر چه بیشتر در یک کسب و کار. ارزش آفرینی که هم شما را به سود و پول می رساند و هم مشتری شما را و حتی کارمند شما را !!

می خواهم یک مقدار بیشتر به این مسئله فکر کنیم. تفکری از روی خواسته های ارزشمند. اگر شما به عنوان یک مشتری بودید چه می خواستید؟ آری شما باید بتوانید خودتان را در جایگاه یک مشتری فرض کنید و بسیار جالب است وقتی که از مشتریان راجع به اولویت های آنها سوال می شود. تنها 14 درصد از این مشتریان به دنبال تخفیف یا قیمت پایینتر هستند!!

پس برای جامعه 86 درصدی برنامه ریزی کنیم نه برای جامعه 14 درصدی بله این یکی از راز های فروش موفق و برند شدن یک کسب و کار است. شما می توانید این درصد کم را هم با خود همراه کنید. با تکنیک های دیگری که برای این افراد هم ارزش آفرینی می شود.

اکنون زمان آن رسیده که برای برند شدن کسب و کار خود زمان و سرمایه اختصاص دهید.

 

آیا هزینه و زمانی را که به برند سازی اختصاص می دهم هجو یا بیهوده است و آیا سود دهی دارد و یا خیر.

دو نکته را باید مد نظر داشت

  • شاید در بازه زمانی بسیار کوتاه هزینه ها چشم گیر باشد
  • در طولانی مدت قطعا سود آن با حالت اول قابل مقایسه نیست

مثالی برای روشن شدن این قضه:

شما مشتریانی دارید که هر یک از آنها به شما 10 دلار سود می رسانند. حالا شما 10 مشتری ماهانه 10 دلاری دارید.

در مجموع شما 100 دلار سود می کنید.(هزینه برندسازی تقریبا صفر است)

شروع می کنید به برند سازی و 20 درصد برای مثال از سود به این موضوع اختصاص می دهید. حالا شما همان 10 مشتری قبلی را دارید و هر کدام 8 دلار به شما سود می رسانند و این همان زمان کاهش سود اولیه است.(زمان شروع برند سازی و بازدهی معمولا از 45 روز شروع می شود)

پس از گذشت یک زمان نسبتا کوتاه چند ماهه اکنون اسم شما و نام مجموعه شما به صورت یک برند در حال بزرگ شدن است. حالا آرام آرام مشتریان شما بیشتر و بیشتر می شوند. در جایگاهی که شما قرار دارید برای مثال بعد از یک سال در بدترین شرایط مشتریان شما دو برابر یا 20 نفر و هر کدام همان 8 دلار را به شما سود رسانند. سود مجموع شما 160 دلار خواهد بود. یعنی بیش از یک و نیم برابر حالت قبلی برای سال اول.

و حالا همین روند را برای 5 سال در نظر بگیرید: روند رشد 2 برابری مشتریان پس از 5 سال حدود 160 مشتری 7 دلار سود را هم برای شما به ارمغان آورد. شما صاحب بیش از 1100 دلار خواهید بود در صورتی که در یک فرایند عادی کسب و کار شما بعد از گذشت این دوره زمانی صاحب حدود 500 دلار درآمد ماهانه خواهید بود.

پس سرمایه گذاری روی بخش برند سازی سازمان خودتان یک سرمایه گذاری منطقی و در بدترین شرایط ممکن 3 برابر بیشتر و 4 برابر سریعتر شما و دارایی های شما را رشد خواهد داد.

اونهایی که واقعا کاسب بازاری هستند دقیقا درک صحیحی از این مطالب که در اینجا ذکر شد را خواهند داشت. 

 

 

مشاوره های کسب و کار سرمایه گذاری ایده آل 

شاید شما هم به این فکر کنید که هزینه ای را که بابت استفاده از تجربیات دیگران می خواهیم پرداخت کنیم را خودمان استفاده می کنیم. و به نتایج دست پیدا خواهیم کرد.

نکته اصلی اینجاست که هزینه استفاده از دانش دیگران بسیار کمتر از کسب و تجربه همان دانش است

برای مثال من برای مدیر عامل یک شرکت پتو سازی در حال آموزش یک روند برای استخدام یک نیروی ایده آل برای بخش های مختلف بودم. که خود او به نتیجه جالبی اشاره کرد. گفت که بله هزینه هایی که برای آموزش خودش و استفاده از دوره های مربوط انجام داده برای او بسیار کارساز بوده. به این صورت که بعد از دوره ای که طی کرده بود. توانسته بود انسان های درستی را نقاط مناسب به کار گیرد. و خودش می گفت که با داشتن 800 پرسنل هر ماه درگیر استخدام و فرایند های مربوط به واحد کارگزینی بوده ایم. اما اکنون این فرایند درگیری نیروهای کار به یک چهارم رسیده است. 

یعنی فقط در فرایند استخدام کارگزینی 2 نفر را اضافه داشتیم که به بخش های بایگانی و حسابداری کمک می کنند.

دو نفر نیروی کار یعنی دو نفر که بابت آنها باید هزینه پرداخت شود. اکنون اتفاقی که می افتد این است که : ما به اندازه 2 نفر برای تمام عمر یک سازمان که اگر آنرا 20 سال در نظر بگیریم. 20 تا 12 ماه 240 ماه در حالی که به دو نفر این حقوق را بدهیم همراه با عیدی و پاداش و … حدود 500 ماه یا بیشتر حقوق پایه را تنها با یک بار آموزش و پیاده سازی اصولی تا پایان کار یک مجموعه را سود می بریم!!

نکته اصلی همین است ما سود نهایی را نمی توانیم ملموس سازی کنیم. و هزینه های جاری فعلی را به عنوان مقیاس در نظر می گیریم.  هر چیز را اگر بخواهیم ملموس سازی کنیم، باید ابتدا آنرا به صورت عددی و حساب شده به صورت یک طرح توجیه پذیر به خودمان ارائه کنیم. 

حالا که با یک حساب سر انگشتی متوجه می شویم حد اقل سودی که در فرایند آموزش و مشاوره نصیب ما می شود

سی برابر هزینه های آن است 

  

پس یک سرمایه گذاری بسیار عالی محسوب می شود. حالا با فرض داشتن این بازده آیا بازه هم باید برای استفاده از آموزش ها و آموزش درنگ کنیم!؟

جواب : بله!

مهم ترین بخش این است که : از چه کسی می آموزید.

کج فهمی از نفهمی بسیار خطرناکتر و بدتر است.

چون زمانی که ما یک موضوع را نمی دانیمف سعی در یادگیری و بهبود داریم. اما زمانی که فکر می کنیم یک موضوع را فهمیده ایم دیگر برای اصلاح آن هیچ تلاشی را انجام نمی دهیم.

پس اگر خواستید از آموزش و یا مشاوره های گروه یا شخصی استفاده کنید. ابتدا به دست آوردهای آنها نگاه کنید. یعنی شخصی را که تنها دارای یک مدرک دانشگاهی و یا داشتن دفتر و یا حتی سابقه کار چند ساله است را نمی توان به عنوان یک مشاور خوب در کسب و کار دانست!

او خودش در عمل با عالم واقعیت دست و پنجه نرم نکرده است. برای مثال اگر شما همین صفحه را با جستجو در اینترنت پیدا کرده اید، به این معنی است که ما راه های حضور در جستجوی گوگل را دانسته ایم که در نتایج شما به چشم آمده ایم. (مشک آنست که خود ببوید) پس ما توانایی آنرا داریم که به شما در مورد کسب و کار دیجیتال و استفاده و راه اندازی یک زیر ساخت در فضای مجازی کمک یا مشاوره بدهیم. البته برای سایر دوستان و عزیزانی که با شرایط مشابه در اینترنت قابل دسترس هستند این مثال صادق است. 

حالا در بخش دوم باید به این نکته توجه داشت که : هر کسی در بخش خاصی دارای تخصص است و از هر کس در تخصص خود او برای مشاوره بهره بگیریم. برای مثال شخصی را که دارای تخصص حسابداری است می تواند به جمع بندی حساب ها و … بهترین راهکارها و نرم افزار های اجرایی را به شما معرفی کند. اون قاعدتا نمی تواند بهترین راهنمایی را در مورد استخدام یک برنامه نویس یا مدیر منابع انسانی را به شما بدهد. و این روند به صورت معکوس هم صحیح است. 

در حال حاضر مشاوره های حضوری و تخصصی کسب و کار تهران انجام می پذیرد.

 

اگر دوست دارید که با گروه مشاوره کسب و کار آکادمی موفقیت همکاری داشته باشید. چه به صورت مشاور و چه به صورت مشاوره می توانید علاوه بر راه های ارتباطی اصلی با (نام و نام خانوادگی) به سامانه پیامکی ما 10003715 پیامک نمایید.

شماره های پاسخگویی مستقیم تماس و تلگرام 

09359314985

09120044718

 

بیندیشید و ثروتمند شوید از سامان کرمی!

بیندیشید و ثروتمند شوید از سامان کرمی!

در کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید. بخش هایی را مورد بررسی قرار می دهد که شاید برای خوانندگانی که برای ما از گنگ بودن مطالب خود می گویند! و گاهی برداشت های عجیب از مفهومی ساده. اگر شما هم از شاگردان کلاس های موفقیت ما باشید می دانید که بارها هرم باور ها را توضیح و سپس به تشریح 13 بخش گفته شده در کتاب آقای ناپلئون هیل پرداخته ایم.

نکته اصلی در اینجا به این صورت بیان می شود که :  
  • اعتماد به نفس داشته باشیم.
  • با انگیزه باشیم
  • تخیل خلاق داشته باشیم
اما یک سئوال چگونه؟ چگونه عادت پشت کار را در خودمان به وجود آوریم و حفظ نماییم!؟ این نکته کلیدی هست که در هیچ یک از کتاب های موفقیت ذکر نشده است. آری می توان از روانشناسان برای ترک بعضی از عادات و نیز جایگزین نمودن آن با برخی دیگر از روش های قدیمی بهره گرفت. سوالی که در ابتدای کتاب مطرح می شود        

ایمان گزینه اول برای دست یابی به هر آنچه است که می خواهید.

حالا خود ایمان ناشی از چیست؟ ایمان را معمولا نقطه مقابل با شک یا تردید بیان می کنند. اگر با این نگرش به موضوع بنگریم ایمان بخشی از باور های پیروزی به صورت یقین است. برای مثال آنگاه که در کتاب مقدس قرآن می خوانیم خداوندا به من ایمانی عطا فرما منظور بخشی است که در آن هیچ موردی درباره شکست وجود ندارد.

حال به این موضوع بیشتر خواهیم پرداخت: برای مثال شما که در امتحان ریاضی میان ترم نمره 8 از 10 را دریافت کرده اید حالا به این امید و باور رسیده اید که می توانید از درس ریاضی به موفقیت حداقل 8 وحداکثر 18 برسید. اما باور شما به صورت قالب بر مبناس دست آورد های فعلی شما شکل می گیرد. یعنی این باور به شما می گوید که 80 درصد توانایی دارید! و باور شما در نهایت کسب نمره 16 با یک درصد تقریبی از خطا هاست. که معمولا هم همین صورت خواهد بود.

بخشی از زندگی خودم!!

شاید برایتان جالب باشد من هیچ گاه شاگرد اول مدرسه نبودم با وجود اینکه تلاش بسیار می نمودم.

از اول دبستان تا آخر دبیرستان معدل من 18 بود!!

حالا با یک مقدار کم و زیاد شدن در حد چند صدم حتی وقتی که درس هم تجدید شده بودم باز معدلم به 17.5 نرسید، برای خودم این جالب بود! سالها بعد که به دانشگاه رفتم همین روال را پی گرفتم یک روز در جمعی بحث از معدل شد. بسیار برایم جالب بود از 3 تا 7 سالگی با خانواده یکی از بستگان نزدیک خود در یکی از منزل ها به سبک قدیم زندگی می کردیم. این خانم که با ما زندگی می کرد سه فرزند مدرسه رو و یک فرزند به اندازه من داشت. مادرم همیشه از فرزندان این خانم تعریف می نمود که در این شرایط نا به سامان به درستی و حسابی درس می خوانند!! اما جالب ترین نکته که بعد از سال ها به آن پی بردم این بود که آن زن همیشه در قبال گرفتن نمره 18 به بچه هایش تشویقی می داد. و به آنها می گفت آفرین پسرم یا دخترم 18 نمره خوبیست. البته این را سال هابعد تعریف کرد و من فهمیدم که شکل گیری ایده آل 18 در زندگی من و محدودیت ذهنی از کجا ساخته شده و بعد شروع کردم به پیدا کردن افرادی که نمره معدلشان بالا تر از 20 بود!! یعنی چه کسانی؟ بله نوابغ و افرادی که چند رشته را با هم تحصیل می کردند. افرادی که المپیاد مقام آورده بودند. افرادی که دارای نظریه های علمی بودند. و کلا چیزی به نام نمره از زندگی من کم کم محو شد!!!

در یکی از زمان هایی که در چند رشته خودم تحصیل می کردم 90 واحد را در یک دوره 7 ماهه با نمره بسیار عالی گذراندم و بسیاری از باور های گذشته ام دیگر وجود نداشت. اصلا چیزی به اسم محدودیت تنها ساخته ذهن خودم بود 🙂

حالا بقیه داستان بماند اگر عمری بود تعریف می کنم …..
  • در مرحله قبل تر ارش ها و ضد ارزش های ثروت
  • اما ایمان به ثروت و در مرحله قبل باور به ثروت!
  • مرحله ی قبل از آن هم مهارت ها و محیط
همه ما در محیطی زندگی می کنیم که نمی توانیم آن را به راحتی تغییر دهیم و این افراد اطرافیان ما هستند و محیط فیزیکی ، آری در این راستا ساده ترین کار تغییر محیط خودتان است. هجرت کنید !! کوچ کنید کانادا بروید:)  بله کسانی که در محیط با گردش مالی بالا قرار می گیرند خواه دارای توانایی و معلومات بالا باشند یا دارای هوش پایین مهارت های ثروت سازی و گردش مالی را با تکرار و تکرار مشاهده برایشان نهادینه می شود. برخی از مواردی که نمی گذارد این مهارت ها به باور تبدیل شود ضد ارزش هاست!! بله یکی دیگر از بخش هایی که باعث می شود یک باور به بار ننشیند مقاومت و تضاد آن با سایر ارزش ها و باور هاست، نمونه این باور ها که با تکرار فراوان به وجود می آید اینست:
  • پول مگه علف خرسه!؟ 
  • پول مثل چرک کف دسته 
  • پول مثل جن و ما بسم الله  
  • اما همه اینها به کنار نتیجه یک چیز میشه ما از پول دوریم و راه زیادی هست تا پول به دست بیاوریم در ذهن ما شکل خواهد گرفت!
بعضی وقت ها هم تضاد سازی شده مثلا من همیشه آدم پولدار هایی رو که پشت بنز می نشستن را آدم های قاچاق چی و دزد مال مردم خود و بی خدا و ….. تصور می کردم 🙁 وای بر من

خب این ذهنیت به خاطر آموزه های اشتباهی بوده که سالیان سال از اطرافیان به ما القا شده

مثلا از پدرت می پرسی این چرا بنز داره ما نداریم!؟ پدر هیچ وقت نمی گه که پسرم
  • این درس خونده و من نخوندم
  • این تلاش کرده و من نکردم
  • اون سال ها مهارت آموزی کرده و من نکردم
  • اون ریسک کرده و من نکردم
  • اون دوستان و روابط زیادی داره و من نداره
  • به خاطر اینکه خودشو کوچیک نکنه (ای کاش بگه و تغییر کنه) می گه اون یک فضیلت بد اخلاقی داره 😐
تلوزیون و ماهواره و بخش های مذهبی هم که بزنم به تخته!!! بگذریم …….   بیندیشید و ثروتمند شوید حالا من چیکار کردم که این باور آرام آرام تغییر کند. سال ها پیش بود برای یک بنده خدایی کار می کردم خیلی پول داشت و من بخش مربوط به کارهای بانکی را برای این شخص در مدت چند ماه انجام می دادم. به به جای یک ماشین مدل بالا چند تا داشت!! دستش به خیر هم می رفت !! از صفر و دست فروشی هم شروع کرده بود!! تحصیلات بالایی هم داشت! مودب و با شخصیت هم بود!! اصلا مثل آدم بد های پولدار تو ذهنم نبود!! آرام آرام دوستش داشتم تا اینکه با یه آدم پولدار خیلیییی پولدار آشنا شدم. این آدم پول هاش میلیون دلاری بود. این دیگه بنز داشت;) اونم آخرین مدل سال اما جالب این بود با من می نشست و مثل بقیه کارگرهای کارخانه نون و عدس می خورد. خونش که می رفتیم خودش واسم چای می ریخت (هر چند یه تعداد آدم نوکر داشت) اینجا بود که افرادی رو پیدا کردم که فضایل اخلاقی داشتن و پولدار هم بودن. اینها الگو های من رو تشکیل دادن برای اون مسئله تضاد ارزش ها دیگه ارزش پلیدی پول برای من به نیکی و توانگری مالی تغییر ارزش پیدا کرده بود. پول را دوست داشتم!! پول هم عاشق من شد ( خدا نصیب کنه ) خیلی جالبه پول هم مثل همه موجودات دیگه می تونه حس بشه !! سرتونو درد نیارم…    بعد از یک مدت ساختار ذهنم کلا عوض شد و ….
  • حالا محیطم رو آرام آرام عوض کرده بودم
  • مهارت های جدید آموخته بودم
  • ضد ارزش ها را خنثی کرده بودم
  • اکنون باور ثروت داشتم پس برنامه ای برایش ترتیب دادم (شکست در برنامه ریزی = برنامه ریزی برای شکست)
  • حالا نوبت به دست آوردن و جذب ثروت بود!
امید وارم که این بخش از کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید را با توجه به این روال و زندگی خودتان تفسیر کنید باز هم اگر نیاز به مشاوره های حضوری یا خصوصی در تهران را داشتید می توانید با ما در ارتباط باشید.

خود کتاب را هم می توانید از اینجا دانلود کنید.

همه شما را به خداوند بزرگ بزرگ می سپارم.

آموزش اختلاس

آموزش اختلاس به صورت تخصصی

اختلاس را هم بیاموزیم

!!!!!!!! ویژه مدیران !!!!!!

این بار آموزش ها را از شخصی بیاموزید که خود آنها را آزموده است

استاد سامان کرمی «آنتونی رابینز ایران»

 این کلاس نمونه مشابه ندارد! چون حاصل تجربیات شخصی

ورزشی ، اقتصادی ، صنعتی و علمی می باشد

  • خود دارای بیماری صعب العلاج بوده که اکنون مقام های ورزشی متععد حاکی از شکست آن باور است
  • خود دارای معدلی پایین بود و اکنون چندین رشته دانشگاهی را به صورت همزمان تحصیل کرده
  • در سن 25 سالگی به مدیریت کارخانه بزرگ با 1200 نفر پرسنل رسیده
  • در کمتر از 2 سال 5 کسب و کار موفق را استارت زده است

شما هم از کنار هم بودن لذت ببرید ، آموزش ببینید و پیشرفت کنید

 اختلاس یکی از روش های نوین به دست آوردن پول های هنگفت در زمان کوتاه به صورت حرفه ای می باشد

 

آموزش اختلاس

اگر شما هم بیش از 10 میلیارد تومان سرمایه دارید و یا بیش از 1000 کارمند دارید

توصیه می شود در این آموزش  شرکت کنید تا بتوانید از این آموزه ها به نحوی موثر و مطمئن در گردش مالی خود بهره بگیرید

سته به شرایط اقتصادی و محیطی راه های زیادی برای اختلاس وجود دارد

که از این روش ها می توان مانند یک شمشیر دو لبه استفاده کرد اگر در مقام مناسب اقدام مناسب را نداند!!

جهت اطمینان از کاربردی بودن مطالب تا شش ماه همراه شما با ارائه مطالب کاربردی و رفع گیر های احتمالی در عمل می باشیم

در ایام نوروز می توانید همراه با یک اقامت و یک تعطیلات رویایی آموزشی عملی و بسیار کاربردی بیاموزید

 

نگهداری ثروت از به دست آوردن ثروت سخت تر نیست !!!

اگر راه های آن را بدانیم

 

می توانید در صورت عدم رضایت ار خدمات آموزشی وجه خود را به صورت مستقیم از ما بخواهید

ما به آموزش خود ایمان داریم

دنیا را از زاویه ای دیگر ببینید

برنامه های ویژه کارگاه های استاد کرمی به شرح زیر می باشد: 

  1. شناخت گردش های مالی شرکت های خصوصی و دولتی
  2. شناخت بخش های آسیب پذیر مالیاتی و عوارضی
  3. بخش های اجرایی و سند سازی های متعارف
  4. استفاده از اسناد غیر منقول و زیر ساخت های کهنه
  5. استفاده از مرکز حسابداری جهت ارجاعات
  6. و ……

تا پایان را با شماییم

آکادمی موفقیت

درمان بی پولی

درمان بیماری بی پولی!

درما بیماری بی پولی ، بی پولی بیشتر یک بیماریست تا یک ناتوانی جسمی یا ذهنی !

 درمان بیماری بی پولی

بی پولی هم یک بیماریست!

شاید شما هم از آندسته از دوستانی باشید که سر ماه نشده پولی در حسابتون نیست!

شاید هم از آن دسته از دوستانی باشید که همیشه نگران انواع سرمایه گذاری ها هستید

در این دوره شما گام به گام این بیماری را با هم ریشه کن می کنیم

این بیماری یکی از مزمن ترین و طولانی ترین نوع بیماریهاست.

این بیماری از کودکی در ذهن ما همچون نهالی کاشته می شود و آنچنان رشد می کند که هر روز نسبت به روز های قبل ما را بی پول تر می کند

برای از بین بردن نهال بی پولی کافیست ابتدا

شاخ و برگ های نهال بی پولی را حرص کنیم!!!

بعد شاخه های اصلی را اره کرده و بسوزانیم

بعد ریشه های افکار بی پولی را بسوزانیم

حالا ذهن ما یک کشتگاه فعال ثروت شده 🙂

در آن می توانیم انواع بذر های ثروت را بکاریم. بله ما امروز ه بذر های اصلاح شده ذهن را می کاریم و میوه موفقیت می چینیم

میوه های ما میوه های شادی و نشاط سلامتی و آرامش است

میوه هایی از توانگری مالی و بخشندگی

میوه هایی از اقتدار و صلابت

آری بعد از کاشتن میوه ها

همچون میوه بی پولی و فقر نوبت به آب یاری و مراقبت از میوه های این درخت است

تمام این مراحل را با شما همراهی می کنیم، چون خود این مسیر را پیموده ایم و راه را به دیگران نشان داده ایم

افتخار داریم تا با دانش و علم روز دنیا به همراه تمرینات کاملا عملی و کاربردی

شما را به دنیای جدید از ثروت و توانگری رهنمون شویم

شما می توانید. به ما پیوندید

تا پایان را با شماییم

آکادمی موفقیت

مشاوره تخصصی کسب و کار

مشاوره کسب و کار رایگان

جهت مشاوره های تخصصی کسب و کار به صورت حضوری علاوه بر حضور در دفتر آکادمی موفقیت و یا درخواست حضور در کسب و کار شما، می توانید از فرصت استثنایی استفاده از مشاوره های ضمن تدریس پس از پایان سمینار های تخصصی آکادمی موفقیت نیز بهره مند شوید.
این سمینارها به صورت کاملا تخصصی و راهبردی برنامه ریزی شده تا شما را به نقطه مطلوب شغلی شما رهنمون نماید.

  • به قول بزرگی :

    بزرگ بیندیش اما کوچک عمل کنید (حرکت گام به گام)

    گاهی ما برعکس عمل می کنیم! می خواهیم حرکت های به ظاهر کوچک را یک باره انجام دهیم.
    یا به نتیجه ای که می خواهیم می رسیم اما بعد ها به سود اندک آن پی می بریم

  • یا در این راستا متحمل فشار زیاد در قدم یکباره می شویم.

حال بیاییم با هم یک بررسی در میزان سود آوری استفاده از مشاوره ای کسب و کار و حتی مشاوره های شغل و تحصیلی

البته همان طور که پیشتر هم عرض شد در نزد استاد متخصص را به انجام برسانیم. برای مثال اگر برای مشاوره و هزینه شرکت در کلاس برای مثال نحوه استخدام افراد یا به کار گماری افراد در سمت های مناسب به صورت کاربردی شرکت نمایید.

و بابت آن هزینه ای معادل با 100 دلار پرداخت کنید.

  1. آیا این هزینه زیادیست!؟
  2. قطعا خیر!!

زیرا در کسب و کار و رسیدن به مرحله کار آفرینی و کارفرمایی شما دارای یک سری توانایی در به کار گیری افراد در سمت های متفاوت را باید دارا باشید. اگر در این راستا نتوانید به درستی انتخاب خود را به اثبات رسانید! با ضریب پایین از 2 کارمند اولیه شما یکی را درست انتخاب نکرده باشید!

و آن هم نه به میزان 100 درصد و تنها 50% مناسب آن کار نباشد یعنی شما ماهانه نیمی از پولی را که به او می دهید عملا برای انجام کارهایی است که انجام نداده است!!

حال اگر هزینه هفته ای 100 دلار و ماهانه 400 دلار برای هر فرد را در نظر بگیریم. و در سال 12 ماه کاری را لحاظر کنیم. رقمی معادل با 2400 دلار فقط برای یک انتخاب در یک سال یک کارمند دچار زیان شدیم!!!

یعنی 24 برابر هزینه مصرف شده برای آموزش خودمان و این رازی است که افراد موفق به آن ایمان دارند و در زندگی از آن به دفعات فراوان استفاده می کنند.

یادگیری و به کارگیری از افراد مسلط

شاید هزینه های آموزش در ایران یکی از پایینترین هزینه های آموزشی در جهان به شمار آید و همین امر در چشم برخی از دوستان آموزش ها را کم ارزش جلوه کند.

با این وجود می توانید پس از حضور در جلسات سمینار کارگاه ها و کلاس های آکادمی موفقیت از اساتید در پایان کلاس بنا بر نحوه پرسش و سولات موجود در ذهن خود به پاسخگویی شما عزیزان خواهند پرداخت.

 

دوستانی که در سامانه پیامکی ما عضو بودن اند به صورت خودکار به ایشان برگزاری ها را اطلاع خواهیم داد.

دوستانی هم که در لیست آکادمی موفقیت قرار ندارند می توانند. با ارسال پیامک به شماره

 

09359314985

یا

10003715

بصورت :

  • نام و نام خانوادگی
  • رشته تحصیلی
  • شهر
  • سن

در سامانه مربوط به اطلاع رسانی رویداد ها نام نویسی کنند. این سامانه هیچ گونه تبلیغات اضافه و یا بخش های آزار دهند را ندارد و صرفا حاوی اطلاع رسانی برگزاری های شهر شماست.

عزیزانی که قصد حضور و یا نام نویسی را دارند می توانند جهت کسب اطلاعات بیشتر با ما در تماس باشیند

منتظر حضور سبز شماییم در سمینار

یک کاسب میلیونر باشیم!

در تاریخ 11 مرداد 97 در تهران خیابان نجات الهی کافه رستوران ویلا هستیم.

حضور علاوه بر آشنایی با دوستان موفق جهت همسو شدن و تلاش بیشتر به شما این امکان را می دهد تا به صورت حضوری با استاتید دیدار و گفتگو کرده و در پایان دوره نیز از امکان همکاری به صورت علمی با موسسه بهره مند خواهید شد.

آکادمی موفقیت ایران

موفقیت را علمی بیاموزیم / عملی به کار گیریم!

تورم و سرمایه گذاری سودآور

سمینار سواری بر شانه های غول تورم!

این بار سمیناری متفاوت و راه های سود آوری در بازار ارز جدید و توم نسبی در بازار و راه های سود آور، در سمیناری کاربردی. جهت استفاده از مطالب به روز و بسیار سود آور می توانید با نام نویسی و حضور کاملا رایگان در این سمینار از فرصت تورم برای خودتان یک ابزار کاملا کاربردی بسازید.

این سمینار همزمان در شهر تهران به صورت حضوری و رایگان در فلکه دوم صادقیه به صورت ورک شاپ ، همراه با پذیرایی و دریافت مدرک پایان دوره پس از گذراندن دوره می باشد.

در این دوره شما می آموزید که چطور در هر شرایط اقتصادی سود آور باشید و بتوانید درآمد های خود را بیشتر کرده و سود بیشتری را نصیب خود نمایید. با استفاده از این روش های می توانید، در آینده ای طولانی مدت به روش های گفته شده از هیچ گونه دارایی و درآمدی در کمتر از 6 سال به استقلال مالی دست پیدا کنید.

جهت دریافت مشاوره های تخصصی کسب وکار در شهر تهران و یا شهرستان کرمانشاه می توانید به یکی از شعبات آکادمی موفقیت مراجعه نمایید و یا با استفاده از دوره های آموزشی و کتاب های معرفی شده سعی در اعتلای میزان آگاهی و دانش خود در زمینه های مالی را داشته باشید.

هر ایرانی کارآفرین علاوه بر اینکه اشتغال خود را فراهم می آورد عده ای از دوستان و افراد دیگر را نیز به کار می گمارد این یعنی کاهش میزان بیکاری. علاوه بر آن می توانند عده زیادی از مردم توسط این فعالیت نیاز های خود را برطرف کنند و این یعنی خدمت. پس از این نیز با دید وسیع تر اگر در نظر گرفته شود گردش مالی بیشتر باعث ارتقاء سطح مالی کشور و گردش بهتر امور می شود.

حال با استفاده از انتشار این مطالب و اطلاع رسانی به دوستان خود می توانید در مدت زمانی نه چندان کوتاه کشوری داشته باشیم که همه با هم در رفاه زندگی می کنیم. همه به هم خدمت می کنیم و همه بهترین ها را در اختیار هم قرار می دهیم. شهر خوب یافتنی نیست بلکه ساختنی است. پس بیایید با یادگیری و اجرای این مطالب زندگی خود را آنچنان بهبود دهیم که خود جدید مان شگفت زده شود.

آکادمی موفقیت ایران