تضاد باور

تضاد در باورها

پاسخ به پرسش نقش تضاد باور ها و تمرین استفاده از باور های جدید

سوال : استاد سلام نقش تضاد را در باورها توضیح دهید و این تضاد را در باورها به چه صورت می توان تحلیل و تضعیف کرد؟

مهدی سبحانی

توجه : برای کسانی که با این مبحث آشنایی ندارند پیشنهاد می شود کلیپ مربوط به جلسه تضادها صحبت کردیم را در این جا ببینند.
همچنین پیشنهاد میکنیم اگر فایل مربوط به نظام باورها را ندیده اید ابتدا با این مبحث آَشنا شوید زیرا پاسخ به این سوال نیازمند این دو پیش زمینه ذهنی است.

اما چطور می شود تضاد و باورها رو با هم ترکیب کنیم و به نتایجی عالی برسیم؟

ساختار باور ها و نظام باور ها

در ساختار نظام باورها چند سطح داریم: یکی سطح محیط است (جایی که در آن قرار داریم)، بخش مربوط به رفتارها و بخشی مربوط به مهارتها و … در نهایت به سطح باور میرسیم.

در مثالی که در کتابی « تئوری انتخاب گلاسر » آورده شده در تحقیقاتی در آمریکا تعداد زیادی از جوانان و نوجوانان که در مقاطع تحصیلی دبیرستان و سالهای اول دانشگاه به مشروبات الکی و ماری جوانا و مواد مخدر روی آورده اند را مورد بررسی قرار دادند. متوجه شدند این افراد در محیطی آلوده قرار گرفتند، با دوستانی رفت و آمد داشته اند که این روند به صورت عادی در زندگی آنها وجود داشته است.

در ادامه تحقیقات طی پرسشنامه به عمل آمد، مشخص شد حدود نیمی ازاین افراد این کارها را دوست ندارند! صرفا بخاطر مقبولیت در گروهی که هستند و یا چون فکر میکنند این کار بهترین و مناسب ترین کار است آن را انجام می دهند. وقتی همین آمار را به آن ها دادند، این دسته از افراد دیگر کارشان را ادامه ندادند.

در فارسی ضرب المثلی وجود دارد (شعر آکادمی موفقیت ایران IranSuccess.Com) میگوید : “بیاموزمت کیمیای سعادت زِ هم صحبت بد جدایی، جدایی” که از دوران دبستان به ما آموزش داده می شد. اما از قدرت بالای این بیت غافل بودیم و نمیدانستیم چه آموزه ی عمیقی به ما گفته می شود.

محیط موثرترین عامل تغییر باور.

در همان محیط دو گونه اندیشه در ذهن ها وجود دارد، یکی فکر میکند که خوردن مشروب خوب است و دیگری فکر میکند که خوردن مشروب بد است.

وقتی باورها و اندیشه ها و تجربیات در محیطی که زندگی میکرده ایم خوب تلقی می شده و در محیط دیگری قرار میگیریم (مخصوصا وقتی در محیط جدیدی قرار میگیریم، مثل دانشجوی شهر دیگری شدن) در محیط جدید چیزهای دیگری خوب تلقی می شود! اینجاست که در روند زندگی دچار تضاد می شویم.

و در این شرایط چند حالت پیش می آید:

 

باورهای قبلی را که تا قبل این وجود داشته تخریب می شود (مثلا تا قبل این معتقد بوده ایم مشروبات الکلی بد است اما در محیط جدید و شرایط جدید به این نتیجه برسیم که مشروب خوب بوده و در این چندسال اشتباه می کرده ایم)

در این حالت دچار تضاد نمیشویم بلکه دچار تخریب باور میشویم! این حالت بخودیه خود بد نیست. تکنیک تخریب باور استفاده از مثالهای نقض و تکرار است که آرام آرام باور قبلی ما تخریب می شود و باورهای جدید در ما شکل می گیرد.

بدترین حالت ممکن (که در اجتماع امروز می بینیم)  مسئله ی مواجه شدن با تضادها است، گیر کردن در تضاد و خیلی از افراد نمی توانند مسیر بعد از ان را طی کنند.

کسی که سیگار میکشد یا مشروبات الکلی مصرف می کند یا … ولی خجالت می کشد که به خانواده خود در این باره چیزی بگوید درگیر تضاد است و درگیر بخشی است که با باور قبلیش در تضاد است.

وظیفه ما در تضاد باور ها چیست؟

بدترین تضادها، تضادی است که ما در آن گیر کنیم. متاسفانه کلاسهای انگیزشی و موفقیتی که در تهران و شهرستان ها شاهد آن هستیم عموماً این تضاد را برای دوستان ایجاد می کنند. زیرا فرد در محیطی بزرگ شده که سالها گفته شده پول چرک کف دست است، بدرد نمیخورد، عنصر شیطانی است، اعمه ما ساده زیست بوده اند : یک باور مبنی بر این که فقر و بی پولی از ثروت بهتر است در ذهن فرد نهادینه شده است. وقتی در کلاس انگیزشی شرکت می کند مخالف این حرف ها را می شنود و چون یک باور یک روزه و یک ساعته ساخته نمی شود. مغز از همان اول دچار چالش تضاد می شود. (باور و شرایط جدید به شما القا می کند که کاری خوب است درحالی که باور قبلی شما با آن مخالف است) و قدرت مغز به اندازه ای نیست که بتواند این تضادها را سنجش و استدلال کند.

مثالی ازین نوع تضاد که در جامعه امروز رواج دارد (سال 97) : مانتویی مد شده است با عنوان مانتو جلو باز

بعضی از خانم ها در خانواده ای رشد کرده اند که باور ذهنی آن ها به شکلی بوده است که پوشش زن باید کامل باشد و عده ای در خانواده و محیطی رشد یافته اند که از لحاظ پوشش آزادتر بوده و برایشان عادی است که با پوشش آزاد در محیط های عمومی ظاهر شوند.

حال وقتی خانم های دسته اول از پوشش مانتو جلوباز استفاده می کنند با این استدلال که همه دارن می پوشند(قرار گرفتن در محیط) اما وقتی در خیابان مردی از روبروی آن ها وارد شود. جلوی مانتو خود را می گیرند (ایجاد حجاب) و اینجاست که بنیاد تفکر و باور قبلی شان پدیدار می شود.
(به این معنی که من هنوز آمادگی جلوه به این شکل را ندارم) این همان برخورد متقابل دو باور (تضاد) در ذهن است.

حال اگر ازین افراد بپرسید چرا ازین مانتو استفاده میکنی پاسخ میدهند کلاس دارد!

اگر در این لحظات به چهره افراد دقیق شویم متوجه می شویم حالت لبخند یا ریلکسیشن شان تبدیل به یک حالت آشفته ای که طیف انرژی شان کم می شود و تمرکز آن ها سمت جمع کردن لباس و تضادش میرود. در این مدت راحتی از آن خانم گرفته می شود. (قانون حس خوب برای موفقیت را از مجموعه ویدئو های آکادمی موفقیت ببینید IranSuccess.Com) 

این لحظات در زندگی باید تلنگری برای ما باشد. در مورد سلسله مراتب روح،احساس،منطق و محیط در جلسه مربوط به فرهنگسرای اندیشه صحبت شده است که میتوانید آن را در این لینک ببینید. بنابراین در لحظاتی که شما از سطح بالا به سطح پایین می روید و احساستان منفی می شود و انرژی احساس شما کم می شود، به تضاد برخورد کرده اید و وقت آن است که تضاد را در همانجا نگه دارید!

 

متن جلسه تضاد باور ها و نظام باورها را با صدای استاد سامان کرمی را در فایل زیر بشونید

 

مثال دیگری از برخورد افراد با تضاد ها

فردی به نام امیر به من مراجعه کرد که در زندگیش به تضادی برخورد کرده بود. امیر در محیط و شرایطی رشد یافته بود که حفظ خود و پرهیز از ارتباط با نامحرم یک ارزش محسوب می شد.رعایت حریم ها مرسوم بوده درحالی که اکنون در شرایطی قرار گرفته بود که دختر و پسرها براحتی با هم ارتباط گرفته و حتی ازدواج سفید نیز مرسوم است.

امیر در این تضاد که باور قبلش او را از هرگونه ارتباطی منع می کرد در حالی که شرایط این ارتباط را به او القا می کرد. تا اینجا ما تضادها را فهمیدیم و نقش باورها را نیز در تضاد متوجه شدیم.

هیچ وقت هیچ کس آن احساس منفی ناشی از تضادهای ذهنی را دوست ندارد (لحظه ای که دل و شرایط چیزی را می طلبد ولی باوری در ذهن موجب عذاب وجدان می شود و فرد را از انجام کاری بازمی دارد).

افتادن در تضاد بدترین لحظات احساسی زندگی هر فرد است.

خانمی به نام پروانه می گفت : که عاشق هنر بوده ولی باوری که از کودکی در او شکل گرفته بود. توسط حرف پدر و مادر را باید تحت هر شراطی گوش داد، بنابراین طبق خواسته والدینش در دانشگاه رازی رشته مهندسی می خواند، و در حالی که هنر را نیز دنبال می کرد، هر وقت در کلاس ها حاضرمی شد با خود فکر می کرد که می توانست این زمان را برای یادگیری هنر بگذارد (دچار تضاد میشد) و این باعث میشد حس و حال خوبی را تجربه نکند و این حال خوش نبودن بدترین چیز دنیاست …

نمونه تضاد در کسب و کار

سال ها به ما القا شده دنیای کسب و کار دنیای خطرناکی است و بهتر است یک آب باریکه ای داشته باشی و در یک کار کارمندی استخدام شوی. در مورد پول نیز همانطور که قبل از این گفته شد در باور قبلی پول چیز خوبی نیست ولی باور کنونی می گوید پول مهم و با ارزش است و وقتی به سمت آن حرکت می کنید، ناتوانی شما نیست که موجب ناکامی می شود بیشتر این احساس منفی ناشی از تضاد ذهنی است که شما را از پیشرفت باز می دارد.

اگر در ذهن تضاد وجود نداشته باشد حتی دزدی بانک هم حس و حال بدی را القا نمیکند (برای کسی که بدست آوردن پول به هر روشی را در ذهن خود قبول و باور دارد) این فرد در این راه حتی اگر کشته هم بشود خوشحال از دنیا رفته !!

همانطور افرادی که در زمان جنگ به میل و رغبت خود به جبهه رفتند. تمام ایده آل و خواسته و ذهنشان در جهت یک چیز بود،” حفظ خاک و حفظ استقلال” حتی در آن لحظه ای جانباز یا شهید می شدند، خوشحال بودند 🙂

در فایل های بعدی بیشتر راجع به تضادها خواهیم گفت و اینکه آیا تضاد بوجود آمده درست است؟ و چرااین تضاد برایمان به وجود آمد؟ با ما در ادامه نوشتار ها همراه باشید

در گام سوم (دوره توسعه فردی) توضیح می دهیم چگونه این تضاد حل کنیم و باورمان را تغییر دهیم تا بتوانیم به موفقیت برسیم.

اسم شهرتان را به سامانه پیامکی 10003715 را ارسال کنید

منتظر ادامه این مقاله باشید (آکادمی موفقیت ایران)

همیشه بر مدار ثروت و سلامت باشید.

سامان کرمی

5.0
01

سود کسب و کار

سود کسب و کار من چقدر است ؟

انتظاری که ازسود کسب و کار داریم

دوست عزیزم سلام

یک موضوع خیلی اساسی و پایه ای در کسب و کار. اما این موضوع چقدرمی تواند در زندگی شما اهمیت داشته باشد و در بیزینس و کسب و کارتان به شما انگیزه یا انحراف بدهد؟

نکته ی اصلی : خیلی از کلاسها و سخنرانان موفقیت و انگیزشی همگی جمله ای رابه مامی گویند آنهم اینکه شما باید برای کسب و کارتان یک وبسایت داشته باشید و نیز یک فروشگاه داشته باشید و به یک کسب و کاربرپایه ی دیجیتال برای موفقیتتان نیازدارید!

امایک نکته ی خیلی خیلی مهم که بهتون گفته نمی شود این است که شما اول بایدیک کسب و کارداشته باشید!داشتن یک وبسایت به تنهایی شما را در کسب ثروت شتاب نمی دهد. چون اصلاً کسب و کاری ندارید تا به آن شتاب دهد!

 

 

یکی از دوستانم بنام کاوه بمن می گفت: من درحیطه ی مربوط به شبکه های مجازی چندین هزار دنبال کننده دارم. در کانال تلگرامش نیز نزدیک به سیصدهزار فالوور دارد. همچنین دنبال کنندگان زیادی در اینستاگرام داشت. اما این دوست عزیز به این فکر نکرده بود که تمام الفاظ غمگین، اشعارغمگین و تصاویرغمگین راجمع آوری کرده ….

با وجود اینکه فالوور و دنبال کنندگان زیادی هم داشت. اما محصولی برای فروش نداشت. می گفت دراین یکی دو سالی که من کار و کاسبی روی شبکه های مجازی فوکوس دادم مخاطبین زیادی بدست آوردم. اما مخاطبینم سود مالی و ریالی برای من نداشتند. من به ایشان عرض کردم بله مشخص است که این سود برای شما نخواهد بود، بخاطراینکه هدف و محصولی ندارید. کلی ازمخاطبینش دارای فاز غمگین و دپرس بودند یعنی یکسری از افراد افسرده و شکست خورده ی عشقی:( شماهایی که می خواهید کسب و کارداشته باشید چه با

  • یک پیج اینستاگرام
  • یک صفحه وبسایت

یا هرچیزی دردنیای مجازی، باید محصولی برای فروش و عرضه داشته باشید. شمادرنهایت بایدبتوانید بابت یک خدمات یا کالا از مشتری هایتان پول دریافت کنید. خیلی ها نمونه فیسبوک رامثال می زنند و می گویند آقای کرمی شما می گویید که بایدحتما از مشتری پول بگیریم!! اما شرکت فیسبوک چطور توانسته بدون اینکه پولی بگیرد برند شود؟

 

در جواب باید بگویم شرکت فیسبوک هم پول می گیرد اما مشتریانش مردم عادی نیستند: کمپانی های بزرگ هستند. که درقبال آن، فیسبوک اطلاعات آماری می دهد که مثلاً در این فصل دختران از رنگ صورتی استفاده می کنند و درفصل بعدی از رنگ آبی روشن و اینکه درصدهاش نیز به چه نسبتی هستند. کمپانی ها این اطلاعات رامی خرند و روی این اصل تولید لباسهایشان را انجام می دهند و ازفروش اطلاعات،پول،هزینه ها،اعتبار و قدرت خودشان رابدست می آورند.

اگر می خواهید در کسب و کار دیجیتال فعالیت کنید در دوشرط اینکار را انجام دهید:

شرط اول : بیزینسی را که دردنیای فیزیکی بهش علاقه دارید را انتخاب کنید. ممکن است این بیزینس کتاب، لباس، دوچرخه و یا حتی فروش عطر باشد و هر چیزی که بهش علاقه یا آشناییت دارید.

شرط دوم : انتظار نداشته باشیدثانیه یا روز اول معجزه ببینید. بطور مثال شما پیج و بسایتتان را راه انداختید و انتظار داریدکه از لحظه اول فروش داشته باشید. قطعاً به این صورت نخواهد بود. (آکادی موفقیت IranSuccess.Com)

آنهایی که درحیطه ی مجازی یا فیزیکی کسب و کار راه اندازی کردند، می دانند که چه می گویم. روند رشد کسب و کار یک روند تصاعدی ست. شما ممکن است در یک ماه اصلاً مشتری نداشته باشید و فقط اقوام شما از تون خرید کنند. ماه دوم وبخش بعدی دوستان، آشنایان و ماه سوم و چهارم و سال اول شایدفقط بتوانیدهزینه های جاری تان را تامین کنید و سال اول فقط  برایتان سر به سر بشود و سود مثبتی اصلاً حاصل نشود.

کسانیکه حسابدار هستند می دانند که اداره مالیات به شما اجازه می دهدکه دو سال پشت سرهم یعنی سال اول کسب و کار و سال دوم کسب و کار، کسب وکارخودتان را زیانده اعلام کنید. یعنی حتی اداره مالیات هم این رابخوبی می داندکه یک کسب وکارممکن است دو سال اول سود مثبت نداشته باشد. ( بخاطر چالشهایی که وجود دارد و ریتم هایی که باید در کسب و کار رعایت شود و رشدهایی که انجام می گیرد). پس اگر دو سال هست که کسب و کارتان را استارت زده اید و سود کسب و کارتان نسبت به سرمایه داخل کسب و کارتان به 40 الی 50 درصد سالانه نرسد، مطمئن باشید که یک جای کارتان می لنگد!

از لحاظ ریالی بهتون می گویم اگر شما دوست عزیز در کسب و کارت که ممکنه فیزیکی باشد، یک میلیارد تومان هزینه کرده و اگرمجازی باشد 500 میلیون تومان هزینه کرده باشید فرقی نمی کند، درحالت اول که یک میلیارد سرمایه گذاری و دو سال بیشتر گذشته و مثلاً سال سوم یا چهارم کسب و کارت است. در ازای یک میلیارد سرمایه اگر این یک میلیارد برای شما چهارصد میلیون تومان سالانه یاحدود 30 الی 40 میلیون تومان ماهانه سود ندارد مطمئن باشید این کسب و کار شما رو به افول و ورشکستگی است.

همچنین در کسب و کار مجازی 600 یا 500 میلیون سرمایه گذاشتید و الان 15 الی 20 میلیون ماهانه سودندارید، این کسب و کار شما بزودی رو به افول و ورشکستگی خواهدرفت. پس با این توضیحاتی که دادیم همین الان برآوردکنید. اگر سال اول و دوم هست مشکلی ندارد. یعنی یک میلیارد سرمایه در گردش داشته باشید اما کسب و کارتان حتی ماهی 5 میلیون تومان سود نداشته باشد این برای سال اول و دوم اشکال ندارد. اما اگر سال سوم و چهارم هست با خودتان دو دو تا چهارتا بکنید.

در تهران پایینتر از تجریش یک مغازه فروش خشکبار وجود دارد. با یک حساب سر انگشتی متوجه شدم که این دوستان چیزی حدود 3 الی 4 درصدسود در ماه دارند. اما آنها می خواستند مغازه را ببندند و متوجه این سود نبودند و بنظرشان می آمد که این سود خیلی کم است. من برایشان حساب کردم که اگر این سود را با این روند و روش، نظام مند کنند و تکنیک فروش را هم برای کارشان اعمال کردم و به 5 درصد سود در ماه رسید. سالانه 60 درصد سود فروش داشت و خیلی هم عالی بود.

خیلی از کسب و کارها خودشان رانمی سنجند و این نسنجیدن ها یکی از عوامل مهم و اصلی نا کارآمدی کسب و کارهاست. اگر در آیات و روایات نیز دقت کنیم این حدیث امام علی (ع) به وضوح می فرماید :

حاسبوا قبل اَن تُحاسِبُوا

( به حساب خود برسید قبل از این که به حسابتان برسند)

همه ما فکر می کنیم که این حدیث فقط مربوط به آخرت و زمانی که فرشته ها نامه اعمال ما را می پیچند و حسابرسی می کنند. اما در واقع چنین نیست. این حدیث به همه چیز اشاره می کند! اینکه میفرماید به حساب خود برسیم منظور حساب مالی هم هست حساب مشتری هایمان هم هست، که باید بهشون رسیدگی کنیم قبل از اینکه هر اتفاق دیگری در زندگی مان بیفتد.

ریشه مشکلات چطور حل می شود؟

یک جمله معروفی از انشتین : با همان مغز و اطلاعاتی که مشکل را بوجود آوردیم نمی توانیم مشکل راحل کنیم. این یک قانون است. در یکی از کمپانی های مربوط به خدمات اسکان دریکی ازشهرستانها که رفته بودم مسئول آنجا می گفت که من حدود سه هفته است که بر روی موضوعی فکر می کنم!! من به ایشان گفتم که نحوه ی فکر کردن شما چطور بوده؟

گفت : پشت میز می نشستم و فکر می کردم. خیلی جالبه، فکر می کنیم توی یک گوشه نشستن و به نقطه ای خیره شدن و نظم دادن به آن رشته افکار، مسئله راحل خواهیم کرد!! اما هیچوقت این اتفاق نخواهد افتاد. می خواهم یک تلنگر کوچک به شما بزنم. یادتان هست در دوران مدرسه در بحث محاسبات و ریاضیات همه سوالات را جواب می دادیم جز یک سوال که نیاز به فرمول یا پاسخ محاسباتی داشت. ومدام به مغزمان فشار می آوردیم اما باز هم نمی توانستیم آنرا حل کنیم. چرا؟

چون اطلاعاتمان برای حل آن مسئله کافی نبود. اما تنها کافی بود به برگه بغل دستی نگاه بندازیم یا راهنمایی معلم، یا رجوع به متن سوال، نکته کلیدی را پیدا می کردیم و با آن نکته کلیدی، مسئله را تا آخر حل می کردیم. از مشورت گرفتن، از دریافت اطلاعات، از الگوبرداری کردن، از نحوه ی اجرای همان امور توسط دیگران غافل نشوید. این گزینه ها، گزینه های واجبی برای فکر کردن هستند.

گرفتن مشاوره از افرادی که قبلاً اینکار را انجام داده اند، یک گزینه خیلی خوب برای استفاده از آن طیف گستره ی تفکرات هست. همیشه دو تا فکر بیشتر از یک فکر ارزش دارد. ژاپنی ها یک ضرب المثل دارند که می گوید: (فکر شما به اضافه ی فکر من بهتر یا نهایتاً مساوی با فکر من است) در قرآن سوره ای بنام شورا داریم که همه رادعوت به شورا یا مشورت گرفتن می کند، از این گزینه هم غافل نشوید.

پس اگر بخواهیم یک جمع بندی کلی داشته باشیم باید بگویم: دوستان عزیزی که درحیطه ی کسب وکار هستید چه کسب و کار دیجیتال، چه کسب و کار فیزیکی، اگر کسب و کار را شروع نکردید بدانید سال اول و دوم کسب و کاربرای شما ممکن است سود آور نباشد.

آیا با این حال حاضرید کسب و کارتان را استارت بزنید؟ اگر یک تا دو سال هست که کسب وکارتان را استارت زده اید، چه مجازی و چه فیزیکی. ( کسب و کار استارت زدن به این معنی نیست که شما مثلاً یک شرکتی را ثبت کنید اما فقط روی کاغذ باشد یا یک وبسایتی را فقط دامین آنرا خریده باشید و این کسب وکارتان باشد!! نه) کسب و کاری که حداقل در روز 6 ساعت زمان مفید بابتش صرف می کنید، این همان کسب و کاریست که بابتش تلاش کردید و قطعاً نتیجه می گیرید، شک نداشته باشید.

ایجاد کسب و کار سود آور دیجیتال و فروش آنلاین

وبسایتی را دیدم از یک نویسنده ی جوان، دو تا کتاب نوشته بود و بابت این دو تا کتاب یک وبسایت تاسیس کرده بود. فقط این دو کتاب خودش را در وبسایت برای فروش گذاشته بود. وبسایتش حدود 5 الی 6 سال کار می کرد، اما آخرین محتوایی که در سایت گذاشته بود مربوط به سال 2015 بود یعنی 4 سال پیش! وبسایت را راه اندازی کرده بود این مطالب را در آن قرار داده بود. اما دیگر تغییراتی ( آپدیت ) در آن قرار نداده بود. جالبه شکایت می کرد فروشگاه های آنلاین اصلاً جواب نمی دهد، می گفت من از 5 سال پیش تا الان اینقدر هزینه نگهداری وبسایت را دادم و با این اوصاف هنوز فروش خاصی ازوبسایت نداشتم.

به ایشان عرض کردم شمایی که اینقدر هزینه ی نگهداری را دادید آیا زحمت کشیدید هزینه ی تولید محتوا راهم بدهید؟ گفت : نه. به ایشون گفتم یک کسب و کار فقط یک رکن ندارد. شما نمی توانید کسب و کار را با یک حسابدار مدیریت کنید! همچنین نمی توانید کسب و کار را فقط با یک تیم فروش مدیریت کنید! هیچوقت هم نمی توانید کسب و کار را فقط با یک تیم اجرایی مدیریت کنید. کسب و کار نقاط و اجزای مختلفی دارد.

در نتیجه مدیریت مختلفی هم دارد اگر نتوانید پایه های آن را باهم مدیریت کنید، ارتقاء دهید من به شما قول می دهم یا خیلی کند پیشرفت می کنید یا اگر پیشرفت کنید بر می گردید. خیلی از تیم ها را دیده ام که خیلی خوب استارت می زنند، خیلی خوب کار می کنند اما فقط به یکی از این دلایلی که بهتون گفتم برمی گردند به عقب. تیم بسیار عالی کار می کند اما توی یک نقطه ای در حسابهای مالی به اختلاف می خورند. یکی می گوید من باید 27 درصد بردارم دیگری می خواهد 34 درصد بردارد و چون از اول شفاف سازی انجام نگرفته است، آن تیم کلاً ازهم می پاشد.

عکس این قضیه یک تیم دارد کاری را انجام می دهد به یک نقطه ای میرسد که باید یک مسئولیت جدید تعریف شود. در این تیم این کار را مدیر انجام نمی دهد و مسئولیت و وظایف را بین 4 تا آدم تقسیم می کند. این از نمونه مثالهایی ست که من دیدم. یعنی به هر 4 نفر وظایف یکسان می دهد برای مثال اگر نامه ای ازطرف کارگزینی آمد هر 4 تا وظیفه دارید پاسخ یکسان بدهید. نامه می آید اما هیچگدام پاسخ نمی دهند. یا هر 4 تا یکسان پاسخ می دهند. این از عدم کارآمدی یک مدیر است. باید وظایف مشترک تا حد امکان کاسته و یا تفکیک بشود. شمایی که تا دیروز این وظایف را داشتید، یکی از وظایف شما کسر می شود که شبیه به وظایف خانم یا آقای فلانی ست و به ایشون واگذارمی شود و شما این وظیفه جدید را کامل به عهده بگیرید.

وقتی اتفاقی می افتد مسئولیت پذیری مشخص شده است. به صاحب آن فرایند ارجاع می دهید باید به من پاسخگو باشید. من خودم این اشتباه را اوایل که تازه بیزینسم را راه انداخته بودم در بخش حسابداری باهاش دست به گریبان بودم. مشکل این بود که من به هر کدام از حسابدارهای جدید می گفتم باید این فرایند را انجام بدهد و وقتی به مشکل بر می خوردند به آنها می گفتم که این چرا مشکل دارد؟ می گفتند که این داده هامربوط بمن نیست و مربوط به حسابدار قبلی هست.

یک روز این مشکل را برای همیشه ریشه کن کردم. یک حسابرس آوردم و به ایشان گفتم شما در این فرایند کلاً حسابهای مرا تراز کنید، آنجا که خطا دارد دربیاورید و آنجایی که خطا نداردجوری با هم همگام سازی کنید تا حسابها با هم درست بشوند. بعد از اینکه حسابها باهم ست شد حسابدار را دوباره سر جای قبلی گذاشتم و گفتم از امروز هرگونه مشکلی پیش آید مسئولیتش باشخص شماست.

امیدوارم که آگاه باشیم و بدانیم که در کسب و کارها برای رشد، زمان نیاز هست و درکسب وکارها ارکان مختلفی وجوددارد که باید با هم رشد کنند و اینکه اگر شما سال اول و دوم کسب و کارتان هست و تاحدود 40 درصد سود سالانه ندارید و ماهانه حداقل 4 درصد، نگهداری کسب و کار از نظر مالی و ریالی به صرفه نیست و باید تغییراتی در کسب و کار داده شود. با این اوصاف امیدوارم این نکات رادرزندگیتان بکاربگیرید.

عضویت باشگاه آکادمی موفقیت

نام | نام خانوادگی | نام شهر

10003715

و یا در وبسایت iransuccess.com خودتان نام نویسی را انجام دهید. تا از همایش ها و دوره ها مطلع شوید.

بر مدار ثروت و آرامش باشید / سامان کرمی

5.0
01

برند سازی به سبک گرگ وال استریت

کارآفرینی و برند سازی به سبک جردن بلفورت

شما هم اگر عاشق کسب و کار و کارآفرینی باشید حتما اسم فیلم معروف این حیطه یعنی گرگ وال استریت را شنیده اید!!

یا شاید این فیلم را دیده اید. اما امروز در باره این مطلب صحبت می کنیم که چطور با استفاده از داستان زندگی نابغه فروش آقای جردن بلفورت می توانیم نکات مهم اما ساده ای را برای تبدیل شدن از یک انسان گمنام به یک برند بسیار معروف و بزرگ استفاده کنیم.ثروت آفرینی هم اصولی دارد!

پیشنهاد می کنیم که ابتدا قطعه ای از فیلم گرگ وال استریت Wolf Of wall street را کامل نگاه کنید و بعد به ادامه توضیحاتی که ارائه می شود نگاه کنید و هرجا که احساس کردید که نیاز هست باز به فیلم رجوع کرده و این نکات را برای خودتان تجسم کنید که چه طور می توانید این نکات را در کسب و کار خود پیاده سازی کنید.

از صفر تا 100 برند سازی همراه شماییم(آکادمی موفقیت ایران)

نکات و تحلیل های فیلم گرگ وال استریت

اگر این فیلم را از اول پی بگیریم. نکته های بسیار جالبی را که تقریبا از زبان تمام کارآفرینان بزرگ می توان شنید را می بینیم. جردن یک شخص جوان است که انگیزه و اشتیاق بسیار فراوانی برای رسیدن به ثروت های رویایی دارد.

کارمند می شود!

او در ابتدا سعی می کند که در بطن موضوع بازار سهام و وال استریت قرار بگیرد. پس می داند که باید مراحل موفقیت را از سطح پایه و اولیه شروع کرد تا بتوانید در ادامه راه موفقیت پر قدرت و با دانش از پایه ای ترین مطالب تا مسائل کلان را پوشش دهد.

یک دوست و یک راهنما (مربی) برای خود انتخاب می کند.

در این بخش از داستان در همان لحظه های کارمندی که عموما از دست دادن جایگاه شغلی خود واهمه دارند با دو گروه آدم روبرو می شود. شخصیتی عصبی و دارای خشونت که از او متنفر است و در مقابل شخصی دارای آرامش که بعد ها او را به انجام مراقبه و ریلکسیشن در طول روز برای افزایش بازدهی کمک می کند. این شخص تمام جزئیات مربوط به کسب و کار را به جردن در زمانی کمتر از آنچه سایرین با تجربه به دست می آورد را به او می آموزد.

مجوزهای لازم برای را سریع می گیرد

در این فیلم می بینیم که با هدف کارگزار شدن در بورس برای یک مجموعه حرفه ای شروع به کار می کند و در ادامه فیلم جردن که مدرک کارگزاری را اخذ می کند و شروع به فعالیت و کار برای خودش به صورت مستقل می نماید. او می داند که آینده را باید با دستان خود و به صورت مستقل بسازد. با کارمند باقی مانده همچنان که در اول داستان می بینیم با تحقیر و ناسزا روبرو می شود.برای شروع فعالیت های خودتان تا می توانید زیر ساخت های حقوقی آماده کنید. چون اگر با توجه به آموزش ها درست عمل کنید خیلی سریع دشمنانی پیدا خواهید کرد که به دنبال هر گونه مکانی برای از پا در آوردن شما خواهند گشت.

تغییر در مسیر حرکت نه هدف

پس از گذشت فقط چند ساعت از شروع به کار خود بازار بورس آمریکا بسته می شود (دوشنبه سیاه) جوانی با آرزوهای بسیار بزرگ و امید های بسیار زیاد در یک نیم روز کاری به یک جوان بیکار و پر انرژی ولی بیکار تبدیل می شود. در این جاست که با پیشنهاد های مختلف برای کارهای دیگر از جمله فروش لوازم خانگی مواجه می شود. نکته اصلی اینکه او نمی پذیرد. در جاده ای غیر از جاده ای که مهارت های آنرا کسب کرده قدم بگذارد. آرزو های خود را فعلا در مغز خود نگه می دارد و باز هم سهام می فروشد. (بزرگ بیندیش ولی کوچک قدم بردار)

تیم سازی را انجام می دهد

اگر قرار باشد شما بسیار بزرگ باشید و بسیار قدرتمند عمل کنید لازم است که کارهای بسیار زیادی را انجام دهید. از جمله این کار ها می تواند فکری یا فیزیکی یا تخصصی باشد. برای اجرای کارهای علاوه بر مدیریت خودتان نیاز به نیروی انسانی دارید. نیروی انسانی عالی همان زیر بنای تیم سازیست. که در این فیلم با استفاده از اولین دوست خودش که گارسن رستوران بوده و هیچ تخصصی ندارد شروع می شود. بعد ها چند فرد دیگر را که عموما دارای سوال آکادمیک نیز نیستند حتی دارای سوابق بزهکارانه نیز می باشند را با خود همراه کرده و یک تیم آماده شروع و با انگیزه را تشکیل می دهد چون می داند که بدون تیم یک امپراطوری ساخته (آکادمی موفقیت ایران) نمی شود.

برندسازی (Branding)

جردن زمانی با خود می اندیشد که چرا دیگران باید به کمپانی بی نام و نشان او اعتبار کنند!! پس با دو رویکرد اساسی روبرو می شود.

  1. تعامل با مشتری
  2. ماندگاری در ذهن او!

برای اینکار خودش دست به کار می شود و فقط هر آنچه را که لازم است به صورت مختصر و مفید به دوستان و شرکای خود آموزش می دهد تا تعامل با مشتریان به صورتی حرفه ای و ملموس به نظر بیاید. با این روش در ذهن مخاطب تاثیر بسیار بالایی را داشته باشد. اصول انتقال مطالب به صورت موثر را در مطالب آکادمی موفقیت می توانید مطالعه کنید.

بخش ساخت یک نام بسیار زیبا و یک لوگو برای اعتبار بخشی به کسب و کار خود یکی دیگر از عواملی است که جردن بلفورت در ابتدای کار برای کسب و کار خود انجام می دهد.

مدیریت تعاملی به سبک جردن

شاید او مدیر بسیار خوبی باشد اما می داند که کارمندان بزرگترین منابع او در جهان می باشند تا انجا که در انتهای فیلم به آنها وفادار می ماند البته کارمندان او نیز به او وفادار می مانند. نکته بسیار مهم این بخش دوستی علاوه بر حس وظیفه و کار در کنار آموزش ها و تامین های مالی برای کارمندانش می باشد. یکی از اصول اساسی و اصلی مدیران موفق یعنی همان دادن ارزش به کارمندان می باشد.

مشکل افراط و ایجاد زوال شغلی

از آنجا که پول بسیار زیادی به دست می آورد در بسیاری از موارد نظیر مواد و قرص و مشروبات الکلی زیاده روی می کند و همین امر باعث اتفاق های برنامه ریزی نشده ای در زندگی او می شود. تصمیم های نا به جا و شاید بی مورد باعث بیراهه رفتن کسب و کار او و در نهایت مصادره امال او به دلیل کارهای غیر قانونی و … می گردد.

چند سالی را در زندان سپری می کند اما پس از آزادی و بازگشت به دنیای سرمایه داری باز هم به دوران اوج خود باز می گردد. در پایان فیلم به اسطوره فروش جهانی تبدیل می شود و حتی به کشور ایران هم می آید.

در ادامه با سایر تکنیک های موثر در برند سازی در مقاله بعدی همراه شماییم.

دوستانی که تمایل به استفاده از خدمات مشاوره ای و برند سازی آکادمی موفقیت را دارند می توانند با ما بصورت مستقیم در ارتباط باشند.

22221122-4

09120044718

5.0
02

گروه مشاوره کسب و کار تهران

گروه مشاوره کسب و کار آکادمی موفقیت ایران

Tehran Business Advisory Group Of  Iran Success Academy

مشاوره کسب و کار چه کمکی به شما می کند؟

 

برای رسیدن به پاسخ سوالتان حتما 8 بخش زیر را بخوانید.

اگر در هرکدام از موارد احساس نقص یا تسلط کم دارید، بدانید نیازمند یک متخصص برای اجرای حرفه ای و قدرتمند آن بخش می باشید تا به اوج آرمان های مورد انتظار خود دست یابید.

  1. نمی توانم به درستی آینده کاری را که شروع کردم حدس بزنم(کسب و کارهای سنتی)
  2. نمی دانم آخر هر کاری چقدر سود منطقی باید حاصل شود (مدیریت مالی صحیح)
  3. نمی دانم برای انجام هر کاری از کجا شروع کنم؟ (فرایند سازی سازمانی)
  4. نمی دانم چگونه فعالیتم را تضمین کنم؟ (شناخت بازار و مشتریان)
  5. نمی دانم کمبودهایی را که در مقابل رقیبان آن کسب و کار دارم چگونه جبران کنم؟ (تحلیل رقبا)
  6. نمی دانم در زمان ورشکستگی چه باید بکنم؟ (رکود در بازار)
  7. نمی دانم اگر بعد از شروع کسب و کار دچار کمبود سرمایه شدم چه کنم؟ (جذب سرمایه)
  8. نمی دانم چه زمان در کسب و کار خود به ( آکادمی موفقیت ایران ) اطمینان و آرامش می رسم؟ (استقلال مالی)

 

گزینه هایی که اگر ندارید حتما باید به فکر اجرای آن باشید.

این یک پیشنهاد نیست! مشاوره کسب و کار یک اجبار در دنیای کسب و کار های نوین به شمار می رود.

الزام های یک کسب و کار در دنیال جدید

  • استقرار سیستم
  • آموزش
  • بازار یابی و توسعه
  • مشاوره برای بخش های مختلف
  • مدیریت یکپارچه ISO
  • طراحی و توسعه زیر ساخت مجازی (توسعه وبسایت)
  • کارهایی است که شما توسط تیم خودتان و یا تیم های برون سپاری باید برای کسب و کار خود انجام دهید تا از رقیبان و دیگر افراد عقب نیفتید.

آمار نشان داده که کسب و کارها بعد از 5 سال نحوه نیاز های مشتری تغییر می کند اما کسب و کار ها همچنان تغییری نمی کنند!

اگر ما بازار را به 100 کسب و کار نو پا تقسیم کنیم. پس از گذشت سال اول به دلیل ندانستن اصول پایه ای کسب وکار که در بخش اول برای شما توضیح داده شد. بیش از 90 مورد از این کسب و کار ها حتی پیش از گردش مالی سال اول تعطیل می شوند.

پس از گذشت 5 سال از 10 کسب و کار باقی مانده تنها 1 کسب و کار به همان صورت که شروع کرده مسیر خود را ادامه می دهد(به اصطلاح برند بازار می شود)

اگر می خواهید آن یک درصد می توانید شما باشید. چون الان در حال مطالعه این بخش هستید مطمئن هستیم که شما گزینه اول این مسیر را کاملا درک کرده اید و به دنبال آن آمده اید. بله به شما تبریک می گوییم شما :

آموزش و دانش را که گزینه اول برند شدن و پایداری در کسب و کار است را دارید دنبال می کنید. بله شما اکون فعالیت های همان یک درصد که در آینده در بازار باقی خواهند ماند را دنبال می کنید. اما این به تنهایی کافی نیست.

گزینه بعدی اجرای آموخته هاست آن هم به صورت بهینه شده. بیشترین چیزی که از ما زمان می برد آزمون و خطا و یا همان روال تجربه است. مگر ما چه قدر زمان و هزینه داریم تا در طول سالیان دراز تجربه کنیم؟؟

ارزان ترین راه استفاده از تجربه دیگران است!!

بله دیگران تجربیات خودشان را به ارزانی و راحتی در اختیار شما قرار نمی دهند. سالها تجربه در گرما و سرما و … این یعنی اینکه شما باید به هر قیمتی شده این تجربیات را به دست آورید. نمونه تجربه زیر از مدیریت شرکت پتو سازی را برایتان می نویسم.

 

می گفت : که هر چه پول برای آموزش بدهیم کم است!؟

گفتم : چرا ؟

گفت : حدود 5 سال پیش یک حساب سر انگشتی کردم و دیدم در بخش جذب نیرو ضعیف هستیم. دوره ای را گذراندم و یک مدیر با حقوق دو برابر و یک زیر ساخت چند میلیونی برای آموزش و بقیه ی اصول علمی که وجود داشت برای پیاده سازی بیان کردم. شاید حدود 50 میلیون تومان هزینه کردم و چند ماه اول به خودم می گفتم این همه پول را چرا خرج کردم!؟

اما بعد از اینکه سال بعد در کشور یکی از 3 محصول برتر در قیمت و کیفیت شدیم تاثیرش را درک کردم و در بازار های رکود چند ساله اخیر هم توانستم علاوه بر همان آموخته ها و آموزش های جدید همچنان در صنعت تولید در ایران باقی بمانم.

و افسوس می خورم که چرا این هزینه آموزش را سال ها پیش نیاموخته و به کار نگرفته ام تا بتوانم خیل سریعتر از اینها به این آرامش بازار و آرامش مالی دست پیدا کنم.

اما این بخش را از زبان افراد زیادی شنیده ام که نمی خواهم بازگو کنم!! اما من می خواهم از زبان خودتان بشنوید.

 

اگر صاحب کسب و کار هستید :

می خواهم به 5 سال پیش خود برگردید، میزان درآمد خود را یادداشت کنید.

حالا می خواهم به امروز برگردید و درآمد خود را یادداشت کنید.

حالا مهارت هایی را که باعث شده این افزایش در آمد را داشته باشید را بنویسید : برای مثال یادگیری اصول قرار دادها، یا اصول خرید محصول یا نگهداری و …

حالا می خواهیم خودتان قضاوت کنید اگر شما این روال را تجربه نمی کردید. خودتان این روال را به صورت دانش فعلی خودتان به یک شخص که هیچ تجربه ای در این زمینه ندارد آموزش می دادید.

  • شاگرد شما در چند ماه به این مهارت ها مسلط می شود؟
  • شاگرد شما چه قدر زودتر می تواند به این درآمد و سطح فعلی شما برسد؟
  • شاگرد شما چه قدر از اتلاف عمر و آینده اش جلوگیری می کند؟
  • اکنون ارزش هر ماه برای خود شما چقدر است؟

همه اینها به شما این مسیر را نشان می دهد که استفاده از دانش متخصصان می تواند بهترین گزینه صرفه جویی تمام عیار باشد.

خنگ ترین فرد کسب و کار خود باشید!

کارفرمای زنِ دارن هاردی 😀  اینو از دل کتاب کشیدم بیرون براتون !!

مشاوره کسب و کار کارمندی

فرقی نمی کند که شما کارمند باشید، باز هم روال بالا را برای خودتان می توانید تکرار کنید

درآمد 5 سال آینده خود یا پنج سال گذشته خود را لیست کنید. اکنون یک تعداد مهارت کسب کرده اید. یا اینکه برای درآمد 3 برابری باید یک تعداد مهارت را کسب و کنید. مثلا مهارت مدیریت یا مهارت مدیریت مشتری و … اکنون شما نیاز سنجی کرده اید که باید 3 مهارت را یاد بگیرید اگر خودتان این مهارت ها را بیاموزید زمان بر است اما اگر در دوره های فشرده کاربردی شرکت کنید این زمان به شدت کم می شود از سال ها به چند ماه تقلیل پیدا می کند 🙂

 

تا این مرحله اهمیت آموزش دیدن و تسریع در روند پیشرفت را درک کردید و هزینه های این بخش برای اجرای شما قابل توجیه شد که امروز روی آموزش و مشاوره سرمایه گذاری می کنم چند ماه بعد تا 30 برابر بیشتر بدست می آورم.

 

گول مشاوره های کسب و کار را نخوریم!

قصد توهین و یا زیر سوال بردن معلومات عزیزان فعال در این زمینه را نداریم اما نکته:

  • چطور بفهمم به چه کسی اعتماد کنم؟
  • چه کسی را می توانم در اجرای فرایند دخیل کنم؟
  • از چه کسی آموزش ببینم؟

از کسی آموزش ببینیم که خودش چیزی را که می گوید قبلا اجرا کرده باشد. (کوین ترودو)

اینم از یکی از سمینار های فرانسه اوردم براتون 🙂

حالا مهم اینجاست که این فرد بتونه دست آوردش رو به شما نشون بده، مثلا من یک کارخانه با 200 نفر پرسنل رو به این روش دارم اداره می کنم. شما هم می تونید از این روش اداره کنید. یا اینکه من دارم با این نوع سرمایه گذاری و تیم سازی یک پایگاه اطلاعاتی نیم میلیون نفری رو مدیریت می کنم.

هر چیزی رو که قراره به شما آموزش بده که اصلاحا بهش می گن مشاوره، باید یادمون باشه ازش نمونه کار یا همون دست آورد بخواهیم. هر چه این افراد دست آوردشون بزرگ تر باشه، اطلاعاتشون حرفه ای تره و هر چه حرفه ای تر باشن نایاب تر می شن و همچنین گرانتر، این افراد رو پیدا کنید و بهای اونها رو بپردازید.

اما یک نکته اساسی اول نرید سراغ غول مرحله آخر!!

  1. اول شما اطلاعاتی ندارید که این شخص شما را رشد بده
  2. دوم هزینه های میلونی این عزیزان را نمی توانید تامین کنید.

پس چند سطح بالاتر از وضعیت فعلی شما همان شخصی است که باید برای مشاوره از او کمک بخواهید و بعد در سطوح همان زمینه رشد کنید. تا به فرد اسطوره ای خود برسید و زمان با او همکار شوید!

 

 

در مقاله ی بعدی راجع به روند آموزش پذیری مستمر برای شما توضیحاتی را خواهیم داشت

با ما در خبر نامه آکادمی موفقیت

همراه باشید.

ارسال نام و نام شهر خود به سامانه 10003715

یا استفاده از فرم های ثبت نام در وبسایت آکادمی موفقیت ایران

 

5.0
01

مشاوره کسب و کار تهران

مشاوره کسب و کار تهران (برندسازی)

دوست عزیزی که این مطلب را می خوانید، شاید به این فکر کرده اید که چرا جلوی یک اسم معروف صف می کشند که از خدمات و محصولات اون استفاده کنند. یا اینکه چرا یک محصول خاص همواره مشتری های خودش رو با وجود اختلاف قیمت دارد.

بله اون ها برند شده اند. برند شدن با تبلیغات متفاوت است. برند سازی یعنی ارزش آفرینی هر چه بیشتر در یک کسب و کار. ارزش آفرینی که هم شما را به سود و پول می رساند و هم مشتری شما را و حتی کارمند شما را !!

می خواهم یک مقدار بیشتر به این مسئله فکر کنیم. تفکری از روی خواسته های ارزشمند. اگر شما به عنوان یک مشتری بودید چه می خواستید؟ آری شما باید بتوانید خودتان را در جایگاه یک مشتری فرض کنید و بسیار جالب است وقتی که از مشتریان راجع به اولویت های آنها سوال می شود. تنها 14 درصد از این مشتریان به دنبال تخفیف یا قیمت پایینتر هستند!!

پس برای جامعه 86 درصدی برنامه ریزی کنیم نه برای جامعه 14 درصدی بله این یکی از راز های فروش موفق و برند شدن یک کسب و کار است. شما می توانید این درصد کم را هم با خود همراه کنید. با تکنیک های دیگری که برای این افراد هم ارزش آفرینی می شود.

اکنون زمان آن رسیده که برای برند شدن کسب و کار خود زمان و سرمایه اختصاص دهید.

 

آیا هزینه و زمانی را که به برند سازی اختصاص می دهم هجو یا بیهوده است و آیا سود دهی دارد و یا خیر.

دو نکته را باید مد نظر داشت

  • شاید در بازه زمانی بسیار کوتاه هزینه ها چشم گیر باشد
  • در طولانی مدت قطعا سود آن با حالت اول قابل مقایسه نیست

مثالی برای روشن شدن این قضه:

شما مشتریانی دارید که هر یک از آنها به شما 10 دلار سود می رسانند. حالا شما 10 مشتری ماهانه 10 دلاری دارید.

در مجموع شما 100 دلار سود می کنید.(هزینه برندسازی تقریبا صفر است)

شروع می کنید به برند سازی و 20 درصد برای مثال از سود به این موضوع اختصاص می دهید. حالا شما همان 10 مشتری قبلی را دارید و هر کدام 8 دلار به شما سود می رسانند و این همان زمان کاهش سود اولیه است.(زمان شروع برند سازی و بازدهی معمولا از 45 روز شروع می شود)

پس از گذشت یک زمان نسبتا کوتاه چند ماهه اکنون اسم شما و نام مجموعه شما به صورت یک برند در حال بزرگ شدن است. حالا آرام آرام مشتریان شما بیشتر و بیشتر می شوند. در جایگاهی که شما قرار دارید برای مثال بعد از یک سال در بدترین شرایط مشتریان شما دو برابر یا 20 نفر و هر کدام همان 8 دلار را به شما سود رسانند. سود مجموع شما 160 دلار خواهد بود. یعنی بیش از یک و نیم برابر حالت قبلی برای سال اول.

و حالا همین روند را برای 5 سال در نظر بگیرید: روند رشد 2 برابری مشتریان پس از 5 سال حدود 160 مشتری 7 دلار سود را هم برای شما به ارمغان آورد. شما صاحب بیش از 1100 دلار خواهید بود در صورتی که در یک فرایند عادی کسب و کار شما بعد از گذشت این دوره زمانی صاحب حدود 500 دلار درآمد ماهانه خواهید بود.

پس سرمایه گذاری روی بخش برند سازی سازمان خودتان یک سرمایه گذاری منطقی و در بدترین شرایط ممکن 3 برابر بیشتر و 4 برابر سریعتر شما و دارایی های شما را رشد خواهد داد.

اونهایی که واقعا کاسب بازاری هستند دقیقا درک صحیحی از این مطالب که در اینجا ذکر شد را خواهند داشت. 

 

 

مشاوره های کسب و کار سرمایه گذاری ایده آل 

شاید شما هم به این فکر کنید که هزینه ای را که بابت استفاده از تجربیات دیگران می خواهیم پرداخت کنیم را خودمان استفاده می کنیم. و به نتایج دست پیدا خواهیم کرد.

نکته اصلی اینجاست که هزینه استفاده از دانش دیگران بسیار کمتر از کسب و تجربه همان دانش است

برای مثال من برای مدیر عامل یک شرکت پتو سازی در حال آموزش یک روند برای استخدام یک نیروی ایده آل برای بخش های مختلف بودم. که خود او به نتیجه جالبی اشاره کرد. گفت که بله هزینه هایی که برای آموزش خودش و استفاده از دوره های مربوط انجام داده برای او بسیار کارساز بوده. به این صورت که بعد از دوره ای که طی کرده بود. توانسته بود انسان های درستی را نقاط مناسب به کار گیرد. و خودش می گفت که با داشتن 800 پرسنل هر ماه درگیر استخدام و فرایند های مربوط به واحد کارگزینی بوده ایم. اما اکنون این فرایند درگیری نیروهای کار به یک چهارم رسیده است. 

یعنی فقط در فرایند استخدام کارگزینی 2 نفر را اضافه داشتیم که به بخش های بایگانی و حسابداری کمک می کنند.

دو نفر نیروی کار یعنی دو نفر که بابت آنها باید هزینه پرداخت شود. اکنون اتفاقی که می افتد این است که : ما به اندازه 2 نفر برای تمام عمر یک سازمان که اگر آنرا 20 سال در نظر بگیریم. 20 تا 12 ماه 240 ماه در حالی که به دو نفر این حقوق را بدهیم همراه با عیدی و پاداش و … حدود 500 ماه یا بیشتر حقوق پایه را تنها با یک بار آموزش و پیاده سازی اصولی تا پایان کار یک مجموعه را سود می بریم!!

نکته اصلی همین است ما سود نهایی را نمی توانیم ملموس سازی کنیم. و هزینه های جاری فعلی را به عنوان مقیاس در نظر می گیریم.  هر چیز را اگر بخواهیم ملموس سازی کنیم، باید ابتدا آنرا به صورت عددی و حساب شده به صورت یک طرح توجیه پذیر به خودمان ارائه کنیم. 

حالا که با یک حساب سر انگشتی متوجه می شویم حد اقل سودی که در فرایند آموزش و مشاوره نصیب ما می شود

سی برابر هزینه های آن است 

  

پس یک سرمایه گذاری بسیار عالی محسوب می شود. حالا با فرض داشتن این بازده آیا بازه هم باید برای استفاده از آموزش ها و آموزش درنگ کنیم!؟

جواب : بله!

مهم ترین بخش این است که : از چه کسی می آموزید.

کج فهمی از نفهمی بسیار خطرناکتر و بدتر است.

چون زمانی که ما یک موضوع را نمی دانیمف سعی در یادگیری و بهبود داریم. اما زمانی که فکر می کنیم یک موضوع را فهمیده ایم دیگر برای اصلاح آن هیچ تلاشی را انجام نمی دهیم.

پس اگر خواستید از آموزش و یا مشاوره های گروه یا شخصی استفاده کنید. ابتدا به دست آوردهای آنها نگاه کنید. یعنی شخصی را که تنها دارای یک مدرک دانشگاهی و یا داشتن دفتر و یا حتی سابقه کار چند ساله است را نمی توان به عنوان یک مشاور خوب در کسب و کار دانست!

او خودش در عمل با عالم واقعیت دست و پنجه نرم نکرده است. برای مثال اگر شما همین صفحه را با جستجو در اینترنت پیدا کرده اید، به این معنی است که ما راه های حضور در جستجوی گوگل را دانسته ایم که در نتایج شما به چشم آمده ایم. (مشک آنست که خود ببوید) پس ما توانایی آنرا داریم که به شما در مورد کسب و کار دیجیتال و استفاده و راه اندازی یک زیر ساخت در فضای مجازی کمک یا مشاوره بدهیم. البته برای سایر دوستان و عزیزانی که با شرایط مشابه در اینترنت قابل دسترس هستند این مثال صادق است. 

حالا در بخش دوم باید به این نکته توجه داشت که : هر کسی در بخش خاصی دارای تخصص است و از هر کس در تخصص خود او برای مشاوره بهره بگیریم. برای مثال شخصی را که دارای تخصص حسابداری است می تواند به جمع بندی حساب ها و … بهترین راهکارها و نرم افزار های اجرایی را به شما معرفی کند. اون قاعدتا نمی تواند بهترین راهنمایی را در مورد استخدام یک برنامه نویس یا مدیر منابع انسانی را به شما بدهد. و این روند به صورت معکوس هم صحیح است. 

در حال حاضر مشاوره های حضوری و تخصصی کسب و کار تهران انجام می پذیرد.

 

اگر دوست دارید که با گروه مشاوره کسب و کار آکادمی موفقیت همکاری داشته باشید. چه به صورت مشاور و چه به صورت مشاوره می توانید علاوه بر راه های ارتباطی اصلی با (نام و نام خانوادگی) به سامانه پیامکی ما 10003715 پیامک نمایید.

شماره های پاسخگویی مستقیم تماس و تلگرام 

09359314985

09120044718

 

5.0
02

کسب و کار دیجیتال

کسب و کار دیجیتال

اگر شما هم دارید این مطالب را می خوانید بی گمان 10 یا 20 سال پیش را به یاد می آورید. زمانی را که برای خرید خانه یا ماشین به روزنامه ما مراجعه می کردیم. زمانی که با درج یک آگهی در روزنامه و با یک خط تلفن ثابت (ان زمان ها تلفن همراه نبود!) آنقدر مشتری و مخاطب پیدا می کردید که دیگر نیازی به هیچ یک از بخش های مربوط به تبلیغات دیگر احساس نمی شد.

با فراگیر تر شدن رسانه های متنوع ، یکی دیگر از کارهایی که در سطح شهرها مشاهده می شد امر بیلبورد های تبلیغاتی بود.

چرا؟ چون مردم مجبور بودند برای هر کار کوچیکی سفر کنند! از خرید یک قوطی رب گرفته تا خرید حتی همان روزنامه! اما با گسترش فعالیت خدمات آنلاین و همه گیر شدن بخش های داخلی اکنون تنها کاری که افراد برای اولین بار انجام می دهند استفاده از جناب GOOGLE بزرگ است!!

شروع کسب وکار دیجیتال

بله دوران تبلیغات به صورت فیزیکی تقریبا به پایان رسیده است. اگر هنوز هم بیلبورد های بزرگ را با عنوان برند های بزرگ در شهر می بینید، این به آن معنی نیست که شما هم باید راه این برند ها را دنبال کنید. دوران کسب و کار دیجیتال به وجود آمدن بستر اینترنت در پلت فرم های گوشی های تلفن همراه از حدود 10 سال پیش شروع شد. و با افزایش ضریب دستیابی افراد به محتوا و میزان ارتباط مستقیم مشتریان کاهش یافت. و امروزه اگر می خواهید یک خودرو بفروشید و آنرا در چندین روزنامه آگهی کنید باز هم احتمال فروش خودرو شما تقریبا کمتر از 10% است. پس چه کنیم؟؟

با هر میزان هزینه و درآمد از دنیای دیجیتال بهره مند شویم

شاید با اولین نگاه به خودتان و کسب و کار خود و پرس و جویی در زمینه مروبط به کسب وکار آنلاین نا امید شوید. چون شرکت های بسیار زیادی در زمینه طراحی و تبلیغات آنلاین حضور دارند و هر یک به نحوی به دنبال سود مستقیم خود نیز می باشند. البته هزینه کردن در دنیای دیجیتال هزینه نیست!! سرمایه گذاریست.

یا این اوصاف به اصلی ترین مرحله می رسیم. چطور به مشتریان خود دست پیدا کنیم؟ تا به تبع آن به پول و سود دست پیدا کنیم؟

این مرحله مرحله حساس شروع فعالیت است.

با هر میزان هزینه و درآمد می توانید به دنیای دیجیتال قدم بگذارید.

  1. برای مثال اگر شما هنوز نمی توانید یک وبساط مستقل چند هزار دلاری داشته باشید
  2. می توانید یک وبسایت کوچک غیر سفارشی را با کمتر از هزار دلار راه اندازی کنید.
  3. اگر هم این امر برای شما امکان ندارد می توانید به بخش اشتراک گذاری راه اندازی یک وبسایت فکر کنید
  4. اگر باز هم مشکل مالی دارید، با در نظر گرفتن یک هدف مالی و فعالیتی شروع به ساخت یک وبلاگ کنید و خود و محصولاتتان را آنجا معرفی نمایید.
  5. اگر با این شرایط هم نمی توانید فعالیت کنید از شبکه های اجتماعی موجود شروع کنید!!

بله در حد یک بخش از شبکه های اجتماعی هم می توانید شروع کنید و مخاطبین خود را همراه کنید. برخی از محصولات را با استفاده از یک کانال و یا یک پیج در اینستاگرام با محصولات و ارائه خدمات خود آشنا کنید.

با فراگیر شدن شبکه های اجتماعی امروزه، هم فرصتی برای مشتریان و هم فروشندگان فراهم شده تا در کنار سایر سرگرمی های روزانه و به دور از فضای رسمی به مشاهده و مقایسه انواع محصولات بپردازند.

 

اما این آغاز راه است…..

شما با داشتن یک زیر ساخت در دنیای مجازی فقط گام اول را برداشته اید…

 

یعنی در دنیای مجازی بستری فراهم کردید که بتوانید مشتریان جدیدی را به صورت بالقوه با شما آشنا کند. گام بعدی ارائه خدمات با کیفیت و قابل رقابت است. اگر شما در بهترین شرایط تبلیغ کنید اما کیفیت ارائه خدمات شما همانند محصولات سایپا باشد انتظار نداشته باشید از شرکت بنز هم پول بیشتری دریافت کنید!!

پس فرایند همراهی با مشتری یکی از ارکان اصلی و اساسی است که در تمام رند تبلیغات بازار یابی و بازار سازی باید به آن توجه بسیار زیادی را داشته باشیم.

تهدید های کسب و کار مجازی

هر بخش که برای شما به صورت یک امکان است برای رقیبان شما هم وجود دارد. اگر شما به درستی استفاده نکنید، رقیب شما پر قدرت تر از آن بهره خواهد گرفت. در این عصر واجب است تا در عرصه ارائه خدمات آنلاین به مشتریان حتما برنامه ریزی بلند مدتی را در نظر داشته باشیم.

شما که هم اکنون این متن را مطالعه می کنید. بی شک نیازی را در خود احساس کرده اید. برای برطرف کردن این نیاز به دنبال راه حل گشته اید. بعد از اطلاعات قبلی خود کمک گرفته اید. به اطلاعات موتور های جستجو رجوع کرده اید و حالا بخش هایی از نیاز خود را که با آن همراستا بوده اید را (آکادمی موفقیت) مطالعه می کنید.

دقیقا این همان روندی است که مشتری شما طی می کند. ابتدا یک نیاز در او به وجود می آید. برای رفع این نیاز اندیشه می کند. شروع به جمع آوری اطلاعات و سنجش این اطلاعات (وظیفه دنیای دیجیتال) می کند. فرایند خرید و تبدیل شدن به یک مشتری را انجام می دهد.

 

اگر قصد دارید به این دنیا کوچ کنید ما با شما همراهیم ….

5.0
02

مشاوره کسب و کار تهران

مشاوره کسب و کار تخصصی

بارها در مطالب پیشین در مورد اهمیت استفاده از دنیای مجازی برای دست یابی به بازار بزرگتر و یا مشتریان با قدرت بیشتر صحبت کردیم. اما اکنون زمان آن رسیده است که اقدام کنید و یادتان باشد که :

موفقیت در هر زمینه ای نیازمند برنامه ریزی ، پشتکار ، اقدام ، سنجش و اقدام است.

آری کسب و کار دیجیتال به خودی خود وجود ندارد!!! آری درست است ، شاید تا حالا با این دید به کسب و کارها نگاه نکرده باشیم.

اگر بحث را به زبان ساده بیان کنیم مردم زمانی برای شما هزینه خواهند داد که یا کالا یا خدماتی را از شما دریافت کرده باشند و این برای آنها ارزشی را ایجاد کرده باشد که بیش از مبلغ پرداخت شده ارزش داشته باشد!

تمام

اگر مفهوم بالا را بخواهیم به صورت دقیق تر تشریح کنیم یک مثال بسیار ساده برای شما می زنیم:

فکر کنید که شما دارای یک فروشگاه لباس در مرکز شهر تهران هستید، ظرفیت این فروشگاه چه تعداد مشتری همزمان است؟

شش مشتری ؟ یا بیشتر ؟ معمولا ما 6 فروشنده نداریم و این ظرفیت هم به سختی فراهم می شود!! ( قبلا در مورد کارمند های حرفه ای صحبت کردیم) حالا با توجه به این بخش می خواهیم از زمان های خود بهترین استفاده را انجام دهیم.

مشتریانی که حضوری در فروشگاه خرید می کنند معمولا برایشان هزینه هایی علاوه بر خرید لباس منظور می شود!

این هزینه ها عبارت است از :

  1. هزینه کرایه جابجایی بسته به مسافت تا محل زندگی.
  2. حتی هزینه های پارکینگ و یا استفاه از طرح ترافیک.
  3. هزینه زمان ساعتی که از شروع تا خاتمه خرید انجام می دهد.
  4. هزینه های مربوط به خرید های جانبی که به خاطر حرکت در مسیر دارند

و …

اینها هزینه های پنهان در یک فرایند خرید می باشند. باید یادمان باشد که مشتری اگر همین کالا را با همان قیمت بدون حضور دریافت کند او چه میزان رضایت درونی دارد که خیلی از مواقع دلیلش را هم نمی داند!!

و اما سود آن برای من چیست؟؟

  • هر مشتری راضی می تواند تا پایان سال برای من بیش از 10 مشتری بسازد.
  • هر مشتری خود یک مشتری وفادار می شود که فقط از من خرید می کند. (درآمد مداوم)
  • هر مشتری تبدیل به یک مشتری هوادار می شود! ( منتظر ارائه خدمات ما میشود)
  • در ساعاتی که بیکار هستیم به مشتریان توضیح می دهیم!! ( مثلا زمان های صبح یا ظهر که مغازه خلوت هست محتوا سازی می کنیم)
  • کمک غول بزرگ با ماست!! ( استفاده از موتور جستجوی گوگل قدرت یک غول تبلیغاتی بعد از چند ماه به شدت به ما کمک می کند، انگار که یک موسسه تبلیغاتی زده ایم)

 

و اما چه میزان برای من هزینه دارد؟

در مقابل هزینه های جاری یک کسب و کار در بازار امروز تهران از هزینه های مروبط به رهن و اجاره مغازه تا هزینه های مربوط به آب و برق و بیمه و …. که در یک جمع بندی ماهانه مشخص می شود می توان گفت این سرمایه گذاری در فضای دیجیتالی برایتان رایگان در می آید یا نسبت به میزان سرمایه گذاری به درآمد حاصل از آن رایگان می توان آن را فرض کرد.

نمونه ای ارائه می کنیم تا بهتر با این روند آشنا شوید:

فرض می کنیم شما برای وبسایت خود یک نیروی انسانی گرفته اید که تقریبا با هزینه کار هرفته ای 2 میلیون تومان در ماه برای شما به صورت حرفه ای کارکند.

حالا شاید بگویید خب این آقا یا خانم چه سودی برای من دارد که دو میلیون تومان درماه برای او هزینه کنیم؟؟

آری کار عاقلانه ای نیست!! اگر او و تلاش های او برای شما منجر به کسب درآمد و افزایش درآمد شما نشود.

پس به این می اندیشیم که او فقط بتواند از کل یک سال برای شما فقط یک مشتری بسازد!! فقط یک مشتری !!

با توصیف های بالا اگر همان یک مشتری به مشتری هوادار شما تبدیل شود.

  • در طی یک سال همان یک مشتری بیش از 6 بار از شما خرید می کند.
  • همان یک مشتری برای شما ده مشتری جدید ایجاد می کند 10 امتیاز خرید و …

همین دو مورد 16 امتیاز محسوب می شود، که اگر مثلا در قبال فروش هرکدام از اجناس خود ( لوازم خانگی ، کالای خودرویی و … ) در بازار به صورت حد اقل 50 هزار تومان فقط سود کنید.

8 میلیون تومان سود فقط و فقط در قبال یک مشتری

این در سال دوم خودش را نمایان می کند یعنی اگر همان 1 مشتری تبدیل به دو مشتری شود. شما دو برابر یعنی 8 + 8 = 16 میلیون تومان سود خواهید برد اما باز هم شاید بگید که این زمان یعنی پرداخت به یک فرد برای رسیدن به این مبلغ سرمایه گذاری طولانی مدتی است. اما یادتان باشد. این بدترین شرایط ممکن بود که می توانستیم آن را تحلیل کنیم.

با فرض بدترین شرایط ممکن که در دنیای واقعی امکان وقوع ندارد بعد از دو سال به سود قابل توجهی می رسیم.

حالا اگر برای آغاز کار نیروی انحصاری ندارید می توانید یکی از کارکنانتان را به صورت پاره وقت در نظر بگیرید یعنی با پرداخت مبلغی در ازاء مدتی که با آموز های کاربردی و سریع مشغول به فعالیت می شود. این مبلغ را نصف کنید. این هم یکی از راه هایی است که ظرف یک سال به این شرایط سود دهی برسید.

برخی از افراد دوست دارند تخصصی عمل کنند. آری این افراد قدرت دنیای دیجیتالی را درک کرده اند از همان ابتدا با برون سپاری طراحی و مدیریت شبکه های اجتماعی به یک تیم مخصص پس از 6 ماه بیش از دو برابر هزینه های خود را بازگردان می کنند.

اکنون دریافتیم که سرمایه گذاری در یک کسب و کار اینترنتی با هر توان و بودجه ای که شما به آن می اندیشید امکان پذیر است. از یک کانال و یا صفحه اینستاگرامی تا یک کسب و کار اینترنتی با اپلیکیشن مخصوص به خود.

اما همان طور که همواره گفته می شود. بزرگ بیندیش و کوچک عمل کن.

اما نکته ای مهم اینست که مطمئن باشیم آن گام کوچک در آینده توانایی به کار گیری در پروژه بزرگی را که در اندیشه داریم را

دارد. حالا پس به یک نقشه راه احتیاج هست.

بهترین راه با هر بودجه و سرمایه ای بارها و بارها گفتیم که

 

استفاده از دانش و تخصص دیگران ارزانتر از یادگیری آن است.

اگر برای ریختن نقشه و شروع به کسب و کار خود در دنیای دیجیتال در هر کدام از سطوح مربوط به شروع فعالیت کسب و کار اینترنتی نیاز به مشاوره داشته باشید می توانید با ما در تماس باشید. کمتر از 24 ساعت بستر آماده فعالیت به همراه آموزش پایه را دریافت کنید و بعد از آن به رشد و توسعه آن بپردازید. مهم اینست که ایمان داشته باشیم. دیر یا زود این درخت تنومند میوه مشتریان وفادار را می دهد. فقط احتیاج به زمان دارد.

پس هر چه زودتر شروع کنیم. 

ارسال لغت « دیجیتال » به شماره 09359314985

5.0
01

مدیریت درآمد مدیریت هزینه

مدیریت درآمد مدیریت هزینه

ما شرکت های بسیاری را دیده ایم که در حال پیشرفت و یا پس رفت می باشند در واقع یک سیر یکنواخت و ساکن برای هیچ فعالیتی وجود ندارد!!یا یک فعالیت در حال پیشرفت می باشد و یا پسرفت ، حال بیایم دلایل این پیشرفت و یا پس رفت را با هم بررسی نماییم.

یکی از این دلایل اساسی وجود چیزیست تحت عنوان مدیریت

سالها پیش تعریف مدیریت بدین صورت بود :
انجام کار یا عملی توسط دیگران

شاید تصور شما هم از یک مدیر این چنین باشد!؟ اما این تعریف در دنیال امروز به خوبی پاسخ نمی دهد. یعنی باید به دنبال تعریفی جایگزین برای آن باشیم. مدیریت الگو برداری از مدیران بسیار موفق و بسیار بزرگ شرکت های چند بیلیون دلاری نوع جدیدی را از تعریف مدیریت ایجاد نموده است.

توانایی رهبری و همکاری با سایرین در دستیابی به اهداف

با این تعریف مدیر نیز وظایفی دارد. نه آنکه مدیر در سایه ای دور از محل فعالیت در بخش های مختلف در انتظار دست آورد های عظیم باشد.
این سلسله رخداد پیشینه تاریخی دارد. چه بسیار شاهان بزرگ در سراسر دنیال بخشی را به دیگری واگذار نموده و در جنگ ها شرکت نکرده و به کارهای جانبی پرداخته و عنان کشور آرام آرام گسیخته شده و کشور توسط فرد لایق دیگری تصاحب گردیده است. این روند در تمامی کسب و کارها و فعالیت ها نیز قابل تعمیم است. برای مثال شما در یک گروه تولیدی مشغول به فعالیت هستید. دیر یا زود رقبای شما محصولات با درجه بهتر تولید کرده و یا بازار بزرگتری را برای محصولات پیدا کرده و در نهایت هزینه نهایی را کاهش می دهند اگر شما پیش از آنها این کار را انجام ندهید ، برند شما تبدیل به گزینه دوم انتخاب مشتریان می شود.
این یعنی همان زنگ خطر رکود بازار شما پس همواره باید در کسب و کار خود حاضر و در همکاری با کارمندان خود به سمت پیشرفت باشید.

چطور با کارمندان خود همراه شویم؟

برای همراه شدن با کارمندان خود ، باید سعی در داشتن حداقل دانش پایه در زمینه های کار کارمندان خود باشیم.
قرار نیست در حسابداری استاد باشیم! قرار نیست مدیر منابع انسانی باشیم و یا مدیریت ای تی یک تیم قوی باشید. در حدی که چهار چوب فعالیت به سمت دلخواه هدایت کنید را باید از آنها پرسیده و دانش آن را در خود پرورش دهید.

باید هدف برای شما از همه کارمندان و زیر دستانتان بیشتر اولویت داشته باشد و در راستای دستیابی به آن شوق را در رفتار شما مشاهده کنند. تا آنها نیز طبق قانون انرژی هم راستا با انرژی فزون اهداف را برای شما دنبال کنند. این راز کارآفرینان و مدیران موفق است. از امروز باید ابتدا هدف را برای خودتان و همه مجموعه مشخص کنید و سپس اشتیاق سوزان خود را برای دستیابی به آن هدف نمایان کنید.

این اشتیاق باید به حدی باشد که پس از مدتی برای تمامی افرار مجموعه این هدف تبدیل به راه اسطوره شدن شود. یعنی آنقدر هدف والایی را برایشان ترسیم و تکرار کنید. که دست یابی به آن را نهایت دست آورد بدانند. برای مثال بزرگترین رستوران در ایران یا بزرگترین تولید کننده ظروف سفالی یا اولین صادر کننده لوازم اداری به اروپا و یا ….. کارهایی که تا کنون نظیر نداشته اند. این کارها باعث به وجود آمدن مدار سیر گردشی در افراد می شود.
یعنی تنها پس از گذشت مدت چند ما اگر شما هم این هدف را یاد آوری ننمایید در کارمندانتان نهادینه شده و خود به دنبال گسترش و ارتقاء جهت دست یابی به آن هدف نهایی است.

آری این روشی است که من خود بارها و بار ها در کسب و کارهای خود و در کسب و کارهایی که در آنها مشغول به پیاده سازی بوده ام به کار گرفته و نتایج درخشان آن را مشاهده کرده ام.

حال خیلی از ادارات را می بینیم که تولیدی هستند! منظور تولید پول واقعی است نه تولید کالا این بخش ها را تولید کننده و بخش ها یا اداراتی هستند که تولید کننده نیستند و مدیر هزینه اند 😐

مانند خیلی از ادارات و …. در کشور عزیزمان ایران، باراها شنیده ایم که فلان بخش بودجه ندارد. یا برای اجرای فلان طرح یا اجرایی کردن این برنامه بودجه نداریم. یعنی ما منتظریم که به ما پول برسد تا آن را خرج کنیم!!!!!!
این یعنی بدترین نوع مدیریت ، مدیریت هزینه
شما پول بدهید تا ما خرج کنیم و تازه پول کم هم بیاوریم
این تفکر در دنیال امروز دیگر جوابگوی کسب و کار ها و حتی ادارات و …. نیز نمی باشد.

پس بیایید با شرکت در دوره ها و کلاس های مناسب از مدیر هزینه به مدیر در آمد تبدیل شویم.

ادامه دارد …..

نامگذاری برند

نامگذاری حرفه ای برای برند شما

10 نکته برای انتخاب نام تجاری حرفه ای

 

فرمول جادویی برای انتخاب یک نام تجاری وجود ندارد. بدتر از همه، زمانی است که فکر می کنی یه نام خوب برای کسب و کار خودت کشف کردی و این نام کامل است، بعد از از آن حس های متعددی به سراغ شما می آید که این نام از این بهتر هم میشد!

برای همین در اینجا می خواهیم بخش هایی را توضیح دهیم که به این مشکل گرفتار نشویم. با توضیحاتی که در اینجا خواهید خواند در می یابیم که اصول تشکیل دهنده یک نام تجاری به یاد ماندنی چه چیز هایی است:

با استفاده از همین اصول ساده می توانیم اسم برند خود را درست بسازیم! مهم ترین عناصر نام برند عبارت است از ساده، کوتاه، منحصر به فرد، انعطاف پذیر به همراه قابلیت تلفظ آسان. اما پس از بررسی هر بخشی شک و تردید به شما رو خواهد کرد، شما نباید تفکر سیاه و سفید داشته باشید، سعی کنید تفکر خود را خاکستری کنی! تفکر خاکستری یعنی نمی توان همه چیز را با هم داشته باشیم، بنابراین باید اولویت های خود را داشته باشیم.

پس سوالات زیر را از خود می پرسیم، آیا این نام باید توصیفی یا توضیحی از برندم؟ نام دارای ریشه ای از قبل باشید یا ترکیبی؟ چند پهلو باشد یا کلا تا کنون معنایی را نداشته باشد؟ یا شاید یک کلمه واقعی باشد، مانند کلمه های اپل (سیب) یا آمازون(جنگل)؟

 

برند سازی حرفه ای

قبل از اینکه هر کاری را برای نامگذاری خود شروع کنید، مطمئن شوید  این نام نویسی هدف نهایی شما را پوشش می دهد و بدانید چه چیز هایی باعث تبدیل شدن یک نام خوب به یک نام بد شود.

در کار خود ابتدا ایجاد خلاقیت کنید و سپس افکار خود را سازماندهی کنید. شما در طول مسیر از زوایای ذهنی این نام را بررسی می کنید (این نام ها را بالا پایین کنید) بعد از تعداد نام های دارای اولویت کم می شوید، این یک موضوع اجتناب ناپذیر است، امیدواریم که این الهام های ذهنی باعث شود خلاقیت خوانندگان عزیز جهت برند سازی تحریک شود. و دیگر موارد جزئی شما را تحت تاثیر نخواهد کرد.

1.نام گذاری دسته جمعی نام تجاری

اگر شما هم در یک نامگذاری گیر کردین یا فقط نیاز به یک نقطه استارت دارین، راه اندازی یه مسابقه نامگذاری یک راه عالی و مقرون به صرفه برای دست یابی به یک نام یا طرح خلاقانه ست.

من خودم به تازگی در بین چهار شرکت مختلف این کار را انجام دادم.

اولین بخشی که باید به آن توجه داشت هدف گذاری در نامگذاری تجاری است.

  • سطوح هزینه و قیمت گذاری هر سرویس را باید با توجه به اهداف سازمان تعیین کنیم.
  • تا می توانیم کوتاه ترین نام ممکن را پیشنهاد دهید.
  • به هر کدام از نام ها یک امتیاز نسبت دهیم.

نام برند برای هر شرکت به صورت هر کدام جدا برگزار شود.

و دو نکته برای کسانی که مسابقه را اجرا نکرده اند.

طبق یک ضرب المثل ژاپنی عقل کل بزرگتر یا مساوی دانش من است. بنابراین قبل از اینکه دکمه سفارش خرید را خریداری کنم، توصیه می کنیم که ادامه مطلب را بخوانید.

2.دامنه مهم نیست!!

وجود دامنه دات کام (.Com)، خوب است اما بسیاری از دامنه های دات کام در دسترس نیست. در یک دنیای کامل، نام دامنه شما باید با نام تجاری شما مطابقت داشته باشد، اما نمی تواند به سادگی دامنه شما باشد. طبق اطلاعات پایگاه اطلاع رسانی تمامی دامنه های 4 حرفی در جهان ثبت شده اند، حتی کلمات هم ساخته شده اند. با استفاده از API دامنه خود،  WhoAPI  به دنبال هر ترکیب ممکن از AAAA.com  به ZZZZ.com برای مجموع 456،976 ترکیب که وجود دارد هیچ چیز برای خرید وجود ندارد. شما احتمالا حدس زدید، اما کلمات 2 و 3 نیز موجود نیستند.

 

برند سازی گروهی

خود من و بسیاری از بنیانگذاران برندها اعتبار بخشی را محدود به نام دامنه نمی بینم. چیزی که من آموخته ام و با نامگذاری شروع به کار خودم آشنا شدم این است که نام دامنه به هیچ وجه مهم نیست! نام خودم خیلی بیشتر از داشتن نام دامنه مشابهت دارد. پس از نام خودتان برای برند سازی استفاده نکنید.

جوئل Gascoigne، بنیانگذار Buffer می گوید: یک نام عالی را انتخاب کنید، با نام دامنه ای که بهینه شده است، بروید.بقیه مقاله نامگذاری جوئل را می توانید از اینترنت دانلود کنید.

3.انتخاب نام برند از آرشیو های موجود

ریچارد بارتون، بنیان گذار Expedia ،  Zillow و Glassdoor  در یک نقطه مسئول ایجاد راهنماهای سفر CD-ROM در مایکروسافت بود. در حالی که بازار CD-ROM شروع به فروپاشی کرد، به تیم چند رسانه ای منتقل شد و ایده فروش سفر آنلاین را توسعه داد ( چیزی شبیه به اسنپ در ایران). به عنوان یک حقیقت، او مردی است که  ایده پردازی بیل گیتس را برعهده داشت.

بارتون هنگام انتخاب یک نام تجاری با استفاده از یک تاکتیک ساده اما بسیار موثر، با استفاده از حروف امتیاز دهی با نمره بالا استفاده می کند. “همسرم و من و من همسرم هر دو عاشق بازی امتیاز دهی هستیم (نام تجاری عالی، یعنی امتیاز ذهنی بالا در زمان حال).

بالاترین امتیاز اعداد حروف (اغلب در زبان انگلیسی در نظر گرفته می شود) بر اساس این اولویت حروف عبارتند از

  Z، Q، X، J  K

این نامهای به یاد ماندنی ترند زیرا به ندرت مورد استفاده قرار می گیرند. پس بیایید و از مارک های خود استفاده کنید.

4.آنچه را که معلم کلاس چهارم به شما گفت، انجام دهید!!!

به جای درخواست بیایید خانواده، دوستان (و یا حیوان خانگی خود را!) برای بازخورد امتحان کنید.

یک آزمایش انجام دهید و فرضیه خود را آزمایش کنید. در اینجا یکی از راه های اعتبار یک نام تجاری آوای آن است. ایجاد دو صفحه با شمارنده های  یکسان، تغییر اسم های نام تجاری و شروع به هدایت ترافیک هدفمند به سایت با استفاده از تبلیغات فیس بوک کنید. اکنون صبر کنید،صبر کنید … و سپس مقایسه معیارهای تعامل را ببینید و ببینید که چگونه این نام با توانایی بالقوه خود هر نام تجاری مشتریان را جذب می کنند. لازم نیست پول تان را بر باد دهید، از صفحه های رایگان نیز برای این کار می توانید استفاده کنید.

نکته ویژه: حتی از ابزار بررسی Google Consumer Survey  نیز برای جمع آوری تحقیقات بیشتر در مورد بازار و مشتریان می توان استفاده کرد.

 

5.ببینید می توانید Siri، Crotona، یا Alexa  اسم برندتان را پیدا کنید؟

ماه پیش مقاله ای در مورد رشد جستجوی صوتی خواندم و تصمیم گرفتم عبارات کلیدی چند کلمه ای را خودم آزمایش کنم. شما هم لغتی را امتحان کنید اگر این لغت موتور جستجو های صوتی را گمراه کند، ممکن است انسان هم گمراه شود.

6.آزمون نوار

گسترش دادن اسم برند در حد تلفظ  و املای، «آزمون نوار» را امتحان کنید، اما با این کارها نیز ما هنوز یک برند نداریم اما می توانیم لیستی از نام های تجاری داشته باشید. یک نکته این است که چگونه مارک باروس، آن را توصیف می کند:

بیرون بروید در روی یک نوار در محیط پر سر و صدا اطلاعات خود را ضبط کنید

هنگامی که کسی از شما چه چیزی می پرسد، به او بگویید نام شرکت را تنها با “یک جمله” توصیف آنچه که شرکت انجام می دهد ارائه کند.

اگر آنها نمیتوانند اسم برند شما را درست تلفظ کنند، یا آنها همچنان از شما میپرسند که چطور نوشته شده است، یا نمیدانید چطور به آنچه که انجام میدهید مربوط می شود، شما شکست خوردید.

 

7.چرا این چنین نامیده می شود؟

برای چند سال گذشته، ما در سراسر صنایع مختلف، داستان های نامگذاری در پشت برخی از بزرگترین شرکت های فن آوری در جهان را آشکار کرده ایم. کاوش بیش از 100 مارک فن آوری و یاد بگیرند که چه چیزی باعث شده و تحت تاثیر اسامی مانند: Uber، SnapChat، Instagram، Redfin، DuckDuckGo، WhatsApp و بسیاری دیگر و اخیرا ما یک راهنمای گام به گام نامگذاری، یک ابزار فهرست کوتاه برای کمک به شما در مقایسه با قدرت نام های بالقوه در شبکه های اجتماعی خود به اشتراک گذاشتیم. ارجاء کنید به شبکه اجتماعی گوگل پلاس آکادمی موفقیت.

8.روی ‘Z’ تمرکز کنید

کریستوفر جانسون، یک ابرقهرمان مارک تجاری کلامی در سیاتل است. در صفحه شخصی خود اعلام کرده که نام مشتریان را در سراسر جهان از خطرات نام های بد و تجربیات ناامید کننده  توانسته تنها با تغییر نام بر طرف کند.

او یک طرفداربزرگ نام های دارای حرف Z است. “مردم فقط عاشق Z با صدای زنگ زنگ و زنگ پویا  هستند. به همین دلیل شما می توانید یک کلمه کاملا عادی، را انتخاب کنید و اولین حرف خود را با Z  جایگزین کنید! به همین سادگی شما یک نام شرکت دارید برای اولین بار این روند در وب سایت غذایی به نام Zomato مورد استفاده قرار گرفت.

نام های تجاری دیگر با این روند عبارتند از: Zite، Zervant، Zolvers، Zycamore، Zirtual، Zazzle، Zattoo .

 

برترین برند های ایرانی9.هر نام دارای ضعف است

Catchword یک سازمان نامگذاری حرفه ای است که ابزار های نام گذاری فراوان و مفیدی، از جمله نام تجارتی ، کتابخانه نامگذاری ویدیوهای مفید، راهنمای نامگذاری قابل توجهی ایجاد کرده است. با چندین دفتر فیزیکی در اوکلند و نیویورک، آنها به مشتریان کمک می کنند تا نام شرکت، نام محصول، برچسب ها و نام های تجاری مانند مارک های  Starbucks، Fitbit، Allstate  و والت دیزنی را با ترکیب کامل هجاها ترکیب کنند.

با توجه به تیم Catchword، “خوب است که می خواهیم یک نام کوتاه، آسان تلفظ، اصلی، کاملا تخصصی، معنی مربوط به کار، با همکاری چند انجمن حرفه ای در دسترس است. (اکثر ما می خواهیم قرعه کشی رقابتی “سهم بازار” را نیز ببریم). اما فهرست خواسته های خود را اولویت بندی کنید و آماده باشید که با نامی که تنها با معیارهای بالا مطابقت دارد، بروید. اگر در ایران به دنبال همچنین مراکزی می گردید با ما تماس بگیرید (آکادمی موفقیت ایران)

نکته این است که هیچ نام کامل نیست. بنابراین در مورد چیزهایی که بیشتر اهمیت دارند اولویت بندی کنیم.

10.برای یک شگفتی تهیه کنید

جرمی میلر، نمایندگی مشاور استراتژیک نام تجاری و کسب و کار است. چند سال پیش، او و تیم بین دو نام تجاری در هنگام تلاش برای انتخاب یک نام برای شرکت استخدام بازاریابی و بازاریابی به بن بست رسیدند. با توجه به میلر، خود او هویت Fox Hunt  را دوست داشت. این امری تجربی بود، که به صورت عامیانه درباره استخدام صحبت می کرد، و خود من هم تلفظ آن را دوست داشتم. هم راحت تلفظ می شد و هم راحت به خاطر سپرده می شد. اما فقط این نظر کافی نبود ما باید آن را آزمایش می کردیم.

در نهایت، فاکس هانت چند نکته منفی غیرمنتظره را مطرح کرد:

  • خون و سرگیجه
  • خشونت و ظلم و ستم!

برای مردان خوب بود، اما زنان به شدت با آن مخالف بودند. در تست یادآوری نام، یک تعجب دیگر داشتیم. به جای یادآوری کلمات شبیه جهش، مردم قورباغه را به یاد می آوردند. بخش خنده دار زمانی بود که ما آنها را تصحیح کردیم که این نام را به یاد ماندنی ساخت.

امیدوارم این نکات نامگذاری الهام بخشیدن به تفکر خلاقانه باشد و شما احساس راحتی می کنید …

 

جهت داشتن نام حرفه ای و برند شدن با ما تماس بگیرد

09354240426

02166293171