هو اوپونوپونو ho oponopono پاکسازی کوانتومی

تمرین پاکسازی کوانتومی (هو اوپونوپونو)

دوستان عزیز سلام امروز یکی از پرسش های ارسالی به آکادمی موفقیت ایران را بررسی می کنیم.

سوال : استاد کرمی عزیز سلام، شما گفته اید که باید تمام مسئولیت های زندگی خود را برعهده بگیرید. من با گفتن جملات و این که من مقصر تمام وقایع زندگی خودم هستم دچار احساس گناه شده ام. چگونه از حس گناه خارج شوم؟

پاسخ : دوست عزیزی پس ازشنیدن صحبت های من دچار احساس منفی گناه شده است.

اولاً خیلی خوشحالیم که شما انقدر تمرین کرده اید که حستان تغییر کرده. این یعنی که شما صحبت های را با دل و جان شنیده اید و سعی در تغییر موقعیت فعلی خود داشته اید. سعی در تغییر موقعیت موجود مرحله ی اول این فرایند است، اما در سطح دوم شما به دلیل تصورات و تفکرات نامناسب دچار تشویش ذهنی شده اید.

ما در سمینار گذشته « برج آزادی تهران » گفته ایم که مسئول تمام اتفاق های زندگیتان خودتان هستید.

مثال : ممکن است شما در کوچه ی محل زندگیتان شخصی با اتومبیلتان تصادف کند، مقصر کسی است که با ماشینتان تصادف کرده و مبلغ خسارت وارد شده به شما را هم پرداخت میکند، اما مسئولیت تعمیر، مذاکره و این که از آن روز به بعد مکان امن تری را برای پارک اتومبلیتان انتخاب کنید با خودتان است. پس معنای کلمه ای مقصر با مسئول بسیار متفاوت است.

انسان مقصرهمچنان در عالم خسران و زیان می ماند اما « فرد مسئول بحران را مدیریت » میکند هرچند مسئولین ما با این تفاسیر قابل قیاس نیستند. روی صحبت من مسئولین ژاپنی و اروپایی که نمونه ی یک مسئول واقعی هستند می باشند. از این مهم ترمسئولیت شخصی، زندگی، کسب و کار کمپانی خوتان است.

اگراین مطالب را باهم جمع بندی کنیم :

شما در تمام ابعاد زندگیتان مسئول هستید نه مقصر

این دو لغت را در ذهن خود ارزیابی کنید :

    • مقصر :کسی است که قصوری را انجام داده ، یا کم کاری کرده باشد.
    • مسئول : کسی است که باید به سوالات پاسخگو باشد ؛ سوالاتی از قبیل چه کار کنم که این اتفاق دیگر پیش نیاید؟ چرا این اتفاق پیش آمده است…؟ جواب این سوالات را باید به خودتان بدهید نه هیچ شخص دیگری.

با این تعاریف جدید هر اتفاقی که درزندگی شما رخ بدهد ممکن است شما مقصر باشید یا این که نباشید. اما چیزی که واضح است : «مسئولیت آن اتفاق تماماً با شما است».

 

مثال : اگر کودکتان خانه را بهم میریزد مقصرکودکتان است. اما مسئول شما هستید و شما می توانید تکنیک جدا کردن انسان ها از اتفاقات را به کار بگیرید. این موضوع را بهتر درک کنید که وقتی انسانی نباشد پس شما هم نمی توانید مسائل و اتفاقات پیش آمده را گردن کسی بیاندازید!! پس قبول می کنید که مسئولیت تمام اتفاقات پیش آمده با خودتان است. (این تکنیک را نیز در سایت آکادمی موفقیت می توانید دانلود کیند IranSuccess.Com).

 

تکنیک جدا کردن انسان ها از اتفاقات بسیار شبیه به تفکر ژاپنی ها درمدیریت است.

به همین دلیل فرهنگ عذرخواهی ژاپنی ها را بسیار دوست دارم، آنها به دلیل قطع اینترنت در ساعت 3 صبح به مدت30 ثانیه در یک هتل نامه ی عدر خواهی کتبی برای همه ی مشتریان می فرستند و به دلیل تاخیرقطارهای ژاپن مسئولین و تمام کارکنان خطوط ریلی ازمردم عذرخواهی می کنند. این فرهنگ، فرهنگ زیبایی است.

این یعنی مسئول تمام اتفاقات پیش آمده ما هستیم و یکی از دلایل پیشرفت ژاپن به دلیل رعایت اصول مسئولیت پذیری آنها است. در ایران مردم به دنبال مقصر و زندانی شدن او هستند تا تنبیه شود. آیا این راهکارمناسبی است!؟ خیر!

راهکار مناسب برای تغییر در یک جامعه چیست؟

به شما قول می دهم که راهکار مناسبی نیست! زیرا با زندانی کردن فرد مقصر چون انسان های مشابه او بسیار زیادند و می توانند آن کارها را مجددا انجام دهند. زیرساخت اصلاح نشده است و این روند درجامعه دوباره تکرار می شود؛ دلیل آن بسیار ساده است، آموزش های ما برمبنای یک اصل ساده (تنبیه شدن) است. یعنی مقصر اگر پیدا شود تنبیه می شود بنابراین شخصی که می خواهد مرتکب تخلف شود اول دنبال مرحله ی بعد می گردد که آیا تخلفی که می خواهد انجام دهد ارزش تنبیه شدن را دارد یا خیر!؟

مثال: آیا از لحاظ مالی می ارزد که ما در خیابان پارک دوبل انجام دهیم و 50 هزار تومن جریمه شویم؟ یا این که پارک معمولی انجام دهیم اما مقداری پول پارکینگ پرداخت کنیم؟

خوب با پرداخت 20 هزار تومان پول پارکینگ معلوم نیست که جریمه شویم یا خیر؟ با 5 بار تخلف ممکن است یکبار آن را گیربیفتیم. به جای 250 هزارتومان 50 تومان جریمه پرداخت می کنیم. اگر در پارکینگ برویم هزینه ی آن 100 هزار تومان می شود. با اندکی تامل متوجه میشویم که 50 هزار تومن از 100 هزار تومن کمتراست و انتخاب 50 هزار تومان انتخاب منطقی تری است!

 

در اینجا زمانی که مقصر پیدا شود جریمه میشود اما اگر بفهمدکه آن شخص کلاً یک شخص مسئول است یعنی اگرآنجا پارک کند باعث تشدید ترافیک، آلودگی، زشت شدن چهره ی شهر می شود. در بٌعد بیشتر فرهنگ ترافیکی و اقتصاد بین المللی اش به تک تک شهروندان هم مربوط می شود. هیچ وقت دیگر پارک دوبل انجام نمی دهد و هیچ وقت موجب بهم ریختن این سلسله مراتب نمی شود. این کاری است که اروپایی ها، ژاپنی ها بسیار بر روی آن در مدارس کار کرده اند. به نتایج عالی رسیده اند و نمونه های آن را در دستاورد های اجتماعی آنها قابل مشاهده است.

با این تعاریف جدید دوست عزیزی که دچار احساس گناه شده اید، اولاً این حس مقداری طبیعی است چون روح ما تا امروز احساس مسئولیت پذیری نداشته است. از امروز که شما تلاش کرده اید مسئولیت ها را به گردن خودتان بیاندازید یک مقدار احساس گناه طبیعی است. اما بخشی که شما در ذهنتان است این موضوع است که شما مقصرهستید؟ خیر. شما مقصر نیستید بلکه شما مسئول هستید.

و این موضوع کاملاً با یکدیگر متفاوت هستند، خوشحالیم که سوال پیش آمده را مطرح کردید و امیدواریم که پاسخ ارائه شده به سوال شما بتواند شما را به آن ذهنیت مثبت که باید رسانده باشد.

منتظر ریافت پرسش های شما به آکادمی موفقیت ایران هستیم.

راه سریع ارسال پرسش ها در تلگرام

چه کاری مناسب منه؟

تفاوت مسیر و هدف؟

چطور مسیر درست کار خودمان را پیدا کنیم؟

دوستان عزیز سلام سامان کرمی هستم از اکادمی موفقیت ایران با یک نکته بسیار کلیدی وطلایی هدف .
معمولا این سوال پیش می آید، ما این نکته را می دانستیم. اما در برنامه ریزی عملی برای موفقیت خیلی از ما انسان ها مسیر را با هدف اشتباه می گیریم.
نکته ی کلیدی این است که آنچنان بر روی مسیر تمرکز کردیم از هدف دور شده ایم. اکنون مسیر برای ما تبدیل به هدف شده است. سعی کنید هیچ وقت در این موقعیت قرار نگیرید و سعی نکنید آن را حفظ کنید. این اتفاق زمانی می افتد که ما خودمان را ارزیابی نمیکنیم.بارها و بارها کارهای روزمره خود را تکرار می کنیم.


امام علی (ع) میفرماید: به حساب خود برسید قبل از این که به حساب شما رسیدگی شود. منظور از این حدیث این نیست که تا زمان مرگ و روز حساب صبرکنیم. ما وظیفه داریم در این دنیا با در نظر گرفتن هدف هم زمان که توانستیم خود را ارزیابی کنیم.

این همان تفکری است که به آن توصیه فراوان شده.

زمانی که به برخی اشخاص مشاوره میدهم و با آن ها صحبت میکنم متوجه می شوم که دگرگون شده اند فقط به این دلیل که مسیر برایشان تبدیل به هدف شده را تغییر می دهند.

دو نمونه مثال برای واضح تر شدن توضیحات را در زیر مشاهده می کنید:

خیلی از آدم ها این مشکل را دارند مثل هدف از تحصیلات تکمیلی! انسان ها معمولاً زمانی که در سنین 16 یا 17 سالگی هستند برای خود یکسری آمال و آرزو ها را مشخص می کنند. به خصوص افرادی که در خانواده هایی با سطح مالی پایین به دنیا آمده اند اهداف مالی مشخص تری ندارند. دنبال این هستند که بعد از تحصیلات به یک شغل مناسب و درآمد و رفاه در نهایت استقلال مالی دست پیدا کنند.(آکادمی موفقیت)


پس در نهایت یکی از اهداف رسیدن به رفاه مالی با استفاده از تحصیلات است.


یکی دیگر از فرایند هایی که ممکن است در ذهن شما هم باشد. رسیدن به جایگاه اجتماعی با استفاده از تحصیلات است. خیلی از انسان ها زمانی که تحصیلات را شروع میکنند در طول دوران تحصیلشان از هدف خارج میشوند.

روزی شخصی برایم از چای ساز خانه اش که خراب شده بود صحبت میکرد و میگفت خرابی چای سازش باعث شده که 2 روز تمام چای ننوشیده! و همش از تعمیر چای سازش و خرید یا جایگزینی اون می گفت. او هدف اصلی را که چای خوردن بود فراموش کرده بود. من به او پیشنهاد کردم که از کتری استفاده کند (کتری هم جلوی دید بود) و بسیار متعجب شد دلیل این اتفاق بسیارساده است! ما آنقدر که روی مسیر متمرکز شده ایم هدف را فراموش کرده ایم!

متاسفانه مشغله و روزمرگی باعث می شود عادت به تکرار مسائل کنیم و این باعث می شود که در زندگیمان مسیر جای هدف را بگیرد. از همین امروز شروع کنید در یک نکه کاغذ ارزیابی کنید. معمولا ما انسان ها بعد از ارزیابی این سوال برایمان پیش می اید که بعدش چه؟ جواب این سوال بستگی به نوع پرسش خودتان دارد!

اکنون رسیدن به ریشه خواسته ها را با یک تمرین توضیح می دهیم :


می توانید ویدئوی تبلیغ نویسی موثر را دانلود کنید در آن ویدئو راجب این مسائل به طور مفصل توضیح داده شده است اما اگر با این تفاسیربخواهیم به آن اشاره کنیم همان مثال تحصیلات تکمیلی را در نظر بگیرید. (IranSuccess.Com)

  • من میخواهم مدرک بگیرم که … ؟

پاسخ این پرسش بسیار مهم است. برای مثال میخواهیم پس از دریافت مدرک در اداره ای مشغول به کار شویم یا این که بخواهیم کسب وکاری را تاسیس کنیم. باز این سوال پیش می آید که بعدش چی …؟ این بسیار مهم است پس از رسیدن به شغل مورد نظراز طریق استخدام و یا تاسیس شرکت ما به رفاه و استقلال مالی و پرستیژ شخصیتی و … می رسیم.

  • اما باز هم این سوال پیش می آید که بعد از آن چه اتفاقی می افتد…؟

و این سوال انقدر تکرار می شود تا به ریشه برسیم. در اینجا نکته ی کلیدی این است وقتی جواب همه ی این سوالات را میدهیم و در همه ی امور به ریشه می رسیم و این که متوجه میشویم باور واقعی ما چیست؟ خوب بعد از آن که به پول رسیدیم میخواهیم آن را چگونه خرج کنیم؟ و این بسیار مهم است ممکن است بخواهید با آن پول کارخانه بسازید یا این که با آن مهاجرت کنید و یا سرمایه گزاری و …. این تصمیم ها باور های شما هستند و این لحظه ی کلیدی زندگی شما است.

حال دوباره به صورت دوره ای بررسی کنید. انیشتن در این باره جمله ای دارد « اطلاعات و دانشی که مشکل را به وجود آورده است قطعا نمیتواند آن مشکل را حل کند» .اگر می توانستید که به مشکلات دچار نمی شدیم و آن را حل می کردیم. باید به صورت دوره ای یعنی هر زمان که دانشتان افزوده شد ( مطالعه، مشاهده، تفکر یا … ) مجدد تصمیم بگیرید.

اکنون می توانید پاسخ دهید چون اهدافتان از مسیرتفکیک شده است.

امروز به یک مرحله ی جدید از زندگیتان رسیده اید که می توانید مسیرهای دیگری را برای رسیدن به همان هدف پیدا کنید. مثلا همان هدف مالی که به آن در بالا به آن اشاره کردیم. ممکن است شخصی هدفی مثل دانشگاه رفتن و استخدام شدن، در نهایت به پول رسیدن : خرید اتومبیل یا هرخواسته ی ذهنی خود برسد.

  • همه ی شما بدون شک روزی به این هدف خواهید رسید.
  • اما آیا راه کوتاه تری وجود ندارد؟
  • آیا می شود به جای 4 یا 10 سال تحصیل راه یکساله را پیدا کنید؟
  • آیا فرایند سریع تری برای رسیدن به این مسیر وجود ندارد؟

قطعا وجود دارد و این یک احتمال نیست من به شما این قول را می دهم که اگر اهدافتان را مشخص کنید راه های ساده تری را برای دستیابی به آن هدف پیدا خواهید کرد. این نکته را به یاد داشته باشید که اهدافتان را از مسیرتفکیک کنید و برای رسیدن به هدف هایتان مسیر های ساده تر و سریع تر را پیدا کنید.

بیش از 95% انسان ها آدم های زندگی روزمره هستند و نمیتوانند هدفهایشان را از مسیر تفکیک کنند.


من در دانشگاه از دانشجویان ارشد و دکترا هدف آن ها را از درس خواندن پرسیدم و بسیاری از آن ها پاسخ دادند که میخواهم مدرک دریافت کنم و از آن ها پرسیدم بعدش چی؟ پاسخ دادند که با آن به کار مشغول شوم و باز میپرسم بعد از مشغول کار شدن چه هدفی دارید و درآخر به کجا میخواهی برسی؟ این بسیار جالب است که خیلی از انسان ها به این درک نمی رسند که هدف نهاییشان چیست؟ 

افراد موفق این را خیلی سریع درک میکنند هدف را مشخص و روی آن متمرکز می شوند.

گروه تحقیقاتی آکادمی موفقیت

برای دریافت سایر مقاله ها می توانید نام خود را به 10003715 پیامک کنید

مشاوره مستقیم حضوری و تلفنی

مشاوره کسب و کار تهران

مشاوره کسب و کار تهران (برندسازی)

دوست عزیزی که این مطلب را می خوانید، شاید به این فکر کرده اید که چرا جلوی یک اسم معروف صف می کشند که از خدمات و محصولات اون استفاده کنند. یا اینکه چرا یک محصول خاص همواره مشتری های خودش رو با وجود اختلاف قیمت دارد.

بله اون ها برند شده اند. برند شدن با تبلیغات متفاوت است. برند سازی یعنی ارزش آفرینی هر چه بیشتر در یک کسب و کار. ارزش آفرینی که هم شما را به سود و پول می رساند و هم مشتری شما را و حتی کارمند شما را !!

می خواهم یک مقدار بیشتر به این مسئله فکر کنیم. تفکری از روی خواسته های ارزشمند. اگر شما به عنوان یک مشتری بودید چه می خواستید؟ آری شما باید بتوانید خودتان را در جایگاه یک مشتری فرض کنید و بسیار جالب است وقتی که از مشتریان راجع به اولویت های آنها سوال می شود. تنها 14 درصد از این مشتریان به دنبال تخفیف یا قیمت پایینتر هستند!!

پس برای جامعه 86 درصدی برنامه ریزی کنیم نه برای جامعه 14 درصدی بله این یکی از راز های فروش موفق و برند شدن یک کسب و کار است. شما می توانید این درصد کم را هم با خود همراه کنید. با تکنیک های دیگری که برای این افراد هم ارزش آفرینی می شود.

اکنون زمان آن رسیده که برای برند شدن کسب و کار خود زمان و سرمایه اختصاص دهید.

 

آیا هزینه و زمانی را که به برند سازی اختصاص می دهم هجو یا بیهوده است و آیا سود دهی دارد و یا خیر.

دو نکته را باید مد نظر داشت

  • شاید در بازه زمانی بسیار کوتاه هزینه ها چشم گیر باشد
  • در طولانی مدت قطعا سود آن با حالت اول قابل مقایسه نیست

مثالی برای روشن شدن این قضه:

شما مشتریانی دارید که هر یک از آنها به شما 10 دلار سود می رسانند. حالا شما 10 مشتری ماهانه 10 دلاری دارید.

در مجموع شما 100 دلار سود می کنید.(هزینه برندسازی تقریبا صفر است)

شروع می کنید به برند سازی و 20 درصد برای مثال از سود به این موضوع اختصاص می دهید. حالا شما همان 10 مشتری قبلی را دارید و هر کدام 8 دلار به شما سود می رسانند و این همان زمان کاهش سود اولیه است.(زمان شروع برند سازی و بازدهی معمولا از 45 روز شروع می شود)

پس از گذشت یک زمان نسبتا کوتاه چند ماهه اکنون اسم شما و نام مجموعه شما به صورت یک برند در حال بزرگ شدن است. حالا آرام آرام مشتریان شما بیشتر و بیشتر می شوند. در جایگاهی که شما قرار دارید برای مثال بعد از یک سال در بدترین شرایط مشتریان شما دو برابر یا 20 نفر و هر کدام همان 8 دلار را به شما سود رسانند. سود مجموع شما 160 دلار خواهد بود. یعنی بیش از یک و نیم برابر حالت قبلی برای سال اول.

و حالا همین روند را برای 5 سال در نظر بگیرید: روند رشد 2 برابری مشتریان پس از 5 سال حدود 160 مشتری 7 دلار سود را هم برای شما به ارمغان آورد. شما صاحب بیش از 1100 دلار خواهید بود در صورتی که در یک فرایند عادی کسب و کار شما بعد از گذشت این دوره زمانی صاحب حدود 500 دلار درآمد ماهانه خواهید بود.

پس سرمایه گذاری روی بخش برند سازی سازمان خودتان یک سرمایه گذاری منطقی و در بدترین شرایط ممکن 3 برابر بیشتر و 4 برابر سریعتر شما و دارایی های شما را رشد خواهد داد.

اونهایی که واقعا کاسب بازاری هستند دقیقا درک صحیحی از این مطالب که در اینجا ذکر شد را خواهند داشت. 

 

 

مشاوره های کسب و کار سرمایه گذاری ایده آل 

شاید شما هم به این فکر کنید که هزینه ای را که بابت استفاده از تجربیات دیگران می خواهیم پرداخت کنیم را خودمان استفاده می کنیم. و به نتایج دست پیدا خواهیم کرد.

نکته اصلی اینجاست که هزینه استفاده از دانش دیگران بسیار کمتر از کسب و تجربه همان دانش است

برای مثال من برای مدیر عامل یک شرکت پتو سازی در حال آموزش یک روند برای استخدام یک نیروی ایده آل برای بخش های مختلف بودم. که خود او به نتیجه جالبی اشاره کرد. گفت که بله هزینه هایی که برای آموزش خودش و استفاده از دوره های مربوط انجام داده برای او بسیار کارساز بوده. به این صورت که بعد از دوره ای که طی کرده بود. توانسته بود انسان های درستی را نقاط مناسب به کار گیرد. و خودش می گفت که با داشتن 800 پرسنل هر ماه درگیر استخدام و فرایند های مربوط به واحد کارگزینی بوده ایم. اما اکنون این فرایند درگیری نیروهای کار به یک چهارم رسیده است. 

یعنی فقط در فرایند استخدام کارگزینی 2 نفر را اضافه داشتیم که به بخش های بایگانی و حسابداری کمک می کنند.

دو نفر نیروی کار یعنی دو نفر که بابت آنها باید هزینه پرداخت شود. اکنون اتفاقی که می افتد این است که : ما به اندازه 2 نفر برای تمام عمر یک سازمان که اگر آنرا 20 سال در نظر بگیریم. 20 تا 12 ماه 240 ماه در حالی که به دو نفر این حقوق را بدهیم همراه با عیدی و پاداش و … حدود 500 ماه یا بیشتر حقوق پایه را تنها با یک بار آموزش و پیاده سازی اصولی تا پایان کار یک مجموعه را سود می بریم!!

نکته اصلی همین است ما سود نهایی را نمی توانیم ملموس سازی کنیم. و هزینه های جاری فعلی را به عنوان مقیاس در نظر می گیریم.  هر چیز را اگر بخواهیم ملموس سازی کنیم، باید ابتدا آنرا به صورت عددی و حساب شده به صورت یک طرح توجیه پذیر به خودمان ارائه کنیم. 

حالا که با یک حساب سر انگشتی متوجه می شویم حد اقل سودی که در فرایند آموزش و مشاوره نصیب ما می شود

سی برابر هزینه های آن است 

  

پس یک سرمایه گذاری بسیار عالی محسوب می شود. حالا با فرض داشتن این بازده آیا بازه هم باید برای استفاده از آموزش ها و آموزش درنگ کنیم!؟

جواب : بله!

مهم ترین بخش این است که : از چه کسی می آموزید.

کج فهمی از نفهمی بسیار خطرناکتر و بدتر است.

چون زمانی که ما یک موضوع را نمی دانیمف سعی در یادگیری و بهبود داریم. اما زمانی که فکر می کنیم یک موضوع را فهمیده ایم دیگر برای اصلاح آن هیچ تلاشی را انجام نمی دهیم.

پس اگر خواستید از آموزش و یا مشاوره های گروه یا شخصی استفاده کنید. ابتدا به دست آوردهای آنها نگاه کنید. یعنی شخصی را که تنها دارای یک مدرک دانشگاهی و یا داشتن دفتر و یا حتی سابقه کار چند ساله است را نمی توان به عنوان یک مشاور خوب در کسب و کار دانست!

او خودش در عمل با عالم واقعیت دست و پنجه نرم نکرده است. برای مثال اگر شما همین صفحه را با جستجو در اینترنت پیدا کرده اید، به این معنی است که ما راه های حضور در جستجوی گوگل را دانسته ایم که در نتایج شما به چشم آمده ایم. (مشک آنست که خود ببوید) پس ما توانایی آنرا داریم که به شما در مورد کسب و کار دیجیتال و استفاده و راه اندازی یک زیر ساخت در فضای مجازی کمک یا مشاوره بدهیم. البته برای سایر دوستان و عزیزانی که با شرایط مشابه در اینترنت قابل دسترس هستند این مثال صادق است. 

حالا در بخش دوم باید به این نکته توجه داشت که : هر کسی در بخش خاصی دارای تخصص است و از هر کس در تخصص خود او برای مشاوره بهره بگیریم. برای مثال شخصی را که دارای تخصص حسابداری است می تواند به جمع بندی حساب ها و … بهترین راهکارها و نرم افزار های اجرایی را به شما معرفی کند. اون قاعدتا نمی تواند بهترین راهنمایی را در مورد استخدام یک برنامه نویس یا مدیر منابع انسانی را به شما بدهد. و این روند به صورت معکوس هم صحیح است. 

در حال حاضر مشاوره های حضوری و تخصصی کسب و کار تهران انجام می پذیرد.

 

اگر دوست دارید که با گروه مشاوره کسب و کار آکادمی موفقیت همکاری داشته باشید. چه به صورت مشاور و چه به صورت مشاوره می توانید علاوه بر راه های ارتباطی اصلی با (نام و نام خانوادگی) به سامانه پیامکی ما 10003715 پیامک نمایید.

شماره های پاسخگویی مستقیم تماس و تلگرام 

09359314985

09120044718

 

شیوه مطالعه صحیح

نكاتي چند در مورد

روشهاي صحيح مطالعه

بارها شنيده ايم كه دانش آموز يا دانشجويي مي گويد :

  • ديگرحال و حوصله خواندن اين كتاب را ندارم
  • آنقدرازاين كتاب خسته شده ام كه قابل گفتن نيست
  • هرچقدرميخوانم مثل اينكه كمتر ياد مي گيريم
  • 10 بار خواندم و تكرار كردم ولي بازهم ياد نگرفتم

به راستي مشكل چيست؟ آيا براي يادگيري درس واقعاً بايد 10 بار كتاب را خواند؟ آيا بايد دروس خود را پشت سرهم مروركرد؟وآيا بايددهها بار درس راتكراركردتا يادگرفت ؟ مطمئنا” اگر چنين باشد ، مطالعه كاري سخت و طاقت فرسا است. اما واقعيت چيزي ديگر است. واقعيت آن است كه اين گروه از فراگيران، روش صحيح مطالعه را نمي دانند و متاسفانه در مدرسه و دانشگاه هم چيزي راجع به چگونه درس خواندن نمي آموزند. يادگيري و مطالعه، رابطه اي تنگاتنگ و مستقيم با يكديگر دارند، تا جايي كه مي توان اين دو را لازم و ملزوم يكديگر دانست. براي اينكه ميزان يادگيري افزايش يابد بايد قبل از هرچيز مطالعه اي فعال و پويا داشت .

شيوه صحيح مطالعه ،چهار مزيت عمده زير را به دنبال دارد:

1- زمان مطالعه را كاهش ميدهد.
2- ميزان يادگيري را افزايش ميدهد .
3-مدت نگهداري مطالب در حافظه را طولاني تر مي كند.
4- بخاطر سپاري اطلاعات را آسانتر مي سازد.

براي داشتن مطالعه اي فعال و پويا نوشتن نكات مهم درحين خواندن ضروري است تابراي مرور مطالب،دوباره كتاب رانخوانده و در زماني كوتاه ازروي يادداشتهاي خود مطالب را مرور كرد.
يادداشت برداري، بخشي مهم و حساس از مطالعه است كه بايد به آن توجهي خاص داشت. چون موفقيت شما را تا حدودي زياد تضمين خواهد كرد و مدت زمان لازم براي يادگيري را كاهش خواهد داد. خواندن بدون يادداشت برداري يك علت مهم فراموشي است.

شش روش مطالعه :

خواندن بدون نوشتن خط كشيدن زيرنكات مهم حاشيه نويسي خلاصه نويسي كليد برداري خلاقيت و طرح شبكه اي مغز

1-خواندن بدون نوشتن: روش نادرست مطالعه است. مطالعه فرآيندي فعال و پويا است وبراي نيل به اين هدف بايد از تمام حواس خود براي درك صحيح مطالب استفاده كرد. بايد با چشمان خود مطالب را خواند، بايد در زمان مورد نياز مطالب را بلند بلند ادا كرد و نكات مهم را يادداشت كرد تا هم با مطالب مورد مطالعه درگير شده و حضوري فعال و همه جانبه در يادگيري داشت و هم در هنگام مورد نياز ، خصوصا” قبل از امتحان ، بتوان از روي نوشته ها مرور كرد و خيلي سريع مطالب مهم را مجدداً به خاطر سپرد.

2- خط كشيدن زير نكات مهم: اين روش شايد نسبت به روش قبلي بهتر است ولي روش كاملي براي مطالعه نيست چرا كه در اين روش بعضي از افراد بجاي آنكه تمركز و توجه بروي يادگيري و درك مطالب داشته باشند ذهنشان معطوف به خط كشيدن زير نكات مهم مي گردد. حداقل روش صحيح خط كشيدن زير نكات مهم به اين صورت است كه ابتدا مطالب را بخوانند و مفهوم را كاملاً درك كنند و سپس زير نكات مهم خط بكشند نه آنكه در كتاب بدنبال نكات مهم بگردند تا زير آن را خط بكشند.

3- حاشيه نويسي: اين روش نسبت بدو روش قبلي بهتر است ولي بازهم روشي كامل براي درك عميق مطالب و خواندن كتب درسي نيست ولي مي تواند براي يادگيري مطالبي كه از اهميتي چندان برخوردار نيستند مورد استفاده قرار گيرد.

4- خلاصه نويسي: در اين روش شما مطالب را ميخوانيد و آنچه را كه درك كرده ايد بصورت خلاصه بروي دفتري يادداشت مي كنيد كه اين روش براي مطالعه مناسب است و از روشهاي قبلي بهتر مي باشد چرا كه در اين روش ابتدا مطالب را درك كرده سپس آنها را يادداشت مي كنيد اما بازهم بهترين روش براي خواندن نيست.

5- كليد برداري: كليد برداري روشي بسيار مناسب براي خواندن و نوشتن نكات مهم است. در اين روش شما بعد از درك مطالب، بصورت كليدي نكات مهم را يادداشت مي كنيد و در واقع كلمه كليدي كوتاهترين، راحتترين، بهترين وپرمعني ترين كلمه اي است كه با ديدن آن، مفهوم جمله تداعي شده و به خاطر آورده مي شود .

6- خلاقيت و طرح شبكه اي مغز: اين روش بهترين شيوه براي يادگيري خصوصاً فراگيري مطالب درسي است. در اين روش شما مطالب را ميخوانيد بعد از درك حقيقي آنها نكات مهم را به زبان خودتان و بصورت كليدي يادداشت مي كنيد و سپس كلمات كليدي را بروي طرح شبكه اي مغز مي نويسد (در واقع نوشته هاي خود را به بهترين شكل ممكن سازماندهي مي كنيد و نكات اصلي و فرعي را مشخص مي كنيد) تا در دفعات بعد به جاي دوباره خواني كتاب، فقط به طرح شبكه اي مراجعه كرده وبا ديدن كلمات كليدي نوشته شده بروي طرح شبكه اي مغز، آنها را خيلي سريع مرور كنيد. اين روش درصد موفقيت تحصيلي شما را تا حدود بسيار زيادي افزايش ميدهد و درس خواندن را بسيار آسان مي كند. و بازده مطالعه را افزايش ميدهد.

شرايط مطالعه

((بكارگيري شرايط مطالعه يعني بهره وري بيشتر از مطالعه ))

شرايط مطالعه، مواردي هستند كه با دانستن، بكارگ

يري و يا فراهم نمودن آنها، مي توان مطالعه اي مفيدتر با بازدهي بالاتر داشت و در واقع اين شرايط به شما مي آموزند كه قبل از شروع مطالعه چه اصولي را به كار گيريد، در حين مطالعه چه مواردي را فراهم سازيد و چگونه به اهداف مطالعاتي خود برسيد و با دانستن آنها مي توانيد با آگاهي بيشتري درس خواندن را آغاز كنيد و مطالعه اي فعالتر داشته باشيد :

1- آغاز درست : براي موفقيت در مطالعه، بايد درست آغازكنيد.
2- برنامه ريزي : يكي از عوامل اصلي موفقيت، داشتن برنامه منظم است.
3- نظم و ترتيب : اساس هر سازماني به نظم آن بستگي دارد.
4-حفظ آرامش : آرامش ضمير ناخود آگاه را پويا و فعال ميكند.
5- استفاده صحيح از وقت : بنيامين فرانكلين ( آيا زندگي را دوست داريد؟ پس وقت را تلف نكنيد زيرا زندگي از وقت تشكيل شده است )
6- سلامتي و تندرستي : عقل سالم در بدن سالم است.
7- تغذيه مناسب : تغذيه صحيح نقش مهمي در سلامتي دارد.
8- دوري از مشروبات الكلي : مصرف مشروبات الكلي موجب ضعف حافظه مي شود.
9 – ورزش : ورزش كليد عمر طولاني است.
10-خواب كافي : خواب فراگيري و حافظه را تقويت مي كند.
11 –درك مطلب: آنچه در حافظه بلند مدت باقي مي ماند، يعني مطالب است.

 

چند توصيه مهم كه بايدفراگيران علم از آن مطلع باشند.

1- حداكثر زماني كه افراد مي توانند فكر خود را بروي موضوعي متمركز كنند بيش از 30 دقيقه نيست، يعني بايد سعي شود حدود 30 دقيقه بروي يك مطلب تمركز نمود و يا مطالعه داشت و حدود 10 الي 15 دقيقه استراحت نمود سپس مجدداً با همين روال شروع به مطالعه كرد.

2- پيش از مطالعه از صرف غذاهاي چرب و سنگين خودداري كنيد. و چند ساعت پس از صرف غذا مطالعه نمائيد چون پس از صرف غذاي سنگين بيشتر جريان خون متوجه دستگاه گوارش ميشود تا به هضم و جذب غذا كمك كند و لذا خونرساني به مغز كاهش مي يابد و از قدرت تفكر و تمركز كاسته ميشود. از مصرف الكل و دارو هم خودداري فرمائيد همچنين غذاهاي آردي مثل نان و قندي قدرت ادراك و تمركز را كم مي كند نوشابه هاي گازدارهم همينطور هستند.

3- ذهن آدمي با هوش است اگر يادداشت برداريد خود را راحت از حفظ و بياد سپاري مطالب مي كند و نيز همزمان نمي توانيد هم مطلبي را بنويسيد و هم گوش دهيد. پس در حين مطالعه لطفاً يادداشت برداري نمائيد

 

نویسنده : تیم آکادمی موفقیت ایران

بهترین هدیه

بهترین هدیه

چه هدیه ای از همه بهتره؟

شاید شما هم از آن دسته از افراد هستید که برای هدیه دادن و یا هدیه گرفتن به مشکل بر می خوردی! شاید هم تا حالا اصلا هیچ هدیه ای در زندگی خود دریافت نکرده باشید! شاید از بس از دیگران دارید هیچی به چشمتون نمی آد!

اول از همه باید بگیم که هدیه دادن ها رو از این به بعد فقط در جنبه دوست داشتن بدونیم، نباید انتظاری از فرد خاصی برای یک هدیه بسیار گران و یا بسیار خاص داشته باشیم.

هدیه به خانم ها

نکته اول برای هدیه دادن: به این دقت کنید که فردی که می خواهیم به او هدیه بدهیم زن است یا مرد؟
این شاید یکی از کلیدی ترین نکاتی است که باید در هدیه دادن مورد توجه قرار دهیم. هدیه ای که یک بانو را خرسند می کند به ندرت می تواند یک آقا را خوشحال کند. به خاطر ذات افراد سلیقه های افراد نیز متفاوت می باشد.

هدیه مناسب آقایان :

آقایان دوست دارند هدیه ای که دریافت می کنند دو خصوصیت ماندگاری و کاربردی را داشته باشد. از این جمله از هدایا می توان : ساعت ، آچار بکس ، فندک ، خودرو  و هر چیز کاربردی و با دوام را در زمره هدیه آقایان می توان گنجاند.

هدیه مناسب خانم ها :

خانم ها از آن رو که روح لطیفی دارند بر روی دو طیف از خصوصیات کالاها تمرکز دارند، ابتدا به تعدد (یعنی اگر 5 هدیه به ارزش یک میلیون دریافت کنند بیشتر خوشحال می شوند تا یک هدیه ی 2 میلیونی!) و بخش بعدی که بر می گردد به طبع لطیف خانم ها، هدیه های خاص هست. هدیه هایی مانند یک شاخه گل، یک بیت شعر ، و یا حتی کشیدن یک نقاشی ، اما برترین هدیه به خانم ها ایجاد حس تنوع و خروج از یکنواختی زندگی است. مثلا سورپرایز شدن در یک محیط جدید و یا دریافت هدیه ای که به هیچ وجه در اون لحظه انتظار دریافت هدیه را نداشته باشد.

حال که فهمیدیم که یک خانم یا آقا بیشتر به چه هدایایی واکنش مثبت خواهند داشت. نوبت می رسد به لحاظ کردن سن و شغل افراد و یا شرایط محیطی آنها که باز هم به نوبه خود بسیار تخصصی می باشد.
سعی کنید هدایایی را به دوستان یا عزیزانتان بدهید که با سایر امکانات و وسایل فعلی او همخوانی داشته باشد. یعنی با توجه به روند زندگی فعلی او هدیه ای را انتخاب نمایید تا نیاز به تغییر در سایر بخش های زندگی او را نداشته باشد. برای مثال هنگامی که یک خانم از وسایل صورتی استفاده نمی کند برای او کالا به رنگ صورتی را تهیه نکنید. یا هنگامی که یک آقا از وسایل و یا شرایط متوسط مالی استفاده می کند هیچ وقت برای او هدیه ای که امکان استفاده کردن آن در عالم خارج وجود ندارد مانند خرید یک کفش چند میلیونی برای کارمندی که حقوق ماهیانه اون از پول اون کفش کمتره یک هدیه نا مناسب محسوب می شود.

هدیه به همسر
ماندگار ترین هدیه چیست؟

از آن رو که در عصر اطلاعات و ارتباطات زندگی می کنیم، مناسب ترین هدیه برای هر فرد شاید اطلاعات باشد. اما شما می توانید یک منبع اطلاعات را به او بدهید تا اطلاعات غیر کاربردی! ابتدا سعی کنید حیطه کاری و شغلی طرف مقابل را بررسی نموده و از ساختار آن اطلاعات مربوط به نیاز های با اولویت بالاتر او مطلع شوید.
برای مثال خانمی که در صنف آرایشگری مشغول به فعالیت می باشد بهترین مسیر کسب اطلاعات تخصصی می تواند شرکت در یک گردهمایی و یا آشنایی با شیوه های جدید و یا مواد و لوازم خاص شغلی خود او در یک گردهمایی و یا یک سمینار خارجی و یا داخلی باشد. اما هر چه فرایند آموزش تخصصی تر باشد ارزش بازگشت سرمایه برای شما و شخصی که هدیه را دریافت نموده بیشتر خواهد بود.

جالب است بدانیم بازگشت سرمایه گذاری ناشی از بخش آموزش برابر با سی برابر x30 هزینه ای است که بابت آن پرداخت شده است. این نکته طلایی در پیشرفت مالی تمام افراد موفق را می توانید ببینید. یعنی اگر به من هدیه ای آموزشی تخصصی به ارزش یک میلیون بدهید در واقع به من یک هدیه ی مالی سی میلیونی داده اید.

برای آنکه آموزش ها برای شما مفید تر باشد سعی کنید با روش های گفته شده در کتاب ها یا مقالات موجود در سایت انسان ها را تحلیل کنید که در کدام یک از دسته های سمعی ، بصری یا جنبشی قرار می گیرند.

  • اگر انسان سمعی است، برنامه های آموزشی صوتی را از سایت دانلود کنید و در اختیار انها قرار دهید.
  • اگر از گروه بصری ها هستند هم می توانید به آنها کتاب هدیه دهید. البته دسته بیشتر افراد در این جایگاه قرار می گیرند. بنابراین اگر کتابی با مطالب بالا تهیه کنید مطمئناً مورد توجه قرار می گیرد.
  • اما اگر از گروه آدمهای جنبشی هستند، توصیه می کنیم به یکی از سمینار های کاربردی ما و هر یک از عزیزان فعال در حوزه کاری خود بروید و در آنجا اطلاعات مفید را به جای تجربه و صرف زمان به دست بیاورید.

هدیه های مناسبتی

سعی کنید به هنگام هدیه دادن حتماً اسم فرد گیرند در روی هدیه با خطی زیبا نوشته شده باشد. این کار ارزش هدیه را دو چندان می کند، یعنی این هدیه از جانب شما از پیش با اهمیت بیشتر تدارک دیده شده. مثلاً روی آن نوشته شده باشد «تقدیم به عزیزترینم سامان »

هدیه با نام شخصی خودتان باشد

چطور هدیه دهیم؟

دومین بخش از هدیه دادن نحوه ارائه هدیه می باشد، اگر هدیه ای که به فرد مورد نظر می دهید، به صورت دسته جمع است بهتر است از فردی که بزرگتر از لحاظ سنی است خواهش کنید که ضمن بیان خوشحالی و … آن را به فرد دهد.

اگر هدیه ای که می دهید بصورت انفرادی هست. معمولاً در هنگام خوردن میوه و شیرینی به فرد داده خواهد شد.
اگر هدیه شما بصورت یک نفر به یک نفر می باشد. سعی کنی کمتر از سه دقیقه پس از ملاقات با شخص مقابل هدیه را به او بدهید. البته برای گل استثناء باید در لحظه اول این کار انجام پذیرد.

در تمام موارد فوق باید بعد از گرفتن هدیه سعی کنیم هدیه را باز کنیم، از آن استفاده کنیم یا به میزان اهمیت و کاربرد آن در زندگی اشاره کنیم با این کار علاوه بر القای حس مفید بودن اهمیت دوست داشتن و مهم بودن را برای شما تداعی می کند.

برخی از اصول در فرهنگ ایرانی از دیرباز در رابطه با هدیه و تعامل های اجتماعی و جود داشته و دارد. که نمونه هایی از این رسوم می توان به کادو دادن متقابل یا پس فرستادن ظرف هدیه همراه با هدیه (ته ظرفی) یاد کرد که نشان از قدر شناسی ایرانیان می باشد.

اما هدیه ای که از دل گفتار شخص باشد تاثیر گذاری بیشتری بر دل دارد تا هدیه ای که تنها ارزش مالی داشته باشد. با این سخن بسیار سنجیده را باید در نظر داشت

[سخنی کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند.]

به خودمان هدیه دهیم:

یکی از عاداتی که در برخی از زوج های جوان مشاهده می شود کم توجهی نسبت به دادن هدیه به همسران می باشد. به دلیل با هم بودن نیاز به توجه کم کم فراموش می شود. که باید بیشتر مد نظر قرار بگیرد. یکی از هدیه های مهمی که شاید هیچ وقت به اون فکر نکرده باشید، بسیار هم عالیست

هدیه دادن به خود

هدیه دادن به خودتان است!!

بله هدیه دادن یا جایزه دادن به خود یکی از راه های مفید جهت بالا بردن سطح علاقه به خویشتن می باشد. در این مورد در نوشتار های قبل و در ویدئو های آکادمی موفقیت ایران توضیحات ارائه گردید.

با همین ترتیب ساده هر روز می توانیم خودمان و اطرافیانمان را شاد کنیم.

نوشتار: سامان کرمی

مدیریت استرس

استرس

 

 در اینجا سه نظریه در خصوص استرس و خود-کنترلی ( سرسختی، خود-کارآمدی و احساس شایستگی) خواهیم پرداخت.  

هیجان و استرس

مدل تبادلی استرس ( نقش ارزیابی)

 عوامل استرس زا

در سال 1970 کارهای لازاروس بر روی استرس موجب شد روانشناسی پاسخ های استرس را بهتر درک کند (لازاروس و کوهن،1973، 1977؛ لازاروس، 1975؛ لازاروس و فولکمن، 1987). این موضوع  موجب شکل گیری مفهوم ارزیابی در روانشناسی شد. لازاروس معتقد بود که استرس یک تعامل بین فرد و محیط بیرونی اوست و اینکه پاسخ های استرس زمانی رخ می دهند که افراد یک موقعیت بالقوه پر استرس را واقعا پراسترس ارزیابی کنند. مدل لازاروس از ارزیابی، افراد را به عنوان موجوداتی روانشناختی توصیف می کند که جهان بیرونی را ارزیابی می کنند نه اینکه صرفا پاسخ های منفعلانه به آن می دهند.

 

لازاروس دو شکل ارزیابی را مطرح کرد:

 

  1. ارزیابی اولیه: بر اساس نظر لازاروس افراد در ابتدا رویداد را ارزیابی می کنند. چهار روش ممکن برای ارزیابی رویداد ها وجود دارد: 1-رویداد نامربوط است، 2-رویداد مثبت و بی خطر است، 3-رویداد  آسیب زا و تهدید کننده است و 4-رویداد آسیب زا و چالشی است.
  2. ارزیابی ثانویه: شامل ارزیابی افراد از جنبه های مثبت و منفی استراتژی های سازگاری خودشان است.

شکل ارزیابی اولیه و ثانوی تعیین کننده این موضوع است که آیا یک پاسخ استرس نشان داده شود یا خیر؟ بر اساس مدل لازاروس، این پاسخ های استرس به شکل های مختلفی بروز می کنند: 1- واکنش مستقیم، 2- جستجوی اطلاعات، 3- عدم واکنش، 4- توسعه یک ابزار سازگاری با استرس از طریق روش های تن آرامی و یا استفاده از مکانیزم های دفاعی.

مدل ارزیابی لازاروس و تبادل بین فرد و محیط یک روش جدید برای نگریستن به پاسخ های استرس است؛ این اعتقاد که افراد در ارتباط با محیط بیرونی خود منفعل نیستند، بلکه با آن تعامل دارند.

کدام رویداد ها استرس زا ارزیابی می شوند

لازاروس معتقد است یک رویداد قبل از اینکه پاسخ استرس را ایجاد کند باید استرس زا ارزیابی شود.

استرس و راه های جلوگیری از استرس

از این موضوع می توان اینگونه استنباط کرد که ماهیت رویداد به تنهایی تعیین کننده نیست و در واقع این موضوع کاملا به ادراک افراد از رویداد مرتبط است. با این وجود تحقیقات نشان می دهند که برخی رویداد ها بیشتر احتمال دارد که منجر به بروز پاسخ های استرس گردند:

  1. 1.وقایع برجسته: اغلب افراد در خیلی از حوزه ها از جمله شغل، خانواده و دوستان فعالیت دارند. برای برخی ممکن است کار مهمتر باشد برای برخی خانواده و … . اسویندل و موس (1992) معتقدند که حوزه های مهمتر برای افراد بیشتر استرس زا هستند.
  2. بار اضافی: به نظر می رسد  انجام چند تکلیف همزمان در مقایسه با تمرکز بر روی تکالیف کمتر در یک زمان، منجر به استرس بیشتری می شود. بنابر این  زمانی که یک استرسور به استرسوری دیگر اضافه می شود در مقایسه با زمانی که به تنهایی رخ می دهد بیشتر استرس ایجاد می کند.
  3. رویداد های مبهم: اگر رویدادی به خوبی تعریف شده باشد، فرد به نحو موثری می تواند یک استراتژی سازگاری برای آن در نظر بگیرد. اما اگر رویداد مبهم و نامشخص باشد، فرد ابتدا باید زمان و انرژی زیادی صرف کند تا تصمیم بگیرد کدام استراتژی سازگاری، بهترین است.
  4. رویداد های غیر قابل کنترل: اگر استرسوری قابل پیش بینی و قابل کنترل باشد، کمتر استرس زا ارزیابی می شود. در مقایسه، رویداد های غیر قابل کنترل و تصادفی استرس بیشتری ایجاد می کنند.

 

کنترل خود و استرس

نظریه های جدید استرس بر خود کنترلی به عنوان یک مفهوم مهم در درک استرس تاکید می کنند. این موضوع در نظریه های خود-کارآمدی، سر سختی و احساس شایستگی برجسته شده است.

 

  1. خود-کارآمدی:در سال 1987، لازاروس و فولکمن پیشنهاد دادند که به نظر می رسد خود-کارآمدی عامل قدرتمندی است که پاسخ های استرس را میانجیگری می کند.

خودکارآمدی به احساس شایستگی افراد در این خصوص که می توانند عمل مطلوبی را انجام دهند مرتبط است. تحقیقات نشان می دهند که خودکارآمدی ممکن است نقشی در میانجیگری پیامد های استرس بر سرکوب سیستم ایمنی و تغییرات فیزیولوژیکی مانند فشار خون، ضربان قلب، و هورمون های استرس داشته باشد (باندورا و همکاران،1982، 1988؛ واید فیلد و همکاران، 1990). بنابراین این عقیده که فرد توانایی کنترل رفتارهای خود را دارد یا خیر؟، می تواند در تبدیل یک رویداد بالقوه استرس زا به پاسخ های استرس نقش داشته باشد.

  1. سرسختی:تاکید بر کنترل خود همچنین در مفهوم سرسختی که توسط کوباسا شرح داده شده است، مورد توجه قرار گرفته است(کوباسا و همکاران، 1982؛ مدی و کوباسا، 1984). سرسختی اینگونه توصیف شده است: 1- داشتن احساس فردی کنترل،2- میل پذیرفتن چالش ها و 3- تعهد. استدلال شده است که درجه سرسختی، ارزیابی افراد را از استرسور های بالقوه و پاسخ های استرس مورد انتظار تحت تاثیر قرار می دهد. بنابراین احساس تحت کنترل بودن شرایط (کنترل پذیری) ممکن است فرایند ارزیابی اولیه را تحت تاثیر قرار دهد.
  2. 3.تسلط:کاراسک و تئورل (1990) اصطلاح ” احساس تسلط” که منعکس کننده ی کنترل فرد بر پاسخ های استرس خود است را تعریف کردند. آنها استدلال می کنند که میزان تسلط ممکن است با پاسخ های استرس رابطه داشته باشد.

 

به طور خلاصه از آنچه در بالا اشاره شد می توان اینگونه بیان کرد که اغلب محققان استرس را به عنوان نتیجه ی میزان تطابق فرد – محیط می دانند و بر نقش ارزیابی اولیه و ثانویه در بروز پاسخ های استرس تاکید دارند. محققان معتقدند که مولفه های روانشناختی به عنوان مولفه های مرکزی پاسخ های استرس تلقی می شوند، اگر چه این مولفه ها به تغییرات همزمان مولفه های فیزیولوژیکی وابسته اند.

 

جزوه کامل ویژه شرکت کنندگان کارگاه مربیگری مهارت های زندگی
(*پاور پوینت کارگاه دکتر سعیدی*)
را می توانید از این بخش دانلود نمایید.

 

_______________________________________________

” دوره مربیگری مهارت های زندگی ToT ”

🌀 مهارت تفکر خلاق و تفکر نقاد 🌀

📜 با ارائه گواهینامه معتبر از مؤسسه روانشناسی دانشگاه تهران
در استان کرمانشاه

🕰زمان : جمعه 20 بهمن (ساعت 9 الی 14)
🏢 مکان : چهار راه گلستان، ساختمان فرید، واحد 22

🔻 ساعت پاسخگویی به تماس ها 🔻
10 الی 12 و 17 الی 19

☎️تلفن تماس : 09354240426

فرزندم دوست خیالی دارد؟

چرا فرزندم یک دوست خیالی دارد؟

بسیاری از والدین وقتی کودک معمولا بین ۳ تا ۵ سالشان یک دوست خیالی خلق میکنند، دچار نگرانی میشوند. والدین میپرسند چرا او به چنین دوستی نیاز دارد؟ آیا او نمیتواند تفاوت یک انسان واقعی و یک موجود خیالی را درک کند؟ هر چند که آنها گاهی با این کارهای کودک سرگرم میشوند اما اغلب از این کارهای کودک پریشان میشوند.
حضور یک دوست خیالی یکی از بخش های مهم و خلاق رشد برای بسیاری از کودکان است. این دوست به کودک کمک میکند با عواطف و مشکلاتی کنار بیاید که شاید در غیر اینصورت نمیتوانست آنها را تحمل کند. مثلا ممکن است دوست خیالی کودک هنگام نقل مکان به یک خانه جدید و ترک دوستان واقعی اش، ‌تنهایی او را تسکین دهد یا شاید دوست خیالی به او کمک کند تا خود را با به دنیا آمدن یک نوزاد تازه در خانواده، شروع رفتن به مهد کودک، ‌یادگیری های خانه وفق دهد. گاهی او یک حیوان خیالی مثل سگ را خلق میکندتا بتواند بر ترسش از سگ غلبه کند، یا آرزو میکند که یک سگ داشته باشد.
اگر کودک احساس کند بیش از حد توسط والدینش کنترل میشود یا این کارش مورد تایید آنها نیست، شاید دوستی را خلق کند که کاملا برای او قابل پذیرش است و همیشه او را دوست دارد. شاید خودش تبدیل به والدی پر توقع برای او شود. گاهی کودک از دوست خیالی اش کمک میکیرد تا احساس گناهش را تسکین دهد. زیرا کودکی که کار اشتباهی انجام داده از تنبیه و از دست دادن عشق والدینش میترسد. اکر او عمیقا

از طرد شدن میترسد در این صورت این دوست خیالی اوست که متهم میشود.
اگر کودکتان یک دوست خیالی دارد شاید سوال کنید که در این مورد چه کاری را میتوانید انجام دهید؟ سازش بهترین راه است. اگر فکر میکنید فرزندتان به خاطر احساس عجز درگیر خیالبافی شده میزان آزادی در نظر گرفته شده برای او را بررسی کنید. شاید بتوانید برای او فرصت های بیشتری قرار دهید تا احساساتش را بیان و کشف کند. اکر به نظر میرسد که کودکتان بدلیل نقل مکانی که اخیرا داشته یا عدم حضور همبازیهایش در کنار او تنها مانده، به او کمک کنید دوستان خوبی پیدا کند. همچنان که کودک بزرگتر میشود از دوست خیالی خود دست میکشد و بتدریج خصوصیات و مسولیتهایی را که به دوست خیالی خود نسبت میداد را میپذیرد. سر انجام، شما و او به این دوره کوتاه به عنوان مرحله جالبی از رشد نگاه خواهید کرد که آنرا پشت سر گذاشته اید.

 

دکتر سارا هاشم پور

چگونه برنامه ریزی کنیم؟

چگونه مي‌توان براي خود برنامه‌ريزي كرد؟

هفته اول برنامه ریزی

در ابتدا بايد تشخيص داد كه در حال حاضر چگونه زندگي مي‌كنم، يعني ليست كارها و زمان آن‌ها را آن طوري كه بايد تهيه كنم. يك هفته تمام كارهاي روزمره را يادداشت مي‌كنم.
يادداشت‌ها را بررسي مي‌كنم و كارهايي كه از روي بي‌هدفي بوده و ضرورتي براي زندگي من ندارد را مشخص مي‌نمايم، خصوصاً اموري كه براي تلف كردن وقت است.

هفته دوم برنامه ریزی

با توجه به شرايط زندگي و برنامه‌هاي از پيش‌ تعيين شده و مفيد، تعيين مي‌كنم كه مي‌خواهم چه تغييراتي را در زندگي خويش ايجاد كنم و هدفم از اين تغييرات بايد بهبود وضعيت قبلي و يا كيفيت بهتر باشد.
در مرحله بعد پيش‌بيني مي‌كنم كه بايد چه تغييراتي را ايجاد كنم آن‌ها را ليست مي‌كنم، به عبارتي با توجه به هدفم خواسته‌هايم را از خودم مشخص مي‌كنم، مثلاً مي‌خواهم پايه درس رياضي‌ام بهتر شود و يا تغيير مثبتي در اخلاقم ايجاد شود، تمام خواسته‌ها را مشخص و ميزان آن را معلوم مي‌كنم.

هفته سوم برنامه ریزی

بر اساس خواسته‌هايم براي خود برنامه‌ريزي مي‌كنم، و قبل از آن خواسته‌ها را تعديل مي‌كنم، با زبان ساده‌تر از كم شروع مي‌كنم و كم‌كم سعي مي‌كنم به خواسته‌هاي حقيقي خود برسم. اكثر كساني كه نمي‌توانند به برنامه خود عمل كنند كساني هستند كه از همان ابتدا برنامه سنگيني براي خود تدارك مي‌بينند و چون در عمل احساس ناتواني مي‌كنند از برنامه داشتن منصرف مي‌شوند و تا دو هفته اين برنامه را ادامه مي‌دهم. در اين مرحله زمان را مشخص نمي‌كنم و فقط كارهاي خوب و پيش‌بيني‌هاي خود را بين روزهاي هفته تقسيم مي‌كنم، مثلاً روز شنبه بايد يك ساعت ادبيات و يك‌ونيم ساعت زبان انگليسي و دو ساعت رياضي بخوانم و براي روزهاي ديگر هفته با توجه به شرايطم مقدار زماني و يا مقدار درسي كه بايد خوب بفهمم را معين مي‌كنم.برنامه‌ را به اجرا مي‌گذارم. هر شب قبل از خواب بر كارهاي خود نظارت كرده و در مقابل خواسته‌هاي روزانه‌ام، ميزان عملكرد خود را مشخص مي‌كنم، مثلاً در مثال قبلي، قبل از خواب روز شنبه بررسي مي‌كنم كه چه قدر ادبيات يا زبان و يا…خوانده‌ام. ممكن است درس ادبيات نياز به چهل و پنج دقيقه مطالعه باشد و درس زبان نياز به دو ساعت و همين‌طور براي كارهاي ديگر، آن چه انجام داده‌ام را صادقانه و با دقت يادداشت مي‌كنم.
در پايان هفته عملكرد خود را جمع‌بندي كرده با هدف و خواسته‌هايم و پيش‌بيني ابتداي هفته مقايسه مي‌كنم. هدفم از اين كار داشتن برنامه است و عادت‌كردن به برنامه داشتن.

در مرحله بعد خواسته‌هاي دقيق‌تر و واقع‌بينانه‌تري را پيش‌بيني نموده و هفته بعد را مصمم‌تر به برنامه‌ام عمل مي‌كنم.

هفته چهارم برنامه ریزی

اين عملكرد را بررسي كرده اگر در پايان هفته از آن نسبتاً راضي بوده‌ام و احساس خوبي از عمل كردن به آن داشتم برنامه را صرفاً براي عادت شدن ادامه مي‌دهم و اگر راضي نبودم سعي مي‌كنم برنامه هفته بعد را واقع‌بينانه‌تر در نظر بگيرم تا به رضايت نسبي برسم. حالا من ديگر برنامه‌ دارم مي‌خواهم وضعيت خود را بهبود بخشم. بهتر است كم كم خواسته‌هاي پيش‌بيني شده ابتداي هر هفته را متناسب هدفم كنم تا به هدف برسم.
مي‌دانم كه از برنامه داشتن مهم‌تر عمل كردن به آن است. بر خود نظارت دقيق مي‌كنم، اهدافم را مي‌نويسم و در جايي كه مدام جلوي نظرم باشد قرار مي‌دهم، خودم خودم را تشويق مي‌كنم، از خدا مدد مي‌خواهم، از اعضاي خانواده مي‌خواهم قبل از برنامه‌ريزي جمعي در خانه برنامه من را هم در نظر داشته باشند.
حالا كه چهار هفته است با برنامه عمل مي‌كنم با توجه به توانم دو نكته ديگر را وارد برنامه‌ام مي‌كنم؛ اول خواسته‌هايي كه براي بهترشدن دارم، يعني كم‌كم برنامه‌ام را سنگين‌تر و خواسته‌هاي بيشتري را از خود طلب مي‌كنم. مسلماً اكنون قادر خواهم بود كمي به خودم سختي هم بدهم. دوم غنصر زمان را هم بايد در برنامه‌هايم بياورم، مثلاً مشخص كنم كه از ساعت پنج تا پنج وچهل و پنج دقيقه به مطالعه و يادگيري عربي مي‌پردازم و حداقل سه هفته اين برنامه را ادامه داده و هر تغييري كه باعث بهبود شرايط من مي‌شود ايجاد مي‌كنم.

 

برنامه ریزی تحصیلی

اكنون من موفق شده‌ام كه به بهترين شكل ممكن براي خود برنامه‌ريزي درسي انجام دهم و به آن عمل كنم.
اين زماني است كه مي‌توانم از خود انتظار داشته باشم كه نه تنها براي درس بلكه براي بهترين شدن‌ها در زندگي برنامه‌ داشته باشم، براي مطالعات غير درسي‌ام، ديدن فيلم و ارتباط با دوستانم، همه حساب شده است. برنامه‌ اوقات فراغتم برنامه خودسازي است نه… ديگر بي‌هدف در خيابان‌ها پرسه نمي‌زنم، همين طوري با تلفن حرف نمي‌زنم، كنار كامپيوتر و…
حالا حتي تفريح و سرگرمي من هم براي تقويت قواي ذهني و نشاط روحي‌ام است و توسط خودم انتخاب مي‌شود و براي همه كارهايم با فكر انتخاب مي‌كنم كه چه كنم؟

من مي‌توانم سر رشته زندگي خويش را در دست بگيرم. من مي‌دانم تنها راه موفقيت اول خودشناسي و بعد بر اساس آن خودسازي است و داشتن برنامه و عمل كردن به آن و نظارت و كنترل خود يعني قدر‌تمند شدن و پيروز شدن بر تمام موانع راهم.

جهت نوشتار یک برنامه تخصصی می توانید از مشاوره های متخصصین آکادمی موفقیت نیز بهره مند شوید.
برای گرفتن وقت مشاوره می توانید در کرمانشاه به صورت حضوری و یا در سایر مناطق از طیق شماره تلفن همراه زیر اقدام به هماهنگی نمایید.
09354240426 

مشاوره تحصیلی کرمانشاه

درباره مشاوره تحصیلی بیشتر بدانید

همه‌ی ما معمولاً در معرض مشکلات و مسائلی قرار می‌گیریم که به دلیل محدود بودن دانش و تجربیاتمان به همفکری با دیگران نیاز پیدا می‌کنیم. می‌دانید که حتی با ثبات‌ترین افراد نیز گاهی از بحران‌های عاطفی مصون نیستند. تحولات و تغییراتی که در زندگی رخ می‌دهد، مانند قبولی در دانشگاه، ازدواج، دور شدن از خانواده و دوستان، بیماری و از دست دادن آن‌هایی که دوستشان داریم، گاهی ما را دچار اضطراب، تردید، نگرانی، تعارض و حتی بحران می‌سازد.
یکی از مهم ترین زمینه هایی که نیاز به دریافت راهنمایی و مشاوره وجود دارد در زمینه تحصیلی می باشد. این نوع از مشاوره اختصاص به دانش‌آموزان مدارس و دانشجویان دارد که برای کمک و راهنمایی آن‌ها در زمینه‌‌های گوناگونی مانند برنامه‌ریزی درسی و تحصیلی، امتحان و مسائل مربوط به آن، افت تحصیلی و علل آن، روش‌های بهسازی حافظه، تمرکز و مطالعه، مدیریت زمان، انتخاب رشته‌ی تحصیلی در دوره‌ی دبیرستان، انتخاب رشته‌ی تحصیلی دانشگاهی، اطلاع از مقررات و شرایط و قوانین مدرسه یا دانشگاه و یا هر مشکلی که ممکن است در تحصیل پیش بیاید فعالیت می‌کند و رفع این نوع مشکلات به عهده‌ی مشاوران تحصیلی است. البته تصمیم‌گیری اختیار و انتخاب و مسئولیت تام خود مراجع است و یک مشاور فقط می‌کوشد مسأله‌ی انتخاب و تصمیم‌گیری را که کاری بسیار دشوار و گاهی دردناک است، برای وی آسان سازد. در حقیقت یک مشاور در حل مشکل، فقط می‌تواند با همدلی و همفکری به بررسی راه‌حل‌ها بپردازد. او هرگز به جای شما فکر نمی‌کند و تصمیم نمی‌گیرد. تصمیم‌گیری مسئولیت فردی دانش آموز است. مشاوره، فکر کردن با مراجع است نه برای مراجع.

 

مشاوره‌ی تحصیلی در زمینه‌ی انتخاب رشته و راهنمایی شغلی

 

در این زمینه مشاور به دانش‌آموز کمک می‌کند تا با اطلاع از ویژگی‌ها و شرایط خود، رشته‌ها و شرایط جامعه تصمیم مناسبی در مورد انتخاب رشته‌ی تحصیلی‌اش اتخاذ کند. چنین فرآیندی چه در دبیرستان و برای انتخاب رشته‌ی تحصیلی و چه برای انتخاب رشته‌ی دانشگاهی تفاوت چندانی نمی‌کند. آشنایی مشاور با ویژگی‌ها و مقررات موجود مربوط به هر دوره بسیار حائز اهمیت است. مشاور تلاش می‌کند علاوه بر این‌که مراجع را از جنبه‌های مختلف هوشی، استعداد و علایق شناسایی کند، این شناخت را با شناخت‌های خود دانش‌آموز در هم ‌آمیزد و با در نظر گرفتن مقررات بیرونی و شرایط ویژه‌ی جامعه اقدام به تصمیم‌گیری کند.
ویژگی‌های خود دانش‌آموز که باید شناسایی شوند عبارتند از: میزان بهره‌ی هوشی، نمرات تحصیلی او، تعیین نقاط قوت و ضعف او در دروس مختلف، بررسی علایق و استعدادهای او در زمینه‌ی رشته‌ها و مشاغل. برای این کار گاهی مشاور از آزمون‌هایی چون تست هوش، آزمون رغبت سنج و آزمون‌های سنجش استعداد کمک می‌گیرد. از سوی دیگر باید دانش‌آموز شناخت کاملی نیز از خود رشته‌ی تحصیلی به دست آورد. این‌که چه دروسی در آن مطالعه می‌شوند، آینده‌ی شغلی آن چیست؟ و….

مشاوره‌ی تحصیلی در زمینه‌ی بررسی افت تحصیلی

برخی از دانش‌آموزان ممکن است دچار افت تحصیلی شوند. برخی از این دانش‌آموزان خود به مشاوره‌ی تحصیلی مراجع می‌کنند و برخی توسط مسئولین مدرسه به مشاور مدرسه معرفی می‌شوند. در هر حال مشاور تحصیلی به بررسی عمل مختلف افت تحصیلی می‌پردازد. برای بررسی احتمال وجود عمل خانوادگی از خود دانش‌آموز و خانواده او کمک می‌گیرد. عوامل مدرسه را نیز مورد بررسی قرار می‌دهد و همچنین به بررسی سلامت جسمی‌و روانی دانش‌آموز می‌پردازد.
شناخت و پیدا کردن علت افت تحصیلی در گام اول قرار دارد. بعد از پیدا کردن علت، مشاور به کمک دانش‌آموز و در صورت لزوم خانواده او و مسئولین مدرسه به رفع آن علت اقدام می‌کنند. یا این‌که راهنمایی‌هایی به دانش‌آموزان برای رفع علت ارائه می‌شود و پیشرفت او مورد پیگیری قرار می‌گیرد. این راهنمایی شامل شیوه‌ی افزایش انگیزش دانش‌آموز، آموزش شیوه‌های صحیح مطالعه، آموزش شیوه‌های مواجهه با تغییرات اساسی و … خواهد بود.

مشاوره‌ی تحصیلی در زمینه‌ی مطالعه و حافظه

برخی از دانش‌آموزان با وجود این‌که افت تحصیلی نشان نمی‌دهند، اما ممکن است نیاز به آموزش شیوه‌های صحیح مطالعه و روش‌های بهسازی حافظه داشته باشند. آموزش چنین روش‌هایی می‌تواند به جلوگیری از اتلاف وقت دانش‌آموز و بالا بردن بهره‌وری او کمک کند. برنامه‌ریزی برای مطالعه، رعایت اصول یادگیری در برنامه‌ریزی برای مطالعه، رعایت ویژگی‌های حافظه‌های مختلف می‌تواند به دانش‌آموز کمک کند تا روش مطالعه صحیحی داشته باشد و نتیجه‌ی بهتری به دست آورند.

مشاوره‌ی تحصیلی در زمینه‌ی کاهش اضطراب امتحان

 

اغلب افراد در جلسه‌ی امتحان و یا قبل از آن درجاتی از اضطراب را دارند. داشتن مقداری اضطراب در شرایط امتحانی کاملاً طبیعی و گاهی حتی ضروری است؛ چون موجب بالا نگه داشته شدن سطح انگیختگی فرد شده و عملکرد او را بهبود می‌بخشد. اما در صورتی که میزان این اضطراب از حد طبیعی بالا برود، باعث مختل شدن عملکرد فرد خواهد شد. بنابراین مشاور تحصیلی تلاش می‌کند تا با آموزش شیوه‌ی صحیح مطالعه، بالا بردن کارآیی حافظه و استفاده‌ی بهینه از زمان، دانش‌آموز نسبت به خود اطمینان و یقین پیدا کند.
به عبارتی تلاش می‌کند اعتماد به نفس او را بالا ببرد تا از پیدا شدن افکاری که باعث اضطراب در او می‌شوند جلوگیری کند. چنین دانش‌آموزانی افکاری از این قبیل دارند. نمره‌ی کمی‌خواهم گرفت، خوب نخوانده‌ام، همیشه شکست می‌خورم و… . مشاوره‌ی تحصیلی کمک می‌کند تا دانش‌آموز با تسلط بیشتری به مطالب مورد نظر سر جلسه‌ی امتحان حاضر شود و علاوه بر این به خود اعتماد به نفس داشته باشد. همچنین ممکن است روش‌های اختصاصی مثل آموزش روش‌های آرامش‌ورزی مورد استفاده قرار بگیرید. در صورت حاد بودن میزان اضطراب دانش‌آموز به مراکز اختصاصی‌تر ارجاع داده

هدایت تحصیلی شغلی انتخاب رشته

هدایت شغلی و تحصیلی

آزمون هشت (هدایت تحصیلی شغلی) چیست؟
ازکودکی تا به حال، سال‌ها درس خوانده‌ایم تا درآینده، رشته تحصیلی مناسب مان را انتخاب کنیم و بعد از آن هم در شغل محبوب مان به مردم خدمت کنیم و به آرزوهای کوچک و بزرگمان برسیم. صد البته یکی از مهمترین انتخاب‌های زندگی من و شما انتخاب رشته تحصیلی وشغل مناسب برای ادامه زندگی است.
درآینده می‌خواهید چه کاره شوید؟ این سوال همه ما را به یاد دوران ابتدایی و زنگ انشاء می‌اندازد. شاید آن موقع فقط به عنوان یک موضوع انشاء به این سوال پاسخ دادیم. اما هرچقدر بزرگتر می‌شویم خیلی جدی‌تر باید به آن پاسخ بدهیم. اینک زمان پاسخ‌گویی به این سوال فرارسیده تا مسیر تحصیلی و شغلی خود را، با آگاهی بشناسیم و با اراده تصمیم بگیریم و با تلاش موانع را پشت سر بگذاریم تا به آینده شغلی مناسب برسیم.

مشاوره تحصیلی
مهمترین عوامل انتخاب شغل:
1-شناخت علایق:
قبل از هر کاری باید بدانیم که ما به چه چیزهایی تمایل داریم و ازچه چیزهایی متنفریم. شناخت بیشتر رغبت‌ها ما را در انتخاب‌های مان موفق می‌سازد.
به عنوان مثال:
 علاقمند به کار با وسایل و ابزار هستم؟
 علاقمند به کار در یک محیط ثابت هستم؟
 علاقمند به مطالعه و فعالیت های علمی هستم؟

2-شناخت توانایی ها: برای انجام هرکاری باید توانایی‌های لازم را داشته باشیم تا بتوانیم از عهده‌‌ی آن برآییم. شناخت توانایی‌ها نیز ما را دراین مسیر کمک خواهد کرد. به عنوان مثال: توانایی رهبری، رفتار اجتماعی، فروش اجناس، درک فضایی و عددی و ….

3-شناخت ارزش های کاری:
باید بدانیم که اهداف و انتظارات مان از شغل آینده چیست؟ مثلا درآمد برایمان مهم است یا روابط اجتماعی و نوعدوستی و یا اینکه پیشرفت در کار. شناخت این مقوله نیز در انتخاب شغل مناسب اثر گذار است گام اول: ثبت نام کنید.
ثبت نام از طریق راه های زیر میسر می باشد:
 مراجعه حضوری به آدرس دفتر مرکزی و یا دفاتر نمایندگی
 تماس با تلفن های مرکز

برترین مشاوره کرمانشاه
گام دوم: آزمون هشت
هر فرهیخته با کمال آرامش به سوالات آزمون پاسخ می دهد. آزمون هشت در چهار سطح دوره اول متوسطه، دوره دوم متوسطه، دانشگاه و سازمانی برگزار می شود.

گام سوم- صدور راه‌نامه پاسخنامه هر فرهیخته توسط سامانه هشت خوانده می‌شود و بعد از آن راه‌نامه 24 صفحه ای صادر می شود. دراین راه ‌نامه سه پروفایل به شما ارائه می‌شود. پروفایل شخصیت: دراین بخش از بین 6 تیپ شخصیتی واقع‌گرا، جستجوگر ،قراردادی ،هنری، اجتماعی و متهور نسبت شما با هریک از آنها شخص و در یک نمودارا رائه می‌گردد. پروفایل توانایی: دراین بخش نسبت شما با 14 توانایی‌ که در مشاغل مورد نیاز است مشخص می‌شود. پروفایل ارزش‌های کاری: در راه ‌نامه هشت انتظارات و اهداف شما از شغل مشخص می‌گردد.
مشاغل متناسب : در این بخش میزان تناسب هریک از مشاغل با شخصیت شغلی شما سنجیده میشود و 60 شغل مناسب به شما فرهیخته گرامی پیشنهاد می‌گردد. مشاغل نامناسب: در ادامه راه‌ نامه هشت 10 شغل نامناسب به شما پیشنهاد می شود تا شما هیچ گاه به سمت چنین مشاغل نروید وبرای آن برنامه ‌ریزی نکنید. گام چهارم- مشاوره برای آنکه اطلاعات بیشتری در خصوص راه‌نامه‌ کسب کنید، حتما مشاوره بگیرید. در اینجا به وسیله دریافت مشاوره اطلاعاتی راجع به بندهای مختلف راه‌نامه خود تان به دست می‌آورید تا بتوانید به بهترین نحو برای آینده برنامه‌ریزی کنید.

جهت دریافت آزمون و مشاوره هدایت تحصیلی و شغلی با شماره زیر تماس حاصل فرمایید.

«مرکز روانشناختی هاتف»
(نمایندگی انحصاری مؤسسه هدایت فرهیختگان جوان در کرمانشاه)
آدرس: بالاتر از میدان مصدق، جنب خیابان شورا، طبقه دوم خانه کتاب، پارک علم و فناوری، اتاق شماره 1
تلفن: 09354240426