قیمت مشاوره کسب و کار 98

هزینه مشاوره کسب و کار

هزینه مشاوره کسب و کار در واقع سرمایه گذاری محسوب می گردد. زیرا طبق توضیحات ارائه شده آقای برایان تریسی میزان سود ناشی از سرمایه گذاری آموزش یا همان سرمایه گذاری هزینه مشاوره X30 (سی برابر هزینه پراخت شده) به جیب شما پول خواهد رساند.

این سرمایه گذاری باعث می شود که برخلاف اسمی که روی آن گذاشته می شود بسیار سود آور است. برای جزئیات بیشتر مثال هایی را بیان می کنیم که به روشن شدن تفکرات شما بینجامد.

چرا باید برای کسب و کار مشاوره کنیم؟

اگر می خواهیم یک کارآفرین موفق باشیم، باید دو عامل پیشروی را در نظر بگیریم. نحوه تفکر صحیح و نحوه سرمایه گذاری. این دو عامل، نقاط کلیدی مشاوره های می باشند. برای یادگیری تفکر صحیح یا شیوه سرمایه گذاری یک کارآفرین تجربه ها و آموزش های پیچیده ای زمان بسیار زیاد نیاز است. پس اگر شما تمام این نکات را خودتان با تجربه بیاموزید. دیگر زمانی برای راه اندازی کسب و کار برای شما باقی نمی ماند!؟

مدیران موفق ارزش مشاور را می دانند و همواره به دنبال مشاوره های حرفه ای می گردند برای مثال آقای بیل گیتس بیش از 18 مشاوره دارد. آیا این نشان از اهمیت این موضوع ندارد. اگر از تجربه های یک مشاوره حرفه ای استفاده کنید احتمال رکود و یا ورشکستگی کسب و کار خود را بیمه می کنید. پس مشاوره کسب و کار سرمایه گذاری با بازدهی بسیار بالاست.

 

چه ضمانتی بابت هزینه مشاوره کسب و کار وجود دارد؟

قبل از این که مشاوره ای انجام شود، باید از توانایی مشاور و میزان اطلاعات او اطمینان حاصل نمایید. بهترین راه برای اعتماد سازی این است که فرد مشاور خود به گفته های اکنون خود عمل کرده باشد و دارای دست آورد قابل ارائه باشد. برای مثال اگر اصول سرمایه گذاری در بیمه عمر را مطرح می کند : خود او بیمه عمر داشته باشد.

هنگامی که توضیح می دهد باید به این صورت تیم سازی کرد، باید خودش تیم داشته باشد و تیم ساخته باشد.

برای برخی از موارد که امکان اجرای آن در مشاغل خاص صرفاً مانند فروشگاه لنت ترمز یا روسری امکان پذیر است. می توان به این صورت در نظر داشت که آیا این فرد می تواند فرد مفیدی در کنار من باشد؟

در شرایط ایده ال به شما در مدت زمان 15 دقیقه فرصت داده می شود تا با 4 سوال کلیدی که در ذهن خود دارید میزان تسلط مشاور را سنجیده و به صورت مقدماتی در حوزه خود متوجه شوید که آیا آین مشاوره می تواند درخواست های شما را برطرف نماید یا اینکه باید به نزد فرد دیگری روید؟ یا می توانید چندین مشکل را مطرح کنید و چندین راهکار دریافت نمایید اما چون پاسخ ها پخته نیستند باید روی آنها کار شوند. اما دارای سرنخ های مناسبی برای ادامه مشاوره می باشند.

این بخش از جلسه برای این است که اطمینان حاصل کنید این هزینه های پرداختی فقط دور ریختن پول نیست.

کار مار 100 % گارانتی دارد، یعنی تا پایان سال جاری میلادی می توانید صرفا با پیامک کردن شماره کارت به نام خودتان به سامانه پیامک آکادمی موفقیت 10003715 تمام هزینه ها به صورت آنی به شما همراه آکادمی مسترد می گردد. امکان تشخیص صرفا خود شما می باشید. 

هزینه مشاوره کسب و کار چقدر است؟

عوامل مختلفی در مشاوره کسب و کار موثر است :

موضوع مورد مشاوره :

موضوعات بسیار زیاد هستند: از سرمایه گذاری چند میلیونی تا چند میلیاردی، شروع یک کسب و کار کوچک تا راه اندازی یک شرکت چند ملیتی همه و همه از تامین نیروی انسانی تا تامین مالی و مشاوره های مدیریتی و شاید مشاوره توسعه فردی را نیاز باشد. مشاوره بازرگانی یا مشاوره تبلیغات موثر تهیه مدل برای کسب و کار شما و … را می توان در جای جای کسب و کار در نظر گرفت.

مشاوره های کسب و کار چطور اجرا می شوند؟

مشاروه های کسب وکار شکل های مختلفی می تواند داشته باشد که برخی از آنها به صورت مستقیم و برخی دیگر از راه دور برای مخاطبین قابل ارائه است :

  • مشاوره به صورت ایمیلی یا مکاتبه ای
  • مشاوره آنلاین یا بصورت چت های پیامرسان
  • مشاوره تلفنی کسب و کار
  • مشاوره حضوری در محل دفتر آکادمی موفقیت
  • مشاوره حضوری در محل کسب و کار متقاضیمشاوره
  • مشاوره بصورت پروژه ای و یک باره

سطح دانش مشاور :

مشاوره صرفاً باید بهترین نتیجه را برای شما به ارمغان بیاورد. داشتن تحصیلات دانشگاهی مرتبط یا نامرتبط تاثیر بالایی در نتیجه گیری شما از مشاوره ندارد اما در روند ارائه مطالب به شما موثر است.

تجربه یک مشاوره در ارائه کسب و کار :

حتی یک دانش آموز هم می تواند مشاوره در زمینه تحصیلی خود به دوستانش مشاوره دهد. اما هر چه میزان تجربه و توانایی های یک فرد بیشتر و میزان تسلط او بر کارها بیشتر باشد وقت او گران بهاتر شده و بنابراین هزینه ها و کیفیت کار ارائه شده نیز بیشتر می شود.

تجربه برتر از مدرک تحصیلی دکترای غیر کاربردی است. برای مثال شما کدام یک از دو مورد زیر را برای مشاوره انتخاب می کنید؟

1-کسی که خود صاحب کسب و کار بزرگی است. کارخانه های بزرگی را راه اندازی و مدیریت کرده و تجربه های متعدد است و به شما می گوید که با این روش خاص برای مثال در خرید های خود می توانید 2% تا 4% صرفه جویی داشته باشید. از شما مبلغ 5 میلیون تومان برای ارائه همین یک تکنیک در 10 دقیقه طلب کند.

2-شخصی که مدرک دکترای خود را گرفته و بدون تجربه آماده است که شما را همراهی کند که کدام یک از روش ها با آزمون و خطا به نتیجه مناسب تری خواهد رسید؟ شاید هم نتیجه معکوسی را برای شما به ارمغان بیاورد! البته هزینه ای روش شاید در حد چند صد هزار تومان باشد.

3-ایده آل ترین حالت این است که هم مشاور دارای مدرک تخصصی هم سابقه فعالیت مرتبط و هم دارای تجربه و مهارت باشد. که در این حالت زمان های در دسترس داشتن مشاور بسیار بالا و نیز هزینه هایی که با اختصاص وقت به مراجعه از دست خواهد داد با میزان هزینه های دریافتی قابل مقایسه نمی باشد!!

ایده آل این است که مشاور هم تحصیلات بالا و هم تجربه بالایی داشته باشد که گاه یافتن چنین فردی بسیار دشوار است. بنابراین بهتر است ایده آل فکر نکنیم و بیشتر بر کارآیی فرد مشاور تمرکز کنیم تا مسایل حاشیه ای.

طبیعی است شما فردی را که به شما سود بیشتری می رساند انتخاب کنید. یعنی پنج میلیون یا بیشتر را پرداخت می کنید تا چندین برابر این مبلغ را به دست آورید.

جلسات و ساعات مورد نیاز مشاوره کسب و کار:

تعداد ساعات بالاتر = هزینه کسب و کار مشاوره پایینتر

این یک معادله دو سر سود است. چون در ابتدا یک سربار اطلاعاتی وجود دارد که مشاور باید برای کسب و آنها زمان بیشتری صرف کند و جلسات بعدی فقط اشاره به بازرسی جلسات و یا چک کردن کارهای اجرایی منوط می شود. اجرا و نتیجه گیری را راحت تر می کند.

استخدام یک کوچ یا مشاور کسب و کار:

شما نیاز به یک کوچ دارید که در هر مرحله از اجرای کار که نیاز باشد شما را همراهی کند؟ یا تنها در یک ساعت مشخص احتیاج به ارائه راهکار دارید؟ این دو هزینه هایی به نسبت هایی متفاوت را خواهند داشت.

حضور در محل شما :
هزینه های مربوط به مشاوره با افزایش مسافت بالاتر خواهد بود. اگر قرار باشد مشاوره در یک شهرستان و یا حتی در یک شهر کوچک باشد باید هزینه های رفت و آمد و اقامت را هم در نظر داشت.

بزرگی و ابعاد یک پروژه و مشاوره :

هزینه ها به نسبت ایده و سرمایه ها با هم متفاوت است. کسی با سرمایه چند میلیونی و یک کسب و کار خویش فرما یا شراکتی به نسبت شخصی با سرمایه میلیون دلاری و کسب و کار بین المللی دارای نیازهای مختلف و انتظارات، ریسک ها و سودهای متفاوت می باشد بنابراین هزینه ها نیز متغیر خواهد بود.

انتظاری که از یک مشاوره دارید را ابتدا می توانید برای خودتان دسته بندی کنید و سپس برای نتیجه گیری آن انتظارات برنامه ریزی و مشاوره ای را انجام داده شود. می تواند در حد یک سوال و یک مشاوره تلفنی باشد. می تواند به صورت حضوری و در جلسات برای رفع یک مورد کوچک در کسب و کار و یا بسیار بزرگ برای یک برنامه ریزی ده ساله و برندسازی مجدد یک کسب و کار قدیمی باشد. چون راه کارها متفاوت است، زمان و هزینه ها متغیر خواهد بود.

در مقابل هزینه مشاوره چه چیزی بدست می آوریم؟

اگر از افراد بی پول و ورشکسته بپرسید که چه چیزی باعث شد ورشکست شوی؟ می گویند : محیط، شرایط ، بازار ، بد شانسی و … اما مثل همه تکنیک های درون کاوی با کنکاش در توضیحات این افراد به نتایج بسیار جالی می رسیم.

کسانی که کسب و کار خود را استارت می زنند فکر می کنند نظر آنها نظر مردم است!

و با دانستن مسیر اشتباه نمی توانند تغییر را برای خود و کسب و کارشان بسازند.

اگر طرح های مختلف را برای اجرا نداشته باشید با اولین مشکل پیش آمده نقشه جایگزین نداشته و شکست می خوریم!! باطرح جایگزین شبیه یک فرمانده دفاع از کسب و کار خود را به عهده دارید. یک کارآفرین حرفه ای با افراد مختلف مشورت می کند و طرح های مختلفی را برای شرایط متفاوت دارد. پس سرمایه گذاری در مشاوره کسب و کار یک نکته اصلی و اساسی است.

فواید مشاوره کسب و کار چیست؟

یک مشاور خوب یک راهنمای خوب است یک انگیزه دهنده و یک حامی است. یعنی ایده اولیه شما را بررسی می کند ضعف و قوت آن را به شما می گوید به شما انگیزه اجرا می دهد به شما جرات می دهد تا مسیر پر فراز و نشیب کسب و کار را با هم بپیمایید.

کار مشاور، ارائه راه کارهایی برای انجام سریعتر و راحت تر مسیری برای ایده اصلی است. پس هزینه مشاوره یک سرمایه گذاری است. مشاور کسب و کار فقط ایده شما را نمی شنود. گاهی ایده شما را می گیرد و برای شما ایده را تبدیل به یک ایده اجرایی می کند. شاید بخشی را برای شما برون سپاری کند و از صفر تا صد با خطرات آشنا کند. گاهی یک برون سپاری باعث اضافه شدن زمان و کاهش هزینه و نجات یک کسب و کار می شود.

آیا من توان پرداخت هزینه های مشاوره کسب و کار را دارم؟

همان طور که قبلا هم توضیح داده شد یک معادله است. یعنی در مقابل هر کسب دست آوردی شما باید هزینه ای را پرداخت کنید. هزینه استفاده از مشاوره یا کسب دانش به اندازه همان مشاوره !؟

هزینه استفاده از تجهزیات مناسب و یا ورشکستی و بدهکاری و زندان

خسارت ناشی از استخدام فرد نامناسب یا استفاده از فرد متخصص و پرداخت هزینه

مهمترین دلیل شکست استارت آپ ها (کسب و کارها)

  • ایده نا مناسب
  • مجری نا مناسب
  • اجرای نا مناسب

یک مشاور خوب در تمامی این مراحل به شما یادآوری هایی را می کند تا از بروز اتفاق های نامناسب احتمالی را بگیرد. حالا اگر می خواهید بفهمید که مشاوره خوب چه نقشی در پیشرفت دارد. باید به شما بگویم که همه افراد موفق و بزرگ دارای وکیل یا مشاور حقوقی هستند. همه افراد موفق دارای مشاور یا دکتر خانوادگی هستند و …

البته شاید از نزدیک این افراد را ندیده باشید می توانید فیلم های زندگی این افراد یا زندگی نامه یا از نزدیکان این افراد بپرسید تا اطمینان حاصل کنید.

مثال : با دو برادر درباره مدیریت داخلی مجموعه لوازم یدکی صحبت می کردم. متوجه شدم از ضعف مدیریت داخلی و شرح وظایف افراد رنج می برند. شاید چند میلیارد تومان ماهانه درآمد داشتند اما آرامش کاری نه!

پس از مشخص شدن وظایف و تامین نیرو اتفاق جالبی افتاد نیروها بیشتر شد. کارها آسان تر انجام شد و درگیری های فکری کارفرما به صفر رسید و حتی افزایش فروش را نیز داشتیم. این یعنی یک معامله چند سر سود.

با این اوضاع اقتصادی از مشاور کاری هم بر می آید؟

  1. کاهش ریسک مالی ورشکستگی
  2. کاهش هزینه جذب و تعدیل نیرو
  3. تبدیل ایده به ایده های پول ساز
  4. ایجاد انگیزه در شرایط مالی نامناسب
  5. اشتباهات احتمالی رایج را اشاره می کند
  6. پیدا کردن راهکار جذب سرمایه گذار جدید
  7. معرفی بازار های جدید فروش کالا یا خدمات
  8. تحلیل رقبا برای پیشی از آنان
  9. ارزش خدمات شرکت های مشاوره کسب و کار

مشاوره کسب و کار برای شما چقدر هزینه دارد و چقدر سود؟

همین الان به این فکر کنید که چه میزان درآمد و چه میزان سود ماهانه دارید؟

برای مثال ماهانه فقط 5 میلیون تومان سود در کسب و کار شما وجود دارد. حالا 5 درصد این مبلغ مبلغی است که می توان با چند تکنیک ساده مدیریتی بدون هزینه برای شما سود آور باشد. که می شود 250 هزار تومان ماهانه جلوگیری از ضرر یا سود بیشتر. حالا برای یک سال همین مبلغ به اندازه بیشتر از نصف سود یک ماه کسب و کار شماست!!

پس اگر سود ماهانه شما هر چه باشد با مراجعه به یک مشاور و گرفتن ایده های خوب می توانید به اندازه نصف یک ماه را حداقل انتظار سود داشته باشید. حالا آیا این سود سود کمی است!؟

می توانید برای استفاده از خدمات مشاوره ای با کانال های ارتباطی در تماس باشید.

یا لغت « مشاوره » را به سامانه پیام کوتاه آکادمی ارسال فرمایید 10003715

با تشکر از همراهی شما تیم تحقیقاتی آکادمی موفقیت ایران (سامان کرمی)

تور آموزشی تفریحی آکادمی موفقیت

برای اولین بار تور آموزشی تفریحی آکادمی موفقیت در کاخ سعدآباد

ویژه اعضای باشگاه ایرانیان موفق آکادمی موفقیت ایران در اردیبهشت ماه سال 1398 برگزار می گردد.

این تور آموزشی برای اعضای باشگاه ( کسانی که در وبسایت آکادمی موفقیت IranSuccess.Com ) نام نویسی کرده اند رایگان می باشد.

هم اکنون نیز می توانید نام و نام خانوادگی خود را به 10003715 ارسال کنید

این تور کوتاه آموزشی از ساعت 15 شروع می شود حرکت به سمت مجموعه کاخ ها 15.30 می باشد.

در زمان بازدید از محوطه های تاریخی پرسش های مربوط به مباحث موفقیت به صورت گروهی و پرسش های موردی پاسخ داده می شود.

مباحث عمده ای که هر یک به صورت کوتاه پاسخ داده می شود :

    • قانون جذب و احساس
    • قوانین ثروت سازی یهودیان
    • قوانین مالی ایرانی
    • آرامش درون و آرامش برون
    • موفقیت فردی و موفقیت مالی

لازم به یاد آوری است که به دلیل ماه رمضان امکان پذیرایی جهت رعایت حال سایر همراهان بصورت نظام مند انجام نمی گیرد.

اما دوستانی که عذر موجه دارند می توانند با خود مواد خوراکی همراه داشته باشند.

جهت هماهنگی با شماره های زیر در تماس باشید

09120044718

09354101820

لطفا ساعت 15 تاریخ 28 اردیبهشت در ورودی مجموعه تاریخی سعد آباد حضور داشته باشید. اتمام زمان بازدید تا پیش از اذان مغرب خواهد بود.

 

نام نویسی آنلاین تور آموزشی تفریحی

 

مدیریت روابط عمومی آکادمی موفقیت ایران 

تضاد باور

تضاد در باورها

پاسخ به پرسش نقش تضاد باور ها و تمرین استفاده از باور های جدید

سوال : استاد سلام نقش تضاد را در باورها توضیح دهید و این تضاد را در باورها به چه صورت می توان تحلیل و تضعیف کرد؟

مهدی سبحانی

توجه : برای کسانی که با این مبحث آشنایی ندارند پیشنهاد می شود کلیپ مربوط به جلسه تضادها صحبت کردیم را در این جا ببینند.
همچنین پیشنهاد میکنیم اگر فایل مربوط به نظام باورها را ندیده اید ابتدا با این مبحث آَشنا شوید زیرا پاسخ به این سوال نیازمند این دو پیش زمینه ذهنی است.

اما چطور می شود تضاد و باورها رو با هم ترکیب کنیم و به نتایجی عالی برسیم؟

ساختار باور ها و نظام باور ها

در ساختار نظام باورها چند سطح داریم: یکی سطح محیط است (جایی که در آن قرار داریم)، بخش مربوط به رفتارها و بخشی مربوط به مهارتها و … در نهایت به سطح باور میرسیم.

در مثالی که در کتابی « تئوری انتخاب گلاسر » آورده شده در تحقیقاتی در آمریکا تعداد زیادی از جوانان و نوجوانان که در مقاطع تحصیلی دبیرستان و سالهای اول دانشگاه به مشروبات الکی و ماری جوانا و مواد مخدر روی آورده اند را مورد بررسی قرار دادند. متوجه شدند این افراد در محیطی آلوده قرار گرفتند، با دوستانی رفت و آمد داشته اند که این روند به صورت عادی در زندگی آنها وجود داشته است.

در ادامه تحقیقات طی پرسشنامه به عمل آمد، مشخص شد حدود نیمی ازاین افراد این کارها را دوست ندارند! صرفا بخاطر مقبولیت در گروهی که هستند و یا چون فکر میکنند این کار بهترین و مناسب ترین کار است آن را انجام می دهند. وقتی همین آمار را به آن ها دادند، این دسته از افراد دیگر کارشان را ادامه ندادند.

در فارسی ضرب المثلی وجود دارد (شعر آکادمی موفقیت ایران IranSuccess.Com) میگوید : “بیاموزمت کیمیای سعادت زِ هم صحبت بد جدایی، جدایی” که از دوران دبستان به ما آموزش داده می شد. اما از قدرت بالای این بیت غافل بودیم و نمیدانستیم چه آموزه ی عمیقی به ما گفته می شود.

محیط موثرترین عامل تغییر باور.

در همان محیط دو گونه اندیشه در ذهن ها وجود دارد، یکی فکر میکند که خوردن مشروب خوب است و دیگری فکر میکند که خوردن مشروب بد است.

وقتی باورها و اندیشه ها و تجربیات در محیطی که زندگی میکرده ایم خوب تلقی می شده و در محیط دیگری قرار میگیریم (مخصوصا وقتی در محیط جدیدی قرار میگیریم، مثل دانشجوی شهر دیگری شدن) در محیط جدید چیزهای دیگری خوب تلقی می شود! اینجاست که در روند زندگی دچار تضاد می شویم.

و در این شرایط چند حالت پیش می آید:

 

باورهای قبلی را که تا قبل این وجود داشته تخریب می شود (مثلا تا قبل این معتقد بوده ایم مشروبات الکلی بد است اما در محیط جدید و شرایط جدید به این نتیجه برسیم که مشروب خوب بوده و در این چندسال اشتباه می کرده ایم)

در این حالت دچار تضاد نمیشویم بلکه دچار تخریب باور میشویم! این حالت بخودیه خود بد نیست. تکنیک تخریب باور استفاده از مثالهای نقض و تکرار است که آرام آرام باور قبلی ما تخریب می شود و باورهای جدید در ما شکل می گیرد.

بدترین حالت ممکن (که در اجتماع امروز می بینیم)  مسئله ی مواجه شدن با تضادها است، گیر کردن در تضاد و خیلی از افراد نمی توانند مسیر بعد از ان را طی کنند.

کسی که سیگار میکشد یا مشروبات الکلی مصرف می کند یا … ولی خجالت می کشد که به خانواده خود در این باره چیزی بگوید درگیر تضاد است و درگیر بخشی است که با باور قبلیش در تضاد است.

وظیفه ما در تضاد باور ها چیست؟

بدترین تضادها، تضادی است که ما در آن گیر کنیم. متاسفانه کلاسهای انگیزشی و موفقیتی که در تهران و شهرستان ها شاهد آن هستیم عموماً این تضاد را برای دوستان ایجاد می کنند. زیرا فرد در محیطی بزرگ شده که سالها گفته شده پول چرک کف دست است، بدرد نمیخورد، عنصر شیطانی است، اعمه ما ساده زیست بوده اند : یک باور مبنی بر این که فقر و بی پولی از ثروت بهتر است در ذهن فرد نهادینه شده است. وقتی در کلاس انگیزشی شرکت می کند مخالف این حرف ها را می شنود و چون یک باور یک روزه و یک ساعته ساخته نمی شود. مغز از همان اول دچار چالش تضاد می شود. (باور و شرایط جدید به شما القا می کند که کاری خوب است درحالی که باور قبلی شما با آن مخالف است) و قدرت مغز به اندازه ای نیست که بتواند این تضادها را سنجش و استدلال کند.

مثالی ازین نوع تضاد که در جامعه امروز رواج دارد (سال 97) : مانتویی مد شده است با عنوان مانتو جلو باز

بعضی از خانم ها در خانواده ای رشد کرده اند که باور ذهنی آن ها به شکلی بوده است که پوشش زن باید کامل باشد و عده ای در خانواده و محیطی رشد یافته اند که از لحاظ پوشش آزادتر بوده و برایشان عادی است که با پوشش آزاد در محیط های عمومی ظاهر شوند.

حال وقتی خانم های دسته اول از پوشش مانتو جلوباز استفاده می کنند با این استدلال که همه دارن می پوشند(قرار گرفتن در محیط) اما وقتی در خیابان مردی از روبروی آن ها وارد شود. جلوی مانتو خود را می گیرند (ایجاد حجاب) و اینجاست که بنیاد تفکر و باور قبلی شان پدیدار می شود.
(به این معنی که من هنوز آمادگی جلوه به این شکل را ندارم) این همان برخورد متقابل دو باور (تضاد) در ذهن است.

حال اگر ازین افراد بپرسید چرا ازین مانتو استفاده میکنی پاسخ میدهند کلاس دارد!

اگر در این لحظات به چهره افراد دقیق شویم متوجه می شویم حالت لبخند یا ریلکسیشن شان تبدیل به یک حالت آشفته ای که طیف انرژی شان کم می شود و تمرکز آن ها سمت جمع کردن لباس و تضادش میرود. در این مدت راحتی از آن خانم گرفته می شود. (قانون حس خوب برای موفقیت را از مجموعه ویدئو های آکادمی موفقیت ببینید IranSuccess.Com) 

این لحظات در زندگی باید تلنگری برای ما باشد. در مورد سلسله مراتب روح،احساس،منطق و محیط در جلسه مربوط به فرهنگسرای اندیشه صحبت شده است که میتوانید آن را در این لینک ببینید. بنابراین در لحظاتی که شما از سطح بالا به سطح پایین می روید و احساستان منفی می شود و انرژی احساس شما کم می شود، به تضاد برخورد کرده اید و وقت آن است که تضاد را در همانجا نگه دارید!

 

متن جلسه تضاد باور ها و نظام باورها را با صدای استاد سامان کرمی را در فایل زیر بشونید

 

مثال دیگری از برخورد افراد با تضاد ها

فردی به نام امیر به من مراجعه کرد که در زندگیش به تضادی برخورد کرده بود. امیر در محیط و شرایطی رشد یافته بود که حفظ خود و پرهیز از ارتباط با نامحرم یک ارزش محسوب می شد.رعایت حریم ها مرسوم بوده درحالی که اکنون در شرایطی قرار گرفته بود که دختر و پسرها براحتی با هم ارتباط گرفته و حتی ازدواج سفید نیز مرسوم است.

امیر در این تضاد که باور قبلش او را از هرگونه ارتباطی منع می کرد در حالی که شرایط این ارتباط را به او القا می کرد. تا اینجا ما تضادها را فهمیدیم و نقش باورها را نیز در تضاد متوجه شدیم.

هیچ وقت هیچ کس آن احساس منفی ناشی از تضادهای ذهنی را دوست ندارد (لحظه ای که دل و شرایط چیزی را می طلبد ولی باوری در ذهن موجب عذاب وجدان می شود و فرد را از انجام کاری بازمی دارد).

افتادن در تضاد بدترین لحظات احساسی زندگی هر فرد است.

خانمی به نام پروانه می گفت : که عاشق هنر بوده ولی باوری که از کودکی در او شکل گرفته بود. توسط حرف پدر و مادر را باید تحت هر شراطی گوش داد، بنابراین طبق خواسته والدینش در دانشگاه رازی رشته مهندسی می خواند، و در حالی که هنر را نیز دنبال می کرد، هر وقت در کلاس ها حاضرمی شد با خود فکر می کرد که می توانست این زمان را برای یادگیری هنر بگذارد (دچار تضاد میشد) و این باعث میشد حس و حال خوبی را تجربه نکند و این حال خوش نبودن بدترین چیز دنیاست …

نمونه تضاد در کسب و کار

سال ها به ما القا شده دنیای کسب و کار دنیای خطرناکی است و بهتر است یک آب باریکه ای داشته باشی و در یک کار کارمندی استخدام شوی. در مورد پول نیز همانطور که قبل از این گفته شد در باور قبلی پول چیز خوبی نیست ولی باور کنونی می گوید پول مهم و با ارزش است و وقتی به سمت آن حرکت می کنید، ناتوانی شما نیست که موجب ناکامی می شود بیشتر این احساس منفی ناشی از تضاد ذهنی است که شما را از پیشرفت باز می دارد.

اگر در ذهن تضاد وجود نداشته باشد حتی دزدی بانک هم حس و حال بدی را القا نمیکند (برای کسی که بدست آوردن پول به هر روشی را در ذهن خود قبول و باور دارد) این فرد در این راه حتی اگر کشته هم بشود خوشحال از دنیا رفته !!

همانطور افرادی که در زمان جنگ به میل و رغبت خود به جبهه رفتند. تمام ایده آل و خواسته و ذهنشان در جهت یک چیز بود،” حفظ خاک و حفظ استقلال” حتی در آن لحظه ای جانباز یا شهید می شدند، خوشحال بودند 🙂

در فایل های بعدی بیشتر راجع به تضادها خواهیم گفت و اینکه آیا تضاد بوجود آمده درست است؟ و چرااین تضاد برایمان به وجود آمد؟ با ما در ادامه نوشتار ها همراه باشید

در گام سوم (دوره توسعه فردی) توضیح می دهیم چگونه این تضاد حل کنیم و باورمان را تغییر دهیم تا بتوانیم به موفقیت برسیم.

اسم شهرتان را به سامانه پیامکی 10003715 را ارسال کنید

منتظر ادامه این مقاله باشید (آکادمی موفقیت ایران)

همیشه بر مدار ثروت و سلامت باشید.

سامان کرمی

سود کسب و کار

سود کسب و کار من چقدر است ؟

انتظاری که ازسود کسب و کار داریم

دوست عزیزم سلام

یک موضوع خیلی اساسی و پایه ای در کسب و کار. اما این موضوع چقدرمی تواند در زندگی شما اهمیت داشته باشد و در بیزینس و کسب و کارتان به شما انگیزه یا انحراف بدهد؟

نکته ی اصلی : خیلی از کلاسها و سخنرانان موفقیت و انگیزشی همگی جمله ای رابه مامی گویند آنهم اینکه شما باید برای کسب و کارتان یک وبسایت داشته باشید و نیز یک فروشگاه داشته باشید و به یک کسب و کاربرپایه ی دیجیتال برای موفقیتتان نیازدارید!

امایک نکته ی خیلی خیلی مهم که بهتون گفته نمی شود این است که شما اول بایدیک کسب و کارداشته باشید!داشتن یک وبسایت به تنهایی شما را در کسب ثروت شتاب نمی دهد. چون اصلاً کسب و کاری ندارید تا به آن شتاب دهد!

 

 

یکی از دوستانم بنام کاوه بمن می گفت: من درحیطه ی مربوط به شبکه های مجازی چندین هزار دنبال کننده دارم. در کانال تلگرامش نیز نزدیک به سیصدهزار فالوور دارد. همچنین دنبال کنندگان زیادی در اینستاگرام داشت. اما این دوست عزیز به این فکر نکرده بود که تمام الفاظ غمگین، اشعارغمگین و تصاویرغمگین راجمع آوری کرده ….

با وجود اینکه فالوور و دنبال کنندگان زیادی هم داشت. اما محصولی برای فروش نداشت. می گفت دراین یکی دو سالی که من کار و کاسبی روی شبکه های مجازی فوکوس دادم مخاطبین زیادی بدست آوردم. اما مخاطبینم سود مالی و ریالی برای من نداشتند. من به ایشان عرض کردم بله مشخص است که این سود برای شما نخواهد بود، بخاطراینکه هدف و محصولی ندارید. کلی ازمخاطبینش دارای فاز غمگین و دپرس بودند یعنی یکسری از افراد افسرده و شکست خورده ی عشقی:( شماهایی که می خواهید کسب و کارداشته باشید چه با

  • یک پیج اینستاگرام
  • یک صفحه وبسایت

یا هرچیزی دردنیای مجازی، باید محصولی برای فروش و عرضه داشته باشید. شمادرنهایت بایدبتوانید بابت یک خدمات یا کالا از مشتری هایتان پول دریافت کنید. خیلی ها نمونه فیسبوک رامثال می زنند و می گویند آقای کرمی شما می گویید که بایدحتما از مشتری پول بگیریم!! اما شرکت فیسبوک چطور توانسته بدون اینکه پولی بگیرد برند شود؟

 

در جواب باید بگویم شرکت فیسبوک هم پول می گیرد اما مشتریانش مردم عادی نیستند: کمپانی های بزرگ هستند. که درقبال آن، فیسبوک اطلاعات آماری می دهد که مثلاً در این فصل دختران از رنگ صورتی استفاده می کنند و درفصل بعدی از رنگ آبی روشن و اینکه درصدهاش نیز به چه نسبتی هستند. کمپانی ها این اطلاعات رامی خرند و روی این اصل تولید لباسهایشان را انجام می دهند و ازفروش اطلاعات،پول،هزینه ها،اعتبار و قدرت خودشان رابدست می آورند.

اگر می خواهید در کسب و کار دیجیتال فعالیت کنید در دوشرط اینکار را انجام دهید:

شرط اول : بیزینسی را که دردنیای فیزیکی بهش علاقه دارید را انتخاب کنید. ممکن است این بیزینس کتاب، لباس، دوچرخه و یا حتی فروش عطر باشد و هر چیزی که بهش علاقه یا آشناییت دارید.

شرط دوم : انتظار نداشته باشیدثانیه یا روز اول معجزه ببینید. بطور مثال شما پیج و بسایتتان را راه انداختید و انتظار داریدکه از لحظه اول فروش داشته باشید. قطعاً به این صورت نخواهد بود. (آکادی موفقیت IranSuccess.Com)

آنهایی که درحیطه ی مجازی یا فیزیکی کسب و کار راه اندازی کردند، می دانند که چه می گویم. روند رشد کسب و کار یک روند تصاعدی ست. شما ممکن است در یک ماه اصلاً مشتری نداشته باشید و فقط اقوام شما از تون خرید کنند. ماه دوم وبخش بعدی دوستان، آشنایان و ماه سوم و چهارم و سال اول شایدفقط بتوانیدهزینه های جاری تان را تامین کنید و سال اول فقط  برایتان سر به سر بشود و سود مثبتی اصلاً حاصل نشود.

کسانیکه حسابدار هستند می دانند که اداره مالیات به شما اجازه می دهدکه دو سال پشت سرهم یعنی سال اول کسب و کار و سال دوم کسب و کار، کسب وکارخودتان را زیانده اعلام کنید. یعنی حتی اداره مالیات هم این رابخوبی می داندکه یک کسب وکارممکن است دو سال اول سود مثبت نداشته باشد. ( بخاطر چالشهایی که وجود دارد و ریتم هایی که باید در کسب و کار رعایت شود و رشدهایی که انجام می گیرد). پس اگر دو سال هست که کسب و کارتان را استارت زده اید و سود کسب و کارتان نسبت به سرمایه داخل کسب و کارتان به 40 الی 50 درصد سالانه نرسد، مطمئن باشید که یک جای کارتان می لنگد!

از لحاظ ریالی بهتون می گویم اگر شما دوست عزیز در کسب و کارت که ممکنه فیزیکی باشد، یک میلیارد تومان هزینه کرده و اگرمجازی باشد 500 میلیون تومان هزینه کرده باشید فرقی نمی کند، درحالت اول که یک میلیارد سرمایه گذاری و دو سال بیشتر گذشته و مثلاً سال سوم یا چهارم کسب و کارت است. در ازای یک میلیارد سرمایه اگر این یک میلیارد برای شما چهارصد میلیون تومان سالانه یاحدود 30 الی 40 میلیون تومان ماهانه سود ندارد مطمئن باشید این کسب و کار شما رو به افول و ورشکستگی است.

همچنین در کسب و کار مجازی 600 یا 500 میلیون سرمایه گذاشتید و الان 15 الی 20 میلیون ماهانه سودندارید، این کسب و کار شما بزودی رو به افول و ورشکستگی خواهدرفت. پس با این توضیحاتی که دادیم همین الان برآوردکنید. اگر سال اول و دوم هست مشکلی ندارد. یعنی یک میلیارد سرمایه در گردش داشته باشید اما کسب و کارتان حتی ماهی 5 میلیون تومان سود نداشته باشد این برای سال اول و دوم اشکال ندارد. اما اگر سال سوم و چهارم هست با خودتان دو دو تا چهارتا بکنید.

در تهران پایینتر از تجریش یک مغازه فروش خشکبار وجود دارد. با یک حساب سر انگشتی متوجه شدم که این دوستان چیزی حدود 3 الی 4 درصدسود در ماه دارند. اما آنها می خواستند مغازه را ببندند و متوجه این سود نبودند و بنظرشان می آمد که این سود خیلی کم است. من برایشان حساب کردم که اگر این سود را با این روند و روش، نظام مند کنند و تکنیک فروش را هم برای کارشان اعمال کردم و به 5 درصد سود در ماه رسید. سالانه 60 درصد سود فروش داشت و خیلی هم عالی بود.

خیلی از کسب و کارها خودشان رانمی سنجند و این نسنجیدن ها یکی از عوامل مهم و اصلی نا کارآمدی کسب و کارهاست. اگر در آیات و روایات نیز دقت کنیم این حدیث امام علی (ع) به وضوح می فرماید :

حاسبوا قبل اَن تُحاسِبُوا

( به حساب خود برسید قبل از این که به حسابتان برسند)

همه ما فکر می کنیم که این حدیث فقط مربوط به آخرت و زمانی که فرشته ها نامه اعمال ما را می پیچند و حسابرسی می کنند. اما در واقع چنین نیست. این حدیث به همه چیز اشاره می کند! اینکه میفرماید به حساب خود برسیم منظور حساب مالی هم هست حساب مشتری هایمان هم هست، که باید بهشون رسیدگی کنیم قبل از اینکه هر اتفاق دیگری در زندگی مان بیفتد.

ریشه مشکلات چطور حل می شود؟

یک جمله معروفی از انشتین : با همان مغز و اطلاعاتی که مشکل را بوجود آوردیم نمی توانیم مشکل راحل کنیم. این یک قانون است. در یکی از کمپانی های مربوط به خدمات اسکان دریکی ازشهرستانها که رفته بودم مسئول آنجا می گفت که من حدود سه هفته است که بر روی موضوعی فکر می کنم!! من به ایشان گفتم که نحوه ی فکر کردن شما چطور بوده؟

گفت : پشت میز می نشستم و فکر می کردم. خیلی جالبه، فکر می کنیم توی یک گوشه نشستن و به نقطه ای خیره شدن و نظم دادن به آن رشته افکار، مسئله راحل خواهیم کرد!! اما هیچوقت این اتفاق نخواهد افتاد. می خواهم یک تلنگر کوچک به شما بزنم. یادتان هست در دوران مدرسه در بحث محاسبات و ریاضیات همه سوالات را جواب می دادیم جز یک سوال که نیاز به فرمول یا پاسخ محاسباتی داشت. ومدام به مغزمان فشار می آوردیم اما باز هم نمی توانستیم آنرا حل کنیم. چرا؟

چون اطلاعاتمان برای حل آن مسئله کافی نبود. اما تنها کافی بود به برگه بغل دستی نگاه بندازیم یا راهنمایی معلم، یا رجوع به متن سوال، نکته کلیدی را پیدا می کردیم و با آن نکته کلیدی، مسئله را تا آخر حل می کردیم. از مشورت گرفتن، از دریافت اطلاعات، از الگوبرداری کردن، از نحوه ی اجرای همان امور توسط دیگران غافل نشوید. این گزینه ها، گزینه های واجبی برای فکر کردن هستند.

گرفتن مشاوره از افرادی که قبلاً اینکار را انجام داده اند، یک گزینه خیلی خوب برای استفاده از آن طیف گستره ی تفکرات هست. همیشه دو تا فکر بیشتر از یک فکر ارزش دارد. ژاپنی ها یک ضرب المثل دارند که می گوید: (فکر شما به اضافه ی فکر من بهتر یا نهایتاً مساوی با فکر من است) در قرآن سوره ای بنام شورا داریم که همه رادعوت به شورا یا مشورت گرفتن می کند، از این گزینه هم غافل نشوید.

پس اگر بخواهیم یک جمع بندی کلی داشته باشیم باید بگویم: دوستان عزیزی که درحیطه ی کسب وکار هستید چه کسب و کار دیجیتال، چه کسب و کار فیزیکی، اگر کسب و کار را شروع نکردید بدانید سال اول و دوم کسب و کاربرای شما ممکن است سود آور نباشد.

آیا با این حال حاضرید کسب و کارتان را استارت بزنید؟ اگر یک تا دو سال هست که کسب وکارتان را استارت زده اید، چه مجازی و چه فیزیکی. ( کسب و کار استارت زدن به این معنی نیست که شما مثلاً یک شرکتی را ثبت کنید اما فقط روی کاغذ باشد یا یک وبسایتی را فقط دامین آنرا خریده باشید و این کسب وکارتان باشد!! نه) کسب و کاری که حداقل در روز 6 ساعت زمان مفید بابتش صرف می کنید، این همان کسب و کاریست که بابتش تلاش کردید و قطعاً نتیجه می گیرید، شک نداشته باشید.

ایجاد کسب و کار سود آور دیجیتال و فروش آنلاین

وبسایتی را دیدم از یک نویسنده ی جوان، دو تا کتاب نوشته بود و بابت این دو تا کتاب یک وبسایت تاسیس کرده بود. فقط این دو کتاب خودش را در وبسایت برای فروش گذاشته بود. وبسایتش حدود 5 الی 6 سال کار می کرد، اما آخرین محتوایی که در سایت گذاشته بود مربوط به سال 2015 بود یعنی 4 سال پیش! وبسایت را راه اندازی کرده بود این مطالب را در آن قرار داده بود. اما دیگر تغییراتی ( آپدیت ) در آن قرار نداده بود. جالبه شکایت می کرد فروشگاه های آنلاین اصلاً جواب نمی دهد، می گفت من از 5 سال پیش تا الان اینقدر هزینه نگهداری وبسایت را دادم و با این اوصاف هنوز فروش خاصی ازوبسایت نداشتم.

به ایشان عرض کردم شمایی که اینقدر هزینه ی نگهداری را دادید آیا زحمت کشیدید هزینه ی تولید محتوا راهم بدهید؟ گفت : نه. به ایشون گفتم یک کسب و کار فقط یک رکن ندارد. شما نمی توانید کسب و کار را با یک حسابدار مدیریت کنید! همچنین نمی توانید کسب و کار را فقط با یک تیم فروش مدیریت کنید! هیچوقت هم نمی توانید کسب و کار را فقط با یک تیم اجرایی مدیریت کنید. کسب و کار نقاط و اجزای مختلفی دارد.

در نتیجه مدیریت مختلفی هم دارد اگر نتوانید پایه های آن را باهم مدیریت کنید، ارتقاء دهید من به شما قول می دهم یا خیلی کند پیشرفت می کنید یا اگر پیشرفت کنید بر می گردید. خیلی از تیم ها را دیده ام که خیلی خوب استارت می زنند، خیلی خوب کار می کنند اما فقط به یکی از این دلایلی که بهتون گفتم برمی گردند به عقب. تیم بسیار عالی کار می کند اما توی یک نقطه ای در حسابهای مالی به اختلاف می خورند. یکی می گوید من باید 27 درصد بردارم دیگری می خواهد 34 درصد بردارد و چون از اول شفاف سازی انجام نگرفته است، آن تیم کلاً ازهم می پاشد.

عکس این قضیه یک تیم دارد کاری را انجام می دهد به یک نقطه ای میرسد که باید یک مسئولیت جدید تعریف شود. در این تیم این کار را مدیر انجام نمی دهد و مسئولیت و وظایف را بین 4 تا آدم تقسیم می کند. این از نمونه مثالهایی ست که من دیدم. یعنی به هر 4 نفر وظایف یکسان می دهد برای مثال اگر نامه ای ازطرف کارگزینی آمد هر 4 تا وظیفه دارید پاسخ یکسان بدهید. نامه می آید اما هیچگدام پاسخ نمی دهند. یا هر 4 تا یکسان پاسخ می دهند. این از عدم کارآمدی یک مدیر است. باید وظایف مشترک تا حد امکان کاسته و یا تفکیک بشود. شمایی که تا دیروز این وظایف را داشتید، یکی از وظایف شما کسر می شود که شبیه به وظایف خانم یا آقای فلانی ست و به ایشون واگذارمی شود و شما این وظیفه جدید را کامل به عهده بگیرید.

وقتی اتفاقی می افتد مسئولیت پذیری مشخص شده است. به صاحب آن فرایند ارجاع می دهید باید به من پاسخگو باشید. من خودم این اشتباه را اوایل که تازه بیزینسم را راه انداخته بودم در بخش حسابداری باهاش دست به گریبان بودم. مشکل این بود که من به هر کدام از حسابدارهای جدید می گفتم باید این فرایند را انجام بدهد و وقتی به مشکل بر می خوردند به آنها می گفتم که این چرا مشکل دارد؟ می گفتند که این داده هامربوط بمن نیست و مربوط به حسابدار قبلی هست.

یک روز این مشکل را برای همیشه ریشه کن کردم. یک حسابرس آوردم و به ایشان گفتم شما در این فرایند کلاً حسابهای مرا تراز کنید، آنجا که خطا دارد دربیاورید و آنجایی که خطا نداردجوری با هم همگام سازی کنید تا حسابها با هم درست بشوند. بعد از اینکه حسابها باهم ست شد حسابدار را دوباره سر جای قبلی گذاشتم و گفتم از امروز هرگونه مشکلی پیش آید مسئولیتش باشخص شماست.

امیدوارم که آگاه باشیم و بدانیم که در کسب و کارها برای رشد، زمان نیاز هست و درکسب وکارها ارکان مختلفی وجوددارد که باید با هم رشد کنند و اینکه اگر شما سال اول و دوم کسب و کارتان هست و تاحدود 40 درصد سود سالانه ندارید و ماهانه حداقل 4 درصد، نگهداری کسب و کار از نظر مالی و ریالی به صرفه نیست و باید تغییراتی در کسب و کار داده شود. با این اوصاف امیدوارم این نکات رادرزندگیتان بکاربگیرید.

عضویت باشگاه آکادمی موفقیت

نام | نام خانوادگی | نام شهر

10003715

و یا در وبسایت iransuccess.com خودتان نام نویسی را انجام دهید. تا از همایش ها و دوره ها مطلع شوید.

بر مدار ثروت و آرامش باشید / سامان کرمی

چه کاری مناسب منه؟

تفاوت مسیر و هدف؟

چطور مسیر درست کار خودمان را پیدا کنیم؟

دوستان عزیز سلام سامان کرمی هستم از اکادمی موفقیت ایران با یک نکته بسیار کلیدی وطلایی هدف .
معمولا این سوال پیش می آید، ما این نکته را می دانستیم. اما در برنامه ریزی عملی برای موفقیت خیلی از ما انسان ها مسیر را با هدف اشتباه می گیریم.
نکته ی کلیدی این است که آنچنان بر روی مسیر تمرکز کردیم از هدف دور شده ایم. اکنون مسیر برای ما تبدیل به هدف شده است. سعی کنید هیچ وقت در این موقعیت قرار نگیرید و سعی نکنید آن را حفظ کنید. این اتفاق زمانی می افتد که ما خودمان را ارزیابی نمیکنیم.بارها و بارها کارهای روزمره خود را تکرار می کنیم.


امام علی (ع) میفرماید: به حساب خود برسید قبل از این که به حساب شما رسیدگی شود. منظور از این حدیث این نیست که تا زمان مرگ و روز حساب صبرکنیم. ما وظیفه داریم در این دنیا با در نظر گرفتن هدف هم زمان که توانستیم خود را ارزیابی کنیم.

این همان تفکری است که به آن توصیه فراوان شده.

زمانی که به برخی اشخاص مشاوره میدهم و با آن ها صحبت میکنم متوجه می شوم که دگرگون شده اند فقط به این دلیل که مسیر برایشان تبدیل به هدف شده را تغییر می دهند.

دو نمونه مثال برای واضح تر شدن توضیحات را در زیر مشاهده می کنید:

خیلی از آدم ها این مشکل را دارند مثل هدف از تحصیلات تکمیلی! انسان ها معمولاً زمانی که در سنین 16 یا 17 سالگی هستند برای خود یکسری آمال و آرزو ها را مشخص می کنند. به خصوص افرادی که در خانواده هایی با سطح مالی پایین به دنیا آمده اند اهداف مالی مشخص تری ندارند. دنبال این هستند که بعد از تحصیلات به یک شغل مناسب و درآمد و رفاه در نهایت استقلال مالی دست پیدا کنند.(آکادمی موفقیت)


پس در نهایت یکی از اهداف رسیدن به رفاه مالی با استفاده از تحصیلات است.


یکی دیگر از فرایند هایی که ممکن است در ذهن شما هم باشد. رسیدن به جایگاه اجتماعی با استفاده از تحصیلات است. خیلی از انسان ها زمانی که تحصیلات را شروع میکنند در طول دوران تحصیلشان از هدف خارج میشوند.

روزی شخصی برایم از چای ساز خانه اش که خراب شده بود صحبت میکرد و میگفت خرابی چای سازش باعث شده که 2 روز تمام چای ننوشیده! و همش از تعمیر چای سازش و خرید یا جایگزینی اون می گفت. او هدف اصلی را که چای خوردن بود فراموش کرده بود. من به او پیشنهاد کردم که از کتری استفاده کند (کتری هم جلوی دید بود) و بسیار متعجب شد دلیل این اتفاق بسیارساده است! ما آنقدر که روی مسیر متمرکز شده ایم هدف را فراموش کرده ایم!

متاسفانه مشغله و روزمرگی باعث می شود عادت به تکرار مسائل کنیم و این باعث می شود که در زندگیمان مسیر جای هدف را بگیرد. از همین امروز شروع کنید در یک نکه کاغذ ارزیابی کنید. معمولا ما انسان ها بعد از ارزیابی این سوال برایمان پیش می اید که بعدش چه؟ جواب این سوال بستگی به نوع پرسش خودتان دارد!

اکنون رسیدن به ریشه خواسته ها را با یک تمرین توضیح می دهیم :


می توانید ویدئوی تبلیغ نویسی موثر را دانلود کنید در آن ویدئو راجب این مسائل به طور مفصل توضیح داده شده است اما اگر با این تفاسیربخواهیم به آن اشاره کنیم همان مثال تحصیلات تکمیلی را در نظر بگیرید. (IranSuccess.Com)

  • من میخواهم مدرک بگیرم که … ؟

پاسخ این پرسش بسیار مهم است. برای مثال میخواهیم پس از دریافت مدرک در اداره ای مشغول به کار شویم یا این که بخواهیم کسب وکاری را تاسیس کنیم. باز این سوال پیش می آید که بعدش چی …؟ این بسیار مهم است پس از رسیدن به شغل مورد نظراز طریق استخدام و یا تاسیس شرکت ما به رفاه و استقلال مالی و پرستیژ شخصیتی و … می رسیم.

  • اما باز هم این سوال پیش می آید که بعد از آن چه اتفاقی می افتد…؟

و این سوال انقدر تکرار می شود تا به ریشه برسیم. در اینجا نکته ی کلیدی این است وقتی جواب همه ی این سوالات را میدهیم و در همه ی امور به ریشه می رسیم و این که متوجه میشویم باور واقعی ما چیست؟ خوب بعد از آن که به پول رسیدیم میخواهیم آن را چگونه خرج کنیم؟ و این بسیار مهم است ممکن است بخواهید با آن پول کارخانه بسازید یا این که با آن مهاجرت کنید و یا سرمایه گزاری و …. این تصمیم ها باور های شما هستند و این لحظه ی کلیدی زندگی شما است.

حال دوباره به صورت دوره ای بررسی کنید. انیشتن در این باره جمله ای دارد « اطلاعات و دانشی که مشکل را به وجود آورده است قطعا نمیتواند آن مشکل را حل کند» .اگر می توانستید که به مشکلات دچار نمی شدیم و آن را حل می کردیم. باید به صورت دوره ای یعنی هر زمان که دانشتان افزوده شد ( مطالعه، مشاهده، تفکر یا … ) مجدد تصمیم بگیرید.

اکنون می توانید پاسخ دهید چون اهدافتان از مسیرتفکیک شده است.

امروز به یک مرحله ی جدید از زندگیتان رسیده اید که می توانید مسیرهای دیگری را برای رسیدن به همان هدف پیدا کنید. مثلا همان هدف مالی که به آن در بالا به آن اشاره کردیم. ممکن است شخصی هدفی مثل دانشگاه رفتن و استخدام شدن، در نهایت به پول رسیدن : خرید اتومبیل یا هرخواسته ی ذهنی خود برسد.

  • همه ی شما بدون شک روزی به این هدف خواهید رسید.
  • اما آیا راه کوتاه تری وجود ندارد؟
  • آیا می شود به جای 4 یا 10 سال تحصیل راه یکساله را پیدا کنید؟
  • آیا فرایند سریع تری برای رسیدن به این مسیر وجود ندارد؟

قطعا وجود دارد و این یک احتمال نیست من به شما این قول را می دهم که اگر اهدافتان را مشخص کنید راه های ساده تری را برای دستیابی به آن هدف پیدا خواهید کرد. این نکته را به یاد داشته باشید که اهدافتان را از مسیرتفکیک کنید و برای رسیدن به هدف هایتان مسیر های ساده تر و سریع تر را پیدا کنید.

بیش از 95% انسان ها آدم های زندگی روزمره هستند و نمیتوانند هدفهایشان را از مسیر تفکیک کنند.


من در دانشگاه از دانشجویان ارشد و دکترا هدف آن ها را از درس خواندن پرسیدم و بسیاری از آن ها پاسخ دادند که میخواهم مدرک دریافت کنم و از آن ها پرسیدم بعدش چی؟ پاسخ دادند که با آن به کار مشغول شوم و باز میپرسم بعد از مشغول کار شدن چه هدفی دارید و درآخر به کجا میخواهی برسی؟ این بسیار جالب است که خیلی از انسان ها به این درک نمی رسند که هدف نهاییشان چیست؟ 

افراد موفق این را خیلی سریع درک میکنند هدف را مشخص و روی آن متمرکز می شوند.

گروه تحقیقاتی آکادمی موفقیت

برای دریافت سایر مقاله ها می توانید نام خود را به 10003715 پیامک کنید

مشاوره مستقیم حضوری و تلفنی

کسب و کار تهران

آکادمی موفقیت مشاوره تخصصی کسب و کار

آکادمی موفقیت در بخش مشاوره کسب و کار به شما نکاتی را می آموزد که شاید تا کنون به عنوان روش های برند سازی به آنها فکر نکرده باشید! خیلی ها تصور می کنند که برند سازی همان تبلیغات است و یا اینکه برند سازی و گسترش کسب و کار با هزینه های بسیار سنگین روبروست!

اما نمونه ای از فعالیت یک شرکت خودرو یی را در انتهای این متن برای شما مثال می زنم تا درک بهتری از یک شرکت، جامعه هدف و تمرکز بر مشتری سازی به شما داده باشیم و بدانیم مشاوره چه تاثیری در کسب و کار و آینده یک شرکت خواهد داشت.

بخش اول مشتریان هدف

به این فکر کنید که مشتریان هدف شما چه کسانی هتستند؟

مشتریان هدف مشتریانی هستند که بیشترین همخوانی (فراوانی) را برای استفاده از کالا و خدمات شما دارند. برای مثال جامعه هدف مزون ها و فشن شو ها (که مشتریان خوب ما هستند) معمولا دختران 16 تا 28 ساله می باشند. این طیف نشان دهنده میزان دقت به این جامعه هدف برای این رده سنی می باشد. اما آیا همین جامعه هدف برای فروش خانه و ویلا خودرو لولس جامعه آماری خوبی است؟

دختران جوان

بدون فکر پاسخ دهید: خیر! جامعه هدف مناسب برای خرید ویلا و خانه های لوکس، افراد با رده های سنی بالاتر و درآمدهای بیشتر می باشند. پس مرحله نخست جامعه هدف خود را انتخاب کنید و زوائد این جامعه هدف را حذف کنید. با خودتان نگویید من مشتری مثلا 50 ساله هم داشته ام! بله یک مورد که اگر سود آن را به هزینه های تمرکز و خدمات توزیع کنیم تقریبا سودی را نخواهد داشت!

انتخاب رسانه تبلیغاتی

رسانه تبلیغاتی را عمدتاً به عنوان عنصر بسیار حساسی نمی شناسند. اما رسانه تبلیغاتی همان پل ارتباطی میان شما و مشتریان شماست. پس باید آن را به درستی انتخاب و پیاده سازی کنیم. باز هم بر می گردیم به مثال تبلیغات برای مزون ها و سالن های زیبایی. اگر رسانه تبلیغاتی شما اینستاگرام باشد مخاطبان بیشتری را به خود اختصاص می دهد تا بروشور های کاغذی و کاتالوگ (تحت تاثیر همان جامعه هدف)

برعکس برای افرادی که در مراکز خدمات گردشگری به دنبال یه هتل یا اقامتگاه موقت می گردند نصب یه بنر فیزیکی یا توزیع بروشور می تواند موثر تر واقع شود.

بخش سوم انتخاب محتوای رسانه

این انتخاب بسته به تجربه شخصی و تیم تحقیق و توسعه  R&D شما در همان رسانه می تواند دو برابر مشتریان شما را افزایش دهد. اگر شرکت های تبلیغاتی معتبر این کار را برایتان با هزینه های بالا انجام می دهند. باز هم به آنها کار خود را بسپارید زیر سود نهایی حاصل از این کار شما را متعجب خواهد کرد. بخش تخصصی اصول توزیع و یا پخش رسانه است که شما را متحیر می کند. که در بخش های بعدی (نوشته بعدی) در باره آن صحبت خواهیم کرد.

مثالی از شرکت خودرویی که قصد تبلیغات گران قیمت را داشت

یک شرکت خورویی انجام تبلیغات در تابستان را در برنامه برندسازی خود گنجانده بود. با من تماس گرفتند برای اینکه آیا می توانند هزینه مربوط به بیلبورد های داخل اتوبان های را برایشان کم تر کنم (ماهانه 40 میلیون) البته این قیمت در جای خود با ارزش است و من توصیه می کنم از این بیلبورد ها استفاده کنید اما نه برای هر کاری!

با مجموعه جلسه ای نیم ساعته داشتیم و به نتایج جالبی رسیدم که به شرح زیر برای شما بیان می کنم تا تاثیرات یک مشاوره خوب را در زمینه کسب و کار درک کنیم.(البته این تعریف از خود نیست و ممکن است ایده خود شما چندین برابر این راهنمایی موثر باشد)

  • سوال : ما چه چیزی را می فروشیم؟

خودرو های کارکرده و دست دوم (یک جور حمایت از خودرو صفر نخریم) بعد متوجه شدیم که خودرو های فروخته شده قیمت هایی در حدود زیر 200 میلیون تومان را دارند.

خودرو های فروخته شده می توانند برای این شرکت سود آوری بین 1 الی 10 میلیون را به همراه داشته باشد. اکنون نوبت می رسد به محاسبه ضریب بازگشت سرمایه.

تبلیغات موثر برندسازی

اگر ان چهار تابلو را به مدت 3 ماه هر کدام 30 میلیون هم در اختیار می گرفتیم حدود 360 میلیون تومان هزینه سه ماهه تبلیغات یعنی ماهانه بیش از 100 میلیون تومان هزینه می شد که باید روزانه حد اقل 3 میلیون تومان فروش یا بیشتر را به همراه می داشت به عبارتی باید هر روز حد اقل 2 فروش انجام می شد. این اتفاق با توجه نحوه اداره سنتی (اتوماسیون نشده بود) فعلی فروشگاه ممکن نبود.

هر چند بعد ها در طرح طولانی تر اجرای بیلبورد در دستور کار قرار گرفت!

طرح جایگزین استفاده از آفتابگیر ها برای تابستان بود (البته چون شرکت خودرویی بود). به این صورت که در بازار (تیر 96) هر آفتابگیر با قیمت تقریبی 10 الی 15 هزار تومان به فروش می رسید. با استعلامات قیمتی با جنس مناسب و برند این شرکت در قالب آفتاب گیر ها که در زمینه خودرو بود با قیمت تمام شده زیر 5 هزار تومان آماده تحویل شدند.

  • مرحله بعدی استفاده از بازار فروش خودرو های دست دوم برای برند سازی بود. محل های فروش خودرو با جامعه هدف خودرو های کارکره بازار جمعه های چیتگر می باشد. با فروش این آفتاب گیرها در ورودی پارکینگ در آن روز های گرم به قیمت بسیار پایین 5 هزار تومان وسوسه کننده بود. همه کسانی که می خواستند واقعا از این آفتابگیر استفاده کنند به آن پول می دادند و تهیه می کردند. مطمئن بودیم که قطعا از آن استفاده می کردند.

بعد از مدت کوتاهی فروشندگان لوازم خودرو خودشان اقدام به خرید عمده برای فروش کردند(ارتقاء در تعداد فروش). این یعنی جنس تبلیغاتی خود را می فروختیم! سود نقدی هم می کردیم. این نوع تبلیغات خلاقانه علاوه بر اینکه

  • هیچ هزینه ای نداشت
  • بیلبورد های در تمام شهر ایجاد کرد
  • در تمام طول تابستان پابرجا بود
  • تبلیغات دقیقا در دست جامعه هدف قرار گرفت
  • ایجاد درآمد مستقیم داشت
  • مخاطب برای نگهدای از آن تلاش می کرد(هزینه پرداخته بود)
  • همیشه همراهش بود (مثل بیلبورد فراموش نمی شد)
  • و …

اگر شما هم بتوانید کارهای خلاقانه در حوزه کسب و کار خود انجام دهید. علاوه بر اینکه می توانید در هزینه ها بسیار صرفه جویی کنید می توانید حتی در تعداد مشتریان خود نیز انقلابی به پا کنید که خودتان هم متعجب شوید. (درامدتان تصاعدی میشود)

«طرح نمونه یکی دیگر از تبلیغات پیشنهادی»

اگر در تهران یا شهرستان هستید همین حالا باما تماس بگیرید و با راه های ارتباطی مناسب راهنمایی ها خود را دریافت کنید.

یک ایده و یک اجرای مناسب می تواند از چندین سال تلاش بدون برنامه بیشتر به شما کمک کند.

منتظر تماس شما هستیم.

آکادمی موفقیت ایران

گروه مشاوره کسب و کار تهران

گروه مشاوره کسب و کار آکادمی موفقیت ایران

Tehran Business Advisory Group Of  Iran Success Academy

مشاوره کسب و کار چه کمکی به شما می کند؟

 

برای رسیدن به پاسخ سوالتان حتما 8 بخش زیر را بخوانید.

اگر در هرکدام از موارد احساس نقص یا تسلط کم دارید، بدانید نیازمند یک متخصص برای اجرای حرفه ای و قدرتمند آن بخش می باشید تا به اوج آرمان های مورد انتظار خود دست یابید.

  1. نمی توانم به درستی آینده کاری را که شروع کردم حدس بزنم(کسب و کارهای سنتی)
  2. نمی دانم آخر هر کاری چقدر سود منطقی باید حاصل شود (مدیریت مالی صحیح)
  3. نمی دانم برای انجام هر کاری از کجا شروع کنم؟ (فرایند سازی سازمانی)
  4. نمی دانم چگونه فعالیتم را تضمین کنم؟ (شناخت بازار و مشتریان)
  5. نمی دانم کمبودهایی را که در مقابل رقیبان آن کسب و کار دارم چگونه جبران کنم؟ (تحلیل رقبا)
  6. نمی دانم در زمان ورشکستگی چه باید بکنم؟ (رکود در بازار)
  7. نمی دانم اگر بعد از شروع کسب و کار دچار کمبود سرمایه شدم چه کنم؟ (جذب سرمایه)
  8. نمی دانم چه زمان در کسب و کار خود به ( آکادمی موفقیت ایران ) اطمینان و آرامش می رسم؟ (استقلال مالی)

 

گزینه هایی که اگر ندارید حتما باید به فکر اجرای آن باشید.

این یک پیشنهاد نیست! مشاوره کسب و کار یک اجبار در دنیای کسب و کار های نوین به شمار می رود.

الزام های یک کسب و کار در دنیال جدید

  • استقرار سیستم
  • آموزش
  • بازار یابی و توسعه
  • مشاوره برای بخش های مختلف
  • مدیریت یکپارچه ISO
  • طراحی و توسعه زیر ساخت مجازی (توسعه وبسایت)
  • کارهایی است که شما توسط تیم خودتان و یا تیم های برون سپاری باید برای کسب و کار خود انجام دهید تا از رقیبان و دیگر افراد عقب نیفتید.

آمار نشان داده که کسب و کارها بعد از 5 سال نحوه نیاز های مشتری تغییر می کند اما کسب و کار ها همچنان تغییری نمی کنند!

اگر ما بازار را به 100 کسب و کار نو پا تقسیم کنیم. پس از گذشت سال اول به دلیل ندانستن اصول پایه ای کسب وکار که در بخش اول برای شما توضیح داده شد. بیش از 90 مورد از این کسب و کار ها حتی پیش از گردش مالی سال اول تعطیل می شوند.

پس از گذشت 5 سال از 10 کسب و کار باقی مانده تنها 1 کسب و کار به همان صورت که شروع کرده مسیر خود را ادامه می دهد(به اصطلاح برند بازار می شود)

اگر می خواهید آن یک درصد می توانید شما باشید. چون الان در حال مطالعه این بخش هستید مطمئن هستیم که شما گزینه اول این مسیر را کاملا درک کرده اید و به دنبال آن آمده اید. بله به شما تبریک می گوییم شما :

آموزش و دانش را که گزینه اول برند شدن و پایداری در کسب و کار است را دارید دنبال می کنید. بله شما اکون فعالیت های همان یک درصد که در آینده در بازار باقی خواهند ماند را دنبال می کنید. اما این به تنهایی کافی نیست.

گزینه بعدی اجرای آموخته هاست آن هم به صورت بهینه شده. بیشترین چیزی که از ما زمان می برد آزمون و خطا و یا همان روال تجربه است. مگر ما چه قدر زمان و هزینه داریم تا در طول سالیان دراز تجربه کنیم؟؟

ارزان ترین راه استفاده از تجربه دیگران است!!

بله دیگران تجربیات خودشان را به ارزانی و راحتی در اختیار شما قرار نمی دهند. سالها تجربه در گرما و سرما و … این یعنی اینکه شما باید به هر قیمتی شده این تجربیات را به دست آورید. نمونه تجربه زیر از مدیریت شرکت پتو سازی را برایتان می نویسم.

 

می گفت : که هر چه پول برای آموزش بدهیم کم است!؟

گفتم : چرا ؟

گفت : حدود 5 سال پیش یک حساب سر انگشتی کردم و دیدم در بخش جذب نیرو ضعیف هستیم. دوره ای را گذراندم و یک مدیر با حقوق دو برابر و یک زیر ساخت چند میلیونی برای آموزش و بقیه ی اصول علمی که وجود داشت برای پیاده سازی بیان کردم. شاید حدود 50 میلیون تومان هزینه کردم و چند ماه اول به خودم می گفتم این همه پول را چرا خرج کردم!؟

اما بعد از اینکه سال بعد در کشور یکی از 3 محصول برتر در قیمت و کیفیت شدیم تاثیرش را درک کردم و در بازار های رکود چند ساله اخیر هم توانستم علاوه بر همان آموخته ها و آموزش های جدید همچنان در صنعت تولید در ایران باقی بمانم.

و افسوس می خورم که چرا این هزینه آموزش را سال ها پیش نیاموخته و به کار نگرفته ام تا بتوانم خیل سریعتر از اینها به این آرامش بازار و آرامش مالی دست پیدا کنم.

اما این بخش را از زبان افراد زیادی شنیده ام که نمی خواهم بازگو کنم!! اما من می خواهم از زبان خودتان بشنوید.

 

اگر صاحب کسب و کار هستید :

می خواهم به 5 سال پیش خود برگردید، میزان درآمد خود را یادداشت کنید.

حالا می خواهم به امروز برگردید و درآمد خود را یادداشت کنید.

حالا مهارت هایی را که باعث شده این افزایش در آمد را داشته باشید را بنویسید : برای مثال یادگیری اصول قرار دادها، یا اصول خرید محصول یا نگهداری و …

حالا می خواهیم خودتان قضاوت کنید اگر شما این روال را تجربه نمی کردید. خودتان این روال را به صورت دانش فعلی خودتان به یک شخص که هیچ تجربه ای در این زمینه ندارد آموزش می دادید.

  • شاگرد شما در چند ماه به این مهارت ها مسلط می شود؟
  • شاگرد شما چه قدر زودتر می تواند به این درآمد و سطح فعلی شما برسد؟
  • شاگرد شما چه قدر از اتلاف عمر و آینده اش جلوگیری می کند؟
  • اکنون ارزش هر ماه برای خود شما چقدر است؟

همه اینها به شما این مسیر را نشان می دهد که استفاده از دانش متخصصان می تواند بهترین گزینه صرفه جویی تمام عیار باشد.

خنگ ترین فرد کسب و کار خود باشید!

کارفرمای زنِ دارن هاردی 😀  اینو از دل کتاب کشیدم بیرون براتون !!

مشاوره کسب و کار کارمندی

فرقی نمی کند که شما کارمند باشید، باز هم روال بالا را برای خودتان می توانید تکرار کنید

درآمد 5 سال آینده خود یا پنج سال گذشته خود را لیست کنید. اکنون یک تعداد مهارت کسب کرده اید. یا اینکه برای درآمد 3 برابری باید یک تعداد مهارت را کسب و کنید. مثلا مهارت مدیریت یا مهارت مدیریت مشتری و … اکنون شما نیاز سنجی کرده اید که باید 3 مهارت را یاد بگیرید اگر خودتان این مهارت ها را بیاموزید زمان بر است اما اگر در دوره های فشرده کاربردی شرکت کنید این زمان به شدت کم می شود از سال ها به چند ماه تقلیل پیدا می کند 🙂

 

تا این مرحله اهمیت آموزش دیدن و تسریع در روند پیشرفت را درک کردید و هزینه های این بخش برای اجرای شما قابل توجیه شد که امروز روی آموزش و مشاوره سرمایه گذاری می کنم چند ماه بعد تا 30 برابر بیشتر بدست می آورم.

 

گول مشاوره های کسب و کار را نخوریم!

قصد توهین و یا زیر سوال بردن معلومات عزیزان فعال در این زمینه را نداریم اما نکته:

  • چطور بفهمم به چه کسی اعتماد کنم؟
  • چه کسی را می توانم در اجرای فرایند دخیل کنم؟
  • از چه کسی آموزش ببینم؟

از کسی آموزش ببینیم که خودش چیزی را که می گوید قبلا اجرا کرده باشد. (کوین ترودو)

اینم از یکی از سمینار های فرانسه اوردم براتون 🙂

حالا مهم اینجاست که این فرد بتونه دست آوردش رو به شما نشون بده، مثلا من یک کارخانه با 200 نفر پرسنل رو به این روش دارم اداره می کنم. شما هم می تونید از این روش اداره کنید. یا اینکه من دارم با این نوع سرمایه گذاری و تیم سازی یک پایگاه اطلاعاتی نیم میلیون نفری رو مدیریت می کنم.

هر چیزی رو که قراره به شما آموزش بده که اصلاحا بهش می گن مشاوره، باید یادمون باشه ازش نمونه کار یا همون دست آورد بخواهیم. هر چه این افراد دست آوردشون بزرگ تر باشه، اطلاعاتشون حرفه ای تره و هر چه حرفه ای تر باشن نایاب تر می شن و همچنین گرانتر، این افراد رو پیدا کنید و بهای اونها رو بپردازید.

اما یک نکته اساسی اول نرید سراغ غول مرحله آخر!!

  1. اول شما اطلاعاتی ندارید که این شخص شما را رشد بده
  2. دوم هزینه های میلونی این عزیزان را نمی توانید تامین کنید.

پس چند سطح بالاتر از وضعیت فعلی شما همان شخصی است که باید برای مشاوره از او کمک بخواهید و بعد در سطوح همان زمینه رشد کنید. تا به فرد اسطوره ای خود برسید و زمان با او همکار شوید!

 

 

در مقاله ی بعدی راجع به روند آموزش پذیری مستمر برای شما توضیحاتی را خواهیم داشت

با ما در خبر نامه آکادمی موفقیت

همراه باشید.

ارسال نام و نام شهر خود به سامانه 10003715

یا استفاده از فرم های ثبت نام در وبسایت آکادمی موفقیت ایران

 

کسب و کار دیجیتال

کسب و کار دیجیتال

اگر شما هم دارید این مطالب را می خوانید بی گمان 10 یا 20 سال پیش را به یاد می آورید. زمانی را که برای خرید خانه یا ماشین به روزنامه ما مراجعه می کردیم. زمانی که با درج یک آگهی در روزنامه و با یک خط تلفن ثابت (ان زمان ها تلفن همراه نبود!) آنقدر مشتری و مخاطب پیدا می کردید که دیگر نیازی به هیچ یک از بخش های مربوط به تبلیغات دیگر احساس نمی شد.

با فراگیر تر شدن رسانه های متنوع ، یکی دیگر از کارهایی که در سطح شهرها مشاهده می شد امر بیلبورد های تبلیغاتی بود.

چرا؟ چون مردم مجبور بودند برای هر کار کوچیکی سفر کنند! از خرید یک قوطی رب گرفته تا خرید حتی همان روزنامه! اما با گسترش فعالیت خدمات آنلاین و همه گیر شدن بخش های داخلی اکنون تنها کاری که افراد برای اولین بار انجام می دهند استفاده از جناب GOOGLE بزرگ است!!

شروع کسب وکار دیجیتال

بله دوران تبلیغات به صورت فیزیکی تقریبا به پایان رسیده است. اگر هنوز هم بیلبورد های بزرگ را با عنوان برند های بزرگ در شهر می بینید، این به آن معنی نیست که شما هم باید راه این برند ها را دنبال کنید. دوران کسب و کار دیجیتال به وجود آمدن بستر اینترنت در پلت فرم های گوشی های تلفن همراه از حدود 10 سال پیش شروع شد. و با افزایش ضریب دستیابی افراد به محتوا و میزان ارتباط مستقیم مشتریان کاهش یافت. و امروزه اگر می خواهید یک خودرو بفروشید و آنرا در چندین روزنامه آگهی کنید باز هم احتمال فروش خودرو شما تقریبا کمتر از 10% است. پس چه کنیم؟؟

با هر میزان هزینه و درآمد از دنیای دیجیتال بهره مند شویم

شاید با اولین نگاه به خودتان و کسب و کار خود و پرس و جویی در زمینه مروبط به کسب وکار آنلاین نا امید شوید. چون شرکت های بسیار زیادی در زمینه طراحی و تبلیغات آنلاین حضور دارند و هر یک به نحوی به دنبال سود مستقیم خود نیز می باشند. البته هزینه کردن در دنیای دیجیتال هزینه نیست!! سرمایه گذاریست.

یا این اوصاف به اصلی ترین مرحله می رسیم. چطور به مشتریان خود دست پیدا کنیم؟ تا به تبع آن به پول و سود دست پیدا کنیم؟

این مرحله مرحله حساس شروع فعالیت است.

با هر میزان هزینه و درآمد می توانید به دنیای دیجیتال قدم بگذارید.

  1. برای مثال اگر شما هنوز نمی توانید یک وبساط مستقل چند هزار دلاری داشته باشید
  2. می توانید یک وبسایت کوچک غیر سفارشی را با کمتر از هزار دلار راه اندازی کنید.
  3. اگر هم این امر برای شما امکان ندارد می توانید به بخش اشتراک گذاری راه اندازی یک وبسایت فکر کنید
  4. اگر باز هم مشکل مالی دارید، با در نظر گرفتن یک هدف مالی و فعالیتی شروع به ساخت یک وبلاگ کنید و خود و محصولاتتان را آنجا معرفی نمایید.
  5. اگر با این شرایط هم نمی توانید فعالیت کنید از شبکه های اجتماعی موجود شروع کنید!!

بله در حد یک بخش از شبکه های اجتماعی هم می توانید شروع کنید و مخاطبین خود را همراه کنید. برخی از محصولات را با استفاده از یک کانال و یا یک پیج در اینستاگرام با محصولات و ارائه خدمات خود آشنا کنید.

با فراگیر شدن شبکه های اجتماعی امروزه، هم فرصتی برای مشتریان و هم فروشندگان فراهم شده تا در کنار سایر سرگرمی های روزانه و به دور از فضای رسمی به مشاهده و مقایسه انواع محصولات بپردازند.

 

اما این آغاز راه است…..

شما با داشتن یک زیر ساخت در دنیای مجازی فقط گام اول را برداشته اید…

 

یعنی در دنیای مجازی بستری فراهم کردید که بتوانید مشتریان جدیدی را به صورت بالقوه با شما آشنا کند. گام بعدی ارائه خدمات با کیفیت و قابل رقابت است. اگر شما در بهترین شرایط تبلیغ کنید اما کیفیت ارائه خدمات شما همانند محصولات سایپا باشد انتظار نداشته باشید از شرکت بنز هم پول بیشتری دریافت کنید!!

پس فرایند همراهی با مشتری یکی از ارکان اصلی و اساسی است که در تمام رند تبلیغات بازار یابی و بازار سازی باید به آن توجه بسیار زیادی را داشته باشیم.

تهدید های کسب و کار مجازی

هر بخش که برای شما به صورت یک امکان است برای رقیبان شما هم وجود دارد. اگر شما به درستی استفاده نکنید، رقیب شما پر قدرت تر از آن بهره خواهد گرفت. در این عصر واجب است تا در عرصه ارائه خدمات آنلاین به مشتریان حتما برنامه ریزی بلند مدتی را در نظر داشته باشیم.

شما که هم اکنون این متن را مطالعه می کنید. بی شک نیازی را در خود احساس کرده اید. برای برطرف کردن این نیاز به دنبال راه حل گشته اید. بعد از اطلاعات قبلی خود کمک گرفته اید. به اطلاعات موتور های جستجو رجوع کرده اید و حالا بخش هایی از نیاز خود را که با آن همراستا بوده اید را (آکادمی موفقیت) مطالعه می کنید.

دقیقا این همان روندی است که مشتری شما طی می کند. ابتدا یک نیاز در او به وجود می آید. برای رفع این نیاز اندیشه می کند. شروع به جمع آوری اطلاعات و سنجش این اطلاعات (وظیفه دنیای دیجیتال) می کند. فرایند خرید و تبدیل شدن به یک مشتری را انجام می دهد.

 

اگر قصد دارید به این دنیا کوچ کنید ما با شما همراهیم ….

مشاوره کسب و کار تهران

مشاوره کسب و کار تخصصی

بارها در مطالب پیشین در مورد اهمیت استفاده از دنیای مجازی برای دست یابی به بازار بزرگتر و یا مشتریان با قدرت بیشتر صحبت کردیم. اما اکنون زمان آن رسیده است که اقدام کنید و یادتان باشد که :

موفقیت در هر زمینه ای نیازمند برنامه ریزی ، پشتکار ، اقدام ، سنجش و اقدام است.

آری کسب و کار دیجیتال به خودی خود وجود ندارد!!! آری درست است ، شاید تا حالا با این دید به کسب و کارها نگاه نکرده باشیم.

اگر بحث را به زبان ساده بیان کنیم مردم زمانی برای شما هزینه خواهند داد که یا کالا یا خدماتی را از شما دریافت کرده باشند و این برای آنها ارزشی را ایجاد کرده باشد که بیش از مبلغ پرداخت شده ارزش داشته باشد!

تمام

اگر مفهوم بالا را بخواهیم به صورت دقیق تر تشریح کنیم یک مثال بسیار ساده برای شما می زنیم:

فکر کنید که شما دارای یک فروشگاه لباس در مرکز شهر تهران هستید، ظرفیت این فروشگاه چه تعداد مشتری همزمان است؟

شش مشتری ؟ یا بیشتر ؟ معمولا ما 6 فروشنده نداریم و این ظرفیت هم به سختی فراهم می شود!! ( قبلا در مورد کارمند های حرفه ای صحبت کردیم) حالا با توجه به این بخش می خواهیم از زمان های خود بهترین استفاده را انجام دهیم.

مشتریانی که حضوری در فروشگاه خرید می کنند معمولا برایشان هزینه هایی علاوه بر خرید لباس منظور می شود!

این هزینه ها عبارت است از :

  1. هزینه کرایه جابجایی بسته به مسافت تا محل زندگی.
  2. حتی هزینه های پارکینگ و یا استفاه از طرح ترافیک.
  3. هزینه زمان ساعتی که از شروع تا خاتمه خرید انجام می دهد.
  4. هزینه های مربوط به خرید های جانبی که به خاطر حرکت در مسیر دارند

و …

اینها هزینه های پنهان در یک فرایند خرید می باشند. باید یادمان باشد که مشتری اگر همین کالا را با همان قیمت بدون حضور دریافت کند او چه میزان رضایت درونی دارد که خیلی از مواقع دلیلش را هم نمی داند!!

و اما سود آن برای من چیست؟؟

  • هر مشتری راضی می تواند تا پایان سال برای من بیش از 10 مشتری بسازد.
  • هر مشتری خود یک مشتری وفادار می شود که فقط از من خرید می کند. (درآمد مداوم)
  • هر مشتری تبدیل به یک مشتری هوادار می شود! ( منتظر ارائه خدمات ما میشود)
  • در ساعاتی که بیکار هستیم به مشتریان توضیح می دهیم!! ( مثلا زمان های صبح یا ظهر که مغازه خلوت هست محتوا سازی می کنیم)
  • کمک غول بزرگ با ماست!! ( استفاده از موتور جستجوی گوگل قدرت یک غول تبلیغاتی بعد از چند ماه به شدت به ما کمک می کند، انگار که یک موسسه تبلیغاتی زده ایم)

 

و اما چه میزان برای من هزینه دارد؟

در مقابل هزینه های جاری یک کسب و کار در بازار امروز تهران از هزینه های مروبط به رهن و اجاره مغازه تا هزینه های مربوط به آب و برق و بیمه و …. که در یک جمع بندی ماهانه مشخص می شود می توان گفت این سرمایه گذاری در فضای دیجیتالی برایتان رایگان در می آید یا نسبت به میزان سرمایه گذاری به درآمد حاصل از آن رایگان می توان آن را فرض کرد.

نمونه ای ارائه می کنیم تا بهتر با این روند آشنا شوید:

فرض می کنیم شما برای وبسایت خود یک نیروی انسانی گرفته اید که تقریبا با هزینه کار هرفته ای 2 میلیون تومان در ماه برای شما به صورت حرفه ای کارکند.

حالا شاید بگویید خب این آقا یا خانم چه سودی برای من دارد که دو میلیون تومان درماه برای او هزینه کنیم؟؟

آری کار عاقلانه ای نیست!! اگر او و تلاش های او برای شما منجر به کسب درآمد و افزایش درآمد شما نشود.

پس به این می اندیشیم که او فقط بتواند از کل یک سال برای شما فقط یک مشتری بسازد!! فقط یک مشتری !!

با توصیف های بالا اگر همان یک مشتری به مشتری هوادار شما تبدیل شود.

  • در طی یک سال همان یک مشتری بیش از 6 بار از شما خرید می کند.
  • همان یک مشتری برای شما ده مشتری جدید ایجاد می کند 10 امتیاز خرید و …

همین دو مورد 16 امتیاز محسوب می شود، که اگر مثلا در قبال فروش هرکدام از اجناس خود ( لوازم خانگی ، کالای خودرویی و … ) در بازار به صورت حد اقل 50 هزار تومان فقط سود کنید.

8 میلیون تومان سود فقط و فقط در قبال یک مشتری

این در سال دوم خودش را نمایان می کند یعنی اگر همان 1 مشتری تبدیل به دو مشتری شود. شما دو برابر یعنی 8 + 8 = 16 میلیون تومان سود خواهید برد اما باز هم شاید بگید که این زمان یعنی پرداخت به یک فرد برای رسیدن به این مبلغ سرمایه گذاری طولانی مدتی است. اما یادتان باشد. این بدترین شرایط ممکن بود که می توانستیم آن را تحلیل کنیم.

با فرض بدترین شرایط ممکن که در دنیای واقعی امکان وقوع ندارد بعد از دو سال به سود قابل توجهی می رسیم.

حالا اگر برای آغاز کار نیروی انحصاری ندارید می توانید یکی از کارکنانتان را به صورت پاره وقت در نظر بگیرید یعنی با پرداخت مبلغی در ازاء مدتی که با آموز های کاربردی و سریع مشغول به فعالیت می شود. این مبلغ را نصف کنید. این هم یکی از راه هایی است که ظرف یک سال به این شرایط سود دهی برسید.

برخی از افراد دوست دارند تخصصی عمل کنند. آری این افراد قدرت دنیای دیجیتالی را درک کرده اند از همان ابتدا با برون سپاری طراحی و مدیریت شبکه های اجتماعی به یک تیم مخصص پس از 6 ماه بیش از دو برابر هزینه های خود را بازگردان می کنند.

اکنون دریافتیم که سرمایه گذاری در یک کسب و کار اینترنتی با هر توان و بودجه ای که شما به آن می اندیشید امکان پذیر است. از یک کانال و یا صفحه اینستاگرامی تا یک کسب و کار اینترنتی با اپلیکیشن مخصوص به خود.

اما همان طور که همواره گفته می شود. بزرگ بیندیش و کوچک عمل کن.

اما نکته ای مهم اینست که مطمئن باشیم آن گام کوچک در آینده توانایی به کار گیری در پروژه بزرگی را که در اندیشه داریم را

دارد. حالا پس به یک نقشه راه احتیاج هست.

بهترین راه با هر بودجه و سرمایه ای بارها و بارها گفتیم که

 

استفاده از دانش و تخصص دیگران ارزانتر از یادگیری آن است.

اگر برای ریختن نقشه و شروع به کسب و کار خود در دنیای دیجیتال در هر کدام از سطوح مربوط به شروع فعالیت کسب و کار اینترنتی نیاز به مشاوره داشته باشید می توانید با ما در تماس باشید. کمتر از 24 ساعت بستر آماده فعالیت به همراه آموزش پایه را دریافت کنید و بعد از آن به رشد و توسعه آن بپردازید. مهم اینست که ایمان داشته باشیم. دیر یا زود این درخت تنومند میوه مشتریان وفادار را می دهد. فقط احتیاج به زمان دارد.

پس هر چه زودتر شروع کنیم. 

ارسال لغت « دیجیتال » به شماره 09359314985

شیوه مطالعه صحیح

نكاتي چند در مورد

روشهاي صحيح مطالعه

بارها شنيده ايم كه دانش آموز يا دانشجويي مي گويد :

  • ديگرحال و حوصله خواندن اين كتاب را ندارم
  • آنقدرازاين كتاب خسته شده ام كه قابل گفتن نيست
  • هرچقدرميخوانم مثل اينكه كمتر ياد مي گيريم
  • 10 بار خواندم و تكرار كردم ولي بازهم ياد نگرفتم

به راستي مشكل چيست؟ آيا براي يادگيري درس واقعاً بايد 10 بار كتاب را خواند؟ آيا بايد دروس خود را پشت سرهم مروركرد؟وآيا بايددهها بار درس راتكراركردتا يادگرفت ؟ مطمئنا” اگر چنين باشد ، مطالعه كاري سخت و طاقت فرسا است. اما واقعيت چيزي ديگر است. واقعيت آن است كه اين گروه از فراگيران، روش صحيح مطالعه را نمي دانند و متاسفانه در مدرسه و دانشگاه هم چيزي راجع به چگونه درس خواندن نمي آموزند. يادگيري و مطالعه، رابطه اي تنگاتنگ و مستقيم با يكديگر دارند، تا جايي كه مي توان اين دو را لازم و ملزوم يكديگر دانست. براي اينكه ميزان يادگيري افزايش يابد بايد قبل از هرچيز مطالعه اي فعال و پويا داشت .

شيوه صحيح مطالعه ،چهار مزيت عمده زير را به دنبال دارد:

1- زمان مطالعه را كاهش ميدهد.
2- ميزان يادگيري را افزايش ميدهد .
3-مدت نگهداري مطالب در حافظه را طولاني تر مي كند.
4- بخاطر سپاري اطلاعات را آسانتر مي سازد.

براي داشتن مطالعه اي فعال و پويا نوشتن نكات مهم درحين خواندن ضروري است تابراي مرور مطالب،دوباره كتاب رانخوانده و در زماني كوتاه ازروي يادداشتهاي خود مطالب را مرور كرد.
يادداشت برداري، بخشي مهم و حساس از مطالعه است كه بايد به آن توجهي خاص داشت. چون موفقيت شما را تا حدودي زياد تضمين خواهد كرد و مدت زمان لازم براي يادگيري را كاهش خواهد داد. خواندن بدون يادداشت برداري يك علت مهم فراموشي است.

شش روش مطالعه :

خواندن بدون نوشتن خط كشيدن زيرنكات مهم حاشيه نويسي خلاصه نويسي كليد برداري خلاقيت و طرح شبكه اي مغز

1-خواندن بدون نوشتن: روش نادرست مطالعه است. مطالعه فرآيندي فعال و پويا است وبراي نيل به اين هدف بايد از تمام حواس خود براي درك صحيح مطالب استفاده كرد. بايد با چشمان خود مطالب را خواند، بايد در زمان مورد نياز مطالب را بلند بلند ادا كرد و نكات مهم را يادداشت كرد تا هم با مطالب مورد مطالعه درگير شده و حضوري فعال و همه جانبه در يادگيري داشت و هم در هنگام مورد نياز ، خصوصا” قبل از امتحان ، بتوان از روي نوشته ها مرور كرد و خيلي سريع مطالب مهم را مجدداً به خاطر سپرد.

2- خط كشيدن زير نكات مهم: اين روش شايد نسبت به روش قبلي بهتر است ولي روش كاملي براي مطالعه نيست چرا كه در اين روش بعضي از افراد بجاي آنكه تمركز و توجه بروي يادگيري و درك مطالب داشته باشند ذهنشان معطوف به خط كشيدن زير نكات مهم مي گردد. حداقل روش صحيح خط كشيدن زير نكات مهم به اين صورت است كه ابتدا مطالب را بخوانند و مفهوم را كاملاً درك كنند و سپس زير نكات مهم خط بكشند نه آنكه در كتاب بدنبال نكات مهم بگردند تا زير آن را خط بكشند.

3- حاشيه نويسي: اين روش نسبت بدو روش قبلي بهتر است ولي بازهم روشي كامل براي درك عميق مطالب و خواندن كتب درسي نيست ولي مي تواند براي يادگيري مطالبي كه از اهميتي چندان برخوردار نيستند مورد استفاده قرار گيرد.

4- خلاصه نويسي: در اين روش شما مطالب را ميخوانيد و آنچه را كه درك كرده ايد بصورت خلاصه بروي دفتري يادداشت مي كنيد كه اين روش براي مطالعه مناسب است و از روشهاي قبلي بهتر مي باشد چرا كه در اين روش ابتدا مطالب را درك كرده سپس آنها را يادداشت مي كنيد اما بازهم بهترين روش براي خواندن نيست.

5- كليد برداري: كليد برداري روشي بسيار مناسب براي خواندن و نوشتن نكات مهم است. در اين روش شما بعد از درك مطالب، بصورت كليدي نكات مهم را يادداشت مي كنيد و در واقع كلمه كليدي كوتاهترين، راحتترين، بهترين وپرمعني ترين كلمه اي است كه با ديدن آن، مفهوم جمله تداعي شده و به خاطر آورده مي شود .

6- خلاقيت و طرح شبكه اي مغز: اين روش بهترين شيوه براي يادگيري خصوصاً فراگيري مطالب درسي است. در اين روش شما مطالب را ميخوانيد بعد از درك حقيقي آنها نكات مهم را به زبان خودتان و بصورت كليدي يادداشت مي كنيد و سپس كلمات كليدي را بروي طرح شبكه اي مغز مي نويسد (در واقع نوشته هاي خود را به بهترين شكل ممكن سازماندهي مي كنيد و نكات اصلي و فرعي را مشخص مي كنيد) تا در دفعات بعد به جاي دوباره خواني كتاب، فقط به طرح شبكه اي مراجعه كرده وبا ديدن كلمات كليدي نوشته شده بروي طرح شبكه اي مغز، آنها را خيلي سريع مرور كنيد. اين روش درصد موفقيت تحصيلي شما را تا حدود بسيار زيادي افزايش ميدهد و درس خواندن را بسيار آسان مي كند. و بازده مطالعه را افزايش ميدهد.

شرايط مطالعه

((بكارگيري شرايط مطالعه يعني بهره وري بيشتر از مطالعه ))

شرايط مطالعه، مواردي هستند كه با دانستن، بكارگ

يري و يا فراهم نمودن آنها، مي توان مطالعه اي مفيدتر با بازدهي بالاتر داشت و در واقع اين شرايط به شما مي آموزند كه قبل از شروع مطالعه چه اصولي را به كار گيريد، در حين مطالعه چه مواردي را فراهم سازيد و چگونه به اهداف مطالعاتي خود برسيد و با دانستن آنها مي توانيد با آگاهي بيشتري درس خواندن را آغاز كنيد و مطالعه اي فعالتر داشته باشيد :

1- آغاز درست : براي موفقيت در مطالعه، بايد درست آغازكنيد.
2- برنامه ريزي : يكي از عوامل اصلي موفقيت، داشتن برنامه منظم است.
3- نظم و ترتيب : اساس هر سازماني به نظم آن بستگي دارد.
4-حفظ آرامش : آرامش ضمير ناخود آگاه را پويا و فعال ميكند.
5- استفاده صحيح از وقت : بنيامين فرانكلين ( آيا زندگي را دوست داريد؟ پس وقت را تلف نكنيد زيرا زندگي از وقت تشكيل شده است )
6- سلامتي و تندرستي : عقل سالم در بدن سالم است.
7- تغذيه مناسب : تغذيه صحيح نقش مهمي در سلامتي دارد.
8- دوري از مشروبات الكلي : مصرف مشروبات الكلي موجب ضعف حافظه مي شود.
9 – ورزش : ورزش كليد عمر طولاني است.
10-خواب كافي : خواب فراگيري و حافظه را تقويت مي كند.
11 –درك مطلب: آنچه در حافظه بلند مدت باقي مي ماند، يعني مطالب است.

 

چند توصيه مهم كه بايدفراگيران علم از آن مطلع باشند.

1- حداكثر زماني كه افراد مي توانند فكر خود را بروي موضوعي متمركز كنند بيش از 30 دقيقه نيست، يعني بايد سعي شود حدود 30 دقيقه بروي يك مطلب تمركز نمود و يا مطالعه داشت و حدود 10 الي 15 دقيقه استراحت نمود سپس مجدداً با همين روال شروع به مطالعه كرد.

2- پيش از مطالعه از صرف غذاهاي چرب و سنگين خودداري كنيد. و چند ساعت پس از صرف غذا مطالعه نمائيد چون پس از صرف غذاي سنگين بيشتر جريان خون متوجه دستگاه گوارش ميشود تا به هضم و جذب غذا كمك كند و لذا خونرساني به مغز كاهش مي يابد و از قدرت تفكر و تمركز كاسته ميشود. از مصرف الكل و دارو هم خودداري فرمائيد همچنين غذاهاي آردي مثل نان و قندي قدرت ادراك و تمركز را كم مي كند نوشابه هاي گازدارهم همينطور هستند.

3- ذهن آدمي با هوش است اگر يادداشت برداريد خود را راحت از حفظ و بياد سپاري مطالب مي كند و نيز همزمان نمي توانيد هم مطلبي را بنويسيد و هم گوش دهيد. پس در حين مطالعه لطفاً يادداشت برداري نمائيد

 

نویسنده : تیم آکادمی موفقیت ایران