سود کسب و کار

سود کسب و کار من چقدر است ؟

انتظاری که ازسود کسب و کار داریم

دوست عزیزم سلام

یک موضوع خیلی اساسی و پایه ای در کسب و کار. اما این موضوع چقدرمی تواند در زندگی شما اهمیت داشته باشد و در بیزینس و کسب و کارتان به شما انگیزه یا انحراف بدهد؟

نکته ی اصلی : خیلی از کلاسها و سخنرانان موفقیت و انگیزشی همگی جمله ای رابه مامی گویند آنهم اینکه شما باید برای کسب و کارتان یک وبسایت داشته باشید و نیز یک فروشگاه داشته باشید و به یک کسب و کاربرپایه ی دیجیتال برای موفقیتتان نیازدارید!

امایک نکته ی خیلی خیلی مهم که بهتون گفته نمی شود این است که شما اول بایدیک کسب و کارداشته باشید!داشتن یک وبسایت به تنهایی شما را در کسب ثروت شتاب نمی دهد. چون اصلاً کسب و کاری ندارید تا به آن شتاب دهد!

 

 

یکی از دوستانم بنام کاوه بمن می گفت: من درحیطه ی مربوط به شبکه های مجازی چندین هزار دنبال کننده دارم. در کانال تلگرامش نیز نزدیک به سیصدهزار فالوور دارد. همچنین دنبال کنندگان زیادی در اینستاگرام داشت. اما این دوست عزیز به این فکر نکرده بود که تمام الفاظ غمگین، اشعارغمگین و تصاویرغمگین راجمع آوری کرده ….

با وجود اینکه فالوور و دنبال کنندگان زیادی هم داشت. اما محصولی برای فروش نداشت. می گفت دراین یکی دو سالی که من کار و کاسبی روی شبکه های مجازی فوکوس دادم مخاطبین زیادی بدست آوردم. اما مخاطبینم سود مالی و ریالی برای من نداشتند. من به ایشان عرض کردم بله مشخص است که این سود برای شما نخواهد بود، بخاطراینکه هدف و محصولی ندارید. کلی ازمخاطبینش دارای فاز غمگین و دپرس بودند یعنی یکسری از افراد افسرده و شکست خورده ی عشقی:( شماهایی که می خواهید کسب و کارداشته باشید چه با

  • یک پیج اینستاگرام
  • یک صفحه وبسایت

یا هرچیزی دردنیای مجازی، باید محصولی برای فروش و عرضه داشته باشید. شمادرنهایت بایدبتوانید بابت یک خدمات یا کالا از مشتری هایتان پول دریافت کنید. خیلی ها نمونه فیسبوک رامثال می زنند و می گویند آقای کرمی شما می گویید که بایدحتما از مشتری پول بگیریم!! اما شرکت فیسبوک چطور توانسته بدون اینکه پولی بگیرد برند شود؟

 

در جواب باید بگویم شرکت فیسبوک هم پول می گیرد اما مشتریانش مردم عادی نیستند: کمپانی های بزرگ هستند. که درقبال آن، فیسبوک اطلاعات آماری می دهد که مثلاً در این فصل دختران از رنگ صورتی استفاده می کنند و درفصل بعدی از رنگ آبی روشن و اینکه درصدهاش نیز به چه نسبتی هستند. کمپانی ها این اطلاعات رامی خرند و روی این اصل تولید لباسهایشان را انجام می دهند و ازفروش اطلاعات،پول،هزینه ها،اعتبار و قدرت خودشان رابدست می آورند.

اگر می خواهید در کسب و کار دیجیتال فعالیت کنید در دوشرط اینکار را انجام دهید:

شرط اول : بیزینسی را که دردنیای فیزیکی بهش علاقه دارید را انتخاب کنید. ممکن است این بیزینس کتاب، لباس، دوچرخه و یا حتی فروش عطر باشد و هر چیزی که بهش علاقه یا آشناییت دارید.

شرط دوم : انتظار نداشته باشیدثانیه یا روز اول معجزه ببینید. بطور مثال شما پیج و بسایتتان را راه انداختید و انتظار داریدکه از لحظه اول فروش داشته باشید. قطعاً به این صورت نخواهد بود. (آکادی موفقیت IranSuccess.Com)

آنهایی که درحیطه ی مجازی یا فیزیکی کسب و کار راه اندازی کردند، می دانند که چه می گویم. روند رشد کسب و کار یک روند تصاعدی ست. شما ممکن است در یک ماه اصلاً مشتری نداشته باشید و فقط اقوام شما از تون خرید کنند. ماه دوم وبخش بعدی دوستان، آشنایان و ماه سوم و چهارم و سال اول شایدفقط بتوانیدهزینه های جاری تان را تامین کنید و سال اول فقط  برایتان سر به سر بشود و سود مثبتی اصلاً حاصل نشود.

کسانیکه حسابدار هستند می دانند که اداره مالیات به شما اجازه می دهدکه دو سال پشت سرهم یعنی سال اول کسب و کار و سال دوم کسب و کار، کسب وکارخودتان را زیانده اعلام کنید. یعنی حتی اداره مالیات هم این رابخوبی می داندکه یک کسب وکارممکن است دو سال اول سود مثبت نداشته باشد. ( بخاطر چالشهایی که وجود دارد و ریتم هایی که باید در کسب و کار رعایت شود و رشدهایی که انجام می گیرد). پس اگر دو سال هست که کسب و کارتان را استارت زده اید و سود کسب و کارتان نسبت به سرمایه داخل کسب و کارتان به 40 الی 50 درصد سالانه نرسد، مطمئن باشید که یک جای کارتان می لنگد!

از لحاظ ریالی بهتون می گویم اگر شما دوست عزیز در کسب و کارت که ممکنه فیزیکی باشد، یک میلیارد تومان هزینه کرده و اگرمجازی باشد 500 میلیون تومان هزینه کرده باشید فرقی نمی کند، درحالت اول که یک میلیارد سرمایه گذاری و دو سال بیشتر گذشته و مثلاً سال سوم یا چهارم کسب و کارت است. در ازای یک میلیارد سرمایه اگر این یک میلیارد برای شما چهارصد میلیون تومان سالانه یاحدود 30 الی 40 میلیون تومان ماهانه سود ندارد مطمئن باشید این کسب و کار شما رو به افول و ورشکستگی است.

همچنین در کسب و کار مجازی 600 یا 500 میلیون سرمایه گذاشتید و الان 15 الی 20 میلیون ماهانه سودندارید، این کسب و کار شما بزودی رو به افول و ورشکستگی خواهدرفت. پس با این توضیحاتی که دادیم همین الان برآوردکنید. اگر سال اول و دوم هست مشکلی ندارد. یعنی یک میلیارد سرمایه در گردش داشته باشید اما کسب و کارتان حتی ماهی 5 میلیون تومان سود نداشته باشد این برای سال اول و دوم اشکال ندارد. اما اگر سال سوم و چهارم هست با خودتان دو دو تا چهارتا بکنید.

در تهران پایینتر از تجریش یک مغازه فروش خشکبار وجود دارد. با یک حساب سر انگشتی متوجه شدم که این دوستان چیزی حدود 3 الی 4 درصدسود در ماه دارند. اما آنها می خواستند مغازه را ببندند و متوجه این سود نبودند و بنظرشان می آمد که این سود خیلی کم است. من برایشان حساب کردم که اگر این سود را با این روند و روش، نظام مند کنند و تکنیک فروش را هم برای کارشان اعمال کردم و به 5 درصد سود در ماه رسید. سالانه 60 درصد سود فروش داشت و خیلی هم عالی بود.

خیلی از کسب و کارها خودشان رانمی سنجند و این نسنجیدن ها یکی از عوامل مهم و اصلی نا کارآمدی کسب و کارهاست. اگر در آیات و روایات نیز دقت کنیم این حدیث امام علی (ع) به وضوح می فرماید :

حاسبوا قبل اَن تُحاسِبُوا

( به حساب خود برسید قبل از این که به حسابتان برسند)

همه ما فکر می کنیم که این حدیث فقط مربوط به آخرت و زمانی که فرشته ها نامه اعمال ما را می پیچند و حسابرسی می کنند. اما در واقع چنین نیست. این حدیث به همه چیز اشاره می کند! اینکه میفرماید به حساب خود برسیم منظور حساب مالی هم هست حساب مشتری هایمان هم هست، که باید بهشون رسیدگی کنیم قبل از اینکه هر اتفاق دیگری در زندگی مان بیفتد.

ریشه مشکلات چطور حل می شود؟

یک جمله معروفی از انشتین : با همان مغز و اطلاعاتی که مشکل را بوجود آوردیم نمی توانیم مشکل راحل کنیم. این یک قانون است. در یکی از کمپانی های مربوط به خدمات اسکان دریکی ازشهرستانها که رفته بودم مسئول آنجا می گفت که من حدود سه هفته است که بر روی موضوعی فکر می کنم!! من به ایشان گفتم که نحوه ی فکر کردن شما چطور بوده؟

گفت : پشت میز می نشستم و فکر می کردم. خیلی جالبه، فکر می کنیم توی یک گوشه نشستن و به نقطه ای خیره شدن و نظم دادن به آن رشته افکار، مسئله راحل خواهیم کرد!! اما هیچوقت این اتفاق نخواهد افتاد. می خواهم یک تلنگر کوچک به شما بزنم. یادتان هست در دوران مدرسه در بحث محاسبات و ریاضیات همه سوالات را جواب می دادیم جز یک سوال که نیاز به فرمول یا پاسخ محاسباتی داشت. ومدام به مغزمان فشار می آوردیم اما باز هم نمی توانستیم آنرا حل کنیم. چرا؟

چون اطلاعاتمان برای حل آن مسئله کافی نبود. اما تنها کافی بود به برگه بغل دستی نگاه بندازیم یا راهنمایی معلم، یا رجوع به متن سوال، نکته کلیدی را پیدا می کردیم و با آن نکته کلیدی، مسئله را تا آخر حل می کردیم. از مشورت گرفتن، از دریافت اطلاعات، از الگوبرداری کردن، از نحوه ی اجرای همان امور توسط دیگران غافل نشوید. این گزینه ها، گزینه های واجبی برای فکر کردن هستند.

گرفتن مشاوره از افرادی که قبلاً اینکار را انجام داده اند، یک گزینه خیلی خوب برای استفاده از آن طیف گستره ی تفکرات هست. همیشه دو تا فکر بیشتر از یک فکر ارزش دارد. ژاپنی ها یک ضرب المثل دارند که می گوید: (فکر شما به اضافه ی فکر من بهتر یا نهایتاً مساوی با فکر من است) در قرآن سوره ای بنام شورا داریم که همه رادعوت به شورا یا مشورت گرفتن می کند، از این گزینه هم غافل نشوید.

پس اگر بخواهیم یک جمع بندی کلی داشته باشیم باید بگویم: دوستان عزیزی که درحیطه ی کسب وکار هستید چه کسب و کار دیجیتال، چه کسب و کار فیزیکی، اگر کسب و کار را شروع نکردید بدانید سال اول و دوم کسب و کاربرای شما ممکن است سود آور نباشد.

آیا با این حال حاضرید کسب و کارتان را استارت بزنید؟ اگر یک تا دو سال هست که کسب وکارتان را استارت زده اید، چه مجازی و چه فیزیکی. ( کسب و کار استارت زدن به این معنی نیست که شما مثلاً یک شرکتی را ثبت کنید اما فقط روی کاغذ باشد یا یک وبسایتی را فقط دامین آنرا خریده باشید و این کسب وکارتان باشد!! نه) کسب و کاری که حداقل در روز 6 ساعت زمان مفید بابتش صرف می کنید، این همان کسب و کاریست که بابتش تلاش کردید و قطعاً نتیجه می گیرید، شک نداشته باشید.

ایجاد کسب و کار سود آور دیجیتال و فروش آنلاین

وبسایتی را دیدم از یک نویسنده ی جوان، دو تا کتاب نوشته بود و بابت این دو تا کتاب یک وبسایت تاسیس کرده بود. فقط این دو کتاب خودش را در وبسایت برای فروش گذاشته بود. وبسایتش حدود 5 الی 6 سال کار می کرد، اما آخرین محتوایی که در سایت گذاشته بود مربوط به سال 2015 بود یعنی 4 سال پیش! وبسایت را راه اندازی کرده بود این مطالب را در آن قرار داده بود. اما دیگر تغییراتی ( آپدیت ) در آن قرار نداده بود. جالبه شکایت می کرد فروشگاه های آنلاین اصلاً جواب نمی دهد، می گفت من از 5 سال پیش تا الان اینقدر هزینه نگهداری وبسایت را دادم و با این اوصاف هنوز فروش خاصی ازوبسایت نداشتم.

به ایشان عرض کردم شمایی که اینقدر هزینه ی نگهداری را دادید آیا زحمت کشیدید هزینه ی تولید محتوا راهم بدهید؟ گفت : نه. به ایشون گفتم یک کسب و کار فقط یک رکن ندارد. شما نمی توانید کسب و کار را با یک حسابدار مدیریت کنید! همچنین نمی توانید کسب و کار را فقط با یک تیم فروش مدیریت کنید! هیچوقت هم نمی توانید کسب و کار را فقط با یک تیم اجرایی مدیریت کنید. کسب و کار نقاط و اجزای مختلفی دارد.

در نتیجه مدیریت مختلفی هم دارد اگر نتوانید پایه های آن را باهم مدیریت کنید، ارتقاء دهید من به شما قول می دهم یا خیلی کند پیشرفت می کنید یا اگر پیشرفت کنید بر می گردید. خیلی از تیم ها را دیده ام که خیلی خوب استارت می زنند، خیلی خوب کار می کنند اما فقط به یکی از این دلایلی که بهتون گفتم برمی گردند به عقب. تیم بسیار عالی کار می کند اما توی یک نقطه ای در حسابهای مالی به اختلاف می خورند. یکی می گوید من باید 27 درصد بردارم دیگری می خواهد 34 درصد بردارد و چون از اول شفاف سازی انجام نگرفته است، آن تیم کلاً ازهم می پاشد.

عکس این قضیه یک تیم دارد کاری را انجام می دهد به یک نقطه ای میرسد که باید یک مسئولیت جدید تعریف شود. در این تیم این کار را مدیر انجام نمی دهد و مسئولیت و وظایف را بین 4 تا آدم تقسیم می کند. این از نمونه مثالهایی ست که من دیدم. یعنی به هر 4 نفر وظایف یکسان می دهد برای مثال اگر نامه ای ازطرف کارگزینی آمد هر 4 تا وظیفه دارید پاسخ یکسان بدهید. نامه می آید اما هیچگدام پاسخ نمی دهند. یا هر 4 تا یکسان پاسخ می دهند. این از عدم کارآمدی یک مدیر است. باید وظایف مشترک تا حد امکان کاسته و یا تفکیک بشود. شمایی که تا دیروز این وظایف را داشتید، یکی از وظایف شما کسر می شود که شبیه به وظایف خانم یا آقای فلانی ست و به ایشون واگذارمی شود و شما این وظیفه جدید را کامل به عهده بگیرید.

وقتی اتفاقی می افتد مسئولیت پذیری مشخص شده است. به صاحب آن فرایند ارجاع می دهید باید به من پاسخگو باشید. من خودم این اشتباه را اوایل که تازه بیزینسم را راه انداخته بودم در بخش حسابداری باهاش دست به گریبان بودم. مشکل این بود که من به هر کدام از حسابدارهای جدید می گفتم باید این فرایند را انجام بدهد و وقتی به مشکل بر می خوردند به آنها می گفتم که این چرا مشکل دارد؟ می گفتند که این داده هامربوط بمن نیست و مربوط به حسابدار قبلی هست.

یک روز این مشکل را برای همیشه ریشه کن کردم. یک حسابرس آوردم و به ایشان گفتم شما در این فرایند کلاً حسابهای مرا تراز کنید، آنجا که خطا دارد دربیاورید و آنجایی که خطا نداردجوری با هم همگام سازی کنید تا حسابها با هم درست بشوند. بعد از اینکه حسابها باهم ست شد حسابدار را دوباره سر جای قبلی گذاشتم و گفتم از امروز هرگونه مشکلی پیش آید مسئولیتش باشخص شماست.

امیدوارم که آگاه باشیم و بدانیم که در کسب و کارها برای رشد، زمان نیاز هست و درکسب وکارها ارکان مختلفی وجوددارد که باید با هم رشد کنند و اینکه اگر شما سال اول و دوم کسب و کارتان هست و تاحدود 40 درصد سود سالانه ندارید و ماهانه حداقل 4 درصد، نگهداری کسب و کار از نظر مالی و ریالی به صرفه نیست و باید تغییراتی در کسب و کار داده شود. با این اوصاف امیدوارم این نکات رادرزندگیتان بکاربگیرید.

عضویت باشگاه آکادمی موفقیت

نام | نام خانوادگی | نام شهر

10003715

و یا در وبسایت iransuccess.com خودتان نام نویسی را انجام دهید. تا از همایش ها و دوره ها مطلع شوید.

بر مدار ثروت و آرامش باشید / سامان کرمی

هو اوپونوپونو ho oponopono پاکسازی کوانتومی

تمرین پاکسازی کوانتومی (هو اوپونوپونو)

دوستان عزیز سلام امروز یکی از پرسش های ارسالی به آکادمی موفقیت ایران را بررسی می کنیم.

سوال : استاد کرمی عزیز سلام، شما گفته اید که باید تمام مسئولیت های زندگی خود را برعهده بگیرید. من با گفتن جملات و این که من مقصر تمام وقایع زندگی خودم هستم دچار احساس گناه شده ام. چگونه از حس گناه خارج شوم؟

پاسخ : دوست عزیزی پس ازشنیدن صحبت های من دچار احساس منفی گناه شده است.

اولاً خیلی خوشحالیم که شما انقدر تمرین کرده اید که حستان تغییر کرده. این یعنی که شما صحبت های را با دل و جان شنیده اید و سعی در تغییر موقعیت فعلی خود داشته اید. سعی در تغییر موقعیت موجود مرحله ی اول این فرایند است، اما در سطح دوم شما به دلیل تصورات و تفکرات نامناسب دچار تشویش ذهنی شده اید.

ما در سمینار گذشته « برج آزادی تهران » گفته ایم که مسئول تمام اتفاق های زندگیتان خودتان هستید.

مثال : ممکن است شما در کوچه ی محل زندگیتان شخصی با اتومبیلتان تصادف کند، مقصر کسی است که با ماشینتان تصادف کرده و مبلغ خسارت وارد شده به شما را هم پرداخت میکند، اما مسئولیت تعمیر، مذاکره و این که از آن روز به بعد مکان امن تری را برای پارک اتومبلیتان انتخاب کنید با خودتان است. پس معنای کلمه ای مقصر با مسئول بسیار متفاوت است.

انسان مقصرهمچنان در عالم خسران و زیان می ماند اما « فرد مسئول بحران را مدیریت » میکند هرچند مسئولین ما با این تفاسیر قابل قیاس نیستند. روی صحبت من مسئولین ژاپنی و اروپایی که نمونه ی یک مسئول واقعی هستند می باشند. از این مهم ترمسئولیت شخصی، زندگی، کسب و کار کمپانی خوتان است.

اگراین مطالب را باهم جمع بندی کنیم :

شما در تمام ابعاد زندگیتان مسئول هستید نه مقصر

این دو لغت را در ذهن خود ارزیابی کنید :

    • مقصر :کسی است که قصوری را انجام داده ، یا کم کاری کرده باشد.
    • مسئول : کسی است که باید به سوالات پاسخگو باشد ؛ سوالاتی از قبیل چه کار کنم که این اتفاق دیگر پیش نیاید؟ چرا این اتفاق پیش آمده است…؟ جواب این سوالات را باید به خودتان بدهید نه هیچ شخص دیگری.

با این تعاریف جدید هر اتفاقی که درزندگی شما رخ بدهد ممکن است شما مقصر باشید یا این که نباشید. اما چیزی که واضح است : «مسئولیت آن اتفاق تماماً با شما است».

 

مثال : اگر کودکتان خانه را بهم میریزد مقصرکودکتان است. اما مسئول شما هستید و شما می توانید تکنیک جدا کردن انسان ها از اتفاقات را به کار بگیرید. این موضوع را بهتر درک کنید که وقتی انسانی نباشد پس شما هم نمی توانید مسائل و اتفاقات پیش آمده را گردن کسی بیاندازید!! پس قبول می کنید که مسئولیت تمام اتفاقات پیش آمده با خودتان است. (این تکنیک را نیز در سایت آکادمی موفقیت می توانید دانلود کیند IranSuccess.Com).

 

تکنیک جدا کردن انسان ها از اتفاقات بسیار شبیه به تفکر ژاپنی ها درمدیریت است.

به همین دلیل فرهنگ عذرخواهی ژاپنی ها را بسیار دوست دارم، آنها به دلیل قطع اینترنت در ساعت 3 صبح به مدت30 ثانیه در یک هتل نامه ی عدر خواهی کتبی برای همه ی مشتریان می فرستند و به دلیل تاخیرقطارهای ژاپن مسئولین و تمام کارکنان خطوط ریلی ازمردم عذرخواهی می کنند. این فرهنگ، فرهنگ زیبایی است.

این یعنی مسئول تمام اتفاقات پیش آمده ما هستیم و یکی از دلایل پیشرفت ژاپن به دلیل رعایت اصول مسئولیت پذیری آنها است. در ایران مردم به دنبال مقصر و زندانی شدن او هستند تا تنبیه شود. آیا این راهکارمناسبی است!؟ خیر!

راهکار مناسب برای تغییر در یک جامعه چیست؟

به شما قول می دهم که راهکار مناسبی نیست! زیرا با زندانی کردن فرد مقصر چون انسان های مشابه او بسیار زیادند و می توانند آن کارها را مجددا انجام دهند. زیرساخت اصلاح نشده است و این روند درجامعه دوباره تکرار می شود؛ دلیل آن بسیار ساده است، آموزش های ما برمبنای یک اصل ساده (تنبیه شدن) است. یعنی مقصر اگر پیدا شود تنبیه می شود بنابراین شخصی که می خواهد مرتکب تخلف شود اول دنبال مرحله ی بعد می گردد که آیا تخلفی که می خواهد انجام دهد ارزش تنبیه شدن را دارد یا خیر!؟

مثال: آیا از لحاظ مالی می ارزد که ما در خیابان پارک دوبل انجام دهیم و 50 هزار تومن جریمه شویم؟ یا این که پارک معمولی انجام دهیم اما مقداری پول پارکینگ پرداخت کنیم؟

خوب با پرداخت 20 هزار تومان پول پارکینگ معلوم نیست که جریمه شویم یا خیر؟ با 5 بار تخلف ممکن است یکبار آن را گیربیفتیم. به جای 250 هزارتومان 50 تومان جریمه پرداخت می کنیم. اگر در پارکینگ برویم هزینه ی آن 100 هزار تومان می شود. با اندکی تامل متوجه میشویم که 50 هزار تومن از 100 هزار تومن کمتراست و انتخاب 50 هزار تومان انتخاب منطقی تری است!

 

در اینجا زمانی که مقصر پیدا شود جریمه میشود اما اگر بفهمدکه آن شخص کلاً یک شخص مسئول است یعنی اگرآنجا پارک کند باعث تشدید ترافیک، آلودگی، زشت شدن چهره ی شهر می شود. در بٌعد بیشتر فرهنگ ترافیکی و اقتصاد بین المللی اش به تک تک شهروندان هم مربوط می شود. هیچ وقت دیگر پارک دوبل انجام نمی دهد و هیچ وقت موجب بهم ریختن این سلسله مراتب نمی شود. این کاری است که اروپایی ها، ژاپنی ها بسیار بر روی آن در مدارس کار کرده اند. به نتایج عالی رسیده اند و نمونه های آن را در دستاورد های اجتماعی آنها قابل مشاهده است.

با این تعاریف جدید دوست عزیزی که دچار احساس گناه شده اید، اولاً این حس مقداری طبیعی است چون روح ما تا امروز احساس مسئولیت پذیری نداشته است. از امروز که شما تلاش کرده اید مسئولیت ها را به گردن خودتان بیاندازید یک مقدار احساس گناه طبیعی است. اما بخشی که شما در ذهنتان است این موضوع است که شما مقصرهستید؟ خیر. شما مقصر نیستید بلکه شما مسئول هستید.

و این موضوع کاملاً با یکدیگر متفاوت هستند، خوشحالیم که سوال پیش آمده را مطرح کردید و امیدواریم که پاسخ ارائه شده به سوال شما بتواند شما را به آن ذهنیت مثبت که باید رسانده باشد.

منتظر ریافت پرسش های شما به آکادمی موفقیت ایران هستیم.

راه سریع ارسال پرسش ها در تلگرام

چه کاری مناسب منه؟

تفاوت مسیر و هدف؟

چطور مسیر درست کار خودمان را پیدا کنیم؟

دوستان عزیز سلام سامان کرمی هستم از اکادمی موفقیت ایران با یک نکته بسیار کلیدی وطلایی هدف .
معمولا این سوال پیش می آید، ما این نکته را می دانستیم. اما در برنامه ریزی عملی برای موفقیت خیلی از ما انسان ها مسیر را با هدف اشتباه می گیریم.
نکته ی کلیدی این است که آنچنان بر روی مسیر تمرکز کردیم از هدف دور شده ایم. اکنون مسیر برای ما تبدیل به هدف شده است. سعی کنید هیچ وقت در این موقعیت قرار نگیرید و سعی نکنید آن را حفظ کنید. این اتفاق زمانی می افتد که ما خودمان را ارزیابی نمیکنیم.بارها و بارها کارهای روزمره خود را تکرار می کنیم.


امام علی (ع) میفرماید: به حساب خود برسید قبل از این که به حساب شما رسیدگی شود. منظور از این حدیث این نیست که تا زمان مرگ و روز حساب صبرکنیم. ما وظیفه داریم در این دنیا با در نظر گرفتن هدف هم زمان که توانستیم خود را ارزیابی کنیم.

این همان تفکری است که به آن توصیه فراوان شده.

زمانی که به برخی اشخاص مشاوره میدهم و با آن ها صحبت میکنم متوجه می شوم که دگرگون شده اند فقط به این دلیل که مسیر برایشان تبدیل به هدف شده را تغییر می دهند.

دو نمونه مثال برای واضح تر شدن توضیحات را در زیر مشاهده می کنید:

خیلی از آدم ها این مشکل را دارند مثل هدف از تحصیلات تکمیلی! انسان ها معمولاً زمانی که در سنین 16 یا 17 سالگی هستند برای خود یکسری آمال و آرزو ها را مشخص می کنند. به خصوص افرادی که در خانواده هایی با سطح مالی پایین به دنیا آمده اند اهداف مالی مشخص تری ندارند. دنبال این هستند که بعد از تحصیلات به یک شغل مناسب و درآمد و رفاه در نهایت استقلال مالی دست پیدا کنند.(آکادمی موفقیت)


پس در نهایت یکی از اهداف رسیدن به رفاه مالی با استفاده از تحصیلات است.


یکی دیگر از فرایند هایی که ممکن است در ذهن شما هم باشد. رسیدن به جایگاه اجتماعی با استفاده از تحصیلات است. خیلی از انسان ها زمانی که تحصیلات را شروع میکنند در طول دوران تحصیلشان از هدف خارج میشوند.

روزی شخصی برایم از چای ساز خانه اش که خراب شده بود صحبت میکرد و میگفت خرابی چای سازش باعث شده که 2 روز تمام چای ننوشیده! و همش از تعمیر چای سازش و خرید یا جایگزینی اون می گفت. او هدف اصلی را که چای خوردن بود فراموش کرده بود. من به او پیشنهاد کردم که از کتری استفاده کند (کتری هم جلوی دید بود) و بسیار متعجب شد دلیل این اتفاق بسیارساده است! ما آنقدر که روی مسیر متمرکز شده ایم هدف را فراموش کرده ایم!

متاسفانه مشغله و روزمرگی باعث می شود عادت به تکرار مسائل کنیم و این باعث می شود که در زندگیمان مسیر جای هدف را بگیرد. از همین امروز شروع کنید در یک نکه کاغذ ارزیابی کنید. معمولا ما انسان ها بعد از ارزیابی این سوال برایمان پیش می اید که بعدش چه؟ جواب این سوال بستگی به نوع پرسش خودتان دارد!

اکنون رسیدن به ریشه خواسته ها را با یک تمرین توضیح می دهیم :


می توانید ویدئوی تبلیغ نویسی موثر را دانلود کنید در آن ویدئو راجب این مسائل به طور مفصل توضیح داده شده است اما اگر با این تفاسیربخواهیم به آن اشاره کنیم همان مثال تحصیلات تکمیلی را در نظر بگیرید. (IranSuccess.Com)

  • من میخواهم مدرک بگیرم که … ؟

پاسخ این پرسش بسیار مهم است. برای مثال میخواهیم پس از دریافت مدرک در اداره ای مشغول به کار شویم یا این که بخواهیم کسب وکاری را تاسیس کنیم. باز این سوال پیش می آید که بعدش چی …؟ این بسیار مهم است پس از رسیدن به شغل مورد نظراز طریق استخدام و یا تاسیس شرکت ما به رفاه و استقلال مالی و پرستیژ شخصیتی و … می رسیم.

  • اما باز هم این سوال پیش می آید که بعد از آن چه اتفاقی می افتد…؟

و این سوال انقدر تکرار می شود تا به ریشه برسیم. در اینجا نکته ی کلیدی این است وقتی جواب همه ی این سوالات را میدهیم و در همه ی امور به ریشه می رسیم و این که متوجه میشویم باور واقعی ما چیست؟ خوب بعد از آن که به پول رسیدیم میخواهیم آن را چگونه خرج کنیم؟ و این بسیار مهم است ممکن است بخواهید با آن پول کارخانه بسازید یا این که با آن مهاجرت کنید و یا سرمایه گزاری و …. این تصمیم ها باور های شما هستند و این لحظه ی کلیدی زندگی شما است.

حال دوباره به صورت دوره ای بررسی کنید. انیشتن در این باره جمله ای دارد « اطلاعات و دانشی که مشکل را به وجود آورده است قطعا نمیتواند آن مشکل را حل کند» .اگر می توانستید که به مشکلات دچار نمی شدیم و آن را حل می کردیم. باید به صورت دوره ای یعنی هر زمان که دانشتان افزوده شد ( مطالعه، مشاهده، تفکر یا … ) مجدد تصمیم بگیرید.

اکنون می توانید پاسخ دهید چون اهدافتان از مسیرتفکیک شده است.

امروز به یک مرحله ی جدید از زندگیتان رسیده اید که می توانید مسیرهای دیگری را برای رسیدن به همان هدف پیدا کنید. مثلا همان هدف مالی که به آن در بالا به آن اشاره کردیم. ممکن است شخصی هدفی مثل دانشگاه رفتن و استخدام شدن، در نهایت به پول رسیدن : خرید اتومبیل یا هرخواسته ی ذهنی خود برسد.

  • همه ی شما بدون شک روزی به این هدف خواهید رسید.
  • اما آیا راه کوتاه تری وجود ندارد؟
  • آیا می شود به جای 4 یا 10 سال تحصیل راه یکساله را پیدا کنید؟
  • آیا فرایند سریع تری برای رسیدن به این مسیر وجود ندارد؟

قطعا وجود دارد و این یک احتمال نیست من به شما این قول را می دهم که اگر اهدافتان را مشخص کنید راه های ساده تری را برای دستیابی به آن هدف پیدا خواهید کرد. این نکته را به یاد داشته باشید که اهدافتان را از مسیرتفکیک کنید و برای رسیدن به هدف هایتان مسیر های ساده تر و سریع تر را پیدا کنید.

بیش از 95% انسان ها آدم های زندگی روزمره هستند و نمیتوانند هدفهایشان را از مسیر تفکیک کنند.


من در دانشگاه از دانشجویان ارشد و دکترا هدف آن ها را از درس خواندن پرسیدم و بسیاری از آن ها پاسخ دادند که میخواهم مدرک دریافت کنم و از آن ها پرسیدم بعدش چی؟ پاسخ دادند که با آن به کار مشغول شوم و باز میپرسم بعد از مشغول کار شدن چه هدفی دارید و درآخر به کجا میخواهی برسی؟ این بسیار جالب است که خیلی از انسان ها به این درک نمی رسند که هدف نهاییشان چیست؟ 

افراد موفق این را خیلی سریع درک میکنند هدف را مشخص و روی آن متمرکز می شوند.

گروه تحقیقاتی آکادمی موفقیت

برای دریافت سایر مقاله ها می توانید نام خود را به 10003715 پیامک کنید

مشاوره مستقیم حضوری و تلفنی

کسب و کار تهران

آکادمی موفقیت مشاوره تخصصی کسب و کار

آکادمی موفقیت در بخش مشاوره کسب و کار به شما نکاتی را می آموزد که شاید تا کنون به عنوان روش های برند سازی به آنها فکر نکرده باشید! خیلی ها تصور می کنند که برند سازی همان تبلیغات است و یا اینکه برند سازی و گسترش کسب و کار با هزینه های بسیار سنگین روبروست!

اما نمونه ای از فعالیت یک شرکت خودرو یی را در انتهای این متن برای شما مثال می زنم تا درک بهتری از یک شرکت، جامعه هدف و تمرکز بر مشتری سازی به شما داده باشیم و بدانیم مشاوره چه تاثیری در کسب و کار و آینده یک شرکت خواهد داشت.

بخش اول مشتریان هدف

به این فکر کنید که مشتریان هدف شما چه کسانی هتستند؟

مشتریان هدف مشتریانی هستند که بیشترین همخوانی (فراوانی) را برای استفاده از کالا و خدمات شما دارند. برای مثال جامعه هدف مزون ها و فشن شو ها (که مشتریان خوب ما هستند) معمولا دختران 16 تا 28 ساله می باشند. این طیف نشان دهنده میزان دقت به این جامعه هدف برای این رده سنی می باشد. اما آیا همین جامعه هدف برای فروش خانه و ویلا خودرو لولس جامعه آماری خوبی است؟

دختران جوان

بدون فکر پاسخ دهید: خیر! جامعه هدف مناسب برای خرید ویلا و خانه های لوکس، افراد با رده های سنی بالاتر و درآمدهای بیشتر می باشند. پس مرحله نخست جامعه هدف خود را انتخاب کنید و زوائد این جامعه هدف را حذف کنید. با خودتان نگویید من مشتری مثلا 50 ساله هم داشته ام! بله یک مورد که اگر سود آن را به هزینه های تمرکز و خدمات توزیع کنیم تقریبا سودی را نخواهد داشت!

انتخاب رسانه تبلیغاتی

رسانه تبلیغاتی را عمدتاً به عنوان عنصر بسیار حساسی نمی شناسند. اما رسانه تبلیغاتی همان پل ارتباطی میان شما و مشتریان شماست. پس باید آن را به درستی انتخاب و پیاده سازی کنیم. باز هم بر می گردیم به مثال تبلیغات برای مزون ها و سالن های زیبایی. اگر رسانه تبلیغاتی شما اینستاگرام باشد مخاطبان بیشتری را به خود اختصاص می دهد تا بروشور های کاغذی و کاتالوگ (تحت تاثیر همان جامعه هدف)

برعکس برای افرادی که در مراکز خدمات گردشگری به دنبال یه هتل یا اقامتگاه موقت می گردند نصب یه بنر فیزیکی یا توزیع بروشور می تواند موثر تر واقع شود.

بخش سوم انتخاب محتوای رسانه

این انتخاب بسته به تجربه شخصی و تیم تحقیق و توسعه  R&D شما در همان رسانه می تواند دو برابر مشتریان شما را افزایش دهد. اگر شرکت های تبلیغاتی معتبر این کار را برایتان با هزینه های بالا انجام می دهند. باز هم به آنها کار خود را بسپارید زیر سود نهایی حاصل از این کار شما را متعجب خواهد کرد. بخش تخصصی اصول توزیع و یا پخش رسانه است که شما را متحیر می کند. که در بخش های بعدی (نوشته بعدی) در باره آن صحبت خواهیم کرد.

مثالی از شرکت خودرویی که قصد تبلیغات گران قیمت را داشت

یک شرکت خورویی انجام تبلیغات در تابستان را در برنامه برندسازی خود گنجانده بود. با من تماس گرفتند برای اینکه آیا می توانند هزینه مربوط به بیلبورد های داخل اتوبان های را برایشان کم تر کنم (ماهانه 40 میلیون) البته این قیمت در جای خود با ارزش است و من توصیه می کنم از این بیلبورد ها استفاده کنید اما نه برای هر کاری!

با مجموعه جلسه ای نیم ساعته داشتیم و به نتایج جالبی رسیدم که به شرح زیر برای شما بیان می کنم تا تاثیرات یک مشاوره خوب را در زمینه کسب و کار درک کنیم.(البته این تعریف از خود نیست و ممکن است ایده خود شما چندین برابر این راهنمایی موثر باشد)

  • سوال : ما چه چیزی را می فروشیم؟

خودرو های کارکرده و دست دوم (یک جور حمایت از خودرو صفر نخریم) بعد متوجه شدیم که خودرو های فروخته شده قیمت هایی در حدود زیر 200 میلیون تومان را دارند.

خودرو های فروخته شده می توانند برای این شرکت سود آوری بین 1 الی 10 میلیون را به همراه داشته باشد. اکنون نوبت می رسد به محاسبه ضریب بازگشت سرمایه.

تبلیغات موثر برندسازی

اگر ان چهار تابلو را به مدت 3 ماه هر کدام 30 میلیون هم در اختیار می گرفتیم حدود 360 میلیون تومان هزینه سه ماهه تبلیغات یعنی ماهانه بیش از 100 میلیون تومان هزینه می شد که باید روزانه حد اقل 3 میلیون تومان فروش یا بیشتر را به همراه می داشت به عبارتی باید هر روز حد اقل 2 فروش انجام می شد. این اتفاق با توجه نحوه اداره سنتی (اتوماسیون نشده بود) فعلی فروشگاه ممکن نبود.

هر چند بعد ها در طرح طولانی تر اجرای بیلبورد در دستور کار قرار گرفت!

طرح جایگزین استفاده از آفتابگیر ها برای تابستان بود (البته چون شرکت خودرویی بود). به این صورت که در بازار (تیر 96) هر آفتابگیر با قیمت تقریبی 10 الی 15 هزار تومان به فروش می رسید. با استعلامات قیمتی با جنس مناسب و برند این شرکت در قالب آفتاب گیر ها که در زمینه خودرو بود با قیمت تمام شده زیر 5 هزار تومان آماده تحویل شدند.

  • مرحله بعدی استفاده از بازار فروش خودرو های دست دوم برای برند سازی بود. محل های فروش خودرو با جامعه هدف خودرو های کارکره بازار جمعه های چیتگر می باشد. با فروش این آفتاب گیرها در ورودی پارکینگ در آن روز های گرم به قیمت بسیار پایین 5 هزار تومان وسوسه کننده بود. همه کسانی که می خواستند واقعا از این آفتابگیر استفاده کنند به آن پول می دادند و تهیه می کردند. مطمئن بودیم که قطعا از آن استفاده می کردند.

بعد از مدت کوتاهی فروشندگان لوازم خودرو خودشان اقدام به خرید عمده برای فروش کردند(ارتقاء در تعداد فروش). این یعنی جنس تبلیغاتی خود را می فروختیم! سود نقدی هم می کردیم. این نوع تبلیغات خلاقانه علاوه بر اینکه

  • هیچ هزینه ای نداشت
  • بیلبورد های در تمام شهر ایجاد کرد
  • در تمام طول تابستان پابرجا بود
  • تبلیغات دقیقا در دست جامعه هدف قرار گرفت
  • ایجاد درآمد مستقیم داشت
  • مخاطب برای نگهدای از آن تلاش می کرد(هزینه پرداخته بود)
  • همیشه همراهش بود (مثل بیلبورد فراموش نمی شد)
  • و …

اگر شما هم بتوانید کارهای خلاقانه در حوزه کسب و کار خود انجام دهید. علاوه بر اینکه می توانید در هزینه ها بسیار صرفه جویی کنید می توانید حتی در تعداد مشتریان خود نیز انقلابی به پا کنید که خودتان هم متعجب شوید. (درامدتان تصاعدی میشود)

«طرح نمونه یکی دیگر از تبلیغات پیشنهادی»

اگر در تهران یا شهرستان هستید همین حالا باما تماس بگیرید و با راه های ارتباطی مناسب راهنمایی ها خود را دریافت کنید.

یک ایده و یک اجرای مناسب می تواند از چندین سال تلاش بدون برنامه بیشتر به شما کمک کند.

منتظر تماس شما هستیم.

آکادمی موفقیت ایران

برند سازی به سبک گرگ وال استریت

کارآفرینی و برند سازی به سبک جردن بلفورت

شما هم اگر عاشق کسب و کار و کارآفرینی باشید حتما اسم فیلم معروف این حیطه یعنی گرگ وال استریت را شنیده اید!!

یا شاید این فیلم را دیده اید. اما امروز در باره این مطلب صحبت می کنیم که چطور با استفاده از داستان زندگی نابغه فروش آقای جردن بلفورت می توانیم نکات مهم اما ساده ای را برای تبدیل شدن از یک انسان گمنام به یک برند بسیار معروف و بزرگ استفاده کنیم.ثروت آفرینی هم اصولی دارد!

پیشنهاد می کنیم که ابتدا قطعه ای از فیلم گرگ وال استریت Wolf Of wall street را کامل نگاه کنید و بعد به ادامه توضیحاتی که ارائه می شود نگاه کنید و هرجا که احساس کردید که نیاز هست باز به فیلم رجوع کرده و این نکات را برای خودتان تجسم کنید که چه طور می توانید این نکات را در کسب و کار خود پیاده سازی کنید.

از صفر تا 100 برند سازی همراه شماییم(آکادمی موفقیت ایران)

نکات و تحلیل های فیلم گرگ وال استریت

اگر این فیلم را از اول پی بگیریم. نکته های بسیار جالبی را که تقریبا از زبان تمام کارآفرینان بزرگ می توان شنید را می بینیم. جردن یک شخص جوان است که انگیزه و اشتیاق بسیار فراوانی برای رسیدن به ثروت های رویایی دارد.

کارمند می شود!

او در ابتدا سعی می کند که در بطن موضوع بازار سهام و وال استریت قرار بگیرد. پس می داند که باید مراحل موفقیت را از سطح پایه و اولیه شروع کرد تا بتوانید در ادامه راه موفقیت پر قدرت و با دانش از پایه ای ترین مطالب تا مسائل کلان را پوشش دهد.

یک دوست و یک راهنما (مربی) برای خود انتخاب می کند.

در این بخش از داستان در همان لحظه های کارمندی که عموما از دست دادن جایگاه شغلی خود واهمه دارند با دو گروه آدم روبرو می شود. شخصیتی عصبی و دارای خشونت که از او متنفر است و در مقابل شخصی دارای آرامش که بعد ها او را به انجام مراقبه و ریلکسیشن در طول روز برای افزایش بازدهی کمک می کند. این شخص تمام جزئیات مربوط به کسب و کار را به جردن در زمانی کمتر از آنچه سایرین با تجربه به دست می آورد را به او می آموزد.

مجوزهای لازم برای را سریع می گیرد

در این فیلم می بینیم که با هدف کارگزار شدن در بورس برای یک مجموعه حرفه ای شروع به کار می کند و در ادامه فیلم جردن که مدرک کارگزاری را اخذ می کند و شروع به فعالیت و کار برای خودش به صورت مستقل می نماید. او می داند که آینده را باید با دستان خود و به صورت مستقل بسازد. با کارمند باقی مانده همچنان که در اول داستان می بینیم با تحقیر و ناسزا روبرو می شود.برای شروع فعالیت های خودتان تا می توانید زیر ساخت های حقوقی آماده کنید. چون اگر با توجه به آموزش ها درست عمل کنید خیلی سریع دشمنانی پیدا خواهید کرد که به دنبال هر گونه مکانی برای از پا در آوردن شما خواهند گشت.

تغییر در مسیر حرکت نه هدف

پس از گذشت فقط چند ساعت از شروع به کار خود بازار بورس آمریکا بسته می شود (دوشنبه سیاه) جوانی با آرزوهای بسیار بزرگ و امید های بسیار زیاد در یک نیم روز کاری به یک جوان بیکار و پر انرژی ولی بیکار تبدیل می شود. در این جاست که با پیشنهاد های مختلف برای کارهای دیگر از جمله فروش لوازم خانگی مواجه می شود. نکته اصلی اینکه او نمی پذیرد. در جاده ای غیر از جاده ای که مهارت های آنرا کسب کرده قدم بگذارد. آرزو های خود را فعلا در مغز خود نگه می دارد و باز هم سهام می فروشد. (بزرگ بیندیش ولی کوچک قدم بردار)

تیم سازی را انجام می دهد

اگر قرار باشد شما بسیار بزرگ باشید و بسیار قدرتمند عمل کنید لازم است که کارهای بسیار زیادی را انجام دهید. از جمله این کار ها می تواند فکری یا فیزیکی یا تخصصی باشد. برای اجرای کارهای علاوه بر مدیریت خودتان نیاز به نیروی انسانی دارید. نیروی انسانی عالی همان زیر بنای تیم سازیست. که در این فیلم با استفاده از اولین دوست خودش که گارسن رستوران بوده و هیچ تخصصی ندارد شروع می شود. بعد ها چند فرد دیگر را که عموما دارای سوال آکادمیک نیز نیستند حتی دارای سوابق بزهکارانه نیز می باشند را با خود همراه کرده و یک تیم آماده شروع و با انگیزه را تشکیل می دهد چون می داند که بدون تیم یک امپراطوری ساخته (آکادمی موفقیت ایران) نمی شود.

برندسازی (Branding)

جردن زمانی با خود می اندیشد که چرا دیگران باید به کمپانی بی نام و نشان او اعتبار کنند!! پس با دو رویکرد اساسی روبرو می شود.

  1. تعامل با مشتری
  2. ماندگاری در ذهن او!

برای اینکار خودش دست به کار می شود و فقط هر آنچه را که لازم است به صورت مختصر و مفید به دوستان و شرکای خود آموزش می دهد تا تعامل با مشتریان به صورتی حرفه ای و ملموس به نظر بیاید. با این روش در ذهن مخاطب تاثیر بسیار بالایی را داشته باشد. اصول انتقال مطالب به صورت موثر را در مطالب آکادمی موفقیت می توانید مطالعه کنید.

بخش ساخت یک نام بسیار زیبا و یک لوگو برای اعتبار بخشی به کسب و کار خود یکی دیگر از عواملی است که جردن بلفورت در ابتدای کار برای کسب و کار خود انجام می دهد.

مدیریت تعاملی به سبک جردن

شاید او مدیر بسیار خوبی باشد اما می داند که کارمندان بزرگترین منابع او در جهان می باشند تا انجا که در انتهای فیلم به آنها وفادار می ماند البته کارمندان او نیز به او وفادار می مانند. نکته بسیار مهم این بخش دوستی علاوه بر حس وظیفه و کار در کنار آموزش ها و تامین های مالی برای کارمندانش می باشد. یکی از اصول اساسی و اصلی مدیران موفق یعنی همان دادن ارزش به کارمندان می باشد.

مشکل افراط و ایجاد زوال شغلی

از آنجا که پول بسیار زیادی به دست می آورد در بسیاری از موارد نظیر مواد و قرص و مشروبات الکلی زیاده روی می کند و همین امر باعث اتفاق های برنامه ریزی نشده ای در زندگی او می شود. تصمیم های نا به جا و شاید بی مورد باعث بیراهه رفتن کسب و کار او و در نهایت مصادره امال او به دلیل کارهای غیر قانونی و … می گردد.

چند سالی را در زندان سپری می کند اما پس از آزادی و بازگشت به دنیای سرمایه داری باز هم به دوران اوج خود باز می گردد. در پایان فیلم به اسطوره فروش جهانی تبدیل می شود و حتی به کشور ایران هم می آید.

در ادامه با سایر تکنیک های موثر در برند سازی در مقاله بعدی همراه شماییم.

دوستانی که تمایل به استفاده از خدمات مشاوره ای و برند سازی آکادمی موفقیت را دارند می توانند با ما بصورت مستقیم در ارتباط باشند.

22221122-4

09120044718

گروه مشاوره کسب و کار تهران

گروه مشاوره کسب و کار آکادمی موفقیت ایران

Tehran Business Advisory Group Of  Iran Success Academy

مشاوره کسب و کار چه کمکی به شما می کند؟

 

برای رسیدن به پاسخ سوالتان حتما 8 بخش زیر را بخوانید.

اگر در هرکدام از موارد احساس نقص یا تسلط کم دارید، بدانید نیازمند یک متخصص برای اجرای حرفه ای و قدرتمند آن بخش می باشید تا به اوج آرمان های مورد انتظار خود دست یابید.

  1. نمی توانم به درستی آینده کاری را که شروع کردم حدس بزنم(کسب و کارهای سنتی)
  2. نمی دانم آخر هر کاری چقدر سود منطقی باید حاصل شود (مدیریت مالی صحیح)
  3. نمی دانم برای انجام هر کاری از کجا شروع کنم؟ (فرایند سازی سازمانی)
  4. نمی دانم چگونه فعالیتم را تضمین کنم؟ (شناخت بازار و مشتریان)
  5. نمی دانم کمبودهایی را که در مقابل رقیبان آن کسب و کار دارم چگونه جبران کنم؟ (تحلیل رقبا)
  6. نمی دانم در زمان ورشکستگی چه باید بکنم؟ (رکود در بازار)
  7. نمی دانم اگر بعد از شروع کسب و کار دچار کمبود سرمایه شدم چه کنم؟ (جذب سرمایه)
  8. نمی دانم چه زمان در کسب و کار خود به ( آکادمی موفقیت ایران ) اطمینان و آرامش می رسم؟ (استقلال مالی)

 

گزینه هایی که اگر ندارید حتما باید به فکر اجرای آن باشید.

این یک پیشنهاد نیست! مشاوره کسب و کار یک اجبار در دنیای کسب و کار های نوین به شمار می رود.

الزام های یک کسب و کار در دنیال جدید

  • استقرار سیستم
  • آموزش
  • بازار یابی و توسعه
  • مشاوره برای بخش های مختلف
  • مدیریت یکپارچه ISO
  • طراحی و توسعه زیر ساخت مجازی (توسعه وبسایت)
  • کارهایی است که شما توسط تیم خودتان و یا تیم های برون سپاری باید برای کسب و کار خود انجام دهید تا از رقیبان و دیگر افراد عقب نیفتید.

آمار نشان داده که کسب و کارها بعد از 5 سال نحوه نیاز های مشتری تغییر می کند اما کسب و کار ها همچنان تغییری نمی کنند!

اگر ما بازار را به 100 کسب و کار نو پا تقسیم کنیم. پس از گذشت سال اول به دلیل ندانستن اصول پایه ای کسب وکار که در بخش اول برای شما توضیح داده شد. بیش از 90 مورد از این کسب و کار ها حتی پیش از گردش مالی سال اول تعطیل می شوند.

پس از گذشت 5 سال از 10 کسب و کار باقی مانده تنها 1 کسب و کار به همان صورت که شروع کرده مسیر خود را ادامه می دهد(به اصطلاح برند بازار می شود)

اگر می خواهید آن یک درصد می توانید شما باشید. چون الان در حال مطالعه این بخش هستید مطمئن هستیم که شما گزینه اول این مسیر را کاملا درک کرده اید و به دنبال آن آمده اید. بله به شما تبریک می گوییم شما :

آموزش و دانش را که گزینه اول برند شدن و پایداری در کسب و کار است را دارید دنبال می کنید. بله شما اکون فعالیت های همان یک درصد که در آینده در بازار باقی خواهند ماند را دنبال می کنید. اما این به تنهایی کافی نیست.

گزینه بعدی اجرای آموخته هاست آن هم به صورت بهینه شده. بیشترین چیزی که از ما زمان می برد آزمون و خطا و یا همان روال تجربه است. مگر ما چه قدر زمان و هزینه داریم تا در طول سالیان دراز تجربه کنیم؟؟

ارزان ترین راه استفاده از تجربه دیگران است!!

بله دیگران تجربیات خودشان را به ارزانی و راحتی در اختیار شما قرار نمی دهند. سالها تجربه در گرما و سرما و … این یعنی اینکه شما باید به هر قیمتی شده این تجربیات را به دست آورید. نمونه تجربه زیر از مدیریت شرکت پتو سازی را برایتان می نویسم.

 

می گفت : که هر چه پول برای آموزش بدهیم کم است!؟

گفتم : چرا ؟

گفت : حدود 5 سال پیش یک حساب سر انگشتی کردم و دیدم در بخش جذب نیرو ضعیف هستیم. دوره ای را گذراندم و یک مدیر با حقوق دو برابر و یک زیر ساخت چند میلیونی برای آموزش و بقیه ی اصول علمی که وجود داشت برای پیاده سازی بیان کردم. شاید حدود 50 میلیون تومان هزینه کردم و چند ماه اول به خودم می گفتم این همه پول را چرا خرج کردم!؟

اما بعد از اینکه سال بعد در کشور یکی از 3 محصول برتر در قیمت و کیفیت شدیم تاثیرش را درک کردم و در بازار های رکود چند ساله اخیر هم توانستم علاوه بر همان آموخته ها و آموزش های جدید همچنان در صنعت تولید در ایران باقی بمانم.

و افسوس می خورم که چرا این هزینه آموزش را سال ها پیش نیاموخته و به کار نگرفته ام تا بتوانم خیل سریعتر از اینها به این آرامش بازار و آرامش مالی دست پیدا کنم.

اما این بخش را از زبان افراد زیادی شنیده ام که نمی خواهم بازگو کنم!! اما من می خواهم از زبان خودتان بشنوید.

 

اگر صاحب کسب و کار هستید :

می خواهم به 5 سال پیش خود برگردید، میزان درآمد خود را یادداشت کنید.

حالا می خواهم به امروز برگردید و درآمد خود را یادداشت کنید.

حالا مهارت هایی را که باعث شده این افزایش در آمد را داشته باشید را بنویسید : برای مثال یادگیری اصول قرار دادها، یا اصول خرید محصول یا نگهداری و …

حالا می خواهیم خودتان قضاوت کنید اگر شما این روال را تجربه نمی کردید. خودتان این روال را به صورت دانش فعلی خودتان به یک شخص که هیچ تجربه ای در این زمینه ندارد آموزش می دادید.

  • شاگرد شما در چند ماه به این مهارت ها مسلط می شود؟
  • شاگرد شما چه قدر زودتر می تواند به این درآمد و سطح فعلی شما برسد؟
  • شاگرد شما چه قدر از اتلاف عمر و آینده اش جلوگیری می کند؟
  • اکنون ارزش هر ماه برای خود شما چقدر است؟

همه اینها به شما این مسیر را نشان می دهد که استفاده از دانش متخصصان می تواند بهترین گزینه صرفه جویی تمام عیار باشد.

خنگ ترین فرد کسب و کار خود باشید!

کارفرمای زنِ دارن هاردی 😀  اینو از دل کتاب کشیدم بیرون براتون !!

مشاوره کسب و کار کارمندی

فرقی نمی کند که شما کارمند باشید، باز هم روال بالا را برای خودتان می توانید تکرار کنید

درآمد 5 سال آینده خود یا پنج سال گذشته خود را لیست کنید. اکنون یک تعداد مهارت کسب کرده اید. یا اینکه برای درآمد 3 برابری باید یک تعداد مهارت را کسب و کنید. مثلا مهارت مدیریت یا مهارت مدیریت مشتری و … اکنون شما نیاز سنجی کرده اید که باید 3 مهارت را یاد بگیرید اگر خودتان این مهارت ها را بیاموزید زمان بر است اما اگر در دوره های فشرده کاربردی شرکت کنید این زمان به شدت کم می شود از سال ها به چند ماه تقلیل پیدا می کند 🙂

 

تا این مرحله اهمیت آموزش دیدن و تسریع در روند پیشرفت را درک کردید و هزینه های این بخش برای اجرای شما قابل توجیه شد که امروز روی آموزش و مشاوره سرمایه گذاری می کنم چند ماه بعد تا 30 برابر بیشتر بدست می آورم.

 

گول مشاوره های کسب و کار را نخوریم!

قصد توهین و یا زیر سوال بردن معلومات عزیزان فعال در این زمینه را نداریم اما نکته:

  • چطور بفهمم به چه کسی اعتماد کنم؟
  • چه کسی را می توانم در اجرای فرایند دخیل کنم؟
  • از چه کسی آموزش ببینم؟

از کسی آموزش ببینیم که خودش چیزی را که می گوید قبلا اجرا کرده باشد. (کوین ترودو)

اینم از یکی از سمینار های فرانسه اوردم براتون 🙂

حالا مهم اینجاست که این فرد بتونه دست آوردش رو به شما نشون بده، مثلا من یک کارخانه با 200 نفر پرسنل رو به این روش دارم اداره می کنم. شما هم می تونید از این روش اداره کنید. یا اینکه من دارم با این نوع سرمایه گذاری و تیم سازی یک پایگاه اطلاعاتی نیم میلیون نفری رو مدیریت می کنم.

هر چیزی رو که قراره به شما آموزش بده که اصلاحا بهش می گن مشاوره، باید یادمون باشه ازش نمونه کار یا همون دست آورد بخواهیم. هر چه این افراد دست آوردشون بزرگ تر باشه، اطلاعاتشون حرفه ای تره و هر چه حرفه ای تر باشن نایاب تر می شن و همچنین گرانتر، این افراد رو پیدا کنید و بهای اونها رو بپردازید.

اما یک نکته اساسی اول نرید سراغ غول مرحله آخر!!

  1. اول شما اطلاعاتی ندارید که این شخص شما را رشد بده
  2. دوم هزینه های میلونی این عزیزان را نمی توانید تامین کنید.

پس چند سطح بالاتر از وضعیت فعلی شما همان شخصی است که باید برای مشاوره از او کمک بخواهید و بعد در سطوح همان زمینه رشد کنید. تا به فرد اسطوره ای خود برسید و زمان با او همکار شوید!

 

 

در مقاله ی بعدی راجع به روند آموزش پذیری مستمر برای شما توضیحاتی را خواهیم داشت

با ما در خبر نامه آکادمی موفقیت

همراه باشید.

ارسال نام و نام شهر خود به سامانه 10003715

یا استفاده از فرم های ثبت نام در وبسایت آکادمی موفقیت ایران

 

آنتونی رابینز ایران

آنتونی رابینز ایران

Anthony Robbins of Iran

اگر شما هم با جستجو های اینترنتی به این صفحه یا صفحه های مشابه به وبسایت آکادمی موفقیت ایران رسیده اید. لازم به ذکر چندین نکته در خصوص مجموعه و فعالیت های آن را داریم.

همه دوستان و عزیزانی که با آکادمی موفقیت آشنایی دارند و برنامه ها را دنبال می کنند. با توجه به ارائه شعار های تبلیغاتی در غالب های انگیزشی توسط برخی موسسات و کانون های تبلیغاتی برای استفاده از حسن شهرت و اعتبار برگزار کننده آشنایی دارید.

امروز شاهد آن بودیم که در ژانویه 2019 میلادی عده ای از همراهان با ما تماس گرفتن و خواهان استفاده از همایش با عنوان سخنرانی

آنتونی رابینز ایران

شده بودند که توسط استاد سامان کرمی برگزار می گردد. با توجه به پیگیری ها انجام شده متوجه شدیم که یک کانون تبلیغاتی در غالب پیامک با عنوان سخنرانی «آنتونی رابینز ایران» بدون ذکر نام سخنران اقدام به برگزاری همایش و یا رویدادی نموده است.

لازم به ذکر است که تا کنون هیچ گونه عنوان و یا اسمی جهت برگزار کننده آن پیامک تبلیغاتی را دریافت ننموده ایم. تا به اطلاع شما عزیزان برسانیم.

از همین بخش اعلام می داریم کلیه سمینار ها و برگزاری ها به صورت کلاس، جلسه و یا هر گونه رخدادی در خصوص استاد سامان کرمی (آنتونی رابینز ایران) تنها توسط گروه آکادمی موفقیت اجرا و اطلاع رسانی خواهد شد.

جهت دست یابی به آخرین اخبار در خصوص برگزاری های ما می توانید

نام و نام خانوادگی و نام شهر خود را هم اکنون به صورت

  • نام
  • نام خانوادگی
  • شهر

به شماره سامانه پیامک ما ارسال کنید تا در سامانه باشگاه ایرانیان موفق عضو شوید و در اطلاع رسانی های ما بصورت مستقیم آگاه شوید. با تشکر از همراهی شما عزیزان

لطفا در هنگام استفاده از خدمات آموزشی هر مجموعه گروه یا فرد به دست آورد های اشخاص در زمینه مورد آموزش نگاه کنید.

سامانه پیامک آکادمی موفقیت (آنتونی رابینز ایران)

10003715

آکادمی موفقیت ایران IranSuccess.Com

 

 

کسب و کار دیجیتال

کسب و کار دیجیتال

اگر شما هم دارید این مطالب را می خوانید بی گمان 10 یا 20 سال پیش را به یاد می آورید. زمانی را که برای خرید خانه یا ماشین به روزنامه ما مراجعه می کردیم. زمانی که با درج یک آگهی در روزنامه و با یک خط تلفن ثابت (ان زمان ها تلفن همراه نبود!) آنقدر مشتری و مخاطب پیدا می کردید که دیگر نیازی به هیچ یک از بخش های مربوط به تبلیغات دیگر احساس نمی شد.

با فراگیر تر شدن رسانه های متنوع ، یکی دیگر از کارهایی که در سطح شهرها مشاهده می شد امر بیلبورد های تبلیغاتی بود.

چرا؟ چون مردم مجبور بودند برای هر کار کوچیکی سفر کنند! از خرید یک قوطی رب گرفته تا خرید حتی همان روزنامه! اما با گسترش فعالیت خدمات آنلاین و همه گیر شدن بخش های داخلی اکنون تنها کاری که افراد برای اولین بار انجام می دهند استفاده از جناب GOOGLE بزرگ است!!

شروع کسب وکار دیجیتال

بله دوران تبلیغات به صورت فیزیکی تقریبا به پایان رسیده است. اگر هنوز هم بیلبورد های بزرگ را با عنوان برند های بزرگ در شهر می بینید، این به آن معنی نیست که شما هم باید راه این برند ها را دنبال کنید. دوران کسب و کار دیجیتال به وجود آمدن بستر اینترنت در پلت فرم های گوشی های تلفن همراه از حدود 10 سال پیش شروع شد. و با افزایش ضریب دستیابی افراد به محتوا و میزان ارتباط مستقیم مشتریان کاهش یافت. و امروزه اگر می خواهید یک خودرو بفروشید و آنرا در چندین روزنامه آگهی کنید باز هم احتمال فروش خودرو شما تقریبا کمتر از 10% است. پس چه کنیم؟؟

با هر میزان هزینه و درآمد از دنیای دیجیتال بهره مند شویم

شاید با اولین نگاه به خودتان و کسب و کار خود و پرس و جویی در زمینه مروبط به کسب وکار آنلاین نا امید شوید. چون شرکت های بسیار زیادی در زمینه طراحی و تبلیغات آنلاین حضور دارند و هر یک به نحوی به دنبال سود مستقیم خود نیز می باشند. البته هزینه کردن در دنیای دیجیتال هزینه نیست!! سرمایه گذاریست.

یا این اوصاف به اصلی ترین مرحله می رسیم. چطور به مشتریان خود دست پیدا کنیم؟ تا به تبع آن به پول و سود دست پیدا کنیم؟

این مرحله مرحله حساس شروع فعالیت است.

با هر میزان هزینه و درآمد می توانید به دنیای دیجیتال قدم بگذارید.

  1. برای مثال اگر شما هنوز نمی توانید یک وبساط مستقل چند هزار دلاری داشته باشید
  2. می توانید یک وبسایت کوچک غیر سفارشی را با کمتر از هزار دلار راه اندازی کنید.
  3. اگر هم این امر برای شما امکان ندارد می توانید به بخش اشتراک گذاری راه اندازی یک وبسایت فکر کنید
  4. اگر باز هم مشکل مالی دارید، با در نظر گرفتن یک هدف مالی و فعالیتی شروع به ساخت یک وبلاگ کنید و خود و محصولاتتان را آنجا معرفی نمایید.
  5. اگر با این شرایط هم نمی توانید فعالیت کنید از شبکه های اجتماعی موجود شروع کنید!!

بله در حد یک بخش از شبکه های اجتماعی هم می توانید شروع کنید و مخاطبین خود را همراه کنید. برخی از محصولات را با استفاده از یک کانال و یا یک پیج در اینستاگرام با محصولات و ارائه خدمات خود آشنا کنید.

با فراگیر شدن شبکه های اجتماعی امروزه، هم فرصتی برای مشتریان و هم فروشندگان فراهم شده تا در کنار سایر سرگرمی های روزانه و به دور از فضای رسمی به مشاهده و مقایسه انواع محصولات بپردازند.

 

اما این آغاز راه است…..

شما با داشتن یک زیر ساخت در دنیای مجازی فقط گام اول را برداشته اید…

 

یعنی در دنیای مجازی بستری فراهم کردید که بتوانید مشتریان جدیدی را به صورت بالقوه با شما آشنا کند. گام بعدی ارائه خدمات با کیفیت و قابل رقابت است. اگر شما در بهترین شرایط تبلیغ کنید اما کیفیت ارائه خدمات شما همانند محصولات سایپا باشد انتظار نداشته باشید از شرکت بنز هم پول بیشتری دریافت کنید!!

پس فرایند همراهی با مشتری یکی از ارکان اصلی و اساسی است که در تمام رند تبلیغات بازار یابی و بازار سازی باید به آن توجه بسیار زیادی را داشته باشیم.

تهدید های کسب و کار مجازی

هر بخش که برای شما به صورت یک امکان است برای رقیبان شما هم وجود دارد. اگر شما به درستی استفاده نکنید، رقیب شما پر قدرت تر از آن بهره خواهد گرفت. در این عصر واجب است تا در عرصه ارائه خدمات آنلاین به مشتریان حتما برنامه ریزی بلند مدتی را در نظر داشته باشیم.

شما که هم اکنون این متن را مطالعه می کنید. بی شک نیازی را در خود احساس کرده اید. برای برطرف کردن این نیاز به دنبال راه حل گشته اید. بعد از اطلاعات قبلی خود کمک گرفته اید. به اطلاعات موتور های جستجو رجوع کرده اید و حالا بخش هایی از نیاز خود را که با آن همراستا بوده اید را (آکادمی موفقیت) مطالعه می کنید.

دقیقا این همان روندی است که مشتری شما طی می کند. ابتدا یک نیاز در او به وجود می آید. برای رفع این نیاز اندیشه می کند. شروع به جمع آوری اطلاعات و سنجش این اطلاعات (وظیفه دنیای دیجیتال) می کند. فرایند خرید و تبدیل شدن به یک مشتری را انجام می دهد.

 

اگر قصد دارید به این دنیا کوچ کنید ما با شما همراهیم ….

تحصیل علم ثروت

دوره 2 روزه موفقیت فردی

سمینار تحصیل علم ثروت

 برای یک بار کمی اندیشه کنیم!!

 

آنچه در دانشگاه را نمی آموزند بیاموزید !

آیا می دانید بسیاری از اساتید دانشگاهی از زندگی سطح پایین مالی برخوردار هستند

آیا می دانید که اساتید دانشگاه خود خیلی از مسائل را نمی دانند

آیا می دانید که یک استاد تنها در شاخه مربوط به تخصص خود دارای 7% اطلاعات کاربردی است

اگر می خواهید دارای اطلاعات کاربردی و به روز باشید 

همچنین نگران آینده تحصیلی خود در هر شاخه و گرایشی نباشید

از همین الان زنجیره تحصیل برای کارمند شدن را پاره کنید

در دانشگاه ها به ما 20 سال آموزش داده می شود تا کارمند باشیم!!

ننگ بر ما که اندکی برای تغییر روند زندگی خودمان و خانواده مان تلاش نکردم و اولویت اول و آخر زندگی را تحصیل آموختیم!

 

 

این برگزاری انحصاری و به مناسبت بازگشایی و اول مهر ماه می باشد، در کنار تحصیل پول هم در بیاورید به جای آنکه سربار باشیم کمک حال باشیم

فرقی نمی کند در خانواده ای ثروتمند زندگی می کنید و یا خانواده ای فقیر

مهم ترین بخشی که باید بدانید این است که شما دارای یک مسیر انحصاری در زندگی خود هستید

می توانید بسیار بهتر در زمینه مالی عمل کنید

این تازه آغاز راه است با داشتن امنیت مالی و شغلی

می توانید هر کاری که دوست دارید را انجام دهید نه هر کاری که به شما پولی بابت آن می دهند!!

و….

 

درمان بیماری بی پولی

بی پولی هم یه بیماریست!

 

این بار آموزش ها را از شخصی بیاموزید که خود آنها را آزموده است

استاد سامان کرمی «آنتونی رابینز ایران»

 این کلاس نمونه مشابه ندارد! چون حاصل تجربیات شخصی

ورزشی ، اقتصادی ، صنعتی و علمی می باشد

آموزش ببینید و همانجا کسب درآمد کنید 

  • خود دارای بیماری صعب العلاج بوده که اکنون مقام های ورزشی متععد حاکی از شکست آن باور است
  • خود دارای معدلی پایین بود و اکنون چندین رشته دانشگاهی را به صورت همزمان تحصیل کرده
  • در سن 25 سالگی به مدیریت کارخانه بزرگ با 1200 نفر پرسنل رسیده
  • در کمتر از 2 سال 5 کسب و کار موفق را استارت زده است

شما هم از کنار هم بودن لذت ببرید ، آموزش ببینید و پیشرفت کنید

 

 

شاید شما هم از آندسته از دوستانی باشید که سر ماه نشده پولی در حسابتون نیست!

شاید هم از آن دسته از دوستانی باشید که همیشه نگران انواع سرمایه گذاری ها هستید

در این دوره شما گام به گام این بیماری را با هم ریشه کن می کنیم

 

این بیماری یکی از مزمن ترین و طولانی ترین نوع بیماریهاست.

این بیماری از کودکی در ذهن ما همچون نهالی کاشته می شود و آنچنان رشد می کند که هر روز نسبت به روز های قبل ما را بی پول تر می کند

برای از بین بردن نهال بی پولی کافیست ابتدا

  • شاخ و برگ های نهال بی پولی را حرص کنیم!!!
  • بعد شاخه های اصلی را اره کرده و بسوزانیم
  • بعد ریشه های افکار بی پولی را بسوزانیم

 

حالا ذهن ما یک کشتگاه فعال ثروت شده 🙂

 

در آن می توانیم انواع بذر های ثروت را بکاریم. بله ما امروز ه بذر های اصلاح شده ذهن را می کاریم و میوه موفقیت می چینیم

میوه های ما میوه های شادی و نشاط سلامتی و آرامش است

میوه هایی از توانگری مالی و بخشندگی

میوه هایی از اقتدار و صلابت

آری بعد از کاشتن میوه ها

همچون میوه بی پولی و فقر نوبت به آب یاری و مراقبت از میوه های این درخت است

تمام این مراحل را با شما همراهی می کنیم، چون خود این مسیر را پیموده ایم و راه را به دیگران نشان داده ایم

افتخار داریم تا با دانش و علم روز دنیا به همراه تمرینات کاملا عملی و کاربردی

شما را به دنیای جدید از ثروت و توانگری رهنمون شویم

شما می توانید. به ما پیوندید

 

دنیا را از زاویه ای دیگر ببینید

برنامه های ویژه کارگاه های استاد کرمی به شرح زیر می باشد

  1. اصول برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه در کارگاه خود هیپنوتیزم و مانیه تیزم
  2. برنامه ریزی عصبی کلامی باور های محدود کننده
  3. ارتقا, سطح جذب مالی شما به صورت سریع
  4. ساختار شکنی محدوده های ذهنی با تمرین عملی
  5. به کار گیری متد هاروارد جهت تثبیت الگو های ذهنی
  6. آموزش های ویژه انفرادی جهت افراد دارای هر گونه مشکل روانشناسی
  7. ……

 

تا پایان را با شماییم

آکادمی موفقیت

09354101820

66176988

تهران ، سرای محله وصال شیرازی 5 و 19 مهر ماه سال 1397

*****>>> هیپنوتیزم و کدینگ ضمیرناخود آگاه تنها در برگزاری پنجشنبه 5 مهر ماه <<<*****

بیندیشید و ثروتمند شوید از سامان کرمی!

بیندیشید و ثروتمند شوید از سامان کرمی!

در کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید. بخش هایی را مورد بررسی قرار می دهد که شاید برای خوانندگانی که برای ما از گنگ بودن مطالب خود می گویند! و گاهی برداشت های عجیب از مفهومی ساده. اگر شما هم از شاگردان کلاس های موفقیت ما باشید می دانید که بارها هرم باور ها را توضیح و سپس به تشریح 13 بخش گفته شده در کتاب آقای ناپلئون هیل پرداخته ایم.

نکته اصلی در اینجا به این صورت بیان می شود که :  
  • اعتماد به نفس داشته باشیم.
  • با انگیزه باشیم
  • تخیل خلاق داشته باشیم
اما یک سئوال چگونه؟ چگونه عادت پشت کار را در خودمان به وجود آوریم و حفظ نماییم!؟ این نکته کلیدی هست که در هیچ یک از کتاب های موفقیت ذکر نشده است. آری می توان از روانشناسان برای ترک بعضی از عادات و نیز جایگزین نمودن آن با برخی دیگر از روش های قدیمی بهره گرفت. سوالی که در ابتدای کتاب مطرح می شود        

ایمان گزینه اول برای دست یابی به هر آنچه است که می خواهید.

حالا خود ایمان ناشی از چیست؟ ایمان را معمولا نقطه مقابل با شک یا تردید بیان می کنند. اگر با این نگرش به موضوع بنگریم ایمان بخشی از باور های پیروزی به صورت یقین است. برای مثال آنگاه که در کتاب مقدس قرآن می خوانیم خداوندا به من ایمانی عطا فرما منظور بخشی است که در آن هیچ موردی درباره شکست وجود ندارد.

حال به این موضوع بیشتر خواهیم پرداخت: برای مثال شما که در امتحان ریاضی میان ترم نمره 8 از 10 را دریافت کرده اید حالا به این امید و باور رسیده اید که می توانید از درس ریاضی به موفقیت حداقل 8 وحداکثر 18 برسید. اما باور شما به صورت قالب بر مبناس دست آورد های فعلی شما شکل می گیرد. یعنی این باور به شما می گوید که 80 درصد توانایی دارید! و باور شما در نهایت کسب نمره 16 با یک درصد تقریبی از خطا هاست. که معمولا هم همین صورت خواهد بود.

بخشی از زندگی خودم!!

شاید برایتان جالب باشد من هیچ گاه شاگرد اول مدرسه نبودم با وجود اینکه تلاش بسیار می نمودم.

از اول دبستان تا آخر دبیرستان معدل من 18 بود!!

حالا با یک مقدار کم و زیاد شدن در حد چند صدم حتی وقتی که درس هم تجدید شده بودم باز معدلم به 17.5 نرسید، برای خودم این جالب بود! سالها بعد که به دانشگاه رفتم همین روال را پی گرفتم یک روز در جمعی بحث از معدل شد. بسیار برایم جالب بود از 3 تا 7 سالگی با خانواده یکی از بستگان نزدیک خود در یکی از منزل ها به سبک قدیم زندگی می کردیم. این خانم که با ما زندگی می کرد سه فرزند مدرسه رو و یک فرزند به اندازه من داشت. مادرم همیشه از فرزندان این خانم تعریف می نمود که در این شرایط نا به سامان به درستی و حسابی درس می خوانند!! اما جالب ترین نکته که بعد از سال ها به آن پی بردم این بود که آن زن همیشه در قبال گرفتن نمره 18 به بچه هایش تشویقی می داد. و به آنها می گفت آفرین پسرم یا دخترم 18 نمره خوبیست. البته این را سال هابعد تعریف کرد و من فهمیدم که شکل گیری ایده آل 18 در زندگی من و محدودیت ذهنی از کجا ساخته شده و بعد شروع کردم به پیدا کردن افرادی که نمره معدلشان بالا تر از 20 بود!! یعنی چه کسانی؟ بله نوابغ و افرادی که چند رشته را با هم تحصیل می کردند. افرادی که المپیاد مقام آورده بودند. افرادی که دارای نظریه های علمی بودند. و کلا چیزی به نام نمره از زندگی من کم کم محو شد!!!

در یکی از زمان هایی که در چند رشته خودم تحصیل می کردم 90 واحد را در یک دوره 7 ماهه با نمره بسیار عالی گذراندم و بسیاری از باور های گذشته ام دیگر وجود نداشت. اصلا چیزی به اسم محدودیت تنها ساخته ذهن خودم بود 🙂

حالا بقیه داستان بماند اگر عمری بود تعریف می کنم …..
  • در مرحله قبل تر ارش ها و ضد ارزش های ثروت
  • اما ایمان به ثروت و در مرحله قبل باور به ثروت!
  • مرحله ی قبل از آن هم مهارت ها و محیط
همه ما در محیطی زندگی می کنیم که نمی توانیم آن را به راحتی تغییر دهیم و این افراد اطرافیان ما هستند و محیط فیزیکی ، آری در این راستا ساده ترین کار تغییر محیط خودتان است. هجرت کنید !! کوچ کنید کانادا بروید:)  بله کسانی که در محیط با گردش مالی بالا قرار می گیرند خواه دارای توانایی و معلومات بالا باشند یا دارای هوش پایین مهارت های ثروت سازی و گردش مالی را با تکرار و تکرار مشاهده برایشان نهادینه می شود. برخی از مواردی که نمی گذارد این مهارت ها به باور تبدیل شود ضد ارزش هاست!! بله یکی دیگر از بخش هایی که باعث می شود یک باور به بار ننشیند مقاومت و تضاد آن با سایر ارزش ها و باور هاست، نمونه این باور ها که با تکرار فراوان به وجود می آید اینست:
  • پول مگه علف خرسه!؟ 
  • پول مثل چرک کف دسته 
  • پول مثل جن و ما بسم الله  
  • اما همه اینها به کنار نتیجه یک چیز میشه ما از پول دوریم و راه زیادی هست تا پول به دست بیاوریم در ذهن ما شکل خواهد گرفت!
بعضی وقت ها هم تضاد سازی شده مثلا من همیشه آدم پولدار هایی رو که پشت بنز می نشستن را آدم های قاچاق چی و دزد مال مردم خود و بی خدا و ….. تصور می کردم 🙁 وای بر من

خب این ذهنیت به خاطر آموزه های اشتباهی بوده که سالیان سال از اطرافیان به ما القا شده

مثلا از پدرت می پرسی این چرا بنز داره ما نداریم!؟ پدر هیچ وقت نمی گه که پسرم
  • این درس خونده و من نخوندم
  • این تلاش کرده و من نکردم
  • اون سال ها مهارت آموزی کرده و من نکردم
  • اون ریسک کرده و من نکردم
  • اون دوستان و روابط زیادی داره و من نداره
  • به خاطر اینکه خودشو کوچیک نکنه (ای کاش بگه و تغییر کنه) می گه اون یک فضیلت بد اخلاقی داره 😐
تلوزیون و ماهواره و بخش های مذهبی هم که بزنم به تخته!!! بگذریم …….   بیندیشید و ثروتمند شوید حالا من چیکار کردم که این باور آرام آرام تغییر کند. سال ها پیش بود برای یک بنده خدایی کار می کردم خیلی پول داشت و من بخش مربوط به کارهای بانکی را برای این شخص در مدت چند ماه انجام می دادم. به به جای یک ماشین مدل بالا چند تا داشت!! دستش به خیر هم می رفت !! از صفر و دست فروشی هم شروع کرده بود!! تحصیلات بالایی هم داشت! مودب و با شخصیت هم بود!! اصلا مثل آدم بد های پولدار تو ذهنم نبود!! آرام آرام دوستش داشتم تا اینکه با یه آدم پولدار خیلیییی پولدار آشنا شدم. این آدم پول هاش میلیون دلاری بود. این دیگه بنز داشت;) اونم آخرین مدل سال اما جالب این بود با من می نشست و مثل بقیه کارگرهای کارخانه نون و عدس می خورد. خونش که می رفتیم خودش واسم چای می ریخت (هر چند یه تعداد آدم نوکر داشت) اینجا بود که افرادی رو پیدا کردم که فضایل اخلاقی داشتن و پولدار هم بودن. اینها الگو های من رو تشکیل دادن برای اون مسئله تضاد ارزش ها دیگه ارزش پلیدی پول برای من به نیکی و توانگری مالی تغییر ارزش پیدا کرده بود. پول را دوست داشتم!! پول هم عاشق من شد ( خدا نصیب کنه ) خیلی جالبه پول هم مثل همه موجودات دیگه می تونه حس بشه !! سرتونو درد نیارم…    بعد از یک مدت ساختار ذهنم کلا عوض شد و ….
  • حالا محیطم رو آرام آرام عوض کرده بودم
  • مهارت های جدید آموخته بودم
  • ضد ارزش ها را خنثی کرده بودم
  • اکنون باور ثروت داشتم پس برنامه ای برایش ترتیب دادم (شکست در برنامه ریزی = برنامه ریزی برای شکست)
  • حالا نوبت به دست آوردن و جذب ثروت بود!
امید وارم که این بخش از کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید را با توجه به این روال و زندگی خودتان تفسیر کنید باز هم اگر نیاز به مشاوره های حضوری یا خصوصی در تهران را داشتید می توانید با ما در ارتباط باشید.

خود کتاب را هم می توانید از اینجا دانلود کنید.

همه شما را به خداوند بزرگ بزرگ می سپارم.