سامان کرمی

سامان کرمی

متاسفانه عده ای سودجو با استفاده از نام استاد سامان کرمی اقدام به تبلیغات مشابه نموده اند. در روزهای اخیر گروهی از عزیزان با آکادمی موفقیت تماس گرفته و خواستار عودت وجه شدند. که این افراد عمدتاً توسط شخصی که خود را

کاوه کرمی بیلیونر شو (پکیج موفقیت)

معرفی شده بود انجام پذیرفته بود. هر چند که شماره کارت و ایدی های تلگرام به پلیس فتا جهت پیگیری های بیشتر ارسال گردید. لازم به ذکر است از این شخص هیچ گونه تصویر بصری یا شماره تماسی در دسترس نیست. تنها با یک کارت بانکی اقدام به فریب و دریافت مبالغی در حدود چند صد هزار تومان بابت فروش پکیج موفقیت و پولسازی، پولسازی در چند روز یا یکشبه بیلیونر شوید،سایت بزنید و پول پارو کنید با پیج اینستاگرام درآمد داشته باشید و … را می نماید.

جالب ترین قسمت این است که، شخصی که خود را کاوه کرمی معرفی می کند حتی کپی پکیج سایرین را نیز در اختیار خریداران قرار نداده (عملا پول گرفته و کلاه برداری می کند) و پس از پیگیری و جستجو در گوگل به سایت آکادمی برای عودت وجه شکایت می نمایند. بدیهی است که آکادمی موفقیت ایران امکان عودت مطالبات شخص دیگری را نمی تواند بر عهده گیرد.

آقای کاوه کرمی (اگر واقعا اسمشان این باشد) هیچ نسبتی با استاد سامان کرمی نداشته و فعالیت های او به آکادمی موفقیت ارتباطی ندارد. هر گونه فروش پکیج یا محصول آموزشی و سمینار موفقیت از طریق وبسایت آکادمی و یا فروشگاه آکادمی به فروش می رسد.

امکان پرداخت آنلاین توسط درگاه شتاب کلیه بانکها نیز امکان پذیر می باشد.

در صورت استفاده از پرداخت کارت به کارت که در موارد خرابی درگاه یا تکمیل ظرفیت کلاس های تعریف شده ممکن است اتفاق بیفتد صرفا به نام موسسه «دانشسرای موفقیت» یا «سامان کرمی» بدون پیشوند یا پسوند پرداخت های شما دارای اعتبار و ارجاع رهگیری می باشند.

با تشکر از شما عزیزان همراه موفقیت

جهت جلوگیری از هر گونه سوء استفاده افرادی همچون کاوه کرمی و … این متن را برای دوستان خود به اشتراک بگذارید.

با تشکر گروه پشتیبانی آکادمی موفقیت

09359314985

تلگرام 

 

 

کسب و کار تهران

آکادمی موفقیت مشاوره تخصصی کسب و کار

آکادمی موفقیت در بخش مشاوره کسب و کار به شما نکاتی را می آموزد که شاید تا کنون به عنوان روش های برند سازی به آنها فکر نکرده باشید! خیلی ها تصور می کنند که برند سازی همان تبلیغات است و یا اینکه برند سازی و گسترش کسب و کار با هزینه های بسیار سنگین روبروست!

اما نمونه ای از فعالیت یک شرکت خودرو یی را در انتهای این متن برای شما مثال می زنم تا درک بهتری از یک شرکت، جامعه هدف و تمرکز بر مشتری سازی به شما داده باشیم و بدانیم مشاوره چه تاثیری در کسب و کار و آینده یک شرکت خواهد داشت.

بخش اول مشتریان هدف

به این فکر کنید که مشتریان هدف شما چه کسانی هتستند؟

مشتریان هدف مشتریانی هستند که بیشترین همخوانی (فراوانی) را برای استفاده از کالا و خدمات شما دارند. برای مثال جامعه هدف مزون ها و فشن شو ها (که مشتریان خوب ما هستند) معمولا دختران 16 تا 28 ساله می باشند. این طیف نشان دهنده میزان دقت به این جامعه هدف برای این رده سنی می باشد. اما آیا همین جامعه هدف برای فروش خانه و ویلا خودرو لولس جامعه آماری خوبی است؟

دختران جوان

بدون فکر پاسخ دهید: خیر! جامعه هدف مناسب برای خرید ویلا و خانه های لوکس، افراد با رده های سنی بالاتر و درآمدهای بیشتر می باشند. پس مرحله نخست جامعه هدف خود را انتخاب کنید و زوائد این جامعه هدف را حذف کنید. با خودتان نگویید من مشتری مثلا 50 ساله هم داشته ام! بله یک مورد که اگر سود آن را به هزینه های تمرکز و خدمات توزیع کنیم تقریبا سودی را نخواهد داشت!

انتخاب رسانه تبلیغاتی

رسانه تبلیغاتی را عمدتاً به عنوان عنصر بسیار حساسی نمی شناسند. اما رسانه تبلیغاتی همان پل ارتباطی میان شما و مشتریان شماست. پس باید آن را به درستی انتخاب و پیاده سازی کنیم. باز هم بر می گردیم به مثال تبلیغات برای مزون ها و سالن های زیبایی. اگر رسانه تبلیغاتی شما اینستاگرام باشد مخاطبان بیشتری را به خود اختصاص می دهد تا بروشور های کاغذی و کاتالوگ (تحت تاثیر همان جامعه هدف)

برعکس برای افرادی که در مراکز خدمات گردشگری به دنبال یه هتل یا اقامتگاه موقت می گردند نصب یه بنر فیزیکی یا توزیع بروشور می تواند موثر تر واقع شود.

بخش سوم انتخاب محتوای رسانه

این انتخاب بسته به تجربه شخصی و تیم تحقیق و توسعه  R&D شما در همان رسانه می تواند دو برابر مشتریان شما را افزایش دهد. اگر شرکت های تبلیغاتی معتبر این کار را برایتان با هزینه های بالا انجام می دهند. باز هم به آنها کار خود را بسپارید زیر سود نهایی حاصل از این کار شما را متعجب خواهد کرد. بخش تخصصی اصول توزیع و یا پخش رسانه است که شما را متحیر می کند. که در بخش های بعدی (نوشته بعدی) در باره آن صحبت خواهیم کرد.

مثالی از شرکت خودرویی که قصد تبلیغات گران قیمت را داشت

یک شرکت خورویی انجام تبلیغات در تابستان را در برنامه برندسازی خود گنجانده بود. با من تماس گرفتند برای اینکه آیا می توانند هزینه مربوط به بیلبورد های داخل اتوبان های را برایشان کم تر کنم (ماهانه 40 میلیون) البته این قیمت در جای خود با ارزش است و من توصیه می کنم از این بیلبورد ها استفاده کنید اما نه برای هر کاری!

با مجموعه جلسه ای نیم ساعته داشتیم و به نتایج جالبی رسیدم که به شرح زیر برای شما بیان می کنم تا تاثیرات یک مشاوره خوب را در زمینه کسب و کار درک کنیم.(البته این تعریف از خود نیست و ممکن است ایده خود شما چندین برابر این راهنمایی موثر باشد)

  • سوال : ما چه چیزی را می فروشیم؟

خودرو های کارکرده و دست دوم (یک جور حمایت از خودرو صفر نخریم) بعد متوجه شدیم که خودرو های فروخته شده قیمت هایی در حدود زیر 200 میلیون تومان را دارند.

خودرو های فروخته شده می توانند برای این شرکت سود آوری بین 1 الی 10 میلیون را به همراه داشته باشد. اکنون نوبت می رسد به محاسبه ضریب بازگشت سرمایه.

تبلیغات موثر برندسازی

اگر ان چهار تابلو را به مدت 3 ماه هر کدام 30 میلیون هم در اختیار می گرفتیم حدود 360 میلیون تومان هزینه سه ماهه تبلیغات یعنی ماهانه بیش از 100 میلیون تومان هزینه می شد که باید روزانه حد اقل 3 میلیون تومان فروش یا بیشتر را به همراه می داشت به عبارتی باید هر روز حد اقل 2 فروش انجام می شد. این اتفاق با توجه نحوه اداره سنتی (اتوماسیون نشده بود) فعلی فروشگاه ممکن نبود.

هر چند بعد ها در طرح طولانی تر اجرای بیلبورد در دستور کار قرار گرفت!

طرح جایگزین استفاده از آفتابگیر ها برای تابستان بود (البته چون شرکت خودرویی بود). به این صورت که در بازار (تیر 96) هر آفتابگیر با قیمت تقریبی 10 الی 15 هزار تومان به فروش می رسید. با استعلامات قیمتی با جنس مناسب و برند این شرکت در قالب آفتاب گیر ها که در زمینه خودرو بود با قیمت تمام شده زیر 5 هزار تومان آماده تحویل شدند.

  • مرحله بعدی استفاده از بازار فروش خودرو های دست دوم برای برند سازی بود. محل های فروش خودرو با جامعه هدف خودرو های کارکره بازار جمعه های چیتگر می باشد. با فروش این آفتاب گیرها در ورودی پارکینگ در آن روز های گرم به قیمت بسیار پایین 5 هزار تومان وسوسه کننده بود. همه کسانی که می خواستند واقعا از این آفتابگیر استفاده کنند به آن پول می دادند و تهیه می کردند. مطمئن بودیم که قطعا از آن استفاده می کردند.

بعد از مدت کوتاهی فروشندگان لوازم خودرو خودشان اقدام به خرید عمده برای فروش کردند(ارتقاء در تعداد فروش). این یعنی جنس تبلیغاتی خود را می فروختیم! سود نقدی هم می کردیم. این نوع تبلیغات خلاقانه علاوه بر اینکه

  • هیچ هزینه ای نداشت
  • بیلبورد های در تمام شهر ایجاد کرد
  • در تمام طول تابستان پابرجا بود
  • تبلیغات دقیقا در دست جامعه هدف قرار گرفت
  • ایجاد درآمد مستقیم داشت
  • مخاطب برای نگهدای از آن تلاش می کرد(هزینه پرداخته بود)
  • همیشه همراهش بود (مثل بیلبورد فراموش نمی شد)
  • و …

اگر شما هم بتوانید کارهای خلاقانه در حوزه کسب و کار خود انجام دهید. علاوه بر اینکه می توانید در هزینه ها بسیار صرفه جویی کنید می توانید حتی در تعداد مشتریان خود نیز انقلابی به پا کنید که خودتان هم متعجب شوید. (درامدتان تصاعدی میشود)

«طرح نمونه یکی دیگر از تبلیغات پیشنهادی»

اگر در تهران یا شهرستان هستید همین حالا باما تماس بگیرید و با راه های ارتباطی مناسب راهنمایی ها خود را دریافت کنید.

یک ایده و یک اجرای مناسب می تواند از چندین سال تلاش بدون برنامه بیشتر به شما کمک کند.

منتظر تماس شما هستیم.

آکادمی موفقیت ایران

برند سازی به سبک گرگ وال استریت

کارآفرینی و برند سازی به سبک جردن بلفورت

شما هم اگر عاشق کسب و کار و کارآفرینی باشید حتما اسم فیلم معروف این حیطه یعنی گرگ وال استریت را شنیده اید!!

یا شاید این فیلم را دیده اید. اما امروز در باره این مطلب صحبت می کنیم که چطور با استفاده از داستان زندگی نابغه فروش آقای جردن بلفورت می توانیم نکات مهم اما ساده ای را برای تبدیل شدن از یک انسان گمنام به یک برند بسیار معروف و بزرگ استفاده کنیم.ثروت آفرینی هم اصولی دارد!

پیشنهاد می کنیم که ابتدا قطعه ای از فیلم گرگ وال استریت Wolf Of wall street را کامل نگاه کنید و بعد به ادامه توضیحاتی که ارائه می شود نگاه کنید و هرجا که احساس کردید که نیاز هست باز به فیلم رجوع کرده و این نکات را برای خودتان تجسم کنید که چه طور می توانید این نکات را در کسب و کار خود پیاده سازی کنید.

از صفر تا 100 برند سازی همراه شماییم(آکادمی موفقیت ایران)

نکات و تحلیل های فیلم گرگ وال استریت

اگر این فیلم را از اول پی بگیریم. نکته های بسیار جالبی را که تقریبا از زبان تمام کارآفرینان بزرگ می توان شنید را می بینیم. جردن یک شخص جوان است که انگیزه و اشتیاق بسیار فراوانی برای رسیدن به ثروت های رویایی دارد.

کارمند می شود!

او در ابتدا سعی می کند که در بطن موضوع بازار سهام و وال استریت قرار بگیرد. پس می داند که باید مراحل موفقیت را از سطح پایه و اولیه شروع کرد تا بتوانید در ادامه راه موفقیت پر قدرت و با دانش از پایه ای ترین مطالب تا مسائل کلان را پوشش دهد.

یک دوست و یک راهنما (مربی) برای خود انتخاب می کند.

در این بخش از داستان در همان لحظه های کارمندی که عموما از دست دادن جایگاه شغلی خود واهمه دارند با دو گروه آدم روبرو می شود. شخصیتی عصبی و دارای خشونت که از او متنفر است و در مقابل شخصی دارای آرامش که بعد ها او را به انجام مراقبه و ریلکسیشن در طول روز برای افزایش بازدهی کمک می کند. این شخص تمام جزئیات مربوط به کسب و کار را به جردن در زمانی کمتر از آنچه سایرین با تجربه به دست می آورد را به او می آموزد.

مجوزهای لازم برای را سریع می گیرد

در این فیلم می بینیم که با هدف کارگزار شدن در بورس برای یک مجموعه حرفه ای شروع به کار می کند و در ادامه فیلم جردن که مدرک کارگزاری را اخذ می کند و شروع به فعالیت و کار برای خودش به صورت مستقل می نماید. او می داند که آینده را باید با دستان خود و به صورت مستقل بسازد. با کارمند باقی مانده همچنان که در اول داستان می بینیم با تحقیر و ناسزا روبرو می شود.برای شروع فعالیت های خودتان تا می توانید زیر ساخت های حقوقی آماده کنید. چون اگر با توجه به آموزش ها درست عمل کنید خیلی سریع دشمنانی پیدا خواهید کرد که به دنبال هر گونه مکانی برای از پا در آوردن شما خواهند گشت.

تغییر در مسیر حرکت نه هدف

پس از گذشت فقط چند ساعت از شروع به کار خود بازار بورس آمریکا بسته می شود (دوشنبه سیاه) جوانی با آرزوهای بسیار بزرگ و امید های بسیار زیاد در یک نیم روز کاری به یک جوان بیکار و پر انرژی ولی بیکار تبدیل می شود. در این جاست که با پیشنهاد های مختلف برای کارهای دیگر از جمله فروش لوازم خانگی مواجه می شود. نکته اصلی اینکه او نمی پذیرد. در جاده ای غیر از جاده ای که مهارت های آنرا کسب کرده قدم بگذارد. آرزو های خود را فعلا در مغز خود نگه می دارد و باز هم سهام می فروشد. (بزرگ بیندیش ولی کوچک قدم بردار)

تیم سازی را انجام می دهد

اگر قرار باشد شما بسیار بزرگ باشید و بسیار قدرتمند عمل کنید لازم است که کارهای بسیار زیادی را انجام دهید. از جمله این کار ها می تواند فکری یا فیزیکی یا تخصصی باشد. برای اجرای کارهای علاوه بر مدیریت خودتان نیاز به نیروی انسانی دارید. نیروی انسانی عالی همان زیر بنای تیم سازیست. که در این فیلم با استفاده از اولین دوست خودش که گارسن رستوران بوده و هیچ تخصصی ندارد شروع می شود. بعد ها چند فرد دیگر را که عموما دارای سوال آکادمیک نیز نیستند حتی دارای سوابق بزهکارانه نیز می باشند را با خود همراه کرده و یک تیم آماده شروع و با انگیزه را تشکیل می دهد چون می داند که بدون تیم یک امپراطوری ساخته (آکادمی موفقیت ایران) نمی شود.

برندسازی (Branding)

جردن زمانی با خود می اندیشد که چرا دیگران باید به کمپانی بی نام و نشان او اعتبار کنند!! پس با دو رویکرد اساسی روبرو می شود.

  1. تعامل با مشتری
  2. ماندگاری در ذهن او!

برای اینکار خودش دست به کار می شود و فقط هر آنچه را که لازم است به صورت مختصر و مفید به دوستان و شرکای خود آموزش می دهد تا تعامل با مشتریان به صورتی حرفه ای و ملموس به نظر بیاید. با این روش در ذهن مخاطب تاثیر بسیار بالایی را داشته باشد. اصول انتقال مطالب به صورت موثر را در مطالب آکادمی موفقیت می توانید مطالعه کنید.

بخش ساخت یک نام بسیار زیبا و یک لوگو برای اعتبار بخشی به کسب و کار خود یکی دیگر از عواملی است که جردن بلفورت در ابتدای کار برای کسب و کار خود انجام می دهد.

مدیریت تعاملی به سبک جردن

شاید او مدیر بسیار خوبی باشد اما می داند که کارمندان بزرگترین منابع او در جهان می باشند تا انجا که در انتهای فیلم به آنها وفادار می ماند البته کارمندان او نیز به او وفادار می مانند. نکته بسیار مهم این بخش دوستی علاوه بر حس وظیفه و کار در کنار آموزش ها و تامین های مالی برای کارمندانش می باشد. یکی از اصول اساسی و اصلی مدیران موفق یعنی همان دادن ارزش به کارمندان می باشد.

مشکل افراط و ایجاد زوال شغلی

از آنجا که پول بسیار زیادی به دست می آورد در بسیاری از موارد نظیر مواد و قرص و مشروبات الکلی زیاده روی می کند و همین امر باعث اتفاق های برنامه ریزی نشده ای در زندگی او می شود. تصمیم های نا به جا و شاید بی مورد باعث بیراهه رفتن کسب و کار او و در نهایت مصادره امال او به دلیل کارهای غیر قانونی و … می گردد.

چند سالی را در زندان سپری می کند اما پس از آزادی و بازگشت به دنیای سرمایه داری باز هم به دوران اوج خود باز می گردد. در پایان فیلم به اسطوره فروش جهانی تبدیل می شود و حتی به کشور ایران هم می آید.

در ادامه با سایر تکنیک های موثر در برند سازی در مقاله بعدی همراه شماییم.

دوستانی که تمایل به استفاده از خدمات مشاوره ای و برند سازی آکادمی موفقیت را دارند می توانند با ما بصورت مستقیم در ارتباط باشند.

22221122-4

09120044718

گروه مشاوره کسب و کار تهران

گروه مشاوره کسب و کار آکادمی موفقیت ایران

Tehran Business Advisory Group Of  Iran Success Academy

مشاوره کسب و کار چه کمکی به شما می کند؟

 

برای رسیدن به پاسخ سوالتان حتما 8 بخش زیر را بخوانید.

اگر در هرکدام از موارد احساس نقص یا تسلط کم دارید، بدانید نیازمند یک متخصص برای اجرای حرفه ای و قدرتمند آن بخش می باشید تا به اوج آرمان های مورد انتظار خود دست یابید.

  1. نمی توانم به درستی آینده کاری را که شروع کردم حدس بزنم(کسب و کارهای سنتی)
  2. نمی دانم آخر هر کاری چقدر سود منطقی باید حاصل شود (مدیریت مالی صحیح)
  3. نمی دانم برای انجام هر کاری از کجا شروع کنم؟ (فرایند سازی سازمانی)
  4. نمی دانم چگونه فعالیتم را تضمین کنم؟ (شناخت بازار و مشتریان)
  5. نمی دانم کمبودهایی را که در مقابل رقیبان آن کسب و کار دارم چگونه جبران کنم؟ (تحلیل رقبا)
  6. نمی دانم در زمان ورشکستگی چه باید بکنم؟ (رکود در بازار)
  7. نمی دانم اگر بعد از شروع کسب و کار دچار کمبود سرمایه شدم چه کنم؟ (جذب سرمایه)
  8. نمی دانم چه زمان در کسب و کار خود به ( آکادمی موفقیت ایران ) اطمینان و آرامش می رسم؟ (استقلال مالی)

 

گزینه هایی که اگر ندارید حتما باید به فکر اجرای آن باشید.

این یک پیشنهاد نیست! مشاوره کسب و کار یک اجبار در دنیای کسب و کار های نوین به شمار می رود.

الزام های یک کسب و کار در دنیال جدید

  • استقرار سیستم
  • آموزش
  • بازار یابی و توسعه
  • مشاوره برای بخش های مختلف
  • مدیریت یکپارچه ISO
  • طراحی و توسعه زیر ساخت مجازی (توسعه وبسایت)
  • کارهایی است که شما توسط تیم خودتان و یا تیم های برون سپاری باید برای کسب و کار خود انجام دهید تا از رقیبان و دیگر افراد عقب نیفتید.

آمار نشان داده که کسب و کارها بعد از 5 سال نحوه نیاز های مشتری تغییر می کند اما کسب و کار ها همچنان تغییری نمی کنند!

اگر ما بازار را به 100 کسب و کار نو پا تقسیم کنیم. پس از گذشت سال اول به دلیل ندانستن اصول پایه ای کسب وکار که در بخش اول برای شما توضیح داده شد. بیش از 90 مورد از این کسب و کار ها حتی پیش از گردش مالی سال اول تعطیل می شوند.

پس از گذشت 5 سال از 10 کسب و کار باقی مانده تنها 1 کسب و کار به همان صورت که شروع کرده مسیر خود را ادامه می دهد(به اصطلاح برند بازار می شود)

اگر می خواهید آن یک درصد می توانید شما باشید. چون الان در حال مطالعه این بخش هستید مطمئن هستیم که شما گزینه اول این مسیر را کاملا درک کرده اید و به دنبال آن آمده اید. بله به شما تبریک می گوییم شما :

آموزش و دانش را که گزینه اول برند شدن و پایداری در کسب و کار است را دارید دنبال می کنید. بله شما اکون فعالیت های همان یک درصد که در آینده در بازار باقی خواهند ماند را دنبال می کنید. اما این به تنهایی کافی نیست.

گزینه بعدی اجرای آموخته هاست آن هم به صورت بهینه شده. بیشترین چیزی که از ما زمان می برد آزمون و خطا و یا همان روال تجربه است. مگر ما چه قدر زمان و هزینه داریم تا در طول سالیان دراز تجربه کنیم؟؟

ارزان ترین راه استفاده از تجربه دیگران است!!

بله دیگران تجربیات خودشان را به ارزانی و راحتی در اختیار شما قرار نمی دهند. سالها تجربه در گرما و سرما و … این یعنی اینکه شما باید به هر قیمتی شده این تجربیات را به دست آورید. نمونه تجربه زیر از مدیریت شرکت پتو سازی را برایتان می نویسم.

 

می گفت : که هر چه پول برای آموزش بدهیم کم است!؟

گفتم : چرا ؟

گفت : حدود 5 سال پیش یک حساب سر انگشتی کردم و دیدم در بخش جذب نیرو ضعیف هستیم. دوره ای را گذراندم و یک مدیر با حقوق دو برابر و یک زیر ساخت چند میلیونی برای آموزش و بقیه ی اصول علمی که وجود داشت برای پیاده سازی بیان کردم. شاید حدود 50 میلیون تومان هزینه کردم و چند ماه اول به خودم می گفتم این همه پول را چرا خرج کردم!؟

اما بعد از اینکه سال بعد در کشور یکی از 3 محصول برتر در قیمت و کیفیت شدیم تاثیرش را درک کردم و در بازار های رکود چند ساله اخیر هم توانستم علاوه بر همان آموخته ها و آموزش های جدید همچنان در صنعت تولید در ایران باقی بمانم.

و افسوس می خورم که چرا این هزینه آموزش را سال ها پیش نیاموخته و به کار نگرفته ام تا بتوانم خیل سریعتر از اینها به این آرامش بازار و آرامش مالی دست پیدا کنم.

اما این بخش را از زبان افراد زیادی شنیده ام که نمی خواهم بازگو کنم!! اما من می خواهم از زبان خودتان بشنوید.

 

اگر صاحب کسب و کار هستید :

می خواهم به 5 سال پیش خود برگردید، میزان درآمد خود را یادداشت کنید.

حالا می خواهم به امروز برگردید و درآمد خود را یادداشت کنید.

حالا مهارت هایی را که باعث شده این افزایش در آمد را داشته باشید را بنویسید : برای مثال یادگیری اصول قرار دادها، یا اصول خرید محصول یا نگهداری و …

حالا می خواهیم خودتان قضاوت کنید اگر شما این روال را تجربه نمی کردید. خودتان این روال را به صورت دانش فعلی خودتان به یک شخص که هیچ تجربه ای در این زمینه ندارد آموزش می دادید.

  • شاگرد شما در چند ماه به این مهارت ها مسلط می شود؟
  • شاگرد شما چه قدر زودتر می تواند به این درآمد و سطح فعلی شما برسد؟
  • شاگرد شما چه قدر از اتلاف عمر و آینده اش جلوگیری می کند؟
  • اکنون ارزش هر ماه برای خود شما چقدر است؟

همه اینها به شما این مسیر را نشان می دهد که استفاده از دانش متخصصان می تواند بهترین گزینه صرفه جویی تمام عیار باشد.

خنگ ترین فرد کسب و کار خود باشید!

کارفرمای زنِ دارن هاردی 😀  اینو از دل کتاب کشیدم بیرون براتون !!

مشاوره کسب و کار کارمندی

فرقی نمی کند که شما کارمند باشید، باز هم روال بالا را برای خودتان می توانید تکرار کنید

درآمد 5 سال آینده خود یا پنج سال گذشته خود را لیست کنید. اکنون یک تعداد مهارت کسب کرده اید. یا اینکه برای درآمد 3 برابری باید یک تعداد مهارت را کسب و کنید. مثلا مهارت مدیریت یا مهارت مدیریت مشتری و … اکنون شما نیاز سنجی کرده اید که باید 3 مهارت را یاد بگیرید اگر خودتان این مهارت ها را بیاموزید زمان بر است اما اگر در دوره های فشرده کاربردی شرکت کنید این زمان به شدت کم می شود از سال ها به چند ماه تقلیل پیدا می کند 🙂

 

تا این مرحله اهمیت آموزش دیدن و تسریع در روند پیشرفت را درک کردید و هزینه های این بخش برای اجرای شما قابل توجیه شد که امروز روی آموزش و مشاوره سرمایه گذاری می کنم چند ماه بعد تا 30 برابر بیشتر بدست می آورم.

 

گول مشاوره های کسب و کار را نخوریم!

قصد توهین و یا زیر سوال بردن معلومات عزیزان فعال در این زمینه را نداریم اما نکته:

  • چطور بفهمم به چه کسی اعتماد کنم؟
  • چه کسی را می توانم در اجرای فرایند دخیل کنم؟
  • از چه کسی آموزش ببینم؟

از کسی آموزش ببینیم که خودش چیزی را که می گوید قبلا اجرا کرده باشد. (کوین ترودو)

اینم از یکی از سمینار های فرانسه اوردم براتون 🙂

حالا مهم اینجاست که این فرد بتونه دست آوردش رو به شما نشون بده، مثلا من یک کارخانه با 200 نفر پرسنل رو به این روش دارم اداره می کنم. شما هم می تونید از این روش اداره کنید. یا اینکه من دارم با این نوع سرمایه گذاری و تیم سازی یک پایگاه اطلاعاتی نیم میلیون نفری رو مدیریت می کنم.

هر چیزی رو که قراره به شما آموزش بده که اصلاحا بهش می گن مشاوره، باید یادمون باشه ازش نمونه کار یا همون دست آورد بخواهیم. هر چه این افراد دست آوردشون بزرگ تر باشه، اطلاعاتشون حرفه ای تره و هر چه حرفه ای تر باشن نایاب تر می شن و همچنین گرانتر، این افراد رو پیدا کنید و بهای اونها رو بپردازید.

اما یک نکته اساسی اول نرید سراغ غول مرحله آخر!!

  1. اول شما اطلاعاتی ندارید که این شخص شما را رشد بده
  2. دوم هزینه های میلونی این عزیزان را نمی توانید تامین کنید.

پس چند سطح بالاتر از وضعیت فعلی شما همان شخصی است که باید برای مشاوره از او کمک بخواهید و بعد در سطوح همان زمینه رشد کنید. تا به فرد اسطوره ای خود برسید و زمان با او همکار شوید!

 

 

در مقاله ی بعدی راجع به روند آموزش پذیری مستمر برای شما توضیحاتی را خواهیم داشت

با ما در خبر نامه آکادمی موفقیت

همراه باشید.

ارسال نام و نام شهر خود به سامانه 10003715

یا استفاده از فرم های ثبت نام در وبسایت آکادمی موفقیت ایران

 

مشاوره کسب و کار تهران

مشاوره کسب و کار تهران (برندسازی)

دوست عزیزی که این مطلب را می خوانید، شاید به این فکر کرده اید که چرا جلوی یک اسم معروف صف می کشند که از خدمات و محصولات اون استفاده کنند. یا اینکه چرا یک محصول خاص همواره مشتری های خودش رو با وجود اختلاف قیمت دارد.

بله اون ها برند شده اند. برند شدن با تبلیغات متفاوت است. برند سازی یعنی ارزش آفرینی هر چه بیشتر در یک کسب و کار. ارزش آفرینی که هم شما را به سود و پول می رساند و هم مشتری شما را و حتی کارمند شما را !!

می خواهم یک مقدار بیشتر به این مسئله فکر کنیم. تفکری از روی خواسته های ارزشمند. اگر شما به عنوان یک مشتری بودید چه می خواستید؟ آری شما باید بتوانید خودتان را در جایگاه یک مشتری فرض کنید و بسیار جالب است وقتی که از مشتریان راجع به اولویت های آنها سوال می شود. تنها 14 درصد از این مشتریان به دنبال تخفیف یا قیمت پایینتر هستند!!

پس برای جامعه 86 درصدی برنامه ریزی کنیم نه برای جامعه 14 درصدی بله این یکی از راز های فروش موفق و برند شدن یک کسب و کار است. شما می توانید این درصد کم را هم با خود همراه کنید. با تکنیک های دیگری که برای این افراد هم ارزش آفرینی می شود.

اکنون زمان آن رسیده که برای برند شدن کسب و کار خود زمان و سرمایه اختصاص دهید.

 

آیا هزینه و زمانی را که به برند سازی اختصاص می دهم هجو یا بیهوده است و آیا سود دهی دارد و یا خیر.

دو نکته را باید مد نظر داشت

  • شاید در بازه زمانی بسیار کوتاه هزینه ها چشم گیر باشد
  • در طولانی مدت قطعا سود آن با حالت اول قابل مقایسه نیست

مثالی برای روشن شدن این قضه:

شما مشتریانی دارید که هر یک از آنها به شما 10 دلار سود می رسانند. حالا شما 10 مشتری ماهانه 10 دلاری دارید.

در مجموع شما 100 دلار سود می کنید.(هزینه برندسازی تقریبا صفر است)

شروع می کنید به برند سازی و 20 درصد برای مثال از سود به این موضوع اختصاص می دهید. حالا شما همان 10 مشتری قبلی را دارید و هر کدام 8 دلار به شما سود می رسانند و این همان زمان کاهش سود اولیه است.(زمان شروع برند سازی و بازدهی معمولا از 45 روز شروع می شود)

پس از گذشت یک زمان نسبتا کوتاه چند ماهه اکنون اسم شما و نام مجموعه شما به صورت یک برند در حال بزرگ شدن است. حالا آرام آرام مشتریان شما بیشتر و بیشتر می شوند. در جایگاهی که شما قرار دارید برای مثال بعد از یک سال در بدترین شرایط مشتریان شما دو برابر یا 20 نفر و هر کدام همان 8 دلار را به شما سود رسانند. سود مجموع شما 160 دلار خواهد بود. یعنی بیش از یک و نیم برابر حالت قبلی برای سال اول.

و حالا همین روند را برای 5 سال در نظر بگیرید: روند رشد 2 برابری مشتریان پس از 5 سال حدود 160 مشتری 7 دلار سود را هم برای شما به ارمغان آورد. شما صاحب بیش از 1100 دلار خواهید بود در صورتی که در یک فرایند عادی کسب و کار شما بعد از گذشت این دوره زمانی صاحب حدود 500 دلار درآمد ماهانه خواهید بود.

پس سرمایه گذاری روی بخش برند سازی سازمان خودتان یک سرمایه گذاری منطقی و در بدترین شرایط ممکن 3 برابر بیشتر و 4 برابر سریعتر شما و دارایی های شما را رشد خواهد داد.

اونهایی که واقعا کاسب بازاری هستند دقیقا درک صحیحی از این مطالب که در اینجا ذکر شد را خواهند داشت. 

 

 

مشاوره های کسب و کار سرمایه گذاری ایده آل 

شاید شما هم به این فکر کنید که هزینه ای را که بابت استفاده از تجربیات دیگران می خواهیم پرداخت کنیم را خودمان استفاده می کنیم. و به نتایج دست پیدا خواهیم کرد.

نکته اصلی اینجاست که هزینه استفاده از دانش دیگران بسیار کمتر از کسب و تجربه همان دانش است

برای مثال من برای مدیر عامل یک شرکت پتو سازی در حال آموزش یک روند برای استخدام یک نیروی ایده آل برای بخش های مختلف بودم. که خود او به نتیجه جالبی اشاره کرد. گفت که بله هزینه هایی که برای آموزش خودش و استفاده از دوره های مربوط انجام داده برای او بسیار کارساز بوده. به این صورت که بعد از دوره ای که طی کرده بود. توانسته بود انسان های درستی را نقاط مناسب به کار گیرد. و خودش می گفت که با داشتن 800 پرسنل هر ماه درگیر استخدام و فرایند های مربوط به واحد کارگزینی بوده ایم. اما اکنون این فرایند درگیری نیروهای کار به یک چهارم رسیده است. 

یعنی فقط در فرایند استخدام کارگزینی 2 نفر را اضافه داشتیم که به بخش های بایگانی و حسابداری کمک می کنند.

دو نفر نیروی کار یعنی دو نفر که بابت آنها باید هزینه پرداخت شود. اکنون اتفاقی که می افتد این است که : ما به اندازه 2 نفر برای تمام عمر یک سازمان که اگر آنرا 20 سال در نظر بگیریم. 20 تا 12 ماه 240 ماه در حالی که به دو نفر این حقوق را بدهیم همراه با عیدی و پاداش و … حدود 500 ماه یا بیشتر حقوق پایه را تنها با یک بار آموزش و پیاده سازی اصولی تا پایان کار یک مجموعه را سود می بریم!!

نکته اصلی همین است ما سود نهایی را نمی توانیم ملموس سازی کنیم. و هزینه های جاری فعلی را به عنوان مقیاس در نظر می گیریم.  هر چیز را اگر بخواهیم ملموس سازی کنیم، باید ابتدا آنرا به صورت عددی و حساب شده به صورت یک طرح توجیه پذیر به خودمان ارائه کنیم. 

حالا که با یک حساب سر انگشتی متوجه می شویم حد اقل سودی که در فرایند آموزش و مشاوره نصیب ما می شود

سی برابر هزینه های آن است 

  

پس یک سرمایه گذاری بسیار عالی محسوب می شود. حالا با فرض داشتن این بازده آیا بازه هم باید برای استفاده از آموزش ها و آموزش درنگ کنیم!؟

جواب : بله!

مهم ترین بخش این است که : از چه کسی می آموزید.

کج فهمی از نفهمی بسیار خطرناکتر و بدتر است.

چون زمانی که ما یک موضوع را نمی دانیمف سعی در یادگیری و بهبود داریم. اما زمانی که فکر می کنیم یک موضوع را فهمیده ایم دیگر برای اصلاح آن هیچ تلاشی را انجام نمی دهیم.

پس اگر خواستید از آموزش و یا مشاوره های گروه یا شخصی استفاده کنید. ابتدا به دست آوردهای آنها نگاه کنید. یعنی شخصی را که تنها دارای یک مدرک دانشگاهی و یا داشتن دفتر و یا حتی سابقه کار چند ساله است را نمی توان به عنوان یک مشاور خوب در کسب و کار دانست!

او خودش در عمل با عالم واقعیت دست و پنجه نرم نکرده است. برای مثال اگر شما همین صفحه را با جستجو در اینترنت پیدا کرده اید، به این معنی است که ما راه های حضور در جستجوی گوگل را دانسته ایم که در نتایج شما به چشم آمده ایم. (مشک آنست که خود ببوید) پس ما توانایی آنرا داریم که به شما در مورد کسب و کار دیجیتال و استفاده و راه اندازی یک زیر ساخت در فضای مجازی کمک یا مشاوره بدهیم. البته برای سایر دوستان و عزیزانی که با شرایط مشابه در اینترنت قابل دسترس هستند این مثال صادق است. 

حالا در بخش دوم باید به این نکته توجه داشت که : هر کسی در بخش خاصی دارای تخصص است و از هر کس در تخصص خود او برای مشاوره بهره بگیریم. برای مثال شخصی را که دارای تخصص حسابداری است می تواند به جمع بندی حساب ها و … بهترین راهکارها و نرم افزار های اجرایی را به شما معرفی کند. اون قاعدتا نمی تواند بهترین راهنمایی را در مورد استخدام یک برنامه نویس یا مدیر منابع انسانی را به شما بدهد. و این روند به صورت معکوس هم صحیح است. 

در حال حاضر مشاوره های حضوری و تخصصی کسب و کار تهران انجام می پذیرد.

 

اگر دوست دارید که با گروه مشاوره کسب و کار آکادمی موفقیت همکاری داشته باشید. چه به صورت مشاور و چه به صورت مشاوره می توانید علاوه بر راه های ارتباطی اصلی با (نام و نام خانوادگی) به سامانه پیامکی ما 10003715 پیامک نمایید.

شماره های پاسخگویی مستقیم تماس و تلگرام 

09359314985

09120044718

 

مربیگری مهارت زندگی

دوره مربیگری مهارت های زندگی

✔️ شروع ثبت نام سومین؛
دوره مربیگری مهارت های زندگی (TOT)

❇️ با ارائه گواهینامه معتبر از موسسه روانشناسی دانشگاه تهران
✔️مدرس: دکتر علی بکیان
(دارای دکتری تخصصی روانشناسی از فدراسیون روسیه)

🔴 ظرفیت محدود می باشد 🔴

✔️ در استان کرمانشاه
📲hatefejavan
☎️09354240426

📆 جمعه ۱۶ آذر ماه
(ساعت 8:30 الی 13:30 )

✅مهارت « مدیریت استرس»

همراه با پذیرایی🍿🍰☕️

🏢  آدرس: چهار راه گلستان، روبروی درمانگاه حاج دایی، ساختمان فرید، طبقه دوم، واحد 22

‌✍🏻پاسخ به سوالات متداول در مورد کارگاه «مربیگری مهارت های زندگی»:
🔰🔰🔰🔰

✅ آیا شرکت در کارگاه برای عموم افراد آزاد است؟
پاسخ: در صورت وجود ظرفیت حضور سایر افراد در کارگاه بلامانع است.

✅ آیا به کلیه شرکت کنندگان کارگاه مدرک ارایه میشود؟
پاسخ: مدرک «مربیگری مهارت های زندگی» از موسسه روانشناسی دانشگاه تهران فقط به کسانی که رشته های مرتبط با روانشناسی و یا مشاوره هستند داده می‌شود، اما در صورت تمایل شرکت کنندگان سایر رشته ها می توانند گواهی حضور در کارگاه از مرکز هاتف را دریافت نمایند.

✅ هزینه شرکت در این کارگاه چقدر است؟
پاسخ: هزینه شرکت در کارگاه ( هر مهارت) 80هزار تومان می باشد
کسانیکه متقاضی گواهینامه نمی باشند و فقط قصد استفاده از مطالب کارگاه را دارند مبلغ 60 هزار تومان واریز می نمایند.

✅ آیا می توانیم هزینه را روز کارگاه پرداخت کنیم؟
پاسخ: با توجه به اینکه متقاضیان این کارگاه بیشتر از ظرفیت کارگاه هستند ثبت نام فقط در صورت ارسال فیش کارگاه قطعی می شود.

شماره حساب ملت
مرکز روانشناختی هاتف
5291819884
ش کارت
6104337881852899

✅ آیا لازم است هر ده مهارت را شرکت کنیم؟
پاسخ: در صورت تقاضای مدرک مربیگری لازم حداقل در 10 مهارت شرکت کنید.

✅ آیا از متقاضیان مدرک مربیگری ارزیابی به عمل می آید؟
پاسخ: بله متقاضیان مدرک مربیگری لازم است به مطالب کارگاه تسلط کافی داشته باشند در پایان طبق نظر اساتید از مربیان ارزیابی به عمل خواهد آمد.

 

✅دوره مربیگری مهارت های زندگی شامل چه مهارت می باشد؟
پاسخ:
۱)خوداگاهی
۲)اعتماد به نفس
۳)کنترل خشم
۴)جرات ورزی(ابراز وجود)
۵)تفکر خلاق و نقاد
۶)حل مسئله و مدیریت تصمیم گیری
۷)ارتباط موثر
۸)مقابله با خلق منفی
۹)حل تعارض
۱۰)مدیریت استرس

به اضافه دوره “شیوه مدیریت کارگاه” ویژه کسانیکه متقاضی دریافت گواهینامه مربیگری می باشند.

🔴اطلاعیه های مهم روانشناسی
ravanshenakhtyhatef

کسب و کار دیجیتال

کسب و کار دیجیتال

اگر شما هم دارید این مطالب را می خوانید بی گمان 10 یا 20 سال پیش را به یاد می آورید. زمانی را که برای خرید خانه یا ماشین به روزنامه ما مراجعه می کردیم. زمانی که با درج یک آگهی در روزنامه و با یک خط تلفن ثابت (ان زمان ها تلفن همراه نبود!) آنقدر مشتری و مخاطب پیدا می کردید که دیگر نیازی به هیچ یک از بخش های مربوط به تبلیغات دیگر احساس نمی شد.

با فراگیر تر شدن رسانه های متنوع ، یکی دیگر از کارهایی که در سطح شهرها مشاهده می شد امر بیلبورد های تبلیغاتی بود.

چرا؟ چون مردم مجبور بودند برای هر کار کوچیکی سفر کنند! از خرید یک قوطی رب گرفته تا خرید حتی همان روزنامه! اما با گسترش فعالیت خدمات آنلاین و همه گیر شدن بخش های داخلی اکنون تنها کاری که افراد برای اولین بار انجام می دهند استفاده از جناب GOOGLE بزرگ است!!

شروع کسب وکار دیجیتال

بله دوران تبلیغات به صورت فیزیکی تقریبا به پایان رسیده است. اگر هنوز هم بیلبورد های بزرگ را با عنوان برند های بزرگ در شهر می بینید، این به آن معنی نیست که شما هم باید راه این برند ها را دنبال کنید. دوران کسب و کار دیجیتال به وجود آمدن بستر اینترنت در پلت فرم های گوشی های تلفن همراه از حدود 10 سال پیش شروع شد. و با افزایش ضریب دستیابی افراد به محتوا و میزان ارتباط مستقیم مشتریان کاهش یافت. و امروزه اگر می خواهید یک خودرو بفروشید و آنرا در چندین روزنامه آگهی کنید باز هم احتمال فروش خودرو شما تقریبا کمتر از 10% است. پس چه کنیم؟؟

با هر میزان هزینه و درآمد از دنیای دیجیتال بهره مند شویم

شاید با اولین نگاه به خودتان و کسب و کار خود و پرس و جویی در زمینه مروبط به کسب وکار آنلاین نا امید شوید. چون شرکت های بسیار زیادی در زمینه طراحی و تبلیغات آنلاین حضور دارند و هر یک به نحوی به دنبال سود مستقیم خود نیز می باشند. البته هزینه کردن در دنیای دیجیتال هزینه نیست!! سرمایه گذاریست.

یا این اوصاف به اصلی ترین مرحله می رسیم. چطور به مشتریان خود دست پیدا کنیم؟ تا به تبع آن به پول و سود دست پیدا کنیم؟

این مرحله مرحله حساس شروع فعالیت است.

با هر میزان هزینه و درآمد می توانید به دنیای دیجیتال قدم بگذارید.

  1. برای مثال اگر شما هنوز نمی توانید یک وبساط مستقل چند هزار دلاری داشته باشید
  2. می توانید یک وبسایت کوچک غیر سفارشی را با کمتر از هزار دلار راه اندازی کنید.
  3. اگر هم این امر برای شما امکان ندارد می توانید به بخش اشتراک گذاری راه اندازی یک وبسایت فکر کنید
  4. اگر باز هم مشکل مالی دارید، با در نظر گرفتن یک هدف مالی و فعالیتی شروع به ساخت یک وبلاگ کنید و خود و محصولاتتان را آنجا معرفی نمایید.
  5. اگر با این شرایط هم نمی توانید فعالیت کنید از شبکه های اجتماعی موجود شروع کنید!!

بله در حد یک بخش از شبکه های اجتماعی هم می توانید شروع کنید و مخاطبین خود را همراه کنید. برخی از محصولات را با استفاده از یک کانال و یا یک پیج در اینستاگرام با محصولات و ارائه خدمات خود آشنا کنید.

با فراگیر شدن شبکه های اجتماعی امروزه، هم فرصتی برای مشتریان و هم فروشندگان فراهم شده تا در کنار سایر سرگرمی های روزانه و به دور از فضای رسمی به مشاهده و مقایسه انواع محصولات بپردازند.

 

اما این آغاز راه است…..

شما با داشتن یک زیر ساخت در دنیای مجازی فقط گام اول را برداشته اید…

 

یعنی در دنیای مجازی بستری فراهم کردید که بتوانید مشتریان جدیدی را به صورت بالقوه با شما آشنا کند. گام بعدی ارائه خدمات با کیفیت و قابل رقابت است. اگر شما در بهترین شرایط تبلیغ کنید اما کیفیت ارائه خدمات شما همانند محصولات سایپا باشد انتظار نداشته باشید از شرکت بنز هم پول بیشتری دریافت کنید!!

پس فرایند همراهی با مشتری یکی از ارکان اصلی و اساسی است که در تمام رند تبلیغات بازار یابی و بازار سازی باید به آن توجه بسیار زیادی را داشته باشیم.

تهدید های کسب و کار مجازی

هر بخش که برای شما به صورت یک امکان است برای رقیبان شما هم وجود دارد. اگر شما به درستی استفاده نکنید، رقیب شما پر قدرت تر از آن بهره خواهد گرفت. در این عصر واجب است تا در عرصه ارائه خدمات آنلاین به مشتریان حتما برنامه ریزی بلند مدتی را در نظر داشته باشیم.

شما که هم اکنون این متن را مطالعه می کنید. بی شک نیازی را در خود احساس کرده اید. برای برطرف کردن این نیاز به دنبال راه حل گشته اید. بعد از اطلاعات قبلی خود کمک گرفته اید. به اطلاعات موتور های جستجو رجوع کرده اید و حالا بخش هایی از نیاز خود را که با آن همراستا بوده اید را (آکادمی موفقیت) مطالعه می کنید.

دقیقا این همان روندی است که مشتری شما طی می کند. ابتدا یک نیاز در او به وجود می آید. برای رفع این نیاز اندیشه می کند. شروع به جمع آوری اطلاعات و سنجش این اطلاعات (وظیفه دنیای دیجیتال) می کند. فرایند خرید و تبدیل شدن به یک مشتری را انجام می دهد.

 

اگر قصد دارید به این دنیا کوچ کنید ما با شما همراهیم ….

مشاوره کسب و کار تهران

مشاوره کسب و کار تخصصی

بارها در مطالب پیشین در مورد اهمیت استفاده از دنیای مجازی برای دست یابی به بازار بزرگتر و یا مشتریان با قدرت بیشتر صحبت کردیم. اما اکنون زمان آن رسیده است که اقدام کنید و یادتان باشد که :

موفقیت در هر زمینه ای نیازمند برنامه ریزی ، پشتکار ، اقدام ، سنجش و اقدام است.

آری کسب و کار دیجیتال به خودی خود وجود ندارد!!! آری درست است ، شاید تا حالا با این دید به کسب و کارها نگاه نکرده باشیم.

اگر بحث را به زبان ساده بیان کنیم مردم زمانی برای شما هزینه خواهند داد که یا کالا یا خدماتی را از شما دریافت کرده باشند و این برای آنها ارزشی را ایجاد کرده باشد که بیش از مبلغ پرداخت شده ارزش داشته باشد!

تمام

اگر مفهوم بالا را بخواهیم به صورت دقیق تر تشریح کنیم یک مثال بسیار ساده برای شما می زنیم:

فکر کنید که شما دارای یک فروشگاه لباس در مرکز شهر تهران هستید، ظرفیت این فروشگاه چه تعداد مشتری همزمان است؟

شش مشتری ؟ یا بیشتر ؟ معمولا ما 6 فروشنده نداریم و این ظرفیت هم به سختی فراهم می شود!! ( قبلا در مورد کارمند های حرفه ای صحبت کردیم) حالا با توجه به این بخش می خواهیم از زمان های خود بهترین استفاده را انجام دهیم.

مشتریانی که حضوری در فروشگاه خرید می کنند معمولا برایشان هزینه هایی علاوه بر خرید لباس منظور می شود!

این هزینه ها عبارت است از :

  1. هزینه کرایه جابجایی بسته به مسافت تا محل زندگی.
  2. حتی هزینه های پارکینگ و یا استفاه از طرح ترافیک.
  3. هزینه زمان ساعتی که از شروع تا خاتمه خرید انجام می دهد.
  4. هزینه های مربوط به خرید های جانبی که به خاطر حرکت در مسیر دارند

و …

اینها هزینه های پنهان در یک فرایند خرید می باشند. باید یادمان باشد که مشتری اگر همین کالا را با همان قیمت بدون حضور دریافت کند او چه میزان رضایت درونی دارد که خیلی از مواقع دلیلش را هم نمی داند!!

و اما سود آن برای من چیست؟؟

  • هر مشتری راضی می تواند تا پایان سال برای من بیش از 10 مشتری بسازد.
  • هر مشتری خود یک مشتری وفادار می شود که فقط از من خرید می کند. (درآمد مداوم)
  • هر مشتری تبدیل به یک مشتری هوادار می شود! ( منتظر ارائه خدمات ما میشود)
  • در ساعاتی که بیکار هستیم به مشتریان توضیح می دهیم!! ( مثلا زمان های صبح یا ظهر که مغازه خلوت هست محتوا سازی می کنیم)
  • کمک غول بزرگ با ماست!! ( استفاده از موتور جستجوی گوگل قدرت یک غول تبلیغاتی بعد از چند ماه به شدت به ما کمک می کند، انگار که یک موسسه تبلیغاتی زده ایم)

 

و اما چه میزان برای من هزینه دارد؟

در مقابل هزینه های جاری یک کسب و کار در بازار امروز تهران از هزینه های مروبط به رهن و اجاره مغازه تا هزینه های مربوط به آب و برق و بیمه و …. که در یک جمع بندی ماهانه مشخص می شود می توان گفت این سرمایه گذاری در فضای دیجیتالی برایتان رایگان در می آید یا نسبت به میزان سرمایه گذاری به درآمد حاصل از آن رایگان می توان آن را فرض کرد.

نمونه ای ارائه می کنیم تا بهتر با این روند آشنا شوید:

فرض می کنیم شما برای وبسایت خود یک نیروی انسانی گرفته اید که تقریبا با هزینه کار هرفته ای 2 میلیون تومان در ماه برای شما به صورت حرفه ای کارکند.

حالا شاید بگویید خب این آقا یا خانم چه سودی برای من دارد که دو میلیون تومان درماه برای او هزینه کنیم؟؟

آری کار عاقلانه ای نیست!! اگر او و تلاش های او برای شما منجر به کسب درآمد و افزایش درآمد شما نشود.

پس به این می اندیشیم که او فقط بتواند از کل یک سال برای شما فقط یک مشتری بسازد!! فقط یک مشتری !!

با توصیف های بالا اگر همان یک مشتری به مشتری هوادار شما تبدیل شود.

  • در طی یک سال همان یک مشتری بیش از 6 بار از شما خرید می کند.
  • همان یک مشتری برای شما ده مشتری جدید ایجاد می کند 10 امتیاز خرید و …

همین دو مورد 16 امتیاز محسوب می شود، که اگر مثلا در قبال فروش هرکدام از اجناس خود ( لوازم خانگی ، کالای خودرویی و … ) در بازار به صورت حد اقل 50 هزار تومان فقط سود کنید.

8 میلیون تومان سود فقط و فقط در قبال یک مشتری

این در سال دوم خودش را نمایان می کند یعنی اگر همان 1 مشتری تبدیل به دو مشتری شود. شما دو برابر یعنی 8 + 8 = 16 میلیون تومان سود خواهید برد اما باز هم شاید بگید که این زمان یعنی پرداخت به یک فرد برای رسیدن به این مبلغ سرمایه گذاری طولانی مدتی است. اما یادتان باشد. این بدترین شرایط ممکن بود که می توانستیم آن را تحلیل کنیم.

با فرض بدترین شرایط ممکن که در دنیای واقعی امکان وقوع ندارد بعد از دو سال به سود قابل توجهی می رسیم.

حالا اگر برای آغاز کار نیروی انحصاری ندارید می توانید یکی از کارکنانتان را به صورت پاره وقت در نظر بگیرید یعنی با پرداخت مبلغی در ازاء مدتی که با آموز های کاربردی و سریع مشغول به فعالیت می شود. این مبلغ را نصف کنید. این هم یکی از راه هایی است که ظرف یک سال به این شرایط سود دهی برسید.

برخی از افراد دوست دارند تخصصی عمل کنند. آری این افراد قدرت دنیای دیجیتالی را درک کرده اند از همان ابتدا با برون سپاری طراحی و مدیریت شبکه های اجتماعی به یک تیم مخصص پس از 6 ماه بیش از دو برابر هزینه های خود را بازگردان می کنند.

اکنون دریافتیم که سرمایه گذاری در یک کسب و کار اینترنتی با هر توان و بودجه ای که شما به آن می اندیشید امکان پذیر است. از یک کانال و یا صفحه اینستاگرامی تا یک کسب و کار اینترنتی با اپلیکیشن مخصوص به خود.

اما همان طور که همواره گفته می شود. بزرگ بیندیش و کوچک عمل کن.

اما نکته ای مهم اینست که مطمئن باشیم آن گام کوچک در آینده توانایی به کار گیری در پروژه بزرگی را که در اندیشه داریم را

دارد. حالا پس به یک نقشه راه احتیاج هست.

بهترین راه با هر بودجه و سرمایه ای بارها و بارها گفتیم که

 

استفاده از دانش و تخصص دیگران ارزانتر از یادگیری آن است.

اگر برای ریختن نقشه و شروع به کسب و کار خود در دنیای دیجیتال در هر کدام از سطوح مربوط به شروع فعالیت کسب و کار اینترنتی نیاز به مشاوره داشته باشید می توانید با ما در تماس باشید. کمتر از 24 ساعت بستر آماده فعالیت به همراه آموزش پایه را دریافت کنید و بعد از آن به رشد و توسعه آن بپردازید. مهم اینست که ایمان داشته باشیم. دیر یا زود این درخت تنومند میوه مشتریان وفادار را می دهد. فقط احتیاج به زمان دارد.

پس هر چه زودتر شروع کنیم. 

ارسال لغت « دیجیتال » به شماره 09359314985

تحصیل علم ثروت

دوره 2 روزه موفقیت فردی

سمینار تحصیل علم ثروت

 برای یک بار کمی اندیشه کنیم!!

 

آنچه در دانشگاه را نمی آموزند بیاموزید !

آیا می دانید بسیاری از اساتید دانشگاهی از زندگی سطح پایین مالی برخوردار هستند

آیا می دانید که اساتید دانشگاه خود خیلی از مسائل را نمی دانند

آیا می دانید که یک استاد تنها در شاخه مربوط به تخصص خود دارای 7% اطلاعات کاربردی است

اگر می خواهید دارای اطلاعات کاربردی و به روز باشید 

همچنین نگران آینده تحصیلی خود در هر شاخه و گرایشی نباشید

از همین الان زنجیره تحصیل برای کارمند شدن را پاره کنید

در دانشگاه ها به ما 20 سال آموزش داده می شود تا کارمند باشیم!!

ننگ بر ما که اندکی برای تغییر روند زندگی خودمان و خانواده مان تلاش نکردم و اولویت اول و آخر زندگی را تحصیل آموختیم!

 

 

این برگزاری انحصاری و به مناسبت بازگشایی و اول مهر ماه می باشد، در کنار تحصیل پول هم در بیاورید به جای آنکه سربار باشیم کمک حال باشیم

فرقی نمی کند در خانواده ای ثروتمند زندگی می کنید و یا خانواده ای فقیر

مهم ترین بخشی که باید بدانید این است که شما دارای یک مسیر انحصاری در زندگی خود هستید

می توانید بسیار بهتر در زمینه مالی عمل کنید

این تازه آغاز راه است با داشتن امنیت مالی و شغلی

می توانید هر کاری که دوست دارید را انجام دهید نه هر کاری که به شما پولی بابت آن می دهند!!

و….

 

درمان بیماری بی پولی

بی پولی هم یه بیماریست!

 

این بار آموزش ها را از شخصی بیاموزید که خود آنها را آزموده است

استاد سامان کرمی «آنتونی رابینز ایران»

 این کلاس نمونه مشابه ندارد! چون حاصل تجربیات شخصی

ورزشی ، اقتصادی ، صنعتی و علمی می باشد

آموزش ببینید و همانجا کسب درآمد کنید 

  • خود دارای بیماری صعب العلاج بوده که اکنون مقام های ورزشی متععد حاکی از شکست آن باور است
  • خود دارای معدلی پایین بود و اکنون چندین رشته دانشگاهی را به صورت همزمان تحصیل کرده
  • در سن 25 سالگی به مدیریت کارخانه بزرگ با 1200 نفر پرسنل رسیده
  • در کمتر از 2 سال 5 کسب و کار موفق را استارت زده است

شما هم از کنار هم بودن لذت ببرید ، آموزش ببینید و پیشرفت کنید

 

 

شاید شما هم از آندسته از دوستانی باشید که سر ماه نشده پولی در حسابتون نیست!

شاید هم از آن دسته از دوستانی باشید که همیشه نگران انواع سرمایه گذاری ها هستید

در این دوره شما گام به گام این بیماری را با هم ریشه کن می کنیم

 

این بیماری یکی از مزمن ترین و طولانی ترین نوع بیماریهاست.

این بیماری از کودکی در ذهن ما همچون نهالی کاشته می شود و آنچنان رشد می کند که هر روز نسبت به روز های قبل ما را بی پول تر می کند

برای از بین بردن نهال بی پولی کافیست ابتدا

  • شاخ و برگ های نهال بی پولی را حرص کنیم!!!
  • بعد شاخه های اصلی را اره کرده و بسوزانیم
  • بعد ریشه های افکار بی پولی را بسوزانیم

 

حالا ذهن ما یک کشتگاه فعال ثروت شده 🙂

 

در آن می توانیم انواع بذر های ثروت را بکاریم. بله ما امروز ه بذر های اصلاح شده ذهن را می کاریم و میوه موفقیت می چینیم

میوه های ما میوه های شادی و نشاط سلامتی و آرامش است

میوه هایی از توانگری مالی و بخشندگی

میوه هایی از اقتدار و صلابت

آری بعد از کاشتن میوه ها

همچون میوه بی پولی و فقر نوبت به آب یاری و مراقبت از میوه های این درخت است

تمام این مراحل را با شما همراهی می کنیم، چون خود این مسیر را پیموده ایم و راه را به دیگران نشان داده ایم

افتخار داریم تا با دانش و علم روز دنیا به همراه تمرینات کاملا عملی و کاربردی

شما را به دنیای جدید از ثروت و توانگری رهنمون شویم

شما می توانید. به ما پیوندید

 

دنیا را از زاویه ای دیگر ببینید

برنامه های ویژه کارگاه های استاد کرمی به شرح زیر می باشد

  1. اصول برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه در کارگاه خود هیپنوتیزم و مانیه تیزم
  2. برنامه ریزی عصبی کلامی باور های محدود کننده
  3. ارتقا, سطح جذب مالی شما به صورت سریع
  4. ساختار شکنی محدوده های ذهنی با تمرین عملی
  5. به کار گیری متد هاروارد جهت تثبیت الگو های ذهنی
  6. آموزش های ویژه انفرادی جهت افراد دارای هر گونه مشکل روانشناسی
  7. ……

 

تا پایان را با شماییم

آکادمی موفقیت

09354101820

66176988

تهران ، سرای محله وصال شیرازی 5 و 19 مهر ماه سال 1397

*****>>> هیپنوتیزم و کدینگ ضمیرناخود آگاه تنها در برگزاری پنجشنبه 5 مهر ماه <<<*****

بیندیشید و ثروتمند شوید از سامان کرمی!

بیندیشید و ثروتمند شوید از سامان کرمی!

در کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید. بخش هایی را مورد بررسی قرار می دهد که شاید برای خوانندگانی که برای ما از گنگ بودن مطالب خود می گویند! و گاهی برداشت های عجیب از مفهومی ساده. اگر شما هم از شاگردان کلاس های موفقیت ما باشید می دانید که بارها هرم باور ها را توضیح و سپس به تشریح 13 بخش گفته شده در کتاب آقای ناپلئون هیل پرداخته ایم.

نکته اصلی در اینجا به این صورت بیان می شود که :  
  • اعتماد به نفس داشته باشیم.
  • با انگیزه باشیم
  • تخیل خلاق داشته باشیم
اما یک سئوال چگونه؟ چگونه عادت پشت کار را در خودمان به وجود آوریم و حفظ نماییم!؟ این نکته کلیدی هست که در هیچ یک از کتاب های موفقیت ذکر نشده است. آری می توان از روانشناسان برای ترک بعضی از عادات و نیز جایگزین نمودن آن با برخی دیگر از روش های قدیمی بهره گرفت. سوالی که در ابتدای کتاب مطرح می شود        

ایمان گزینه اول برای دست یابی به هر آنچه است که می خواهید.

حالا خود ایمان ناشی از چیست؟ ایمان را معمولا نقطه مقابل با شک یا تردید بیان می کنند. اگر با این نگرش به موضوع بنگریم ایمان بخشی از باور های پیروزی به صورت یقین است. برای مثال آنگاه که در کتاب مقدس قرآن می خوانیم خداوندا به من ایمانی عطا فرما منظور بخشی است که در آن هیچ موردی درباره شکست وجود ندارد.

حال به این موضوع بیشتر خواهیم پرداخت: برای مثال شما که در امتحان ریاضی میان ترم نمره 8 از 10 را دریافت کرده اید حالا به این امید و باور رسیده اید که می توانید از درس ریاضی به موفقیت حداقل 8 وحداکثر 18 برسید. اما باور شما به صورت قالب بر مبناس دست آورد های فعلی شما شکل می گیرد. یعنی این باور به شما می گوید که 80 درصد توانایی دارید! و باور شما در نهایت کسب نمره 16 با یک درصد تقریبی از خطا هاست. که معمولا هم همین صورت خواهد بود.

بخشی از زندگی خودم!!

شاید برایتان جالب باشد من هیچ گاه شاگرد اول مدرسه نبودم با وجود اینکه تلاش بسیار می نمودم.

از اول دبستان تا آخر دبیرستان معدل من 18 بود!!

حالا با یک مقدار کم و زیاد شدن در حد چند صدم حتی وقتی که درس هم تجدید شده بودم باز معدلم به 17.5 نرسید، برای خودم این جالب بود! سالها بعد که به دانشگاه رفتم همین روال را پی گرفتم یک روز در جمعی بحث از معدل شد. بسیار برایم جالب بود از 3 تا 7 سالگی با خانواده یکی از بستگان نزدیک خود در یکی از منزل ها به سبک قدیم زندگی می کردیم. این خانم که با ما زندگی می کرد سه فرزند مدرسه رو و یک فرزند به اندازه من داشت. مادرم همیشه از فرزندان این خانم تعریف می نمود که در این شرایط نا به سامان به درستی و حسابی درس می خوانند!! اما جالب ترین نکته که بعد از سال ها به آن پی بردم این بود که آن زن همیشه در قبال گرفتن نمره 18 به بچه هایش تشویقی می داد. و به آنها می گفت آفرین پسرم یا دخترم 18 نمره خوبیست. البته این را سال هابعد تعریف کرد و من فهمیدم که شکل گیری ایده آل 18 در زندگی من و محدودیت ذهنی از کجا ساخته شده و بعد شروع کردم به پیدا کردن افرادی که نمره معدلشان بالا تر از 20 بود!! یعنی چه کسانی؟ بله نوابغ و افرادی که چند رشته را با هم تحصیل می کردند. افرادی که المپیاد مقام آورده بودند. افرادی که دارای نظریه های علمی بودند. و کلا چیزی به نام نمره از زندگی من کم کم محو شد!!!

در یکی از زمان هایی که در چند رشته خودم تحصیل می کردم 90 واحد را در یک دوره 7 ماهه با نمره بسیار عالی گذراندم و بسیاری از باور های گذشته ام دیگر وجود نداشت. اصلا چیزی به اسم محدودیت تنها ساخته ذهن خودم بود 🙂

حالا بقیه داستان بماند اگر عمری بود تعریف می کنم …..
  • در مرحله قبل تر ارش ها و ضد ارزش های ثروت
  • اما ایمان به ثروت و در مرحله قبل باور به ثروت!
  • مرحله ی قبل از آن هم مهارت ها و محیط
همه ما در محیطی زندگی می کنیم که نمی توانیم آن را به راحتی تغییر دهیم و این افراد اطرافیان ما هستند و محیط فیزیکی ، آری در این راستا ساده ترین کار تغییر محیط خودتان است. هجرت کنید !! کوچ کنید کانادا بروید:)  بله کسانی که در محیط با گردش مالی بالا قرار می گیرند خواه دارای توانایی و معلومات بالا باشند یا دارای هوش پایین مهارت های ثروت سازی و گردش مالی را با تکرار و تکرار مشاهده برایشان نهادینه می شود. برخی از مواردی که نمی گذارد این مهارت ها به باور تبدیل شود ضد ارزش هاست!! بله یکی دیگر از بخش هایی که باعث می شود یک باور به بار ننشیند مقاومت و تضاد آن با سایر ارزش ها و باور هاست، نمونه این باور ها که با تکرار فراوان به وجود می آید اینست:
  • پول مگه علف خرسه!؟ 
  • پول مثل چرک کف دسته 
  • پول مثل جن و ما بسم الله  
  • اما همه اینها به کنار نتیجه یک چیز میشه ما از پول دوریم و راه زیادی هست تا پول به دست بیاوریم در ذهن ما شکل خواهد گرفت!
بعضی وقت ها هم تضاد سازی شده مثلا من همیشه آدم پولدار هایی رو که پشت بنز می نشستن را آدم های قاچاق چی و دزد مال مردم خود و بی خدا و ….. تصور می کردم 🙁 وای بر من

خب این ذهنیت به خاطر آموزه های اشتباهی بوده که سالیان سال از اطرافیان به ما القا شده

مثلا از پدرت می پرسی این چرا بنز داره ما نداریم!؟ پدر هیچ وقت نمی گه که پسرم
  • این درس خونده و من نخوندم
  • این تلاش کرده و من نکردم
  • اون سال ها مهارت آموزی کرده و من نکردم
  • اون ریسک کرده و من نکردم
  • اون دوستان و روابط زیادی داره و من نداره
  • به خاطر اینکه خودشو کوچیک نکنه (ای کاش بگه و تغییر کنه) می گه اون یک فضیلت بد اخلاقی داره 😐
تلوزیون و ماهواره و بخش های مذهبی هم که بزنم به تخته!!! بگذریم …….   بیندیشید و ثروتمند شوید حالا من چیکار کردم که این باور آرام آرام تغییر کند. سال ها پیش بود برای یک بنده خدایی کار می کردم خیلی پول داشت و من بخش مربوط به کارهای بانکی را برای این شخص در مدت چند ماه انجام می دادم. به به جای یک ماشین مدل بالا چند تا داشت!! دستش به خیر هم می رفت !! از صفر و دست فروشی هم شروع کرده بود!! تحصیلات بالایی هم داشت! مودب و با شخصیت هم بود!! اصلا مثل آدم بد های پولدار تو ذهنم نبود!! آرام آرام دوستش داشتم تا اینکه با یه آدم پولدار خیلیییی پولدار آشنا شدم. این آدم پول هاش میلیون دلاری بود. این دیگه بنز داشت;) اونم آخرین مدل سال اما جالب این بود با من می نشست و مثل بقیه کارگرهای کارخانه نون و عدس می خورد. خونش که می رفتیم خودش واسم چای می ریخت (هر چند یه تعداد آدم نوکر داشت) اینجا بود که افرادی رو پیدا کردم که فضایل اخلاقی داشتن و پولدار هم بودن. اینها الگو های من رو تشکیل دادن برای اون مسئله تضاد ارزش ها دیگه ارزش پلیدی پول برای من به نیکی و توانگری مالی تغییر ارزش پیدا کرده بود. پول را دوست داشتم!! پول هم عاشق من شد ( خدا نصیب کنه ) خیلی جالبه پول هم مثل همه موجودات دیگه می تونه حس بشه !! سرتونو درد نیارم…    بعد از یک مدت ساختار ذهنم کلا عوض شد و ….
  • حالا محیطم رو آرام آرام عوض کرده بودم
  • مهارت های جدید آموخته بودم
  • ضد ارزش ها را خنثی کرده بودم
  • اکنون باور ثروت داشتم پس برنامه ای برایش ترتیب دادم (شکست در برنامه ریزی = برنامه ریزی برای شکست)
  • حالا نوبت به دست آوردن و جذب ثروت بود!
امید وارم که این بخش از کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید را با توجه به این روال و زندگی خودتان تفسیر کنید باز هم اگر نیاز به مشاوره های حضوری یا خصوصی در تهران را داشتید می توانید با ما در ارتباط باشید.

خود کتاب را هم می توانید از اینجا دانلود کنید.

همه شما را به خداوند بزرگ بزرگ می سپارم.