فروش رویایی

فروش رویایی

چگونه فروشی رویایی داشته باشیم؟

با سلام خدمت دوستان عزیز سامان کرمی از آکادمی موفقت ایرانیان هستم و این بار موضوع پولساز فروش را مورد بررسی قرار می دهیم. صاحبان کسب و کارهایی که می خواهند فروش خوبی داشته باشند باید از 7 مرحله فروش عبور نمایند. با ما همراه باشید که با این مراحل آشنا شوید و فروش خود را متحول نمایید.

 فروش دارای مراحل مختلفی است که در زیر به بررسی آن ها می پردازیم.

سوال و سوالات

سوال از اساسی ترین بخش هایی است که منجر به فروش می گردد. سوالات دو دسته هستند:

  • الف) سوالاتی که مشتری از شما می پرسد
  • ب) سوالاتی که شما از مشتری می پرسید

قطعا هر محصول یا خدمت قابل ارائه ای داری ویژگی هایی است اما توجه داشته باشید که ویژگی ها اصلا مناسب یک فروش و فروشنده نیستند. زیرا مشتری خریدار ویژگی ها نیست بلکه او محصولی را می خواهد که بتواند نیازهایش را بر طرف نماید. بنابراین باید به جای بیان ویژگی ها از مزایای برجسته محصول خود صحبت نمایید. دقت کنید که راحتترین راه برای مجاب نمودن یک نفر این است که خودش پاسخ سوالاتش را بدهد نه شما!!!

تفاوت ویژگی ها و مزایا

ویژگی ها و مزایای یک محصول با یکدیگر متفاوت هستند.

فرض کنید که من قصد دارم ماشینی را بفروشم که یکی از ویژگی های مهم آن داشتن موتور کم حجم در حد 1300 سی سی است. این موتور مصرف سوخت کمتری خواهد داشت ویک ویژگی محسوب می شود اما مزیت ماشین کم مصرفی آن می باشد. بنابراین برای اینکه بتوانم نظر مشتری را جلب نمایم روی مزایای ماشین تمرکز می کنم.

من اگر بخواهم ماشینی را به مشتری معرفی کنم گفتگو با مشتری را با این جمله آغاز می کنیم. دیدین  بنزین چقدر گرون شده؟ مشتری نیز جواب می دهد که اره خیلی قیمت بنزین بالا رفته است! در ادامه این صحبت من به مشتری می گویم اتفاقا ماشینی که شما قصد دارید از من بخرید کم مصرف ترین ماشین کمپانی شورلت است و شما از این به بعد می توانید 25 درصد پولی که بابت سوخت پرداخت می کردید  را صرفه جویی نمایید. بنابراین همانطور که می بینید من جمله ام را از یک مبحث شروع کرده و یک سوال پرسیدم و اون ویژگی خاصی که محصولم داشت و می توانست برای مشتری سودمند باشد را به او نشان دادم.

همراه و همسو شدن با مشتری

منظور از همراه و همسو شدن این است که در مقام یک مشاور در کنار مشتری قرار بگیرید. با این تکنیک مشتری دیگر شما را به عنوان یک فروشنده در نظر نمی گیرد و به عنوان دوست خود می داند که قرار است مشکل او را حل نمایید. شاید با خود فکر کنید که مشاوره چه دستاوردی برای من خواهد داشت؟
فرض کنید اگر شما به مشتری مشاوره دهید که با خرید این ماشین در ماه حدود 6 باک کمتر بزنین خواهد زد و صرفه اقتصادی برای او خواهد داشت و او از این موضوع قطعا خوشحال خواهد شد. در واقع شما در مقام مشاوره به فکر مشتری هستید و فقط قصد دارید مزایای محصول خود را به او معرفی کنید و هیچ تصمیمی در رابطه با فروش آن به مشتری ندارید. در صورتی که این مرحله را به درستی انجام دهید قطعا فرآیند فروش به خوبی انجام خواهد شد و مشتری محصول را می خرد.

دریافت نیاز مشتری

یکی از مسائلی که باید در امر فروش به آن دقت نمایید پرسیدن سوالاتی است که پاسخ آن ها به بله و خیر ختم نشود.

به عنوان مثال از مشتری خرید خودرو بپرسید چه انتظاراتی از یک خودرو خانواده دارد؟ مشتری این سوال را قطعا با بله و خیر پاسخ نخواهد داد و توضیح می دهد که مثلا هزینه نگهداری آن پایین باشد، فضای صندوق عقب داشته باشد و … . در این مرحله شما باید بین ویژگی های خودرو و نیازهای مشتری ارتباط برقرار نمایید تا بتوانید بخشی از نیازهای مشتری را رفع کنید. به عنوان مثال اگر یکی از مهم ترین ویژگی های خودرو شما داشتن هزینه نگهداری و سرویس پایین است سعی کنید بیشتر روی آن تمرکز نمایید تا بتوانید یکی از نیازهای مشتری را برطرف نمایید.

بنابراین همانطور که مشاهده می کنید مزایای شما در این است که مزایای محصول خود را به مشتری نشان دهید و تنها بیان ویژگی های محصول نمی تواند به فروش شما کمک کند. به عبارتی می توان گفت مشتریان خریدار مزایا هستند نه ویژگی ها.

سوالات مشتری

رابطه بین مشتری و فروشنده یک رابطه دو طرفه است و پس از آنکه فروشنده یک سری از ویژگی های محصول را که مطابق نیازهای مشتری است را به او معرفی می کند وارد مرحله بعدی فروش می گردد. در صورتی که تمامی مزایای محصول را به مشتری معرفی نمایید به طوری که مشتری احساس کند که با خرید محصول بخشی از مشکلاتش حل می شود محصول شما را خریداری می کند. اما در صورتی که شما این مرحله را نتوانید به هر دلیلی با موفقیت پشت سر بگذارید مشتری سوالاتی را از شما می پرسد و یا اعتراض می کند. این موضوع معمولاً برای فروشندگان اقلام خورد مانند روسری، کت و شلوار و .. اتفاق می افتد.

در واقع علت پرسش های مشتری این است که محصولی که شما ارائه می دهید با محصولات مشابه دارای ویژگی های یکسانی است و می تواند آن محصول را از شخصی دیگر هم خریداری نماید. در چنین مواقعی مشتری شروع به پرسیدن سوالات مختلفی می کند.

توجه داشته باشید سوالات مشتری اگر به درستی پاسخ داده شوند همانند پله هایی هستند که می توانند شما را بالا ببرند و به هدف نهایی برسانند.  به عنوان مثال در فروش یک ماشین معمولا مشتری سوالاتی مختلفی مانند قیمت ماشین چقدر است؟ بیمه دارد؟ تصادف داشته ؟ و … می پرسد.

 در ذهن تمامی افراد هفت مرحله ذهنی در رابطه با تصمیم گیری برای خرید یا عدم خرید یک محصول وجود دارد.  معمولاً این سوالات در 90 درصد مواقع 7 الی 8 مورد بیشتر نیستند. در صورتی که مشتری تمامی سوالات خود را بپرسد و پاسخ بگیرد فرآیند فروش تکمیل می شود. نکته ای که فروشندگان باید به آن توجه داشته باشند این است که تعداد سوالات زیاد نیست و نباید عصبانی شوند و فکر کنند که مشتری قصد خرید ندارد، زیرا فردی که قصد خرید ندارد سوال نمی پرسد و زمان و انرژی صرف نمی کند.
به طور طبیعی 99 درصد مواقع مشتریانی که سوال می پرسند قصد خرید دارند و اگر فروشنده صبر کند و به این سوالات پاسخ دهد این سوالات در نهایت تمام خواهد شد زیرا هر محصول نهایتا 10 ویژگی یا مزیت مهم بیشترندارد که بخواهد نظر مشتریان را جلب نماید و برای آن ها مهم باشد. بنابراین اگر شما به عنوان فروشنده وقت بگذارید و ویژگی هایی که مشتری نیاز دارد را به او معرفی کنید خرید انجام خواهد شد.

نکته : بخش پاسخ سوالات به مشتری بسیار اهمیت دارد  و معمولاً مشتری چند سوال از فروشنده می پرسد البته ممکن است گاهی اوقات به صورت اعتراض باشد که در چنین شرایطی نیز باید باز هم فروشنده باید مشتری را دوست داشته باشد و به اعتراضات او رسیدگی کند زیرا فروشنده ضرر می کند و باید دوباره مشتری جدیدی پیدا کند.

 

نحوه پاسخگویی به اعتراضات مشتری

رسیدگی به اعتراضات مشتری بسیار اهمیت دارد و باید به نحوی مشتری را متقاعد نمایید تا فرآیند فروش به درستی صورت گیرد. به عنوان مثال اگر مشتری به شما می گوید که محصول شما گران یا بی کیفیت است اصلا نباید جبهه بگیرید و باید در نقش مشاور به صحبت کردن با مشتری بپردازید. محصول شما قطعا 10 الی 20 ویژگی و مزایا دارد و مشتری ممکن است فقط از یک الی دو مورد آن شاکی باشد نه محصول شما به طور کامل.
ساده ترین راهکار در چنین مواقعی این است که به مشتری بگویید شما جای من الان چیکار کنیم؟ وقتی چنین برخوردی نشان می دهید مشتری متوجه می شود که برای او ارزش قائل شده اید و راحت تر می توانید با او ارتباط برقرار نمایید تا به اعتراضات او پاسخ دهید. مرحله بعدی وارد شدن به ارتباط دوستانه با مشتری است. به عنوان مثال به او یک کاتالوگ بدهید، چایی بریزید و … . بنابراین در صورتی که به مولفه های ذهنی مشتری پاسخ دهید به راحتی می توانید از این مرحله هم عبور نمایید.

فروش یعنی چه؟

خیلی از افراد تصور می کنند که فروش یعنی کالایی را ارائه دهند و پولی را بابت آن دریافت کنند و  کالا یا محصول حتما باید خیلی خوب باشد که بتوانند از فروش خوبی برخوردار شوند. اما افراد زیادی وجود دارند که با وجود داشتن یک محصول عادی از فروش بسیار خوبی برخوردار می باشند. تفاوت این دو چیست؟  شخصی که از فروش خوبی برخوردار است علاوه بر داشتن تجربه و مهارت از تکنیک های فروش و نحوه برقراری ارتباط درست با مشتری اطلاعات کافی دارد و تمامی این مراحل را به درستی انجام می دهد. اما شخصی که فروش کافی ندارد نصف بیشتر این مراحل را طی نموده ودر قسمت قطعی کردن فروش به خوبی عمل ننموده که این مراحل منجر به فروش نشده است. توجه داشته باشید که پاسخ ندادن به برخی سوالات مشتری موجب عدم اطمینان خواهد شد و فرآیند فروش ضعیف می شود.

بنابراین اگر فکر می کنید احتیاج دارید که درصدهای مهم زندگی خود را بهبود دهید قطعا با نتایج شگفت آوری روبرو خواهید شد.
با ما همراه باشید

آکادمی موفقیت ایران

دوره موفقیت آکادمی

دوره های موفقیت و کلاس های موفقیت

دوست عزیزم سلام، با نکته ای بسیار کلیدی، حساس و مهم در خدمت شما هستیم

چرا از کلاس ها و دوره های موفقیت نتیجه نمی گیریم؟

ما این همه کلاس های موفقیت، سمینار ها، دوره های انگیزشی، دوره های مربوط به دستیابی سریع به موفقیت و هدف را داریم سپری می کنیم. اما نتیجه نمی گیریم و نتیجه ای که گرفته میشه بسیار ضعیف هست، غالبا جمله ی معروفی رو میگن (همون که به ناپلئون هیل هم گفتن) : اینها همش کلاهبرداریه، اینها همش مردم رو گول زدنه و …

چرا بعضی ها نتیجه می گیرند بعضی ها سمینار های زیادی شرکت نکردند و حتی یک سمینار، اصلا نمیدونند سمینار چیه و به موفقیت های بسیار بزرگی رسیدند؟ همین الان دارن به موفقیت هایی می رسند. کجای کار می لنگه که درصد بسیار پایینی از افرادی که در دوره، سمینار و کلاس شرکت می کنند نتیجه می گیرند.

دوره ای که میگم منظور دوره ی آقای سامان کرمی نیست منظور دوره ی تمام مدرسین داخل و خارج از ایرانه. این رو تعمیم ندید که دوره ی آقای کرمی ضعیفه یا دوره ی آقای کرمی قویه! صرفاً یک شخصی هستم که به شما فقط اطلاعات میدم، این که چطور از این اطلاعات استفاده کنید برمیگرده به شخص شما.

خیلی از افراد موفق هیچ دوره ای شرکت نکرده اند!

یکی از بخش هایی که آخر سمینارها از من پرسیده می شود که من فلان شخص موفق را میشناسم اما دوره و سمینار شرکت نکرده. تا سی چهل سال پیش داخل همین دانشگاه هایی که الان من و شما تدریس می کنیم، تحصیل می کنیم سمیناری برگزار نمی شد. هیچ دوره ای به جز سرفصل های آموزشی تدریس نمی شد. خوب در همون زمان ها یه سری افراد موفق بودند. افرادی که من براتون نمیخواد مثال بزنم نمونش رو خودتون تو ذهنتون داشتید در زمینه موسیقی، سینما، ثروت آفرینی، ورزش و …

همه ی این افراد گزینه ی اول بیش از سایر افراد در زمان خودشون دانش و تخصص داشتند.

من بهتون قول میدم این گزینه اوله! ممکنه شما سمینار نروید و کتاب بخوانید. کتاب نخونید! اما یک مرشد (مربی) و یک راهنمای خوب داشته باشید یا یک کسی رو داشته باشید که ازش الگو برداری کنید. یا این که نحوه ی رسیدن آموزه ها به شما از طریق مشاهده مستقیم باشد. باید اطلاعات رو دریافت کنید. که بتوانید استفاده کنید. گروه خیلی خیلی اندکی هم از بازاری ها و اونهایی که موفقیت های بسیار چشمگیری رو داشتند، از طریق آزمون خطا و استارت کسب و کار در کودکی موفقیت خود را در سنین بالا بدست آورده اند.

زمان بر بودن موفقیت بدون آموزش با آزمون و خطا

یک فردی توی پنج، شش سالگی وردست پدرش یا آشنایی، کسی تو بازار کار کرده، تجربیاتش توی یک زمینه ی خاص تا بیست و پنج سالگی کامل شده یعنی بیست سال تجربه ی مفید. درخشش کسب و کارش بوده و بیست سال هم به صورت درخشان کار کرده توی سن چهل و پنج، پنجاه سالگی توی یک نقطه ی اوج بسیار بالا بوده که شما این فرد رو به عنوان یک اسطوره در ورزش، یا کسب و کار پیدا می کنید می شناسید.

چرا سمینار و کلاس های حضوری موفقیت رو از افراد موفق توصیه می کنند؟

وقت نداریم آزمون و خطا کنیم بیست سال زمان بگذاریم. میخواهیم ظرف چند سال به نقطه اوج برسیم. چند سال در نقطه  اوج کار کنیم و به صورت اون ایده آلی که توی ذهن ما هست به موفقیت برسیم. این جواب سوالیست که پس چرا نمیشه پس چرا این برای من جواب نمیده راهکار کجاست؟ باید بهتر از دیگران یا بیشتر از دیگران اطلاعات داشته باشیم. این مرحله ی اوله.

حضور در دوره و کلاس موفقیت برای رسیدن به گام تغییر پذیری

مرحله ی دوم قابلیت تغییر: یعنی چقدر اطلاعات گرفتم، چقدر می تونم خودم را تغییر بدم. عالم بی عمل به چه ماند به زنبور بی عسل! هیچ فرقی نمیکنه شما صد تا کتاب بخونید و بهش عمل نکنید و یک کتاب هم نخونید باز بهش عمل نکنید… در نتیجه حالت دوم که هیچ کتابی رو نخونید شاید براتون بهتر باشه چون زمانتون رو هدر ندادید … به جای صد تا کتاب پانصد ساعت از عمرتون رو درکنار یک فرد قرار می گرفتید. نکته های کاربردی را مشاهده می کردید.

پس یادتون باشه اگر قابلیت تغییر در خودتون ایجاد نکنید انتظار دستاورد متفاوتی تو زندگیتون  نداشته باشید.

سخت ترین کارها و اعمال برای انسان ها دو چیز هست یکی فکر کردن هست و یکی تغییر کردن.

دوتا از عوامل دشوار برای انسان هاست و هرچقدر ما توی روزمرگی غرق میشیم هرچقدر ما توی زندگی ماشینیمون قرار میگیریم قابلیت تفکر کردنمون کمتر میشه و هرچقدر تکرار زندگی روزمرمون یکنواخت تر میشه بعضیا بهش میگن انضباط شخصی اما افراد خیلی موفق این انضباط شخصی رو به این صورت که شما مد نظرتون هست ندارند.

مثال بزنم دو روز در هفته در نظر گرفتم برای تفریح و ایجاد تنوع، اما این تفریحات اسم روشون گذاشته نشده ممکنه من استخر و شنا رو انتخاب کنم، ممکنه جنگل رو انتخاب کنم ممکنه رفتن به یک موزه یا یک بخش تاریخی … تنوع توی این بخش خیلی زیاده پس اینکه انضباط شخصی داشته باشید با اینکه تکرار پذیر باشید متفاوته.

زمان رو برای ورزش درنظر بگیرید اما این زمان دقیقا هر روز ساعت دو بعدازظهر باشه یا چهار بعدازظهر باشه میتوانید یک شب مثلاً یازده تا دوازده شب ورزش کنید ولی این که توی اون روز زمان ورزش رو لحاظ کردید اینه که هم قدرت انضباط شخصی رو برای شما افزایش میده و هم گزینه دوم تغییر رو برای شما آسون میکنه و اینها باهم منافاتی ندارند.

فقط دو درصد افراد فکر میکنند شما جزو اون دو درصد باشید

همین الان گوشی موبایلتون یا چیزهایی که ممکنه حواستون رو پرت کنه رو کنار بگذارید و چند لحظه فکر کنید. واقعاً میگم فکر کنید حالا به هرمسئله ای که خودتون دوست داشتید. میفهمید که فکر کردن چقدر کار دشواریست!
قسمت دوم تغییر هست. دوست عزیزی که این مطالب رو شنیدی از فردا یک مدل دیگه لباس بپوش کت شلوار بپوش کروات بزن اگر محیط کارت رسمی هست. تا انجا که میتوانید ایده آل برید سرکار، ایده آل رفتار کنید. به عنوان یک تمرین کوچیک بهتون ارائه شد.

پس یک منبع برای دریافت اطلاعتتون باید پیدا کنین که این منبع دارای دستاورد باشه و منبعتون رو عوض نکنید. تغییر منبع باعث میشه که اطلاعاتی گاها متضاد به شما داده بشه راجع به این کامل تضاد اطلاعاتی صحبت کردیم. یک شخصی میگه  شما باید اینجوری اهدافت رو بنویسی یه شخصی میگه نه شما باید اینجوری اهدافت رو بنویسی جالب اینجاست به زندگی همون اشخاص از نزدیک آشنا میشی میفهمی که هیچ کدومشون اصلا به اهدافشون نرسیدن چه حالت اول چه حالت دوم پس باید هدف گذاری رو از شخصی یاد بگیرین که خودش به اهدافش رسیده و شما دستاورد هاشو ببینید.

جزو درصد اندک افراد موفق باشیم!

فقط چهار صدم درصد از افرادی که توی سمینارها شرکت می کنند افراد فوق العاده ای میشن، یعنی اگر دوهزار نفر آدم یه سمینار رو شرکت میکنن یک دوره ای رو شرکت میکنن یک نفرشون از استاد هم بهتر میشه! اگه میخواید جزو این چهارصدم درصد باشید اگه میخواید جزو نخبه ها باشید. ازتون یه خواهش دارم تمریناتی رو که توی کلاس ها گفته میشه به صورت کامل انجام بدید. قول میدم اگه فقط یه جلسه اومدید سمینار، دوره یا کلاس و به اندازه ی یه تمرین و یه نکته با ما همراه بودین به اندازه همون تغییر پیشرفت رو تو زندگیتون حس میکنید.

کلاه خودتون قاضی کنید می فهمید که هر یه موضوع و هر یه تمرین چقدر تغییر توی زندگیتون ایجاد خواهد کرد. گیر کار کجاست؟ گیرکار تو این دو تا نکته بود تفکر و تغییر پذیری این دوتا را تمریناتش رو بهتون دادیم و روش صحبت های زیادی کردیم توی دفترچه تمرین هم تمریناتش به اون افراد و عزیزانی که شرکت کردن توی کلاس ها داده شد.

اگر دوست دارید عضو کلوپ ایرانیان موفق بشید نام و نام خانوادگیتون رو به 10003715 پیامک کنید یا در وبسایت ما : iransuccess.com ثبت نام کنید از اطلاع رسانی های ما برای شرکت در دوره ها، همایش ها و سمینار ها بهره مند بشید، منتظر دیدنتون توی جایگاه هایی که لیاقت شماست در قله های موفقیت هستم.

گوش نیوش (MP3) همین فایل مخصوص استفاده صوتی در تلگرام

دوستدار شما سامان کرمی

واکسن کسب و کار

واکسن کسب و کار

واکسینه کردن یک کسب وکار!

چطور یک کسب و کار را بیمه کنیم؟

همه ی ما در دوران کودکی دورانی که از لحاظ بار مقاومت بدنی و فیزیکی ضعیف بودیم، واکسینه شدیم به ما یک ویروس ضعیف شده ای ترزیق شد. بدن ما آن ویروس ضعیف و کوچک را توانست شناسایی کند و شکست بدهد و راه از بین بردن آن بیماری و آن ویروس را بصورت کوچک پیدا کرد. وقتی این کار را انجام داد در آینده وقتی که بدن ما تکامل پیدا کرد، به آن مرحله از بلوغ رسید دیگر بلد بود با ویروس های از آن دست بزرگتر ‌و قویتر برخورد کند و آن را از بین ببرد. همانطور که ما نوزاد بودیم کوچک بودیم و بزرگ شدیم کسب ‌و کار نوپا هم مانند نوزاد است!

یعنی اگر یک کسب و کار نوپا کسب و کاری که سرمایه زیادی نداره نیروی انسانی زیادی ندارد، مهارت زیادی ندارد، مخاطب و مشتری زیاد ندارد یک فشار مثلاً یک بحران اقتصادی یک معوقه ی طولانی یا هر کدام از فشارهایی که غالباً به کسب وکار می آید اتفاقی که می افتد این کسب وکار زیر این فشار خرد می شود. زیر این فشار از بین می رود برای همین است که غالب ۹۰درصد کسب وکارهایی که راه اندازی می شوند بعد از یک بازه ی زمانی خیلی خیلی کوتاه ( کمتر از یک سال ) که روی شیشه های آنها می بینیم به دلیل تغییر به دلیل جا به جایی به دلیل ….  کلیه اجناس به قیمت خرید به  فروش می رسد یا زیر قیمت بفروش می رسد یا  یکجا به فروش می رسد ، واگذار می شود همراه با مغاره  و …

این ها کسب وکارهایی هستند که واکسینه نشده بودند.عه! مگر کسب وکار هم واکسینه می شود مگر کسب وکار هم نیاز به واکسینه شدن دارد؟ بله کسب و کار هم مثل بدن آدم احتیاج به واکسینه شدن دارد.

الگو برداری از ساختاری یک کسب و کار حرفه ای 

در زمان های گذشته واکسن نبود و بیماری های بسیاری زیادی وجود داشت. خانواده ها تعداد فرزندانی زیادی به دنیا می آوردند مثلاً ده تا پسر که دوتا از این ده تا بزرگ می شدند و می توانستند در نهایت ازدواج کنند و زندگی را تشکیل دهند. اما با گذر زمان به وجود آمدن واکسینه کردن، فلج اطفال و بسیاری از بیماری ها از روستاها و شهرها تقریبا ریشه کن شده است.

با واکسینه کردن: به جای اینکه شما چند کار را تجربه کنید و کار ششم و هفتم شما که اگر تاب بیاورید چه از لحاظ زمانی و فشار روانی و … به این مرحله برسید می توانید این تجربه ها را نداشته باشید. قبل از آن شما می توانید کسب وکارتان را واکسینه کنید این بچه ی کوچک این کسب و کار نوپا این طفل خلق شده توسط شما آرام آرام بزرگ می شود. ضریب اینکه فعالیت شما در نهایت نتیجه مطلوبی بدهد خیلی بیشتر می شود. پس از امروز به خودتان قول بدهید که کارهای واکسینه کردن کسب وکارتان را مثل واکسینه کردن بچه خودتان پسرتان دخترتان در برنامه داشته باشید.

اگر فکر می کنید که این کارها بی تاثیر است یک نگاهی به اطراف خودتان بیندازد ببینید این چیزهای که من به شما گفتم آیا بارها بارها دیده اید یا شنیده اید. پس بنابراین از امروز از همین الان این کارهایی را برای واکسینه کردن کسب و کارتان درمقیاس کوچک، انجام بدهید (آکادمی موفقیت IranSuccess.Com ) .

مراحل واکسینه کردن کسب و کارهای ( نقش مشاوره کسب و کار)

1- استفاده ازنیرو متخصص

یعنی چی؟ یعنی آفت های کسب وکارهای کوچک این می باشد که نمی دانند چه طور باید حرکت کنند. ( نقشه راه ندارد) چه طوری باید ارائه خدمت کنند؟ اگر یک نیروی با سابقه ده، پانزده ساله در یک شرکت بزرگ دریک شرکت معتبر فعالیت کرده، این نیرو فردی ایده آل است برای حضور در یک کسب و کار نوپا. شما می توانید با استفاده از یک نیروی متخصص راه و چاه ارائه خدمات را خیلی سریع بدون اینکه تحمل فشار مالی یا فشار زمانی بشوید را اجرا کنید.

2-برند سازی

اگر می خواهید کسب وکارتان را واکسینه ‌کنید یعنی کسب وکارتان را از لحاظ طیف مخاطب ومشتری ایمن کنید تکنیک های برند سازی را که در فایل های قبل در بخش های قبلی به شما داده شد را اجرا کنید این هم بخش دومی که می توانید واکسینه کردن را درکسب وکار تضمین کنید.

3-تعیین اهداف

برای اینکه کسب وکارتان در آینده به مشکل نخورد، اهداف سازمانی و وظایف سازمانی می باشد. مشخص کنید دنبال چه هدفی هستیم چه وظایفی تعریف شده است. این وظایف توسط چه اشخاصی با چه کیفیتی باید ارائه شود؟ یکی از مشکلات اصلی یک سازمان نارضایتی مشتریان و مخاطبین است! اگر مشتری و مخاطب و کسی که از من خدمات می گیرد ناراضی باشد مشتری هایم را از دست می دهم و بدون مشتری من هیچی نیستم!

یک ضرب المثل انگلیسی هست که می گوید :  مشتری پادشاهه

اگر مشتری نباشد ما هم نیستیم واقعیت است اگر یک شخصی به عنوان دریافت کننده خدمات نباشد ما هم نیستیم! حالا این طرح مختلفی دارد برای مثال شما می خواهید‌ رییس جمهور شوید باید یک تعداد شهر باشد که تبدیل به یک کشور شود و یک تعداد آدم باشند که  شما ریئس جمهور اینها بشوید!

بهانه گیری : نمی خواهم رئیس جمهور شوم من می خواهم معلم بشوم. باید یک مجموعه ی آموزشی وجود داشته باشد که یک تعداد دانش آموز و هنرآموز داخل آن حضور داشته باشند. من معلم اینها بشوم. فرقی نمی کند شما هرشغلی را که مثال بزنید من می خواهم فرمانده بشوم من اصلا میخواهم سرباز بشوم من میخواهم شغلم نویسنده باشد مخاطب من آنهایی هستند که کتاب من را می خرند ومطالعه می کنند.

مقاومت های ذهنی در مقابل یک تغییر در کسب و کار

بنابراین هیچ فرقی نمی کند شما چه کسب و کار دارید کلا باید فکرمان این باشد که مشتری هایمان از دست ما راضی باشند خب تکنیک های را که گفتیم استفاده از فرد با تجربه بود که در آن زمینه کار کرده باشد. اگر این فرد را شما پیدا نمی کنید چون  سخت ترین بخش کسب و کار پیدا کردن نیروی انسانی متناسب است. شما شاید بتوانید به راحتی نرم افزارحسابداری خودتان را تغییر بدهید اما نیروی انسانی در مشاغل تخصصی بسیار دشوار می باشد.

باید مد نظر داشته باشید که یا دقت در این بخش عمل کنید. خوشبختانه مجموعه هایی به وجود آمده اند که آزمون های سراسری برگزار می کنند و به صورت تخصصی افراد را سنجش می کنند. می توانیم به راحتی ما با آنها ارتباط برقرار کنیم و نیروهای کار آزموده و متخصص را کشف و استفاده کنیم.

چطور اطلاعات صحیح و بهینه کسب و کار را بدست آوریم؟

پس واکسینه کردن کسب و کار این می باشد که اول از همه اطلاعات صحیح داشته باشیم. می توانیم برای کار از کسی که کسب و کار های زیادی را راه انداخته است یا خود آن صاحب یک بیزنس هست که شبیه بیزنس شما است استفاده کنید. به اصطلاح می گویند مشورت گرفتن که خیلی در اسلام به آن تاکید شده است. مشاوره کسب وکار دقیقا همین کار را برای شما انجام می دهد.

مشاوره ی کسب و کاری که انتخاب می کنید یا باید خودش یک بیزنس مشابه بیزنس شما داشته باشد مثلاً شما دارید کار لوازم الکتریکی انجام می دهید از یک آدمی که کار لوازم الکتریکی انجام داده است و سال ها است که در کار خود موفقه استفاده کنید. اگر نه از کسی استفاده کنید که خودش چندین کار راه اندازی انجام داده. اگر هم دقیقا فروش لوازم الکتریکی نیست فروش مثلاً لوازام خانگی هست در حد و حدودی که تشابهاتی داشته باشد. با این اوصاف واکسینه کردن کسب و کار یعنی استفاده از اطلاعات سنجیده شده ای که امتحان خود را پس داده اند.

شما هم مانند آن اطلاعات را دریافت می کنید کپی می کنید و کسب وکارتان به کار می بریم قطعاً آن نتیجه ای که کسب و کار موفق که ما ازآن کپی کردیم را برای ما فراهم خواهد کرد. این دنیا، دنیای تکثیر است. دنیایی است که اگر ما یک دانه گندم بکاریم یک خوشه ی گندم برداشت می کنیم دنیای است که هر چه بکاریم درو خواهیم کرد.

بنابراین اگر می خواهید موفق شوید از افراد موفق استفاده کنید. از مشاوره های تخصصی استفاده کنید. اگر مشاوره در دسترس شما نیست از کتاب های خوب در زمینه کسب و کار استفاده کنید یا ویدیوهایی خوبی را ببینید و به خودتان اطلاعات صحیح بدهید.

برای مشورت پیش افراد بیطرف بروید، بعضی از آنها تمام عمرشان کارمند بودند چیزی را می گویند که شنیده اند نه چیزی را که باور دارند. چیزی را می گویند که فکر می کنند درست است و مطمئن نیستند! چون ندیده اند و چون در کار واقعی نبوده اند. بنابراین اگر می خواهید از کسی مشاوره بگیرید و پایه اول کسب وکارتان را محکم بگذارید از اطلاعات صحیح از فردی که دستاور دارد استفاده کنیم.

گام اول واکسینه کردن کسب و کار داشتن اطلاعات صحیح و بکارگیری آن اطلاعات است

 راه های ارتباطی ما ارسال لغت (مشاوره)  10003715

سایت آکادمی موفقیت Iransuccess.com

منتظر حضور شما در سمینارها وهمایش های آکادمی موفقیت هستیم.

برمدار ثروت و آرامش باشید دوستدار شما سامان کرمی

هو اوپونوپونو ho oponopono پاکسازی کوانتومی

تمرین پاکسازی کوانتومی (هو اوپونوپونو)

دوستان عزیز سلام امروز یکی از پرسش های ارسالی به آکادمی موفقیت ایران را بررسی می کنیم.

سوال : استاد کرمی عزیز سلام، شما گفته اید که باید تمام مسئولیت های زندگی خود را برعهده بگیرید. من با گفتن جملات و این که من مقصر تمام وقایع زندگی خودم هستم دچار احساس گناه شده ام. چگونه از حس گناه خارج شوم؟

پاسخ : دوست عزیزی پس ازشنیدن صحبت های من دچار احساس منفی گناه شده است.

اولاً خیلی خوشحالیم که شما انقدر تمرین کرده اید که حستان تغییر کرده. این یعنی که شما صحبت های را با دل و جان شنیده اید و سعی در تغییر موقعیت فعلی خود داشته اید. سعی در تغییر موقعیت موجود مرحله ی اول این فرایند است، اما در سطح دوم شما به دلیل تصورات و تفکرات نامناسب دچار تشویش ذهنی شده اید.

ما در سمینار گذشته « برج آزادی تهران » گفته ایم که مسئول تمام اتفاق های زندگیتان خودتان هستید.

مثال : ممکن است شما در کوچه ی محل زندگیتان شخصی با اتومبیلتان تصادف کند، مقصر کسی است که با ماشینتان تصادف کرده و مبلغ خسارت وارد شده به شما را هم پرداخت میکند، اما مسئولیت تعمیر، مذاکره و این که از آن روز به بعد مکان امن تری را برای پارک اتومبلیتان انتخاب کنید با خودتان است. پس معنای کلمه ای مقصر با مسئول بسیار متفاوت است.

انسان مقصرهمچنان در عالم خسران و زیان می ماند اما « فرد مسئول بحران را مدیریت » میکند هرچند مسئولین ما با این تفاسیر قابل قیاس نیستند. روی صحبت من مسئولین ژاپنی و اروپایی که نمونه ی یک مسئول واقعی هستند می باشند. از این مهم ترمسئولیت شخصی، زندگی، کسب و کار کمپانی خوتان است.

اگراین مطالب را باهم جمع بندی کنیم :

شما در تمام ابعاد زندگیتان مسئول هستید نه مقصر

این دو لغت را در ذهن خود ارزیابی کنید :

    • مقصر :کسی است که قصوری را انجام داده ، یا کم کاری کرده باشد.
    • مسئول : کسی است که باید به سوالات پاسخگو باشد ؛ سوالاتی از قبیل چه کار کنم که این اتفاق دیگر پیش نیاید؟ چرا این اتفاق پیش آمده است…؟ جواب این سوالات را باید به خودتان بدهید نه هیچ شخص دیگری.

با این تعاریف جدید هر اتفاقی که درزندگی شما رخ بدهد ممکن است شما مقصر باشید یا این که نباشید. اما چیزی که واضح است : «مسئولیت آن اتفاق تماماً با شما است».

 

مثال : اگر کودکتان خانه را بهم میریزد مقصرکودکتان است. اما مسئول شما هستید و شما می توانید تکنیک جدا کردن انسان ها از اتفاقات را به کار بگیرید. این موضوع را بهتر درک کنید که وقتی انسانی نباشد پس شما هم نمی توانید مسائل و اتفاقات پیش آمده را گردن کسی بیاندازید!! پس قبول می کنید که مسئولیت تمام اتفاقات پیش آمده با خودتان است. (این تکنیک را نیز در سایت آکادمی موفقیت می توانید دانلود کیند IranSuccess.Com).

 

تکنیک جدا کردن انسان ها از اتفاقات بسیار شبیه به تفکر ژاپنی ها درمدیریت است.

به همین دلیل فرهنگ عذرخواهی ژاپنی ها را بسیار دوست دارم، آنها به دلیل قطع اینترنت در ساعت 3 صبح به مدت30 ثانیه در یک هتل نامه ی عدر خواهی کتبی برای همه ی مشتریان می فرستند و به دلیل تاخیرقطارهای ژاپن مسئولین و تمام کارکنان خطوط ریلی ازمردم عذرخواهی می کنند. این فرهنگ، فرهنگ زیبایی است.

این یعنی مسئول تمام اتفاقات پیش آمده ما هستیم و یکی از دلایل پیشرفت ژاپن به دلیل رعایت اصول مسئولیت پذیری آنها است. در ایران مردم به دنبال مقصر و زندانی شدن او هستند تا تنبیه شود. آیا این راهکارمناسبی است!؟ خیر!

راهکار مناسب برای تغییر در یک جامعه چیست؟

به شما قول می دهم که راهکار مناسبی نیست! زیرا با زندانی کردن فرد مقصر چون انسان های مشابه او بسیار زیادند و می توانند آن کارها را مجددا انجام دهند. زیرساخت اصلاح نشده است و این روند درجامعه دوباره تکرار می شود؛ دلیل آن بسیار ساده است، آموزش های ما برمبنای یک اصل ساده (تنبیه شدن) است. یعنی مقصر اگر پیدا شود تنبیه می شود بنابراین شخصی که می خواهد مرتکب تخلف شود اول دنبال مرحله ی بعد می گردد که آیا تخلفی که می خواهد انجام دهد ارزش تنبیه شدن را دارد یا خیر!؟

مثال: آیا از لحاظ مالی می ارزد که ما در خیابان پارک دوبل انجام دهیم و 50 هزار تومن جریمه شویم؟ یا این که پارک معمولی انجام دهیم اما مقداری پول پارکینگ پرداخت کنیم؟

خوب با پرداخت 20 هزار تومان پول پارکینگ معلوم نیست که جریمه شویم یا خیر؟ با 5 بار تخلف ممکن است یکبار آن را گیربیفتیم. به جای 250 هزارتومان 50 تومان جریمه پرداخت می کنیم. اگر در پارکینگ برویم هزینه ی آن 100 هزار تومان می شود. با اندکی تامل متوجه میشویم که 50 هزار تومن از 100 هزار تومن کمتراست و انتخاب 50 هزار تومان انتخاب منطقی تری است!

 

در اینجا زمانی که مقصر پیدا شود جریمه میشود اما اگر بفهمدکه آن شخص کلاً یک شخص مسئول است یعنی اگرآنجا پارک کند باعث تشدید ترافیک، آلودگی، زشت شدن چهره ی شهر می شود. در بٌعد بیشتر فرهنگ ترافیکی و اقتصاد بین المللی اش به تک تک شهروندان هم مربوط می شود. هیچ وقت دیگر پارک دوبل انجام نمی دهد و هیچ وقت موجب بهم ریختن این سلسله مراتب نمی شود. این کاری است که اروپایی ها، ژاپنی ها بسیار بر روی آن در مدارس کار کرده اند. به نتایج عالی رسیده اند و نمونه های آن را در دستاورد های اجتماعی آنها قابل مشاهده است.

با این تعاریف جدید دوست عزیزی که دچار احساس گناه شده اید، اولاً این حس مقداری طبیعی است چون روح ما تا امروز احساس مسئولیت پذیری نداشته است. از امروز که شما تلاش کرده اید مسئولیت ها را به گردن خودتان بیاندازید یک مقدار احساس گناه طبیعی است. اما بخشی که شما در ذهنتان است این موضوع است که شما مقصرهستید؟ خیر. شما مقصر نیستید بلکه شما مسئول هستید.

و این موضوع کاملاً با یکدیگر متفاوت هستند، خوشحالیم که سوال پیش آمده را مطرح کردید و امیدواریم که پاسخ ارائه شده به سوال شما بتواند شما را به آن ذهنیت مثبت که باید رسانده باشد.

منتظر ریافت پرسش های شما به آکادمی موفقیت ایران هستیم.

راه سریع ارسال پرسش ها در تلگرام

چه کاری مناسب منه؟

تفاوت مسیر و هدف؟

چطور مسیر درست کار خودمان را پیدا کنیم؟

دوستان عزیز سلام سامان کرمی هستم از اکادمی موفقیت ایران با یک نکته بسیار کلیدی وطلایی هدف .
معمولا این سوال پیش می آید، ما این نکته را می دانستیم. اما در برنامه ریزی عملی برای موفقیت خیلی از ما انسان ها مسیر را با هدف اشتباه می گیریم.
نکته ی کلیدی این است که آنچنان بر روی مسیر تمرکز کردیم از هدف دور شده ایم. اکنون مسیر برای ما تبدیل به هدف شده است. سعی کنید هیچ وقت در این موقعیت قرار نگیرید و سعی نکنید آن را حفظ کنید. این اتفاق زمانی می افتد که ما خودمان را ارزیابی نمیکنیم.بارها و بارها کارهای روزمره خود را تکرار می کنیم.


امام علی (ع) میفرماید: به حساب خود برسید قبل از این که به حساب شما رسیدگی شود. منظور از این حدیث این نیست که تا زمان مرگ و روز حساب صبرکنیم. ما وظیفه داریم در این دنیا با در نظر گرفتن هدف هم زمان که توانستیم خود را ارزیابی کنیم.

این همان تفکری است که به آن توصیه فراوان شده.

زمانی که به برخی اشخاص مشاوره میدهم و با آن ها صحبت میکنم متوجه می شوم که دگرگون شده اند فقط به این دلیل که مسیر برایشان تبدیل به هدف شده را تغییر می دهند.

دو نمونه مثال برای واضح تر شدن توضیحات را در زیر مشاهده می کنید:

خیلی از آدم ها این مشکل را دارند مثل هدف از تحصیلات تکمیلی! انسان ها معمولاً زمانی که در سنین 16 یا 17 سالگی هستند برای خود یکسری آمال و آرزو ها را مشخص می کنند. به خصوص افرادی که در خانواده هایی با سطح مالی پایین به دنیا آمده اند اهداف مالی مشخص تری ندارند. دنبال این هستند که بعد از تحصیلات به یک شغل مناسب و درآمد و رفاه در نهایت استقلال مالی دست پیدا کنند.(آکادمی موفقیت)


پس در نهایت یکی از اهداف رسیدن به رفاه مالی با استفاده از تحصیلات است.


یکی دیگر از فرایند هایی که ممکن است در ذهن شما هم باشد. رسیدن به جایگاه اجتماعی با استفاده از تحصیلات است. خیلی از انسان ها زمانی که تحصیلات را شروع میکنند در طول دوران تحصیلشان از هدف خارج میشوند.

روزی شخصی برایم از چای ساز خانه اش که خراب شده بود صحبت میکرد و میگفت خرابی چای سازش باعث شده که 2 روز تمام چای ننوشیده! و همش از تعمیر چای سازش و خرید یا جایگزینی اون می گفت. او هدف اصلی را که چای خوردن بود فراموش کرده بود. من به او پیشنهاد کردم که از کتری استفاده کند (کتری هم جلوی دید بود) و بسیار متعجب شد دلیل این اتفاق بسیارساده است! ما آنقدر که روی مسیر متمرکز شده ایم هدف را فراموش کرده ایم!

متاسفانه مشغله و روزمرگی باعث می شود عادت به تکرار مسائل کنیم و این باعث می شود که در زندگیمان مسیر جای هدف را بگیرد. از همین امروز شروع کنید در یک نکه کاغذ ارزیابی کنید. معمولا ما انسان ها بعد از ارزیابی این سوال برایمان پیش می اید که بعدش چه؟ جواب این سوال بستگی به نوع پرسش خودتان دارد!

اکنون رسیدن به ریشه خواسته ها را با یک تمرین توضیح می دهیم :


می توانید ویدئوی تبلیغ نویسی موثر را دانلود کنید در آن ویدئو راجب این مسائل به طور مفصل توضیح داده شده است اما اگر با این تفاسیربخواهیم به آن اشاره کنیم همان مثال تحصیلات تکمیلی را در نظر بگیرید. (IranSuccess.Com)

  • من میخواهم مدرک بگیرم که … ؟

پاسخ این پرسش بسیار مهم است. برای مثال میخواهیم پس از دریافت مدرک در اداره ای مشغول به کار شویم یا این که بخواهیم کسب وکاری را تاسیس کنیم. باز این سوال پیش می آید که بعدش چی …؟ این بسیار مهم است پس از رسیدن به شغل مورد نظراز طریق استخدام و یا تاسیس شرکت ما به رفاه و استقلال مالی و پرستیژ شخصیتی و … می رسیم.

  • اما باز هم این سوال پیش می آید که بعد از آن چه اتفاقی می افتد…؟

و این سوال انقدر تکرار می شود تا به ریشه برسیم. در اینجا نکته ی کلیدی این است وقتی جواب همه ی این سوالات را میدهیم و در همه ی امور به ریشه می رسیم و این که متوجه میشویم باور واقعی ما چیست؟ خوب بعد از آن که به پول رسیدیم میخواهیم آن را چگونه خرج کنیم؟ و این بسیار مهم است ممکن است بخواهید با آن پول کارخانه بسازید یا این که با آن مهاجرت کنید و یا سرمایه گزاری و …. این تصمیم ها باور های شما هستند و این لحظه ی کلیدی زندگی شما است.

حال دوباره به صورت دوره ای بررسی کنید. انیشتن در این باره جمله ای دارد « اطلاعات و دانشی که مشکل را به وجود آورده است قطعا نمیتواند آن مشکل را حل کند» .اگر می توانستید که به مشکلات دچار نمی شدیم و آن را حل می کردیم. باید به صورت دوره ای یعنی هر زمان که دانشتان افزوده شد ( مطالعه، مشاهده، تفکر یا … ) مجدد تصمیم بگیرید.

اکنون می توانید پاسخ دهید چون اهدافتان از مسیرتفکیک شده است.

امروز به یک مرحله ی جدید از زندگیتان رسیده اید که می توانید مسیرهای دیگری را برای رسیدن به همان هدف پیدا کنید. مثلا همان هدف مالی که به آن در بالا به آن اشاره کردیم. ممکن است شخصی هدفی مثل دانشگاه رفتن و استخدام شدن، در نهایت به پول رسیدن : خرید اتومبیل یا هرخواسته ی ذهنی خود برسد.

  • همه ی شما بدون شک روزی به این هدف خواهید رسید.
  • اما آیا راه کوتاه تری وجود ندارد؟
  • آیا می شود به جای 4 یا 10 سال تحصیل راه یکساله را پیدا کنید؟
  • آیا فرایند سریع تری برای رسیدن به این مسیر وجود ندارد؟

قطعا وجود دارد و این یک احتمال نیست من به شما این قول را می دهم که اگر اهدافتان را مشخص کنید راه های ساده تری را برای دستیابی به آن هدف پیدا خواهید کرد. این نکته را به یاد داشته باشید که اهدافتان را از مسیرتفکیک کنید و برای رسیدن به هدف هایتان مسیر های ساده تر و سریع تر را پیدا کنید.

بیش از 95% انسان ها آدم های زندگی روزمره هستند و نمیتوانند هدفهایشان را از مسیر تفکیک کنند.


من در دانشگاه از دانشجویان ارشد و دکترا هدف آن ها را از درس خواندن پرسیدم و بسیاری از آن ها پاسخ دادند که میخواهم مدرک دریافت کنم و از آن ها پرسیدم بعدش چی؟ پاسخ دادند که با آن به کار مشغول شوم و باز میپرسم بعد از مشغول کار شدن چه هدفی دارید و درآخر به کجا میخواهی برسی؟ این بسیار جالب است که خیلی از انسان ها به این درک نمی رسند که هدف نهاییشان چیست؟ 

افراد موفق این را خیلی سریع درک میکنند هدف را مشخص و روی آن متمرکز می شوند.

گروه تحقیقاتی آکادمی موفقیت

برای دریافت سایر مقاله ها می توانید نام خود را به 10003715 پیامک کنید

مشاوره مستقیم حضوری و تلفنی

آنتونی رابینز ایران

آنتونی رابینز ایران

Anthony Robbins of Iran

اگر شما هم با جستجو های اینترنتی به این صفحه یا صفحه های مشابه به وبسایت آکادمی موفقیت ایران رسیده اید. لازم به ذکر چندین نکته در خصوص مجموعه و فعالیت های آن را داریم.

همه دوستان و عزیزانی که با آکادمی موفقیت آشنایی دارند و برنامه ها را دنبال می کنند. با توجه به ارائه شعار های تبلیغاتی در غالب های انگیزشی توسط برخی موسسات و کانون های تبلیغاتی برای استفاده از حسن شهرت و اعتبار برگزار کننده آشنایی دارید.

امروز شاهد آن بودیم که در ژانویه 2019 میلادی عده ای از همراهان با ما تماس گرفتن و خواهان استفاده از همایش با عنوان سخنرانی

آنتونی رابینز ایران

شده بودند که توسط استاد سامان کرمی برگزار می گردد. با توجه به پیگیری ها انجام شده متوجه شدیم که یک کانون تبلیغاتی در غالب پیامک با عنوان سخنرانی «آنتونی رابینز ایران» بدون ذکر نام سخنران اقدام به برگزاری همایش و یا رویدادی نموده است.

لازم به ذکر است که تا کنون هیچ گونه عنوان و یا اسمی جهت برگزار کننده آن پیامک تبلیغاتی را دریافت ننموده ایم. تا به اطلاع شما عزیزان برسانیم.

از همین بخش اعلام می داریم کلیه سمینار ها و برگزاری ها به صورت کلاس، جلسه و یا هر گونه رخدادی در خصوص استاد سامان کرمی (آنتونی رابینز ایران) تنها توسط گروه آکادمی موفقیت اجرا و اطلاع رسانی خواهد شد.

جهت دست یابی به آخرین اخبار در خصوص برگزاری های ما می توانید

نام و نام خانوادگی و نام شهر خود را هم اکنون به صورت

  • نام
  • نام خانوادگی
  • شهر

به شماره سامانه پیامک ما ارسال کنید تا در سامانه باشگاه ایرانیان موفق عضو شوید و در اطلاع رسانی های ما بصورت مستقیم آگاه شوید. با تشکر از همراهی شما عزیزان

لطفا در هنگام استفاده از خدمات آموزشی هر مجموعه گروه یا فرد به دست آورد های اشخاص در زمینه مورد آموزش نگاه کنید.

سامانه پیامک آکادمی موفقیت (آنتونی رابینز ایران)

10003715

آکادمی موفقیت ایران IranSuccess.Com

 

 

مربیگری مهارت زندگی

دوره مربیگری مهارت های زندگی

✔️ شروع ثبت نام سومین؛
دوره مربیگری مهارت های زندگی (TOT)

❇️ با ارائه گواهینامه معتبر از موسسه روانشناسی دانشگاه تهران
✔️مدرس: دکتر علی بکیان
(دارای دکتری تخصصی روانشناسی از فدراسیون روسیه)

🔴 ظرفیت محدود می باشد 🔴

✔️ در استان کرمانشاه
📲hatefejavan
☎️09354240426

📆 جمعه ۱۶ آذر ماه
(ساعت 8:30 الی 13:30 )

✅مهارت « مدیریت استرس»

همراه با پذیرایی🍿🍰☕️

🏢  آدرس: چهار راه گلستان، روبروی درمانگاه حاج دایی، ساختمان فرید، طبقه دوم، واحد 22

‌✍🏻پاسخ به سوالات متداول در مورد کارگاه «مربیگری مهارت های زندگی»:
🔰🔰🔰🔰

✅ آیا شرکت در کارگاه برای عموم افراد آزاد است؟
پاسخ: در صورت وجود ظرفیت حضور سایر افراد در کارگاه بلامانع است.

✅ آیا به کلیه شرکت کنندگان کارگاه مدرک ارایه میشود؟
پاسخ: مدرک «مربیگری مهارت های زندگی» از موسسه روانشناسی دانشگاه تهران فقط به کسانی که رشته های مرتبط با روانشناسی و یا مشاوره هستند داده می‌شود، اما در صورت تمایل شرکت کنندگان سایر رشته ها می توانند گواهی حضور در کارگاه از مرکز هاتف را دریافت نمایند.

✅ هزینه شرکت در این کارگاه چقدر است؟
پاسخ: هزینه شرکت در کارگاه ( هر مهارت) 80هزار تومان می باشد
کسانیکه متقاضی گواهینامه نمی باشند و فقط قصد استفاده از مطالب کارگاه را دارند مبلغ 60 هزار تومان واریز می نمایند.

✅ آیا می توانیم هزینه را روز کارگاه پرداخت کنیم؟
پاسخ: با توجه به اینکه متقاضیان این کارگاه بیشتر از ظرفیت کارگاه هستند ثبت نام فقط در صورت ارسال فیش کارگاه قطعی می شود.

شماره حساب ملت
مرکز روانشناختی هاتف
5291819884
ش کارت
6104337881852899

✅ آیا لازم است هر ده مهارت را شرکت کنیم؟
پاسخ: در صورت تقاضای مدرک مربیگری لازم حداقل در 10 مهارت شرکت کنید.

✅ آیا از متقاضیان مدرک مربیگری ارزیابی به عمل می آید؟
پاسخ: بله متقاضیان مدرک مربیگری لازم است به مطالب کارگاه تسلط کافی داشته باشند در پایان طبق نظر اساتید از مربیان ارزیابی به عمل خواهد آمد.

 

✅دوره مربیگری مهارت های زندگی شامل چه مهارت می باشد؟
پاسخ:
۱)خوداگاهی
۲)اعتماد به نفس
۳)کنترل خشم
۴)جرات ورزی(ابراز وجود)
۵)تفکر خلاق و نقاد
۶)حل مسئله و مدیریت تصمیم گیری
۷)ارتباط موثر
۸)مقابله با خلق منفی
۹)حل تعارض
۱۰)مدیریت استرس

به اضافه دوره “شیوه مدیریت کارگاه” ویژه کسانیکه متقاضی دریافت گواهینامه مربیگری می باشند.

🔴اطلاعیه های مهم روانشناسی
ravanshenakhtyhatef

شیوه مطالعه صحیح

نكاتي چند در مورد

روشهاي صحيح مطالعه

بارها شنيده ايم كه دانش آموز يا دانشجويي مي گويد :

  • ديگرحال و حوصله خواندن اين كتاب را ندارم
  • آنقدرازاين كتاب خسته شده ام كه قابل گفتن نيست
  • هرچقدرميخوانم مثل اينكه كمتر ياد مي گيريم
  • 10 بار خواندم و تكرار كردم ولي بازهم ياد نگرفتم

به راستي مشكل چيست؟ آيا براي يادگيري درس واقعاً بايد 10 بار كتاب را خواند؟ آيا بايد دروس خود را پشت سرهم مروركرد؟وآيا بايددهها بار درس راتكراركردتا يادگرفت ؟ مطمئنا” اگر چنين باشد ، مطالعه كاري سخت و طاقت فرسا است. اما واقعيت چيزي ديگر است. واقعيت آن است كه اين گروه از فراگيران، روش صحيح مطالعه را نمي دانند و متاسفانه در مدرسه و دانشگاه هم چيزي راجع به چگونه درس خواندن نمي آموزند. يادگيري و مطالعه، رابطه اي تنگاتنگ و مستقيم با يكديگر دارند، تا جايي كه مي توان اين دو را لازم و ملزوم يكديگر دانست. براي اينكه ميزان يادگيري افزايش يابد بايد قبل از هرچيز مطالعه اي فعال و پويا داشت .

شيوه صحيح مطالعه ،چهار مزيت عمده زير را به دنبال دارد:

1- زمان مطالعه را كاهش ميدهد.
2- ميزان يادگيري را افزايش ميدهد .
3-مدت نگهداري مطالب در حافظه را طولاني تر مي كند.
4- بخاطر سپاري اطلاعات را آسانتر مي سازد.

براي داشتن مطالعه اي فعال و پويا نوشتن نكات مهم درحين خواندن ضروري است تابراي مرور مطالب،دوباره كتاب رانخوانده و در زماني كوتاه ازروي يادداشتهاي خود مطالب را مرور كرد.
يادداشت برداري، بخشي مهم و حساس از مطالعه است كه بايد به آن توجهي خاص داشت. چون موفقيت شما را تا حدودي زياد تضمين خواهد كرد و مدت زمان لازم براي يادگيري را كاهش خواهد داد. خواندن بدون يادداشت برداري يك علت مهم فراموشي است.

شش روش مطالعه :

خواندن بدون نوشتن خط كشيدن زيرنكات مهم حاشيه نويسي خلاصه نويسي كليد برداري خلاقيت و طرح شبكه اي مغز

1-خواندن بدون نوشتن: روش نادرست مطالعه است. مطالعه فرآيندي فعال و پويا است وبراي نيل به اين هدف بايد از تمام حواس خود براي درك صحيح مطالب استفاده كرد. بايد با چشمان خود مطالب را خواند، بايد در زمان مورد نياز مطالب را بلند بلند ادا كرد و نكات مهم را يادداشت كرد تا هم با مطالب مورد مطالعه درگير شده و حضوري فعال و همه جانبه در يادگيري داشت و هم در هنگام مورد نياز ، خصوصا” قبل از امتحان ، بتوان از روي نوشته ها مرور كرد و خيلي سريع مطالب مهم را مجدداً به خاطر سپرد.

2- خط كشيدن زير نكات مهم: اين روش شايد نسبت به روش قبلي بهتر است ولي روش كاملي براي مطالعه نيست چرا كه در اين روش بعضي از افراد بجاي آنكه تمركز و توجه بروي يادگيري و درك مطالب داشته باشند ذهنشان معطوف به خط كشيدن زير نكات مهم مي گردد. حداقل روش صحيح خط كشيدن زير نكات مهم به اين صورت است كه ابتدا مطالب را بخوانند و مفهوم را كاملاً درك كنند و سپس زير نكات مهم خط بكشند نه آنكه در كتاب بدنبال نكات مهم بگردند تا زير آن را خط بكشند.

3- حاشيه نويسي: اين روش نسبت بدو روش قبلي بهتر است ولي بازهم روشي كامل براي درك عميق مطالب و خواندن كتب درسي نيست ولي مي تواند براي يادگيري مطالبي كه از اهميتي چندان برخوردار نيستند مورد استفاده قرار گيرد.

4- خلاصه نويسي: در اين روش شما مطالب را ميخوانيد و آنچه را كه درك كرده ايد بصورت خلاصه بروي دفتري يادداشت مي كنيد كه اين روش براي مطالعه مناسب است و از روشهاي قبلي بهتر مي باشد چرا كه در اين روش ابتدا مطالب را درك كرده سپس آنها را يادداشت مي كنيد اما بازهم بهترين روش براي خواندن نيست.

5- كليد برداري: كليد برداري روشي بسيار مناسب براي خواندن و نوشتن نكات مهم است. در اين روش شما بعد از درك مطالب، بصورت كليدي نكات مهم را يادداشت مي كنيد و در واقع كلمه كليدي كوتاهترين، راحتترين، بهترين وپرمعني ترين كلمه اي است كه با ديدن آن، مفهوم جمله تداعي شده و به خاطر آورده مي شود .

6- خلاقيت و طرح شبكه اي مغز: اين روش بهترين شيوه براي يادگيري خصوصاً فراگيري مطالب درسي است. در اين روش شما مطالب را ميخوانيد بعد از درك حقيقي آنها نكات مهم را به زبان خودتان و بصورت كليدي يادداشت مي كنيد و سپس كلمات كليدي را بروي طرح شبكه اي مغز مي نويسد (در واقع نوشته هاي خود را به بهترين شكل ممكن سازماندهي مي كنيد و نكات اصلي و فرعي را مشخص مي كنيد) تا در دفعات بعد به جاي دوباره خواني كتاب، فقط به طرح شبكه اي مراجعه كرده وبا ديدن كلمات كليدي نوشته شده بروي طرح شبكه اي مغز، آنها را خيلي سريع مرور كنيد. اين روش درصد موفقيت تحصيلي شما را تا حدود بسيار زيادي افزايش ميدهد و درس خواندن را بسيار آسان مي كند. و بازده مطالعه را افزايش ميدهد.

شرايط مطالعه

((بكارگيري شرايط مطالعه يعني بهره وري بيشتر از مطالعه ))

شرايط مطالعه، مواردي هستند كه با دانستن، بكارگ

يري و يا فراهم نمودن آنها، مي توان مطالعه اي مفيدتر با بازدهي بالاتر داشت و در واقع اين شرايط به شما مي آموزند كه قبل از شروع مطالعه چه اصولي را به كار گيريد، در حين مطالعه چه مواردي را فراهم سازيد و چگونه به اهداف مطالعاتي خود برسيد و با دانستن آنها مي توانيد با آگاهي بيشتري درس خواندن را آغاز كنيد و مطالعه اي فعالتر داشته باشيد :

1- آغاز درست : براي موفقيت در مطالعه، بايد درست آغازكنيد.
2- برنامه ريزي : يكي از عوامل اصلي موفقيت، داشتن برنامه منظم است.
3- نظم و ترتيب : اساس هر سازماني به نظم آن بستگي دارد.
4-حفظ آرامش : آرامش ضمير ناخود آگاه را پويا و فعال ميكند.
5- استفاده صحيح از وقت : بنيامين فرانكلين ( آيا زندگي را دوست داريد؟ پس وقت را تلف نكنيد زيرا زندگي از وقت تشكيل شده است )
6- سلامتي و تندرستي : عقل سالم در بدن سالم است.
7- تغذيه مناسب : تغذيه صحيح نقش مهمي در سلامتي دارد.
8- دوري از مشروبات الكلي : مصرف مشروبات الكلي موجب ضعف حافظه مي شود.
9 – ورزش : ورزش كليد عمر طولاني است.
10-خواب كافي : خواب فراگيري و حافظه را تقويت مي كند.
11 –درك مطلب: آنچه در حافظه بلند مدت باقي مي ماند، يعني مطالب است.

 

چند توصيه مهم كه بايدفراگيران علم از آن مطلع باشند.

1- حداكثر زماني كه افراد مي توانند فكر خود را بروي موضوعي متمركز كنند بيش از 30 دقيقه نيست، يعني بايد سعي شود حدود 30 دقيقه بروي يك مطلب تمركز نمود و يا مطالعه داشت و حدود 10 الي 15 دقيقه استراحت نمود سپس مجدداً با همين روال شروع به مطالعه كرد.

2- پيش از مطالعه از صرف غذاهاي چرب و سنگين خودداري كنيد. و چند ساعت پس از صرف غذا مطالعه نمائيد چون پس از صرف غذاي سنگين بيشتر جريان خون متوجه دستگاه گوارش ميشود تا به هضم و جذب غذا كمك كند و لذا خونرساني به مغز كاهش مي يابد و از قدرت تفكر و تمركز كاسته ميشود. از مصرف الكل و دارو هم خودداري فرمائيد همچنين غذاهاي آردي مثل نان و قندي قدرت ادراك و تمركز را كم مي كند نوشابه هاي گازدارهم همينطور هستند.

3- ذهن آدمي با هوش است اگر يادداشت برداريد خود را راحت از حفظ و بياد سپاري مطالب مي كند و نيز همزمان نمي توانيد هم مطلبي را بنويسيد و هم گوش دهيد. پس در حين مطالعه لطفاً يادداشت برداري نمائيد

 

نویسنده : تیم آکادمی موفقیت ایران

بیندیشید و ثروتمند شوید از سامان کرمی!

بیندیشید و ثروتمند شوید از سامان کرمی!

در کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید. بخش هایی را مورد بررسی قرار می دهد که شاید برای خوانندگانی که برای ما از گنگ بودن مطالب خود می گویند! و گاهی برداشت های عجیب از مفهومی ساده. اگر شما هم از شاگردان کلاس های موفقیت ما باشید می دانید که بارها هرم باور ها را توضیح و سپس به تشریح 13 بخش گفته شده در کتاب آقای ناپلئون هیل پرداخته ایم.

نکته اصلی در اینجا به این صورت بیان می شود که :  

  • اعتماد به نفس داشته باشیم.
  • با انگیزه باشیم
  • تخیل خلاق داشته باشیم

اما یک سئوال چگونه؟ چگونه عادت پشت کار را در خودمان به وجود آوریم و حفظ نماییم!؟ این نکته کلیدی هست که در هیچ یک از کتاب های موفقیت ذکر نشده است. آری می توان از روانشناسان برای ترک بعضی از عادات و نیز جایگزین نمودن آن با برخی دیگر از روش های قدیمی بهره گرفت.

سوالی که در ابتدای کتاب مطرح می شود        

ایمان گزینه اول برای دست یابی به هر آنچه است که می خواهید.

حالا خود ایمان ناشی از چیست؟ ایمان را معمولا نقطه مقابل با شک یا تردید بیان می کنند. اگر با این نگرش به موضوع بنگریم ایمان بخشی از باور های پیروزی به صورت یقین است. برای مثال آنگاه که در کتاب مقدس قرآن می خوانیم خداوندا به من ایمانی عطا فرما منظور بخشی است که در آن هیچ موردی درباره شکست وجود ندارد.

حال به این موضوع بیشتر خواهیم پرداخت:

برای مثال شما که در امتحان ریاضی میان ترم نمره 8 از 10 را دریافت کرده اید حالا به این امید و باور رسیده اید که می توانید از درس ریاضی به موفقیت حداقل 8 وحداکثر 18 برسید.

اما باور شما به صورت قالب بر مبناس دست آورد های فعلی شما شکل می گیرد. یعنی این باور به شما می گوید که 80 درصد توانایی دارید! و باور شما در نهایت کسب نمره 16 با یک درصد تقریبی از خطا هاست. که معمولا هم همین صورت خواهد بود.

بخشی از زندگی خودم!!

شاید برایتان جالب باشد من هیچ گاه شاگرد اول مدرسه نبودم با وجود اینکه تلاش بسیار می نمودم.

از اول دبستان تا آخر دبیرستان معدل من 18 بود!!

حالا با یک مقدار کم و زیاد شدن در حد چند صدم حتی وقتی که درس هم تجدید شده بودم باز معدلم به 17.5 نرسید، برای خودم این جالب بود! سالها بعد که به دانشگاه رفتم همین روال را پی گرفتم یک روز در جمعی بحث از معدل شد. بسیار برایم جالب بود از 3 تا 7 سالگی با خانواده یکی از بستگان نزدیک خود در یکی از منزل ها به سبک قدیم زندگی می کردیم. این خانم که با ما زندگی می کرد سه فرزند مدرسه رو و یک فرزند به اندازه من داشت. مادرم همیشه از فرزندان این خانم تعریف می نمود که در این شرایط نا به سامان به درستی و حسابی درس می خوانند!!

اما جالب ترین نکته که بعد از سال ها به آن پی بردم این بود که آن زن همیشه در قبال گرفتن نمره 18 به بچه هایش تشویقی می داد. و به آنها می گفت آفرین پسرم یا دخترم 18 نمره خوبیست. البته این را سال هابعد تعریف کرد و من فهمیدم که شکل گیری ایده آل 18 در زندگی من و محدودیت ذهنی از کجا ساخته شده و بعد شروع کردم به پیدا کردن افرادی که نمره معدلشان بالا تر از 20 بود!!

یعنی چه کسانی؟ بله نوابغ و افرادی که چند رشته را با هم تحصیل می کردند. افرادی که المپیاد مقام آورده بودند. افرادی که دارای نظریه های علمی بودند. و کلا چیزی به نام نمره از زندگی من کم کم محو شد!!!

در یکی از زمان هایی که در چند رشته خودم تحصیل می کردم 90 واحد را در یک دوره 7 ماهه با نمره بسیار عالی گذراندم و بسیاری از باور های گذشته ام دیگر وجود نداشت. اصلا چیزی به اسم محدودیت تنها ساخته ذهن خودم بود 🙂

حالا بقیه داستان بماند اگر عمری بود تعریف می کنم …..

  • در مرحله قبل تر ارش ها و ضد ارزش های ثروت
  • اما ایمان به ثروت و در مرحله قبل باور به ثروت!
  • مرحله ی قبل از آن هم مهارت ها و محیط

همه ما در محیطی زندگی می کنیم که نمی توانیم آن را به راحتی تغییر دهیم و این افراد اطرافیان ما هستند و محیط فیزیکی ، آری در این راستا ساده ترین کار تغییر محیط خودتان است. هجرت کنید !! کوچ کنید کانادا بروید:)  بله کسانی که در محیط با گردش مالی بالا قرار می گیرند خواه دارای توانایی و معلومات بالا باشند یا دارای هوش پایین مهارت های ثروت سازی و گردش مالی را با تکرار و تکرار مشاهده برایشان نهادینه می شود.

برخی از مواردی که نمی گذارد این مهارت ها به باور تبدیل شود ضد ارزش هاست!!

بله یکی دیگر از بخش هایی که باعث می شود یک باور به بار ننشیند مقاومت و تضاد آن با سایر ارزش ها و باور هاست، نمونه این باور ها که با تکرار فراوان به وجود می آید اینست:

  • پول مگه علف خرسه!؟ 
  • پول مثل چرک کف دسته 
  • پول مثل جن و ما بسم الله  
  • اما همه اینها به کنار نتیجه یک چیز میشه ما از پول دوریم و راه زیادی هست تا پول به دست بیاوریم در ذهن ما شکل خواهد گرفت!

بعضی وقت ها هم تضاد سازی شده مثلا من همیشه آدم پولدار هایی رو که پشت بنز می نشستن را آدم های قاچاق چی و دزد مال مردم خود و بی خدا و ….. تصور می کردم 🙁 وای بر من

خب این ذهنیت به خاطر آموزه های اشتباهی بوده که سالیان سال از اطرافیان به ما القا شده

مثلا از پدرت می پرسی این چرا بنز داره ما نداریم!؟ پدر هیچ وقت نمی گه که پسرم

  • این درس خونده و من نخوندم
  • این تلاش کرده و من نکردم
  • اون سال ها مهارت آموزی کرده و من نکردم
  • اون ریسک کرده و من نکردم
  • اون دوستان و روابط زیادی داره و من نداره
  • به خاطر اینکه خودشو کوچیک نکنه (ای کاش بگه و تغییر کنه) می گه اون یک فضیلت بد اخلاقی داره 😐

تلوزیون و ماهواره و بخش های مذهبی هم که بزنم به تخته!!!

بگذریم …….   بیندیشید و ثروتمند شوید

حالا من چیکار کردم که این باور آرام آرام تغییر کند. سال ها پیش بود برای یک بنده خدایی کار می کردم خیلی پول داشت و من بخش مربوط به کارهای بانکی را برای این شخص در مدت چند ماه انجام می دادم.

به به جای یک ماشین مدل بالا چند تا داشت!! دستش به خیر هم می رفت !! از صفر و دست فروشی هم شروع کرده بود!! تحصیلات بالایی هم داشت! مودب و با شخصیت هم بود!! اصلا مثل آدم بد های پولدار تو ذهنم نبود!!

آرام آرام دوستش داشتم

تا اینکه با یه آدم پولدار خیلیییی پولدار آشنا شدم. این آدم پول هاش میلیون دلاری بود. این دیگه بنز داشت;)

اونم آخرین مدل سال اما جالب این بود با من می نشست و مثل بقیه کارگرهای کارخانه نون و عدس می خورد. خونش که می رفتیم خودش واسم چای می ریخت (هر چند یه تعداد آدم نوکر داشت) اینجا بود که افرادی رو پیدا کردم که فضایل اخلاقی داشتن و پولدار هم بودن.

اینها الگو های من رو تشکیل دادن برای اون مسئله تضاد ارزش ها دیگه ارزش پلیدی پول برای من به نیکی و توانگری مالی تغییر ارزش پیدا کرده بود. پول را دوست داشتم!!

پول هم عاشق من شد ( خدا نصیب کنه ) خیلی جالبه پول هم مثل همه موجودات دیگه می تونه حس بشه !!

سرتونو درد نیارم…    بعد از یک مدت ساختار ذهنم کلا عوض شد و ….

  • حالا محیطم رو آرام آرام عوض کرده بودم
  • مهارت های جدید آموخته بودم
  • ضد ارزش ها را خنثی کرده بودم
  • اکنون باور ثروت داشتم پس برنامه ای برایش ترتیب دادم (شکست در برنامه ریزی = برنامه ریزی برای شکست)
  • حالا نوبت به دست آوردن و جذب ثروت بود!

امید وارم که این بخش از کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید را با توجه به این روال و زندگی خودتان تفسیر کنید باز هم اگر نیاز به مشاوره های حضوری یا خصوصی در تهران را داشتید می توانید با ما در ارتباط باشید.

خود کتاب را هم می توانید از اینجا دانلود کنید.

همه شما را به خداوند بزرگ بزرگ می سپارم.

مشاوره رایگان کسب و کار کسب و کار آنلاین

مشاوره آنلاین کسب و کار و کسب و کار آنلاین

مشاوره رایگان کسب و کار آنلاین

برای استفاده حضوری از مشاوره های مربوط به کسب و کار آنلاین می توانید به صورت حضوری یک پنجشنبه در میان به مکان برگزاری همایش های و سمینار های آکادمی موفقیت در تهران به نشانی

تهران ، جردن ، خیابان دستگردی ، ساختمان 321 طبقه سوم

مراجعه کنید و علاوه بر شرکت در بخش های آموزشی آکادمی موفقیت از مشاوره های رایگان نیز بهره مند شوید. ضمناً می توانید در ساعات غیر متعارف نیز با پیام رسان ها و شبکه های اجتماعی موجود در وبسایت با ما در ارتباط باشید.

بدیهی است اگر شما اکنون این صفحه را می خوانید ، رسالت ما در زمینه تبلیغات و اطلاع رسانی در زمینه فروش و برنامه ریزی های آنلاین را به درستی به انجام رسانیده ایم! پس دوست داریم شما نیز همچون بخش عظیمی از دوست داران و همراهان ما موفقیت های روز افزون را شاهد باشیم.

 

مشاوره رایگان کسب و کار

اگر شما هم هنوز در زمینه کسب و کار آنلاین وارد نشده اید. می خواهید کسب و کار خود را گسترش دهید. نسبت به این نکته باید دقت داشته باشید که یک کسب و کار آنلاین تنها بخش شتاب دهنده مربوط به کار شماست و خود به تنهایی وجود ندارد!

برای مثال کسب و کاری مانند یک فروشگاه اینترنتی یک فروشگاه کامل است، که فروش از طریق اینترنت را هم پشتیبانی می کند. یعنی این فروشگاه :

  1. خرید دارد
  2. فروش و صندوق دارد
  3. ارسال دارد
  4. پاسخگویی مشتریان دارد
  5. نظر سنجی دارد

و هر آنچه را که یک فروشگاه فیزیکی و حقیقی دارد را شامل می شود.

متاسفانه در ذهن بعضی ها توهم ثروت آفرینی یک شبه از کسب و کارهای دیجیتالی سر به فلک می زند!!

دوست عزیز کسب و کار های دیجیتالی هم مانند سایر کسب و کارها دوره خاص تکامل دارد و حدود سه تا 5 سال طول می کشد. همین برنامه پر طرفدار اسنپ (نگارش مرداد 1397) تا سه چهار سال پیش تقریبا هیچ مخاطب خاصی نداشت و به اصلاح در دوران آزمون و خطا و رفع موانع نرم افزاری و اجتماعی بود. چند سال قبل از آن که این نرم افزار مشابه در اروپا و امریکا کار می کرد. پس انتظار سود ها نجومی و سرعت بازدهی بسیار بالا را از ذهن خود خارج کنید.

همه اینها در کنار یک تیم و یک برنامه ریزی چند ساله با پشت کار و هزینه قابل دست یابی است.

پس هم اکنون برای آینده کسب و کار خود برنامه بریزید. این برنامه ریزی می تواند آنلاین یا فیزیکی یا هر دو بخش را شامل شود. اما به یاد داشه باشید بدون برنامه ریزی (شکست را برنامه ریزی کرده اید).

گروه پژوهشی آکادمی موفقیت