مشاوره کسب و کار اینترنتی

مرکز مشاوره کسب و کار

مشاوره کسب و کار اینترنتی

Internet business consulting

این نوشته با توجه به سال ها تجربه فعالیت در زمینه های مختلف راه اندازی ، بهبود و نگهداری کسب و کار های متفاوت در آکادمی موفقیت ایران نوشته شده است.

اگر شما هم برای راه اندازی یک کسب و کار به این فکر کرده اید که کسب و کار خود را به صورت آنلاین راه بیندازید یا به صورت سنتی یا کسب و کار سنتی خود را به صورت مدرن اداره کنید در ادامه با ما همراه باشید.

سربار هزینه ها در کسب و کار سنتی :

در کسب و کار های سنتی سر بار هزینه های دایم و رو به افزایش است. برای مثال هر ساله اجاره بها زیاد خواهد شد، هرساله رهن و میزان پیش پرداخت افزایش پیدا می کند، اگر مکان کسب و کار را خریداری کرده باشید هر سال میزان سرمایه بیشتری برای کسب درآمد راکد نگه داشته اید. برای راه اندازی اولیه احتیاج به چندین میلیون تومان سرمایه نیاز است.

  • هر ساله میزان سربار های ماهیانه مانند آب و برق و … افزایش پیدا می کند.
  • هر ساله میزان دسترسی آسان بنا برافزایش حجم ترافیک و ساعات کاری ( الالخصوص در کلان شهر ها ) کمتر می شود.
  • و ….

مزایای کسب و کار های آنلاین :

کسب و کار هایی که همزمان کسب و کار آنلاین خود را در کنار کسب کار سنتی خود قرار داده اند :

در این کسب و کار های به صورت سنتی مشغول به فعالیت بوده اند و اکنون به صورت مجازی نیز فعالیت می کنند. مزایای این بخش داشتن یک زیر ساخت غیر فیزیکی برای ارائه خدمات به مشتریان و البته به دست آوردن مقادیر بالایی گردش مالی از طریق مشتریان غیر حضوری بنا به نوع کسب و کار شما در تمام کشور می باشد.

از دیگر مزایای این بخش اطمینان بخشی کارایی به مالک کسب و کار برای بازدهی و افزایش بازدهی سرمایه گذاری در کسب و کار آنلاین می باشد. یعنی به سرعت و سهولت می توان به مالک کسب و کار سنتی نشان داد که چطور با سرمایه گذاری اندک در این بخش می تواند سود های بسیار بالایی را کسب کند. ( در صورت نیاز مراجعه کنید به دوره آموزشی تکنیک های افزایش فروش از طریق مجازی توسط آکادمی موفقیت )

 

مزایای کسب و کار های آنلاین ( تمام دیجیتالی) :

ابتدا به بررسی معایب این کسب و کار می پردازیم، معایب کسب و کارهای کاملا آنلاین

  1. از بزرگترین معایب کسب و کار آنلاین به سود رسانی اولیه آن است ( البته این به خودی خود یک عیب محسوب نمی شود) :
  2. چون این گونه کسب و کارها باید توسط یک نیروی متخصص در زمینه کامپیوتر اجرا شود ( تحقیقات نشان داده که بیش از ۸۰ درصد استارت آپ هایی که توسط متخصصین کامپیوتر مدیریت نشده اند به شکست مواجه شده اند)
  3. کسب و کار های تمام دیجیتالی حتما باید دارای سرمایه اولیه بالایی باشند بر خلاف تفکری که همه از این نوع کسب و کار دارند. (البته نه برای شروع آزمایشی آن منظور بخش تجاری کارهاستIranSuccess.Com)
  4. در این نوع فعالیت ها با توجه به نو پا بودن ( کم بودن مراجع و تخصص های مناسب ) ممکن است مانند بسیاری از استارت آپ های دیگر  به شکست برخورد کند.
  5. پیدا کردن سرمایه گذار برای این کسب و کار ها بسیار دشوار است، زیرا معمولا و الالخصوص در ایران که قوانین کپی رایت نداریم. توجیه کردن یک شخص برای تجمیع سرمایه های خود در اجرای پروژه ای که هیچ نمود فیزیکی ندارد بسیار دشوار است. ( سرمایه گذار می خواهد بداند :
      • چه میزان سود به او می رسد؟
      • چقدر طول می کشد که اصل سرمایه او برگردد؟
      • بعد از پایان پروژه میزان سودآوری سرمایه گذاری او چقدر برایش سود آور خواهد بود؟
      • میزان درصد ریسک شکست از دست دادن قسمت یا تمام سرمایه او چقدر است؟
      • ضمانت یا گارانتی شما برای موارد بالا چه چیز خواهد بود؟

حالا متوجه شدیم که چرا این بخش به نوبه خود بسیار دشوارتر از آن است که تصور داشتیم

  1. کسب و کار های استارت آپی و آنلاین تیم های هماهنگ و کارآزموده می خواهد. ( با توجه به نوپا بودن این نوع کارها تیم های کاری روی یک پروژه باقی مانده و به پروژه جدید نمی آیند) یکی دیگر از مشکلات این کسب و کار ها تیم سازی اصولی و تخصصی می باشد.
  2. اگر هسته اصلی تیم ( تیم ساخته شده با تخصص های مکمل برای به نتیجه رساندن نهایی در پروژه ) پیش از نتیجه اولیه از هم جدا شود به نتیجه رساندن اتمام کار سخت می شود. چون اضافه کردن نفرات جدید در تیم های نرم افزای سرعت انجام کار را بالا نمی برد ( برگرفته از کتاب مهندسی نرم افزار پترسن )

مزایای راه اندازی کسب و کار آنلاین ( راه اندازی استارت آپ ) :

  • دارا بودن هزینه های اولیه پایین ( راه اندازی نسخه آزمایشی و غیر تجاری معمولاً بالا نیست )
  • دارا بودن هزینه ماهانه پایین ( نگهداری یک سایت یا یک اپلیکیشن نسبت به یک مغازه یا فروشگاه بسیار پایین تر است)
  • بازدهی مالی بسیار بالا نسبت به سرمایه اولیه ( یعنی سودی که در راه اندازی بر می گردد با سرمایه گذاری در هیچ سپرده یا خریدی قابل مقایسه نیست)
  • امکان افزایش درآمد بدون محدوده ( به خاطر نداشتن محدودیت های زمانی و مکانی در این گونه کسب و کار ها محدودیت درآمدی اصلا وجود نخواهد داشت
  • افزایش شتابدهی در زمان مورد نیاز با تبلیغات متمرکز ( در این گونه کسب و کار ها از تمامی ظرفتیت ها تبلیغاتی دنیای مجازی و فیزیکی و حتی شتاب دهنده ها و … به راحتی می توان استفاده کرد.
  • امکان هزینه و دریافت بازدهی ( در این کسب و کار ها می توان به صورت کاملا علمی بررسی کرد که کدام نوع تبلیغات یا هزینه چه میزان بازدهی را برای کسب و کار شما به ارمغان خواهد آورد. بنابراین می توانید به راحتی مدیریت سرمایه جهت رشد کسب و کار را داشته باشیم.
  • بازگشت هزینه های چندین برابری در زمان سود رسانی پس از بهره برداری ( میزان بازگشت و سود این کسب و کار ها نجومی است! برای مثال شما یک کسب و کار مانند اسنپ را با زحمت در چند سال راه اندازی کرده اید. حالا بدون هزینه های بالا مکان و … با هزینه های چند میلیاردی درآمد های هزار میلیاردی را خواهید داشت و این با هیچ کسب و کار دیگری قابل مقایسه نمی باشد.

اما با توجه به توضیحات بالا کدام از این گزینه ها مناسب شماست؟ و چطور در این مسیر حرکت کنید تا کمترین سرمایه، کمترین زمان، بیشترین بازدهی مالی و شغلی را داشته باشید.

این هنر مشاوره کسب و کار است

  1. که جایگاه فعلی شما را به شما نشان دهد
  2. مسیر و پیچ و خم های آنرا بداند و به شما نشان دهد
  3. تا رسیدن به مقصد با شما همراه باشد.

اگر می خواهید در آینده به هیچ یک از مشکلات بحرانی کسب و کار مواجه نشوید. یا در صورت مواجه با آنها اطلاعات کافی برای عبور راحت تر از این موارد را داشته باشید. کافی است در زمان شروع و یا تصمیم به ادامه کسب و کار با فردی که دارای صلاحیت ( کارآزموده ، با تجربه و دارای مهارت ) مشورت کنید و مواردی که گفته می شود را به کار بگیرید.

پس از پایان دوران اجرایی می توانید از نتایج بدست آمده لذت ببرید

 

اگر تمایل دارید مطالب بیشتری در باره مشاوره کسب و کار و هزینه های مشاوره کسب و کار بدانید …

با تیم آکادمی موفقیت همراه شما هستیم.

با ما تماس بگیرید

 

 

خیانت و موفقیت

خیانت

چطور با خیانت به موفقیت می رسیم!

دوستان عزیز سلام سامان کرمی هستم از آکادمی موفقیت ایران  این بار با یکی دیگر از مفاهیم پایه و مهم موفقیت “خیانت”  در خدمت شما می باشم. شاید با خود فکر کنید خیانت  (Betrayal) چه رابطه ای با موفقیت دارد و اصلا خیانت در زمینه موفقیت جایی ندارد. کاملا حق با شماست و شما باید خیانت نکنید. مفهومی که از  خیانت در ذهن بسیاری از افراد وجود دارد  با مفهومی که ضمیر ناخودآگاه می پذیرد متفاوت است.

 

خیانت                                  

تعریف خیانت چیست؟

اگر من از شما سوال کنم خیانت چیست غالبا یک مفهومی با این مضمون در ذهن شما می آید مثلا مردی که به همسرش خیانت میکند و یا بالعکس. یا به فرض یک شریک تجاری به شریک دیگر خود خیانت میکند، یا اینکه یک سیاست مدار به کشورش خیانت میکند و معاهده ای را که نباید امضا میکند. نکته ای که در همه این ها مشترک بود این است که فردی که  تعهد داشته تعهد خود را شکسته است.

یعنی آن سیاست مدار قبل از اینکه به آن جایگاه برسد یک تعهد به ملتش داده بود یا آقا قبل از خیانت به همسر تعهدی به همسرش داده بود و … پس بنابراین مرحله ی قبل از اینکه هر شخصی به خیانت برسد این است که : یک سری تعهدات میدهد.

این تعهدات برای او ایجاد یک الزام به اجرا میکند یعنی من تعهد میدهم که در یک تاریخ خاص یک فعالیت مشخص را انجام دهم. بسیار جالب است زمانی یک خانم و آقایی که باهم ازدواج نکرده اند و عقدنامه و عهدنامه ندارند اگر یکی از آن ها  خیانت کند از لحاظ قانونی بازخواست نمی شود و به عبارتی از لحاظ قانونی ما نمی توانیم این شخص را بازخواست کنیم زیرا این عهد به صورت مکتوب نبوده است.

مفهوم خیانت

خیانت به خود و دیگران

حال اگر این روال را بخواهیم از دید موفقیت مورد بررسی قرار دهیم. یک پیمان، عهدی که  بسته ایم را شکسته ایم و وقتی یک عهدی را میشکنیم  خیانت صورت گرفته است . اکنون من میخواهم یک تلنگر به خودتان بزنم تا الان چند عهد با خودتان  بسته اید.

 

مهم ترین آدم زندگی شما خودتان هستید.

 

تا به حال چند عهد و پیمان با خود بسته  و شکسته اید یکی،دوتا،هزارتا،پنج میلیونتا؟چقدر زیاد! ما چقدر آدم خیانتکاری هستیم اول نسبت به خودمان  و بعد نسبت به دیگران. برخی از افراد فکر می کنند اگر به دیگران خیانت کنند سود می برند در صورتی که کاملا اشتباه است!! درواقع من وقتی که به دیگران خیانت میکنم اول به خودم خیانت کرده ام اما چطور؟

فرض کنید من با دوستم عهد بسته ام  که ساعت هشت شب برویم بیرون، این یک پیمان لفظی خیلی ساده است، اول اینکه اگر نمی توانید قول ندهید، پیمان نبندید ولی حال که بسته اید برای ساعت هشت باید با هم به بیرون بروید اگر نمی خواهید  به قول قدیمی ها بپیچونید. بنابراین اگر میخواهید واقعاً زندگی شما تغییر کند خیانت را از زندگیتان حذف کنید. خیانت حتما اختلاس چند هزار میلیارد تومنی نیست معنی خیانت  همان قولی است که می دهید و به آن عمل نمی کنید.

درست قول دهیم

مفهوم خیانت در ضمیر ناخودگاه 

برای ضمیر ناخودآگاه تفاوتی ندارد قولی که اجرا نشده یا تعهدی که به آن پایبند نبوده اید برای آن  یک حجم و یک عظمت را دارد.پس از امروز به خودمان قول میدهیم که خیانت نکنیم. به طور کلی ما انسان ها در زندگی میدهیم و به آن عمل نمی کنیم  در نتیجه ضمیر ناخودآگاه می گوید یک آدم  حرفی را زد که به آن عمل نکرد پس عمل گرا نیست پس از همین الان  با خودمان عهد می بندیم که دیگر خیانت نکنیم. بنابراین اگر وقتی شما به دیگران هم قول میدهید که ساعت هشت با هم بیرون می روید و نمیروید اولین کسی که بهره ی منفی میبره از این قضیه خودتان هستید. ضمیر ناخودآگاه  میگوید این آدم دروغگویی است و پشتکار ندارد.

وقتی که گناهان کبیره را بررسی میکنیم اولین چیزی که در قرآن، انجیل و تورات به آن تاکید دارند دروغ نگفتن است.  از دید مذهبی و  روانشنسی و اساتید موفقیت مانند  آقای دارن هاردی،آنتونی رابینز نیزتفاوتی ندارد و شما باید دروغ نگویید یا بدعهدی نکنید.  پس بنابراین از همین امروز دیگر دروغ نمیگوییم،بدعهدی نمی کنیم،خیانت نمی کنیم پیاده کردن آن ساده است ولی الان برای ما ساده نیست چون که سال های سال با این روال زندگی کرده ایم و به عادت تبدیل شده است. پس اگر میخواهیم تغییرات خاصی  را در زندگی خود ببینیم بسیار ساده است.

دست یابی به موفقیت

 

حذف خیانت و موفقیت در زندگی

 همیشه به فکر فرمول های عجیب و پیچیده از اساتید خیلی دور و دست نیافتنی هستیم در صورتی که تمام این مفاهیم به صورت خیلی ساده بیان شده ولی ما بهش عمل نکرده ایم، پس از امروز  همین الان  داخل دفترچه موفقیت خود به صورت کتبی بنویسید :” من از امروز قول میدهم به خودم که به خودم احترام بگذارم و به خودم دروغ نگویم خودم را دوست داشته باشم و دوستانم را و به آنها دروغ نگویم و با آنها بدعهدی نکنم. تاریخ را با ذکر روز و ماه و سال بنویسد و امضا کنید این در ذهنتان یک تعهد میاورد همانطورکه قول نامه یا قرارداد ازدواج برای شما تعهد میاورد چه از لحاظ ذهنی چه از لحاظ اجرایی و ذهن شما رو ملزم میکند بابت چیزی که نوشته اید عمل کنید  با این شرایط شما دوست عزیز یک مرحله در زندگیتان رشد کرده اید و این یکی از آن تحولاتی است که شما را به موفقیت های خیلی بزرگی می رساند.

درست قول بدهیم

یک مثال خیلی ساده بالای پنجاه درصد افرادی که داخل ایران هستند کلاس زبان ثبت نام میکنیم و می گوییم من تافل  میخوام ، آیلتس میخوام و هرمدرک زبانی که خودتان مدنظرتان هست. خیلی با انگیزه شروع میکنیم و بعد از شش ماه، دوترم و یا بعد از چهارسال آن فرایند رو به اتمام نمی رسانیم و کلاس زبان را همانطور رها می کنیم. اما چرا اتفاق می افتد چون که ما متعهد نیستیم به قولی که میدهیم .خیلی جالب است ما به خودمان هیچوقت قول نمیدهیم ما به آموزشگاه قول میدهیم آن هم چه قولی می دهیم ما قول میدهیم که سر موقع به شما پول بدهیم، قول میدهیم که به موقع پول بدهیم، به موقع سرکلاس ها بیاییم . آیا  به خودمان قول می دهیم که به موقع انگلیسی را یاد بگیریم به خاطر اینکه بتوانیم از آن  بهره ببریم و  بتوانیم بورس خارجی بگیریم و یا با علوم سایر کشور ها در ارتباط باشیم آیا این کار را کرده ایم آیا به خودمان این قول را داده ایم؟ نه

از بس ساده است ما باورمان نمی شود. پس از امروز به صورت مکتوب به خودمان قول میدهیم که درست قول بدهیم اگر جایی رفتیم به جای اینکه به رئیس آموزشگاه متعهد بشیم به جای اینکه به صاحب کارخانه متعهد بشیم.

 

تغییر نگرش و تفکر

تغییر در نگرش و موفقیت

در رابطه با مثال کارخانه خودم را مثال می زنم: روز اولی که من رفتم در کارخونه مشغول به کارشوم به جای اینکه به صاحب کارخونه قول بدهم من برای شما بهترین کار را ارائه خواهم کرد و به خودم قول دادم و گفتم که سامان کرمی به خودت قول بده بهترین کاری را که میتوانی برای این کارخانه انجام بدهی تا روزی که کارخانه ی خودت را مدیریت میکنی تمام کارهایی که نیاز هست را بتوانی انجام بدهی.

همانطور که می بینید تغییر در نگرش چقدر میتواند موثر باشد. در آنجا به یک شخص ثالث قول میدهید ولی اینجا به خودتان قول میدهید بنابراین کافی است که فقط قول هایتان را درست کنید. به جای اینکه به پدرتان قول بدید سیگار نکشید به خودتان قول بدهید در رابطه با سایر کارها هم همینطور فقط به خودتان قول بدهید و اجرا کنید و از قول های کوچیک شروع کنید قرار نیست قول های شما خیلی بزرگ  یا عجیب و غریب باشد.

 

تاثیر قول های مکتوب بر موفقیت

 

پس بنابراین اگر می خواهید موفق شوید از لحاظ مذهبی، روانشناسی، موفقیت هر سه می گویند

  1. دروغ نگوییم
  2. متعهد باشیم
  3. خیانت نکنیم.

پس اگر میخواهیم با این سه مولفه رشد کنیم باید اول یاد بگیریم قول هایی که در زندگی می دهیم به خودمان باشد و قول ها را مکتوب کنیم. همانطوری که آقای برایان تریسی و خیلی اساتید موفقیت میگویند باید قول هایمان را مکتوب کنیم زیرا تعهد می آورد و ذهن و ضمیر ناخودآگاه ملزم به اجرای آن می شود. چقدر عالی پس شما قول مکتوب ،امضا شده از خودتان میگیرید خب دو مولفه حل شد و مرحله ی بعد این است که شما عادت میکنید به اجرا کردن قول هایی که میدهید واجرا کردن مسیر های خوب در زندگی برای ساختن آینده ای روشن.

رابطه موفقیت و خیانت

نتیجه گیری خیانت

آخرین مرحله، مرحله پاک کردن ریشه خیانت های گذشته و  آن خاطراتی که در ذهنمان مانده یا به اصطلاح  شکست حلقه ی تکرار بدعهدی ها است. این تکنیکی ترکیبی از تکنیک آقای راجر کالاهان و تکنیک آقای کوین ترودو است. پس بنابراین  تا اینجا یاد گرفتیم چه چیز برای زندگی و موفقیت ما موثراست  و آن حقیقت،راستگویی و صداقت با خویشتن است همانطور که ضرب المثل ” بزرگترین صداقت صداقت با خویشتن هست” نیز به آن اشاره می کند.

اگر می خواهید اطلاعات بیشتری در رابطه با اینکه چطور حلقه ی بدعهدی های گذشته را بشکنیم داشته باشید پس پست ها و ویدئو های بعدی ما را دنبال کنید.

عضویت سریع در باشگاه ایرانیان موفق 

ارسال نام و نام خانوادگی و شهر به سامانه 

۱۰۰۰۳۷۱۵

آکادمی موفقیت

افزایش بهره وری شغلی

آموزش و ثروتمند شدن

ترفندهای هوشمندانه کار کردن ( هدف از آموزش )

هوشمندانه کار کردن و ثروتمندی
با انجام کارهابه شکل مفید و صحیح می توان کسب و کار را متحول ساخت و به سوددهی رسید.

با سلام خدمت دوستان عزیز سامان کرمی هستم از آکادمی موفقیت. اینار با موضوع بسیار مهم هدف از آموزش در خدمت شما می باشم. قطعا خیلی ها به شما گفته اند به مدرسه برو، دیپلم بگیر، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری بگیر. این روند تا 40 سالگی ادامه دارد و فکر می کنند که الان دیگر وقت استفاده از آموخته ها است. اما متاسفانه در38 الی 40 سالگی امکان استفاده از آموخته ها وجود ندارد، زیرا انرژی، جوانی و تمامی برنامه های فرد از بین رفته و مجبور است که life style  که دارد را 10 الی 20 سال دیگر ادامه دهد و تمام.

آموزش و هدف های آن

شاید تصور کنید با این وجود چرا باید آموزش ببینیم؟ هدف از آموزش چیست؟

 هدف از آموزش انجام صحیح کارها است

اگر فکر کنیم که ما قرار است کاری را انجام دهیم، این کار باید صحیح انجام شود چون داریم به خاطر همان کار آموزش می بینیم. بنابراین آموزش به سه دلیل لازم است که اگر هر یک از آن ها نباشد لزومی ندارد که آموزش ببینیم!!

در واقع این یک اصل است به نام انجام صحیح کارها. یعنی اگر قرار نیست کاری را انجام دهیم چه صحیح چه غلط چه تفاوتی دارد که یاد بگیریم یا خیر. به عنوان مثال اگر قرار نیست خیاطی کنیم یا تعمیر ماشین انجام دهیم، لزومی ندارد این دوره ها را بگذرانیم و یاد بگیریم. به طور کلی در زندگی هر کاری که قرار نیست انجامش دهیم ( IRANSUCCESS) یادگیری اش اتلاف زمان است.

استراتژی هایی برای موفقیت و پولدار شدن
آموزش و به کار گیری آن می تواند تاثیر بسزایی در موفقیت و ثروتمندی داشته باشد

رابطه آموزش و یادگیری

اگر لیستی از درس هایی که هزینه کرده اید، دانشگاهی که رفته اید و مدارجی که گذرانیده اید، کلاس های هنری که رفته اید و … را تهیه کنید، قطعا در میان این موارد کارهایی وجود دارد که از همان اول می دانستید قرار نیست استفاده کنید. به عنوان مثال خیلی از خانمها کلاس گلدوزی، خیاطی و … می روند و یا آقایان کلاس های هوش مالی، مدیریت مالی و … می روند  و در دوره های آموزش آنلاین شرکت می کنند ولی در نهایت همچنان کارمند هستند. توجه داشته باشید که هیچ کدام از این کلاس ها بد نیستند و خیلی از افراد به وسطه همین آموزش ها درآمدهای میلیونی دارند، اما وقتی که قرار نیست کاری را انجام دهید لزومی به یادگیریش نمی باشد.

انجام صحیح  و هوشمندانه کارها

خیلی از افراد پس از آموزش و شروع یک کار نگرانند که چگونه متوجه شوند کار را به درستی انجام می دهند؟ این مسئله بسیار اهمیت دارد، زیرا هدف از آموزشانجام صحیح کارها است.

برای تشخیص صحیح انجام دادن کارها باید دقت نمود که منبع و رفرنسی (مرجعی) که شما برای آموزش به آن مراجعه کرده اید خودش آن کار را صحیح انجام می دهد و شما یک رفتار صحیح را از یک شخص خوب آموزش می بینید؟ آن فرد می تواند زنده باشد و یا فوت شده باشد اما با استفاده از کتاب، فیلم، سمینار، وبینار و … اطلاعات و رفتار صحیحش را به شما منتقل نماید.

مشاور و مرجع خوب آموزشی کیست؟

دقت کنید که منظور از مرجع و رفرنس خوب کسی است که در یک زمینه ای دارای بهترین اطلاعات باشد. فرض کنید اگر می خواهید کتاب نویسی یا نویسندگی یاد بگیرد و بروید  کتاب های پرفروش در آن زمینه را خریداری کنید، یا در کلاس ها یا دوره های آنلاین نویسنده آن کتاب شرکت کنید چهارچوب کاری را یاد می گیرید و قطعا پیشرفت سریع تری خواهید داشت. از طرفی کار صحیح را می بینید و متوجه می شوید که چگونه این کار انجام شده، ویراست شده، جلد خورده و …. بنابراین اگر می خواهید کاری را انجام دهید به این سطح توجه نمایید.

اجرایی نمودن و انجام دادن کار

همانطور که اشاره کردیم برای انجام هر کاری نخستین سطح آموزش و بعد سطح مراجعه به مرجع صحیح و در نهایت انجام دادن و اجرایی نمودن است. فرض کنید اگر می خواهید قهرمان شوید و نزد فردی که چند دوره قهرمان بوده بروید و مهارتش را یاد بگیرید اما مرحله آخر که اجرا است را انجام ندهید! عملا هیچکاری را انجام نداده اید. آموختن و درست آموختن بدون به کارگیری نتجیه ای ندارد، بنابراین آموزش و هدف از آن این  است که فرد به نتیجه ای برسد، زیرا در صورت نرسیدن به نتیجه آموزش دیدن یا آموزش ندیدن تفاوتی نخواهد داشت.

اصل پارتو
افراد موفق معمولا در برنامه های خود اصل پارتو را به کار می برند.

قانون اصل پارتو

براساس این قانون که به قانون 20/80 شهرت دارد 80 درصد کارهای شما 20 درصد نتایج را برایتان می سازد و 20 درصد کارهای شما 80 درصد نتایج را در بردارد. به فرض شما لیستی از کارهایتان تهیه کنید و آن 20 درصد کاری که داری نتایج خوب می باشد را انجام دهید و 80 درصدی که بازدهی چندانی ندارد انجام ندهید.

به عنوان مثال اگر شما 1000 دلار درآمد داشته باشید و به ازای آن 10 ساعت در روز کار کنید، 800 دلار از این 1000 دلار به ازای 2 ساعت کار و 200 دلار مابقی به ازای 8 ساعت کار به دست می آید.

فکر کنید که از این به بعد دیگر آن 8 ساعت را کار نمی کنید و فقط دو ساعت در روز کار کنید، شاید به ظاهر فکر کنید که درآمدتان کم شده است اما اگر با تمرکز آن دو ساعت را به سه ساعت کار مفید افزایش دهید اتفاق جالبی خواهد افتاد و با ادامه همین روند پس از یک ماه مشاهده می کنید که درآمد شما به 1200 دلار افزایش یافته یعنی علاوه بر افزایش درآمد زمان آزاد بیشتری نیز در اختیار دارید.

راز موفقیت ثروتمندان جهان

افراد موفق و ثروتمند نیز از همین قانون استفاده می کنند.

اگر به آن ها دقت کرده باشید فقط کارهای خیلی مهم را خودشان انجام می دهند و 90 درصد کارها را به دیگران واگذار می کنند. آن ها برای هر کاری شخصی را در نظر می گیرند، به عنوان مثال یک وکیل برای کارهای حقوقی، یک مشاور برای امور خانوادگی، یک مدیر برای کسب و کارهای خود و … دارند و به طور کلی برای هر بخشی فردی را قرار می دهند که امور را مدیریت و کنترل نماید.

در واقع این افراد خودشان همیشه در مهمترین نقطه حضور دارند که بیشترین مقدار بازدهی را برای آنان دارد و سایر کارها را پوشش می دهد. اگر به سبک زندگی افراد موفق توجه کنید می توانید نمونه عملی اصل پارتو و آموزش ورابطه آن ها با یکدیگر را درک کنید.

آموزش و ثروتمندی
رسیدن به موفقیت و ثروتمندی دارای استراتژی و تکنیک هایی است

چطور مثل ثروتمندان پول پارو کنیم

آموزش موجب می شود که شما رشد و تکامل پیدا کنید اما اگر می خواهید این چرخه پیشرفت و ترقی روز به روز بیشتر شود نیاز دارید که به سطح بالاتری بروید. در مثالی که قسمت اصل پارتو آورده شد، فردی که بر اساس اصل 20/80  دو ساعت در طول روز کار کرد و 80 درصد درآمدش را در همین زمان به دست آورد در طی همین دو ساعت هم باز قانون 80/20 قابل اجرا است. یعنی اگر فرض کنید که همان فرد 120 دقیقه در روز کار می کنید در این بازه زمانی تایم های کلیدی وجود دارد که حدود 650 دلار از کل 800 دلار را در آن تایم ها به دست می آورد، از این رو حدود 40 دقیقه از120 دقیقه بیشترین درآمد و بازدهی را دارد. منظور از کارهای کلیدی هماهنگی برای قرار ملاقات، بستن قرارداد و … است.

سطوح پیشرفت و موفقیت

آدم های موفق به سطح 1 و 2 قانع نیستند و به سطح 3 و 4 که بازدهی بیشتری دارد فکر می کنند. شاید با خود فکر کنید یعنی فقط 45 دقیقه در روز کار می کنند و این میزان درآمد دارند؟

در صورتی که آدم های موفق معمولا تایم زیادی کار انجام می دهند. در واقع آدم های موفق  می دانند که با 45 دقیقه کار 650 دلار درآمد خواهند داشت. از این رو این 45 دقیقه را به 10 ساعت کار مفید افزایش می دهند یا به عبارتی به جای سخت کار کردن، کار هوشمندانه انجام می کنند. به عنوان مثال نشست هایی با مدیران ارشد برگزار می کنند، استراتژی های جدید برای بیزینسشان به کار می گیرند و …  این افراد کارهای مثل مذاکرات سطح پایین و  … را به سایر افراد می سپارند و خودشان فقط کارهای مهم را انجام می دهند. بنابراین این شخص با همان 10 ساعت کار به صورت درست و هوشمندانه درآمد خود را چندین برابر افزایش می دهد.

جمع بندی

به طور کلی اگر کارمند هستید و بیزینس خاصی دارید و با 10 ساعت کاردارای 1 میلیون تومن درآمد می باشید. در صورتی که در همان بازه زمانی بتوانید 30 میلیون تومان درآمد کسب کنید در واقع یک کارهوشمندانه انجام داده اید. امیدوارم بتوانید بین این مطالب ارتباط برقرار نمایید و در حوزه ای که مشغول هستید به بهترین شکل ممکن آن را انجام دهید.

با ما همراه باشید می توانید همین الان با ارسال نام و شهر خود به سامانه 10003715 در باشگاه ایرانیان موفق نام نویسی کنید

آکادمی موفقیت

فروش رویایی

فروش رویایی

چگونه فروشی رویایی داشته باشیم؟

با سلام خدمت دوستان عزیز سامان کرمی از آکادمی موفقت ایرانیان هستم و این بار موضوع پولساز فروش را مورد بررسی قرار می دهیم. صاحبان کسب و کارهایی که می خواهند فروش خوبی داشته باشند باید از 7 مرحله فروش عبور نمایند. با ما همراه باشید که با این مراحل آشنا شوید و فروش خود را متحول نمایید.

 فروش دارای مراحل مختلفی است که در زیر به بررسی آن ها می پردازیم.

سوال و سوالات

سوال از اساسی ترین بخش هایی است که منجر به فروش می گردد. سوالات دو دسته هستند:

  • الف) سوالاتی که مشتری از شما می پرسد
  • ب) سوالاتی که شما از مشتری می پرسید

قطعا هر محصول یا خدمت قابل ارائه ای داری ویژگی هایی است اما توجه داشته باشید که ویژگی ها اصلا مناسب یک فروش و فروشنده نیستند. زیرا مشتری خریدار ویژگی ها نیست بلکه او محصولی را می خواهد که بتواند نیازهایش را بر طرف نماید. بنابراین باید به جای بیان ویژگی ها از مزایای برجسته محصول خود صحبت نمایید. دقت کنید که راحتترین راه برای مجاب نمودن یک نفر این است که خودش پاسخ سوالاتش را بدهد نه شما!!!

تفاوت ویژگی ها و مزایا

ویژگی ها و مزایای یک محصول با یکدیگر متفاوت هستند.

فرض کنید که من قصد دارم ماشینی را بفروشم که یکی از ویژگی های مهم آن داشتن موتور کم حجم در حد 1300 سی سی است. این موتور مصرف سوخت کمتری خواهد داشت ویک ویژگی محسوب می شود اما مزیت ماشین کم مصرفی آن می باشد. بنابراین برای اینکه بتوانم نظر مشتری را جلب نمایم روی مزایای ماشین تمرکز می کنم.

من اگر بخواهم ماشینی را به مشتری معرفی کنم گفتگو با مشتری را با این جمله آغاز می کنیم. دیدین  بنزین چقدر گرون شده؟ مشتری نیز جواب می دهد که اره خیلی قیمت بنزین بالا رفته است! در ادامه این صحبت من به مشتری می گویم اتفاقا ماشینی که شما قصد دارید از من بخرید کم مصرف ترین ماشین کمپانی شورلت است و شما از این به بعد می توانید 25 درصد پولی که بابت سوخت پرداخت می کردید  را صرفه جویی نمایید. بنابراین همانطور که می بینید من جمله ام را از یک مبحث شروع کرده و یک سوال پرسیدم و اون ویژگی خاصی که محصولم داشت و می توانست برای مشتری سودمند باشد را به او نشان دادم.

همراه و همسو شدن با مشتری

منظور از همراه و همسو شدن این است که در مقام یک مشاور در کنار مشتری قرار بگیرید. با این تکنیک مشتری دیگر شما را به عنوان یک فروشنده در نظر نمی گیرد و به عنوان دوست خود می داند که قرار است مشکل او را حل نمایید. شاید با خود فکر کنید که مشاوره چه دستاوردی برای من خواهد داشت؟
فرض کنید اگر شما به مشتری مشاوره دهید که با خرید این ماشین در ماه حدود 6 باک کمتر بزنین خواهد زد و صرفه اقتصادی برای او خواهد داشت و او از این موضوع قطعا خوشحال خواهد شد. در واقع شما در مقام مشاوره به فکر مشتری هستید و فقط قصد دارید مزایای محصول خود را به او معرفی کنید و هیچ تصمیمی در رابطه با فروش آن به مشتری ندارید. در صورتی که این مرحله را به درستی انجام دهید قطعا فرآیند فروش به خوبی انجام خواهد شد و مشتری محصول را می خرد.

دریافت نیاز مشتری

یکی از مسائلی که باید در امر فروش به آن دقت نمایید پرسیدن سوالاتی است که پاسخ آن ها به بله و خیر ختم نشود.

به عنوان مثال از مشتری خرید خودرو بپرسید چه انتظاراتی از یک خودرو خانواده دارد؟ مشتری این سوال را قطعا با بله و خیر پاسخ نخواهد داد و توضیح می دهد که مثلا هزینه نگهداری آن پایین باشد، فضای صندوق عقب داشته باشد و … . در این مرحله شما باید بین ویژگی های خودرو و نیازهای مشتری ارتباط برقرار نمایید تا بتوانید بخشی از نیازهای مشتری را رفع کنید. به عنوان مثال اگر یکی از مهم ترین ویژگی های خودرو شما داشتن هزینه نگهداری و سرویس پایین است سعی کنید بیشتر روی آن تمرکز نمایید تا بتوانید یکی از نیازهای مشتری را برطرف نمایید.

بنابراین همانطور که مشاهده می کنید مزایای شما در این است که مزایای محصول خود را به مشتری نشان دهید و تنها بیان ویژگی های محصول نمی تواند به فروش شما کمک کند. به عبارتی می توان گفت مشتریان خریدار مزایا هستند نه ویژگی ها.

سوالات مشتری

رابطه بین مشتری و فروشنده یک رابطه دو طرفه است و پس از آنکه فروشنده یک سری از ویژگی های محصول را که مطابق نیازهای مشتری است را به او معرفی می کند وارد مرحله بعدی فروش می گردد. در صورتی که تمامی مزایای محصول را به مشتری معرفی نمایید به طوری که مشتری احساس کند که با خرید محصول بخشی از مشکلاتش حل می شود محصول شما را خریداری می کند. اما در صورتی که شما این مرحله را نتوانید به هر دلیلی با موفقیت پشت سر بگذارید مشتری سوالاتی را از شما می پرسد و یا اعتراض می کند. این موضوع معمولاً برای فروشندگان اقلام خورد مانند روسری، کت و شلوار و .. اتفاق می افتد.

در واقع علت پرسش های مشتری این است که محصولی که شما ارائه می دهید با محصولات مشابه دارای ویژگی های یکسانی است و می تواند آن محصول را از شخصی دیگر هم خریداری نماید. در چنین مواقعی مشتری شروع به پرسیدن سوالات مختلفی می کند.

توجه داشته باشید سوالات مشتری اگر به درستی پاسخ داده شوند همانند پله هایی هستند که می توانند شما را بالا ببرند و به هدف نهایی برسانند.  به عنوان مثال در فروش یک ماشین معمولا مشتری سوالاتی مختلفی مانند قیمت ماشین چقدر است؟ بیمه دارد؟ تصادف داشته ؟ و … می پرسد.

 در ذهن تمامی افراد هفت مرحله ذهنی در رابطه با تصمیم گیری برای خرید یا عدم خرید یک محصول وجود دارد.  معمولاً این سوالات در 90 درصد مواقع 7 الی 8 مورد بیشتر نیستند. در صورتی که مشتری تمامی سوالات خود را بپرسد و پاسخ بگیرد فرآیند فروش تکمیل می شود. نکته ای که فروشندگان باید به آن توجه داشته باشند این است که تعداد سوالات زیاد نیست و نباید عصبانی شوند و فکر کنند که مشتری قصد خرید ندارد، زیرا فردی که قصد خرید ندارد سوال نمی پرسد و زمان و انرژی صرف نمی کند.
به طور طبیعی 99 درصد مواقع مشتریانی که سوال می پرسند قصد خرید دارند و اگر فروشنده صبر کند و به این سوالات پاسخ دهد این سوالات در نهایت تمام خواهد شد زیرا هر محصول نهایتا 10 ویژگی یا مزیت مهم بیشترندارد که بخواهد نظر مشتریان را جلب نماید و برای آن ها مهم باشد. بنابراین اگر شما به عنوان فروشنده وقت بگذارید و ویژگی هایی که مشتری نیاز دارد را به او معرفی کنید خرید انجام خواهد شد.

نکته : بخش پاسخ سوالات به مشتری بسیار اهمیت دارد  و معمولاً مشتری چند سوال از فروشنده می پرسد البته ممکن است گاهی اوقات به صورت اعتراض باشد که در چنین شرایطی نیز باید باز هم فروشنده باید مشتری را دوست داشته باشد و به اعتراضات او رسیدگی کند زیرا فروشنده ضرر می کند و باید دوباره مشتری جدیدی پیدا کند.

 

نحوه پاسخگویی به اعتراضات مشتری

رسیدگی به اعتراضات مشتری بسیار اهمیت دارد و باید به نحوی مشتری را متقاعد نمایید تا فرآیند فروش به درستی صورت گیرد. به عنوان مثال اگر مشتری به شما می گوید که محصول شما گران یا بی کیفیت است اصلا نباید جبهه بگیرید و باید در نقش مشاور به صحبت کردن با مشتری بپردازید. محصول شما قطعا 10 الی 20 ویژگی و مزایا دارد و مشتری ممکن است فقط از یک الی دو مورد آن شاکی باشد نه محصول شما به طور کامل.
ساده ترین راهکار در چنین مواقعی این است که به مشتری بگویید شما جای من الان چیکار کنیم؟ وقتی چنین برخوردی نشان می دهید مشتری متوجه می شود که برای او ارزش قائل شده اید و راحت تر می توانید با او ارتباط برقرار نمایید تا به اعتراضات او پاسخ دهید. مرحله بعدی وارد شدن به ارتباط دوستانه با مشتری است. به عنوان مثال به او یک کاتالوگ بدهید، چایی بریزید و … . بنابراین در صورتی که به مولفه های ذهنی مشتری پاسخ دهید به راحتی می توانید از این مرحله هم عبور نمایید.

فروش یعنی چه؟

خیلی از افراد تصور می کنند که فروش یعنی کالایی را ارائه دهند و پولی را بابت آن دریافت کنند و  کالا یا محصول حتما باید خیلی خوب باشد که بتوانند از فروش خوبی برخوردار شوند. اما افراد زیادی وجود دارند که با وجود داشتن یک محصول عادی از فروش بسیار خوبی برخوردار می باشند. تفاوت این دو چیست؟  شخصی که از فروش خوبی برخوردار است علاوه بر داشتن تجربه و مهارت از تکنیک های فروش و نحوه برقراری ارتباط درست با مشتری اطلاعات کافی دارد و تمامی این مراحل را به درستی انجام می دهد. اما شخصی که فروش کافی ندارد نصف بیشتر این مراحل را طی نموده ودر قسمت قطعی کردن فروش به خوبی عمل ننموده که این مراحل منجر به فروش نشده است. توجه داشته باشید که پاسخ ندادن به برخی سوالات مشتری موجب عدم اطمینان خواهد شد و فرآیند فروش ضعیف می شود.

بنابراین اگر فکر می کنید احتیاج دارید که درصدهای مهم زندگی خود را بهبود دهید قطعا با نتایج شگفت آوری روبرو خواهید شد.
با ما همراه باشید

آکادمی موفقیت ایران

کلینیک کسب و کار

کلینیک کسب و کار

تفاوت این موارد را بدانیم تا موشکی پولدار شویم

اینبار با موضوع بسیار جذاب کلینیک کسب و کار  در خدمت شما هستم. اگر می خواهید با کلینیک کسب و کار، تفاوت های آن با مشاوره کسب و کار و نحوه بهبود شرایط شغلی به کمک کلینیک کسب و کار بیشتر آشنا شوید پس تا پایان با ما همراه باشید.

آشنایی با کلینیک کسب و کار

برای درک و شناخت بهتر یک کلینیک کسب و کار و خدماتی که ارائه می دهد بهتر است با مثال کلینیک دندانپزشکی به بررسی آن بپردازیم. کلینیک دندانپزشکی یکی از مراکزی است که معمولاً تمامی افراد هر چند مدت یکبار به آن مراجعه می کنند. در زمان مراجعه به کلینیک دنداپزشکی پس از معاینه ممکن است دندان شما سالم باشد و هیچگونه مشکلی نداشته باشد، اما در صورتی که مشخص شود دندان شما دچار پوسیدگی و خرابی شده باید با پیشنهادهایی که ارائه می شود دندان را پر کنید، عصب کشی نمایید و یا بکشید که هزینه هر کدام متفاوت است. یک کلینیک کسب و کار نیز همانند کلینیک دنداپزشکی از بخش های مختلفی تشکیل شده که هر بخش خدمات متفاوتی را ارائه می دهد.

نحوه عملکرد کلینیک کسب و کار

کلینیک کسب و کار پذیرای تمامی افراد می باشد و همه صاحبان کسب و کار و سایر افراد می توانند به کلینیک های کسب و کار مراجعه نمایند واز تکنیک ها و راهکارهایی که کلینیک ارائه می دهد استفاده نمایند. روش های مختلفی برای برقراری ارتباط با کلینیک کسب و کار وجود دارد مانند تماس تلفنی، ارسال پیامک، مطالعه محتوای وب سایت کلینیک و…

هنگامی که شما به کلینیک مراجعه می کنید مجموعه کلینیک با بررسی بیزینس شما مشخص می کند که آیا نیروهای کسب و کارشما متخصص هستند؟ آیا کسب و کار از نقطه درستی استارت خورده؟ آیا نشان درستی برای آن انتخاب شده است یا خیر؟ به این ترتیب شما متوجه خواهید شد که نقاط ضعف و قوت کسب و کارتان کجاست. بنابراین اگر برای مشاوره با کلینیک کسب و کار تماس بگیرید کارشناسان کلینیک ما کانال تلگرامی، پیج اینستاگرام، سایت. در صورت حضوری بودن کسب و کار شما شرایط آن را بررسی می کنند و راهکارهای اجرایی لازم را ارائه می دهند.

چرا لازم است به کلینیک کسب و کار مراجعه کنیم؟

همانطور که توصیه می شود هر شش ماه یکبار به دندانپزشکی بروید تا از وضعیت سلامت دندانهایتان آگاه شوید و در صورت خراب بودن زودتر به درمان آنها بپردازید تا درد کمتری را تحمل کنید و مجبور به پرداخت هزینه زیادی نشوید.
در کلینیک های کسب و کار هم همین شرایط وجود دارد، یعنی هر کسب و کاری می تواند درگیر مشکلاتی شود. از جمله این مشکلات می تواند کمبود نقدینگی، بازدهی نامناسب، مجهز نبودن به یک سیستم ارتباط با مشتری مناسب، از دست دادن مشتری، جذب مشتری و … اشاره نمود.

در صورتی که فرد چه سریعتر برای رفع این مشکلات به کلینیک کسب و کار مراجعه نماید قطعاً بهتر می تواند روند کاری کسب و کار خود را با استفاده از پیشنهادات کلینیک تغییر دهد و روند رو به رشدی را در پیش بگیرد. موارد بسیاری وجود دارد که فرد پس از گذشت مدت زیادی برای نجات کسب و کار خود به کلینیک های کسب و کار مراجعه کرده و به دلیل حجم انبوه مشکلات و نقاط ضعف کار عملا نمی توان کاری برای بهبود اوضاع کسب و کار انجام داد. مانند زمانی که فرد خیلی دیر به دندانپزشکی مراجعه نموده و دندان کاملا خراب شده و مجبور به کشیدن آن و تحمل درد بیشتر می باشد.

استفاده از خدمات کلینیک کسب و کار

پس از مراجعه به کلینیک کسب و کار و انجام بررسی های لازم و مشخص شدن عیوب و نقاط ضعف و قوت کسب وکار نوبت به مرحله رفع آن مشکل با استفاده از پیشنهادهای ارائه شده از سوی کلینیک کسب و کار می گردد. مجموعه کلینیک پس از بررسی شرایط کسب و کار شما می تواند پیشنهادات های بسیار جذاب و کاربردی داشته باشد که از جمله آن می توان به تبلیغات در وب سایت، تبلیغات در گوگل، ایجاد فروشگاه اینترنتی، سئو و یا هر اقدام دیجیتال دیگری اشاره کرد. هر یک از این نوع تبلیغات هزینه های متفاوتی دارند که شما می توانید با توجه به بودجه و بخش های مالی که برای این کار در نظر گرفته اید استفاده از این تبلیغات را اولویت بندی کنید. برای اجرایی نمودن هر کدام یک بازه زمانی مشخص را اختصاص دهید. با اجرایی نمودن پیشنهادات کلینیک شاهد افزایش درآمد و نقدینگی حاصل از آن خواهید بود و می توانید مجدداً بخشی از درآمد خود را به  پیشرفت و توسعه کسب و کار خود اختصاص دهید.

تفاوت کلینیک کسب و کار و مشاوره کسب و کار

همانطور که در با مراجعه به کلینیک دندانپزشکی پس از تشخیص مشکل بیماری دهان و دندان شما تمامی اقدامات لازم مانند عصب کشی، پر شدن و … انجام می شود. در کلینیک های کسب و کار نیز همین پروسه طی می شود. یعنی زمانی که فردی برای مشاوره و حل مشکل کسب و کار خود به کلینیک مراجعه می کند تیم تخصصی کلینیک که در زمینه بررسی کسب و کارها فعالیت دارند به تحلیل کسب و کار او می پردازند و یا حتی مواردی که فرد می خواهد به تازگی کسب و کار جدیدی را استارت بزند و تا کنون هیچگونه اقدامی را انجام نداده باشد، کلینیک نقاظ ضعف کار و مشکلات آن را می یابد و راهکارهایی با کمترین هزینه ممکن که قابلیت اجرایی نمودن داشته باشد را ارائه می هد.

در صورتی که مشاوره کسب و کار با بررسی عیوب کسب و کار شما فقط به شما راهکارهایی مانند طراحی  یک وب سایت خوب و … را ارائه می دهد و هیچگونه اطلاعاتی در رابطه با اجرایی نمودن این راهکارها ارائه نمی دهد. به عنوان مثال فردی که هیچ دانشی در رابطه با طراحی سایت ندارد در واقع نمی داند که چه فرآیند طولانی را باید طی نماید و اطلاعاتی در رابطه بهترین طراح سایت، نحوه عقد قرار داد با او، امکاناتی که سایت نیاز دارد و … ندارد.
بنابراین می توان گفت با مراجعه به کلینیک کسب و کارمشکلات کسب و کار پیدا می شود، راهکارهایی متناسب با آن پیشنهاد می گردد و بهترین راهکارها اجرایی و عملی می شوند. در واقع کلینیک  نتایج حاصل از راهکارهای پیشنهادی خود را تضمین می کند و قطعا با تفاوت های بسیار اندکی کسب و کار به نتیجه مورد انتظار دست خواهد یافت.

کانون های تبلیغاتی

برخلاف کلینیک های کسب و کار و مشاوره های کسب و کار، کانون های تبلیغاتی تنها بر روی انواع تبلیغات تمرکز دارند و به شما روش های تبلیغاتی به منظور پیشرفت و توسعه کسب و کارتان پیشنهاد می کنند، این تبلیغات می تواند بنری، تلویزیونی و … باشد و در انتها بازدهی تبلیغات و میزان سود شما و میزان تاثیر لازم را در رونق کسب و کارتان دارد یا خیر،هیچگونه ارتباطی با کانون تبلیغاتی ندارد!!
کانون تبلیغاتی هیچگونه مسئولیتی در قبال آن نخواهد داشت. بنابراین توصیه می شود که در انتخاب کانون تبلیغاتی بیشتر دقت کنید و سعی کنید که کانونی را انتخاب نمایید که رزومه کاری درخشانی داشته باشد، در واقع این همان تفاوت کانون تبلیغاتی در مقایسه با کلینیک کسب و کارمی باشد.

حرف آخر

کلینیکهای کسب و کار در مقایسه با مشاوره های کسب و کار و کانون های تبلیغاتی می توانند انتخاب های مناسب تری جهت مشاوره و راه اندازی یک کسب و کار باشند. کلینیک ها تمامی جوانب کار را به درستی می سنجند و راهکارهایی در زمینه های مختلف مانند تامین مالی، تامین نیروی انسانی، نحوه فروش، نحوه مشتری مداری، نحوه انبار داری و … ارائه می دهند و کمک  می کنند که فرد بتوانند با اجرایی  نمودن این راهکارها کسب و کار خود را رونق بخشد و توسعه دهد.

آکادمی موفقیت ایران

فروش دروازه ثروت

فروش دروازه ثروت

فروش دروازه ثروت

چطور در مدت کوتاه تر درآمد خود را بیشتر کنم؟

سلام خدمت تمامی کاربران گرامی، سامان کرمی هستم ازآکادمی موفقیت ایران. دریافت پیام های متعددی از فارغ التحصیلان رشته های مختلف مانند برق، شیمی، مکانیک و …که از شرایط کاری خود ناراضی هستند و یا کاری برای انجام دادن ندارند، همچنین پیام هایی با مضمون نداشتن علاقه به حیطه کاری و یا بهره مالی پایین موجب شد که تصمیم بگیریم مطالبی در رابطه با مبحث فروش و اصلی ترین مولفه زندگی یعنی ” پول بیشتر به تحلیل این موضوع بپردازم.

 آموزش به دست آوردن پول

پول اصلی ترین مولفه های زندگی هر انسانی است. اما متاسفانه از بدو ورود به مدرسه تا دانشگاه از موضوعات مختلفی مانند دین، تاریخ، دیفرانسیل و … صحبت می شود ولی هیچگونه آموزشی در خصوص پول و چگونگی به دست آوردن آن ارائه نمی شود. واقعا پول مورد نیاز انسان ها قرار است از کجا به دست آن ها برسد؟

برای رسیدن به این هدف حتما باید در خصوص تولید پول و سرمایه گذاری و همچنین افزایش سطح مالی آموزش هایی در دوران تحصیل ارائه گردد.

چرا به دست آوردن پول در دانشگاه ها آموزش داده نمی شود؟

با وجود آنکه در تمامی رشته ها باید مباحثی را به نحوه تولید پول اختصاص دهند اما فقط در رشته هایی مانند مدیریت مالی، حسابداری، مدیریت منابع انسانی و … که به پول مربوط می شوند به مدیریت پول  و مدیریت هزینه ها پرداخته می شود.  در واقع دانشجویان برتر فارغ التحصیل این رشته ها نهایتا می توانند به یک مدیر هزینه موفق تبدیل شوند (IranSuccess.Com) اما نمی توانند مدیر درآمد خوبی باشند.

مدیریت درآمد ژنتیکی است یا اکتسابی؟

مدیر هزینه و مدیر درآمد کاملاً با یکدیگر متفاوت هستند. یک مدیر هزینه خوب باید مراحل بسیاری را طی کند تا بتواند به یک مدیر درآمد تبدیل شود.

در این رابطه مصاحبه های بسیاری با افراد ثروتمند دنیا مانند دونالد ترامپ انجام شده که چطور خود یا اجدادشان به این ثروت دست یافته اند؟ پاسخ افراد ثروتمند به این سوال پاسخی غیر قابل باور است. آن ها معمولاً می گویند که این امر ژنتیکی است. درصورتی که کاملاً نادرست است و اصلا موضوعی تحت عنوان آموزش ژنتیکی وجود ندارد.

اگر زندگینامه تعدادی از افراد موفق دنیا را مطالعه کنید می بینید که برخی از آن ها در نسل های قبل خود ثروت چندانی نداشته اند  و از یک برهه زمانی ثروت اندوزی آن ها آغاز شده است. مانند جناب ادیسون که در خانواده ای فقیر بزرگ شد که اوضاع مالی نامناسبی داشتند اما با آموزش، پشتکار و تلاش خود توانست به یکی از ثروتمند ترین افراد آمریکا تبدیل گردد. بنابراین همانطور که متوجه شدید مدیریت درآمد اکتسابی است نه ژنتیکی.

یادگیری مدیریت درآمد

این سوال ممکن است برای افراد زیادی به وجود آید که چگونه مدیریت درآمد را فراگیریم در صورتی که آموزشی در این رابطه ندیده ایم؟

اولین تصوری که در این زمینه وجود دارد آن است که در یک حوزه مانند تعمیرات کامپیوتر و … متخصص شویم و با ارائه خدمات به دیگران پول دریافت کنیم، که کاملا درست است.

در واقع یکی از 16 اصل اساسی دوره های بیاندیشید و ثروتمند شوید نیز ” تخصص” است. اما متاسفانه مشکلی که در این زمینه وجود دارد آن است که در هیچ کدام از دانشگاه های ایران و حتی خارج از ایران آموزش هایی در رابطه گران تر، در دسترس تر، یا به عبارتی در سطح بالاتر ارائه دادن تخصص داده نمی شود که افراد بتوانند تخصص خود را فراگیرتر عرضه نمایند.

به طور کلی ما برای داشتن درآمد به تخصص نیازمندیم و هرگز نمی توانیم به صورت اتفاقی پولی را به دست آوریم. تفاوتی ندارد که کارمند باشیم یا کارگر در هر صورت باید متخصص باشیم که پولی به ما داده شود و به میزانی که در حوزه خود تخصص بیشتری داشته باشیم قطعا درآمد بیشتری خواهیم داشت. 

ادامه تحصیل دهیم یا نه؟

یکی از سوالاتی که ممکن است در ذهن افراد مختلفی شکل بگیرد این است که ادامه تحصیل چه میزان سطح درآمد ما موثر است؟

در پاسخ به این سوال باید گفت که تخصص ربطی به تحصیلات ندارد. به عنوان مثال فردی که با مدرک کارشناسی یا کارشناسی ارشد توانایی مدیریت یک کارخانه 2000 نفره را دارد قطعاً دارای مهارت و تخصص بیشتری است نسبت به فردی که با مدرک دکتری (PHD) در یک آموزشگاه تدریس می کند. بنابراین برای داشتن درآمد بیشتر نیاز است که تخصص خود را عمیق تر کنید.

تفاوتی ندارد که تخصص شما در چه زمینه ای است. فردی را در نظر بگیرید که نویسنده است. این فرد اگر 100 صفحه مطالب سطحی  با موضوعات پراکنده بنویسد و به عبارتی نوشته های او عمیق نباشد نمی تواند درآمد و بهره مالی خاصی از این کار داشته باشد. در صورتی که اگر زمان بیشتری صرف کند و مطالب تخصصی تری بنویسد حتی می تواند یک مولف کتاب شود و بهره مالی بسیار مناسبی داشته باشد. بنابراین فردی که دارای تخصص سطحی است اگر تخصص خود را عمیق تر نمایند قطعا می تواند به بهره مالی بیشتر برسد.

چگونگی فراگیر شدن و ارائه تخصص به دیگران

نحوه ارائه تخصص به دیگران و فراگیر شدن آن بسیار اهمیت دارد. به عنوان مثال چه کارهایی می توانید انجام دهید تا تخصص خود را به دیگران ارائه دهید؟ تکنیک هایی که استفاده می کنید و کارهایی که انجام می دهید  تا خدمات بیشتری را ارائه دهید بسیار اهمیت دارد. به عنوان مثال می توانید مانند مک دونالد نیروهایی را آموزش دهید و شعبات مختلفی راه اندازی کنید و ثروتمند شوید.

بنابراین برای ثروتمند شدن باید تخصص داشته باشید و فروش مهم ترین تخصص برای پولدار شدن می باشد. به طوری که اگر فروش از چرخه زندگی هر فردی حذف شود قطعا نمی تواند پولدار شود.

ما باید بفروشیم تا به ثروت دست یابیم. اما ممکن است که کارمند اداره ای مانند اداره آموزش پرورش بگوید من چیزی برای فروش ندارم، چگونه بفروشم؟ یک معلم می تواند اطلاعات بفروشد و به میزانی که در حوزه علمی خود تخصص بیشتری داشته باشد قطعاً می تواند درآمد بیشتری داشته باشد. بنابراین معلم می توانید از طریق برگزاری کلاس های خصوصی و یا ارائه جزوه درآمد از فروش برسد.

همانطور که اشاره کردیم یکی از 16 اصل بیاندیشید و ثروتمند شوید تخصص است و بدون تخصص و با استفاده از قانون جذب و… نمی توان ثروتمند شد.

تداوم آموزش و یادگیری

همان اندازه که داشتن تخصص اهمیت دارد، استمرار آموزش و یادگیری تخصص نیز نباید متوقف شود. برند های بسیاری وجود دارد که طی چند سال به خوبی می درخشند اما ناگهان ناپدید می شوند، در واقع چنین برندهایی تخصص خود را بروز نمی کنند و چرخه یادگیری مستمر را قطع می کنند.

جهان در حال پیشرفت است و موفقیت نیز همانند یک جاده سر بالا با شیب ملایم می باشد و به میزانی که ما بتوانیم در این جاده سر بالا حرکت کنیم و تخصص خود را بروز کنیم رشد خواهیم داشت. اما به محض متوقف نمودن یادگیری نمی توانیم با جهان همگام شویم و به عبارتی جا می مانیم . پس برای آنکه بتوانیم ثروتمند شویم باید سه اصل زیر را به خاطر بسپاریم.

  • متخصص شدن
  • یادگیری فروش
  • استمرار در یادگیری آموزش و تخصص

بنابراین اگر می خواهیم روند روبه رشدی داشته باشیم  تا پایان عمر با ما همراه باشد باید به مصرع  ” زگهواره تا گور دانش بجوی” عمل نماییم.

چگونه افراد غیر متخصص وارد مسیر کسب درآمد شوند؟

افرادی که هیچگونه تخصص ویا سابقه کاری ندارند و می خواهند وارد مسیر کسب و کار شوند باید دقت کنند که هر چقدر پول درشت تر و گردش مالی بیشتر باشد قطعا سود بیشتری نیز خواهد داشت. به عنوان مثال اگر فردی بتواند منزلی به قیمت ده میلیارد تومان را بفروشد سود حاصل از این معامله 100 میلیون تومان خواهد بود. حال اگر فردی بخواهد کتاب بفروشد چون دارای قیمت پایین تری است فروش راحت تر و سود حاصل نیز کمتر می شود.

در این میان افرادی وجود دارند که نه پول دارند نه تخصص. آیا چنین افرادی باید پولدار شدن را فراموش کنند؟

در پاسخ به این سوال باید گفت بهتر است این افراد نزد فردی که در یک صنف مشغول به کار است در کنار او کار کنند و در فروش نیزبه او کمک کنند. به عبارتی در کنار یادگیری تخصص به امر فروش نیز بپردازد. در واقع با این کارمی توانند نیازهای مردم را بشناسند و متناسب با آن ها برای کسب درآمد تلاش کنند.

سخن پایانی ثروت سازی

همانطور که متوجه شدید قلب تپینده هر کاری فروش است، زیرا با حذف فروش از هر چرخه کاری آموزش، رشد و سود آوری متوقف خواهد شد. بنابراین اگر می خواهید فروش داشته باشید و ثروتمند شوید در هر جا و مکانی که هستید فقط به فروش و ایده های فروش بیشتر بیاندیشید تا بتوانید سود مالی خود را افزایش دهید. بنابراین هرگز نمی توان یک شبه سود مالی خود را افزایش داد بلکه نیاز به طی نمودن پروسه ای طولانی می باشد تا رشد کنید وبه میزان درآمد مورد نظر خود برسید.

با ما همراه باشید.

آکادمی موفقیت ایران

چگونه نقطه ضعف خود را به نقطه قوت بدل کنیم؟

چگونه نقطه ضعف خود را به نقطه قوت بدل کنیم؟

چگونه نقطه ضعف خود را به نقطه قوت بدل کنیم؟

(بر اساس داستان واقعی)

سلام سامان کرمی هستم از آکادمی موفقیت ایران، در این پست قصد دارم داستانی در رابطه  با نقاط ضعف و تبدیل آن ها به نقاط قوت با شما به اشتراک بگذارم. در هر انسانی نقاط ضعف و قوت بسیاری وجود دارد. شناخت نقاط ضعف و توجه به آن ها و نیز انجام کارهایی در جهت از بین بردن این نقاط ضعف می تواند تاثیر مهمی در موفقیت افراد در زندگی و تبدیل نقاظ ضعف به قوت داشته باشد. با مطالعه این مطالب شما می آموزید که چگونه یک معضل سطح پایین و ابتدایی می تواند موفقیت شما را در پی داشته باشد، پس تا پایان با ما همراه باشید.

 

چگونه خوش نویس شدم؟

سال ها پیش که دانشجو بودم همانند بسیاری از آقایان دیگر خط خوبی نداشتم! در واقع این موضوع اصلاً برایم اهمیتی نداشت. تا اینکه یک روز که سر کلاس با بی حوصلگی تمام مشغول نوشتن مطالبی که استاد تدریس می کرد بودم یکی از همکلاسی های خانم که در ردیف پشت سر من نشسته بود از من دفترم را خواست تا بخش هایی که جا مانده و نتوانسته است بنویسد را تکمیل کند. اما پس از چند دقیقه صداهای خنده و پچ پچ از ردیف های عقب به گوش من می رسید و کاملاً در جریان بودم که دلیل خنده ها و صداها دست خط ناخوانا و بدم بود و این مسئله خیلی برای من سخت بود بود. همین مسئله موجب شد که تصمیم بگیرم  روی خطم کار کنم.

شروع تمرین خطاطی

تصمیمم برای آموزش خط کاملا جدی بود! با یکی از دوستانم که کلاس خط می رفت در میان گذاشتم. او به من گفت که حتما باید به انجمن خوشنویسان مراجعه کنم و نوشتن را آغاز نمایم. در آن موقع من زمان کافی و شرایط مالی مناسبی برای شرکت در کلاس خط نداشتم، به همین علت یک کتاب  به نام “تعلیم خط” را از او به امانت گرفتم تا خودم برای رسیدن به هدفم تلاش کنم. با توجه به اینکه معلمی نداشتم مرتبا سرمشق های کتاب را تمرین می کردم تا اینکه پس از 2 الی 3 ماه خطم همانند بقیه خوانا شد و کتاب را پس دادم! اما همچنان تمرینات خط و خوش نویسی را ادامه می دادم. این روال آنقدر ادامه پیدا کرد که پس 8 الی 10 ماه دیگر به یکی از سرگرمی های هر روزه من تبدیل شده بود و صرفا برای بهتر شدن خطم نوشتن را ادامه نمی دادم.

تغییر از حالت نا مطلوب به مطلوب