دوره موفقیت آکادمی

دوره های موفقیت و کلاس های موفقیت

دوست عزیزم سلام، با نکته ای بسیار کلیدی، حساس و مهم در خدمت شما هستیم

چرا از کلاس ها و دوره های موفقیت نتیجه نمی گیریم؟

ما این همه کلاس های موفقیت، سمینار ها، دوره های انگیزشی، دوره های مربوط به دستیابی سریع به موفقیت و هدف را داریم سپری می کنیم. اما نتیجه نمی گیریم و نتیجه ای که گرفته میشه بسیار ضعیف هست، غالبا جمله ی معروفی رو میگن (همون که به ناپلئون هیل هم گفتن) : اینها همش کلاهبرداریه، اینها همش مردم رو گول زدنه و …

چرا بعضی ها نتیجه می گیرند بعضی ها سمینار های زیادی شرکت نکردند و حتی یک سمینار، اصلا نمیدونند سمینار چیه و به موفقیت های بسیار بزرگی رسیدند؟ همین الان دارن به موفقیت هایی می رسند. کجای کار می لنگه که درصد بسیار پایینی از افرادی که در دوره، سمینار و کلاس شرکت می کنند نتیجه می گیرند.

دوره ای که میگم منظور دوره ی آقای سامان کرمی نیست منظور دوره ی تمام مدرسین داخل و خارج از ایرانه. این رو تعمیم ندید که دوره ی آقای کرمی ضعیفه یا دوره ی آقای کرمی قویه! صرفاً یک شخصی هستم که به شما فقط اطلاعات میدم، این که چطور از این اطلاعات استفاده کنید برمیگرده به شخص شما.

خیلی از افراد موفق هیچ دوره ای شرکت نکرده اند!

یکی از بخش هایی که آخر سمینارها از من پرسیده می شود که من فلان شخص موفق را میشناسم اما دوره و سمینار شرکت نکرده. تا سی چهل سال پیش داخل همین دانشگاه هایی که الان من و شما تدریس می کنیم، تحصیل می کنیم سمیناری برگزار نمی شد. هیچ دوره ای به جز سرفصل های آموزشی تدریس نمی شد. خوب در همون زمان ها یه سری افراد موفق بودند. افرادی که من براتون نمیخواد مثال بزنم نمونش رو خودتون تو ذهنتون داشتید در زمینه موسیقی، سینما، ثروت آفرینی، ورزش و …

همه ی این افراد گزینه ی اول بیش از سایر افراد در زمان خودشون دانش و تخصص داشتند.

من بهتون قول میدم این گزینه اوله! ممکنه شما سمینار نروید و کتاب بخوانید. کتاب نخونید! اما یک مرشد (مربی) و یک راهنمای خوب داشته باشید یا یک کسی رو داشته باشید که ازش الگو برداری کنید. یا این که نحوه ی رسیدن آموزه ها به شما از طریق مشاهده مستقیم باشد. باید اطلاعات رو دریافت کنید. که بتوانید استفاده کنید. گروه خیلی خیلی اندکی هم از بازاری ها و اونهایی که موفقیت های بسیار چشمگیری رو داشتند، از طریق آزمون خطا و استارت کسب و کار در کودکی موفقیت خود را در سنین بالا بدست آورده اند.

زمان بر بودن موفقیت بدون آموزش با آزمون و خطا

یک فردی توی پنج، شش سالگی وردست پدرش یا آشنایی، کسی تو بازار کار کرده، تجربیاتش توی یک زمینه ی خاص تا بیست و پنج سالگی کامل شده یعنی بیست سال تجربه ی مفید. درخشش کسب و کارش بوده و بیست سال هم به صورت درخشان کار کرده توی سن چهل و پنج، پنجاه سالگی توی یک نقطه ی اوج بسیار بالا بوده که شما این فرد رو به عنوان یک اسطوره در ورزش، یا کسب و کار پیدا می کنید می شناسید.

چرا سمینار و کلاس های حضوری موفقیت رو از افراد موفق توصیه می کنند؟

وقت نداریم آزمون و خطا کنیم بیست سال زمان بگذاریم. میخواهیم ظرف چند سال به نقطه اوج برسیم. چند سال در نقطه  اوج کار کنیم و به صورت اون ایده آلی که توی ذهن ما هست به موفقیت برسیم. این جواب سوالیست که پس چرا نمیشه پس چرا این برای من جواب نمیده راهکار کجاست؟ باید بهتر از دیگران یا بیشتر از دیگران اطلاعات داشته باشیم. این مرحله ی اوله.

حضور در دوره و کلاس موفقیت برای رسیدن به گام تغییر پذیری

مرحله ی دوم قابلیت تغییر: یعنی چقدر اطلاعات گرفتم، چقدر می تونم خودم را تغییر بدم. عالم بی عمل به چه ماند به زنبور بی عسل! هیچ فرقی نمیکنه شما صد تا کتاب بخونید و بهش عمل نکنید و یک کتاب هم نخونید باز بهش عمل نکنید… در نتیجه حالت دوم که هیچ کتابی رو نخونید شاید براتون بهتر باشه چون زمانتون رو هدر ندادید … به جای صد تا کتاب پانصد ساعت از عمرتون رو درکنار یک فرد قرار می گرفتید. نکته های کاربردی را مشاهده می کردید.

پس یادتون باشه اگر قابلیت تغییر در خودتون ایجاد نکنید انتظار دستاورد متفاوتی تو زندگیتون  نداشته باشید.

سخت ترین کارها و اعمال برای انسان ها دو چیز هست یکی فکر کردن هست و یکی تغییر کردن.

دوتا از عوامل دشوار برای انسان هاست و هرچقدر ما توی روزمرگی غرق میشیم هرچقدر ما توی زندگی ماشینیمون قرار میگیریم قابلیت تفکر کردنمون کمتر میشه و هرچقدر تکرار زندگی روزمرمون یکنواخت تر میشه بعضیا بهش میگن انضباط شخصی اما افراد خیلی موفق این انضباط شخصی رو به این صورت که شما مد نظرتون هست ندارند.

مثال بزنم دو روز در هفته در نظر گرفتم برای تفریح و ایجاد تنوع، اما این تفریحات اسم روشون گذاشته نشده ممکنه من استخر و شنا رو انتخاب کنم، ممکنه جنگل رو انتخاب کنم ممکنه رفتن به یک موزه یا یک بخش تاریخی … تنوع توی این بخش خیلی زیاده پس اینکه انضباط شخصی داشته باشید با اینکه تکرار پذیر باشید متفاوته.

زمان رو برای ورزش درنظر بگیرید اما این زمان دقیقا هر روز ساعت دو بعدازظهر باشه یا چهار بعدازظهر باشه میتوانید یک شب مثلاً یازده تا دوازده شب ورزش کنید ولی این که توی اون روز زمان ورزش رو لحاظ کردید اینه که هم قدرت انضباط شخصی رو برای شما افزایش میده و هم گزینه دوم تغییر رو برای شما آسون میکنه و اینها باهم منافاتی ندارند.

فقط دو درصد افراد فکر میکنند شما جزو اون دو درصد باشید

همین الان گوشی موبایلتون یا چیزهایی که ممکنه حواستون رو پرت کنه رو کنار بگذارید و چند لحظه فکر کنید. واقعاً میگم فکر کنید حالا به هرمسئله ای که خودتون دوست داشتید. میفهمید که فکر کردن چقدر کار دشواریست!
قسمت دوم تغییر هست. دوست عزیزی که این مطالب رو شنیدی از فردا یک مدل دیگه لباس بپوش کت شلوار بپوش کروات بزن اگر محیط کارت رسمی هست. تا انجا که میتوانید ایده آل برید سرکار، ایده آل رفتار کنید. به عنوان یک تمرین کوچیک بهتون ارائه شد.

پس یک منبع برای دریافت اطلاعتتون باید پیدا کنین که این منبع دارای دستاورد باشه و منبعتون رو عوض نکنید. تغییر منبع باعث میشه که اطلاعاتی گاها متضاد به شما داده بشه راجع به این کامل تضاد اطلاعاتی صحبت کردیم. یک شخصی میگه  شما باید اینجوری اهدافت رو بنویسی یه شخصی میگه نه شما باید اینجوری اهدافت رو بنویسی جالب اینجاست به زندگی همون اشخاص از نزدیک آشنا میشی میفهمی که هیچ کدومشون اصلا به اهدافشون نرسیدن چه حالت اول چه حالت دوم پس باید هدف گذاری رو از شخصی یاد بگیرین که خودش به اهدافش رسیده و شما دستاورد هاشو ببینید.

جزو درصد اندک افراد موفق باشیم!

فقط چهار صدم درصد از افرادی که توی سمینارها شرکت می کنند افراد فوق العاده ای میشن، یعنی اگر دوهزار نفر آدم یه سمینار رو شرکت میکنن یک دوره ای رو شرکت میکنن یک نفرشون از استاد هم بهتر میشه! اگه میخواید جزو این چهارصدم درصد باشید اگه میخواید جزو نخبه ها باشید. ازتون یه خواهش دارم تمریناتی رو که توی کلاس ها گفته میشه به صورت کامل انجام بدید. قول میدم اگه فقط یه جلسه اومدید سمینار، دوره یا کلاس و به اندازه ی یه تمرین و یه نکته با ما همراه بودین به اندازه همون تغییر پیشرفت رو تو زندگیتون حس میکنید.

کلاه خودتون قاضی کنید می فهمید که هر یه موضوع و هر یه تمرین چقدر تغییر توی زندگیتون ایجاد خواهد کرد. گیر کار کجاست؟ گیرکار تو این دو تا نکته بود تفکر و تغییر پذیری این دوتا را تمریناتش رو بهتون دادیم و روش صحبت های زیادی کردیم توی دفترچه تمرین هم تمریناتش به اون افراد و عزیزانی که شرکت کردن توی کلاس ها داده شد.

اگر دوست دارید عضو کلوپ ایرانیان موفق بشید نام و نام خانوادگیتون رو به 10003715 پیامک کنید یا در وبسایت ما : iransuccess.com ثبت نام کنید از اطلاع رسانی های ما برای شرکت در دوره ها، همایش ها و سمینار ها بهره مند بشید، منتظر دیدنتون توی جایگاه هایی که لیاقت شماست در قله های موفقیت هستم.

گوش نیوش (MP3) همین فایل مخصوص استفاده صوتی در تلگرام

دوستدار شما سامان کرمی

هدف گذاری

هدفگذاری در کسب و کار و زندگی

کشف باور های فردی

دوستان عزیز سلام نکته بسیار کلیدی و طلایی در زندگی وجود دارد و آن نکته هدف است. این سوال پیش می آید که ما این را می دانستیم. اما در برنامه ریزی و موفقیت خیلی از ما انسان ها مسیر را با هدف اشتباه می گیریم.

نکته ی کلیدی این است که انقدر بر روی مسیر تمرکز کردیم از هدف دور شده ایم، که مسیر برای ما تبدیل به هدف شده است! هیچ وقت در این موقعیت قرار نگیرید و سعی نکنید آن را حفظ کنید. این اتفاق زمانی می افتد که ما خودمان را ارزیابی نمی کنیم.

امام علی (ع) می فرماید : به حساب خود برسید قبل از این که به حساب شما رسیدگی شود.

منظور از این حدیث این نیست که تا زمان مرگ و روز حساب صبرکنیم. ما وظیفه داریم در این دنیا با در نظر گرفتن هدف هم زمان که توانستیم خود را ارزیابی کنیم.

زمانی که به برخی اشخاص مشاوره میدهم، با آن ها صحبت میکنم متوجه می شوم : که دگرگون شده اند به این دلیل که مسیر برایشان مشخص و تبدیل به هدف می شود.

 دو نمونه مثال برای واضح تر شدن توضیحات :

خیلی از آدم ها این مشکل را دارند مثل تحصیلات تکمیلی. انسان ها معمولا زمانی که در سنین 16 یا 17 سالگی هستند برای خود یکسری آمال و آرزوها را مشخص می کنند. به خصوص افرادی که در خانواده هایی با سطح مالی پایین به دنیا آمده اند دنبال این هستند که بعد از تحصیلات به یک شغل مناسب و درامد و رفاه اقتصادی دست پیدا کنند.

پس در نهایت یکی از اهداف رسیدن به رفاه مالی با استفاده از تحصیلات است.

یکی دیگر از فرایندهایی که ممکن است در ذهن شما هم باشد رسیدن به جایگاه اجتماعی با استفاده از تحصیلات است خیلی از انسان ها زمانی که تحصیلات را شروع می کنند در طول دوران تحصیل خود از هدف خارج می شوند.

شخصی برایم از چای سازخانه اش که خراب شده بود صحبت می کرد! می گفت خرابی چای سازش باعث شده که 2 روز است چای ننوشیده!! دایم از تعمیر چای سازش سخن میگفت او هدف اصلی را که چای خوردن بود فراموش کرده بود. و من به او پیشنهاد کردم که از کتری استفاده کند!! بسیار متعجب شد دلیل این اتفاق بسیار ساده است ما آنقدر که روی مسیر متمرکز شده ایم هدف را فراموش کرده ایم متاسفانه مشغله و روزمرگی باعث می شود عادت به تکرار مسائل کنیم. این باعث می شود که در زندگیمان مسیر جای هدف را بگیرد.

از همین امروز شروع کنید در یک تکه کاغذ ارزیابی کنید. معمولاً ما انسان ها بعد از ارزیابی این سوال برایمان پیش می اید که بعدش چه؟ جواب این سوال بستگی به نوع پرسش خودتان دارد.

می توانید ویدئوی تبلیغ نویسی موثر را دانلود کنید. در آن ویدئو راجبع به این مسائل به طور مفصل توضیح داده شده است اما اگر با این تفاسیر بخواهیم به آن اشاره کنیم. همان مثال تحصیلات تکمیلی را در نظر بگیرید. من میخواهم مدرک بگیرم که … ؟

بعدش بسیار مهم است برای مثال میخواهیم پس از دریافت مدرک در اداره ای مشغول به کار شویم یا این که بخواهیم کسب و کاری را تاسیس کنیم. باز این سوال پیش می آید که بعدش چه؟

این بسیار مهم است پس از رسیدن به شغل مورد نظر از طرق استخدام و یا تاسیس شرکت ما به رفاه و استقلال مالی و پرستیژ شخصیتی و … می رسیم.

اما باز هم این سوال پیش می آید که بعد از آن چه اتفاقی می افتد …؟ و این سوال انقدر تکرار می شود تا به ریشه برسیم. در اینجا نکته ی کلیدی این است وقتی جواب همه ی این سوالات را می دهیم و در همه ی امور به ریشه می رسیم و این که متوجه میشویم باورمان چیست؟

خوب بعد از آن که به پول رسیدیم میخواهیم آن را چگونه خرج کنیم؟ و این بسیار مهم است ممکن است بخواهید با آن پول کارخانه بسازید یا این که با آن مهاجرت کنید و یا سرمایه گزاری کید و … این تصمیم ها باورهای شما هستند و این لحظه ی کلیدی زندگی شما است و حال دوباره به صورت دوره ای بررسی کنید.

انیشتن در این باره جمله ای دارد که میگوید اطلاعات و دانشی که مشکل را به وجود اورده است قطعاً نمیتواند آن  مشکل را حل کند. اگر می توانستید که به مشکلات دچار نمی شدید و آن را حل می کردید سپس به صورت دوره ای یعنی هر زمان که دانشتان افزوده شد از طریق مطالعه یا مشاهده یا تفکر یا … سپس همان لحظه هم نمی توانید پاسخ دهید. چون اهدافتان از مسیر تفکیک شده است و امروز به یک مرحله ی جدید از زندگیتان رسیده اید می توانید مسیرهای دیگری را برای رسیدن به همان هدف پیدا کنید.

برای مثال همان هدف مالی که به آن در بالا اشاره کردیم ممکن است شخصی هدفی مثل دانشگاه رفتن و استخدام شدن و … در نهایت به پول رسیدن و با آن خرید اتومبیل یا هرخواسته ی ذهنی خود را داشته باشد. همه ی شما بدون شک روزی به این هدف خواهید رسید اما آیا راه کوتاه تری وجود ندارد؟ آبا می شود به جای 4 یا 10 سال تحصیل راه یکساله را پیدا کنید؟ آیا فرایند سریع تری برای رسیدن به این مسیر وجود ندارد؟ قطعا وجود دارد و این یک احتمال نیست.

من به شما این قول را می دهم که اگر اهدافتان را مشخص کنید راه های ساده تری را برای دستیابی به آن هدف پیدا خواهید کرد. سپس این نکته را به یاد داشته باشید که اهدافتان را از مسیرتفکیک کنید و برای رسیدن به هدف هایتان مسیر های ساده تر و سریع تر را می توانید پیدا کنید که مسیر سختی نداشته باشد بیش از 95% انسان ها آدم های زندگی روزمره هستند و نمی توانند هدفهایشان را از مسیر تفکیک کنند.

من در دانشگاه از دانشجویان ارشد هدف آن ها را از درس خواندن پرسیدم و بسیاری از آن ها پاسخ دادند که میخواهم مدرک دریافت کنم و از آن ها پرسیدم بعدش چی؟ پاسخ دادند که با آن به کار مشغول شوم و باز می پرسم بعد از مشغول کار شدن چه هدفی دارید و درآخر به کجا میخواهی برسی؟ این بسیار جالب است که خیلی از انسان ها به این درک نمی رسند که هدف نهاییشان چیست؟ اما افراد موفق این را خیلی سریع درک میکنند و روی آن متمرکز می شوند.

بهترین هدیه

بهترین هدیه

چه هدیه ای از همه بهتره؟

شاید شما هم از آن دسته از افراد هستید که برای هدیه دادن و یا هدیه گرفتن به مشکل بر می خوردی! شاید هم تا حالا اصلا هیچ هدیه ای در زندگی خود دریافت نکرده باشید! شاید از بس از دیگران دارید هیچی به چشمتون نمی آد!

اول از همه باید بگیم که هدیه دادن ها رو از این به بعد فقط در جنبه دوست داشتن بدونیم، نباید انتظاری از فرد خاصی برای یک هدیه بسیار گران و یا بسیار خاص داشته باشیم.

هدیه به خانم ها

نکته اول برای هدیه دادن: به این دقت کنید که فردی که می خواهیم به او هدیه بدهیم زن است یا مرد؟
این شاید یکی از کلیدی ترین نکاتی است که باید در هدیه دادن مورد توجه قرار دهیم. هدیه ای که یک بانو را خرسند می کند به ندرت می تواند یک آقا را خوشحال کند. به خاطر ذات افراد سلیقه های افراد نیز متفاوت می باشد.

هدیه مناسب آقایان :

آقایان دوست دارند هدیه ای که دریافت می کنند دو خصوصیت ماندگاری و کاربردی را داشته باشد. از این جمله از هدایا می توان : ساعت ، آچار بکس ، فندک ، خودرو  و هر چیز کاربردی و با دوام را در زمره هدیه آقایان می توان گنجاند.

هدیه مناسب خانم ها :

خانم ها از آن رو که روح لطیفی دارند بر روی دو طیف از خصوصیات کالاها تمرکز دارند، ابتدا به تعدد (یعنی اگر 5 هدیه به ارزش یک میلیون دریافت کنند بیشتر خوشحال می شوند تا یک هدیه ی 2 میلیونی!) و بخش بعدی که بر می گردد به طبع لطیف خانم ها، هدیه های خاص هست. هدیه هایی مانند یک شاخه گل، یک بیت شعر ، و یا حتی کشیدن یک نقاشی ، اما برترین هدیه به خانم ها ایجاد حس تنوع و خروج از یکنواختی زندگی است. مثلا سورپرایز شدن در یک محیط جدید و یا دریافت هدیه ای که به هیچ وجه در اون لحظه انتظار دریافت هدیه را نداشته باشد.

حال که فهمیدیم که یک خانم یا آقا بیشتر به چه هدایایی واکنش مثبت خواهند داشت. نوبت می رسد به لحاظ کردن سن و شغل افراد و یا شرایط محیطی آنها که باز هم به نوبه خود بسیار تخصصی می باشد.
سعی کنید هدایایی را به دوستان یا عزیزانتان بدهید که با سایر امکانات و وسایل فعلی او همخوانی داشته باشد. یعنی با توجه به روند زندگی فعلی او هدیه ای را انتخاب نمایید تا نیاز به تغییر در سایر بخش های زندگی او را نداشته باشد. برای مثال هنگامی که یک خانم از وسایل صورتی استفاده نمی کند برای او کالا به رنگ صورتی را تهیه نکنید. یا هنگامی که یک آقا از وسایل و یا شرایط متوسط مالی استفاده می کند هیچ وقت برای او هدیه ای که امکان استفاده کردن آن در عالم خارج وجود ندارد مانند خرید یک کفش چند میلیونی برای کارمندی که حقوق ماهیانه اون از پول اون کفش کمتره یک هدیه نا مناسب محسوب می شود.

هدیه به همسر
ماندگار ترین هدیه چیست؟

از آن رو که در عصر اطلاعات و ارتباطات زندگی می کنیم، مناسب ترین هدیه برای هر فرد شاید اطلاعات باشد. اما شما می توانید یک منبع اطلاعات را به او بدهید تا اطلاعات غیر کاربردی! ابتدا سعی کنید حیطه کاری و شغلی طرف مقابل را بررسی نموده و از ساختار آن اطلاعات مربوط به نیاز های با اولویت بالاتر او مطلع شوید.
برای مثال خانمی که در صنف آرایشگری مشغول به فعالیت می باشد بهترین مسیر کسب اطلاعات تخصصی می تواند شرکت در یک گردهمایی و یا آشنایی با شیوه های جدید و یا مواد و لوازم خاص شغلی خود او در یک گردهمایی و یا یک سمینار خارجی و یا داخلی باشد. اما هر چه فرایند آموزش تخصصی تر باشد ارزش بازگشت سرمایه برای شما و شخصی که هدیه را دریافت نموده بیشتر خواهد بود.

جالب است بدانیم بازگشت سرمایه گذاری ناشی از بخش آموزش برابر با سی برابر x30 هزینه ای است که بابت آن پرداخت شده است. این نکته طلایی در پیشرفت مالی تمام افراد موفق را می توانید ببینید. یعنی اگر به من هدیه ای آموزشی تخصصی به ارزش یک میلیون بدهید در واقع به من یک هدیه ی مالی سی میلیونی داده اید.

برای آنکه آموزش ها برای شما مفید تر باشد سعی کنید با روش های گفته شده در کتاب ها یا مقالات موجود در سایت انسان ها را تحلیل کنید که در کدام یک از دسته های سمعی ، بصری یا جنبشی قرار می گیرند.

  • اگر انسان سمعی است، برنامه های آموزشی صوتی را از سایت دانلود کنید و در اختیار انها قرار دهید.
  • اگر از گروه بصری ها هستند هم می توانید به آنها کتاب هدیه دهید. البته دسته بیشتر افراد در این جایگاه قرار می گیرند. بنابراین اگر کتابی با مطالب بالا تهیه کنید مطمئناً مورد توجه قرار می گیرد.
  • اما اگر از گروه آدمهای جنبشی هستند، توصیه می کنیم به یکی از سمینار های کاربردی ما و هر یک از عزیزان فعال در حوزه کاری خود بروید و در آنجا اطلاعات مفید را به جای تجربه و صرف زمان به دست بیاورید.

هدیه های مناسبتی

سعی کنید به هنگام هدیه دادن حتماً اسم فرد گیرند در روی هدیه با خطی زیبا نوشته شده باشد. این کار ارزش هدیه را دو چندان می کند، یعنی این هدیه از جانب شما از پیش با اهمیت بیشتر تدارک دیده شده. مثلاً روی آن نوشته شده باشد «تقدیم به عزیزترینم سامان »

هدیه با نام شخصی خودتان باشد

چطور هدیه دهیم؟

دومین بخش از هدیه دادن نحوه ارائه هدیه می باشد، اگر هدیه ای که به فرد مورد نظر می دهید، به صورت دسته جمع است بهتر است از فردی که بزرگتر از لحاظ سنی است خواهش کنید که ضمن بیان خوشحالی و … آن را به فرد دهد.

اگر هدیه ای که می دهید بصورت انفرادی هست. معمولاً در هنگام خوردن میوه و شیرینی به فرد داده خواهد شد.
اگر هدیه شما بصورت یک نفر به یک نفر می باشد. سعی کنی کمتر از سه دقیقه پس از ملاقات با شخص مقابل هدیه را به او بدهید. البته برای گل استثناء باید در لحظه اول این کار انجام پذیرد.

در تمام موارد فوق باید بعد از گرفتن هدیه سعی کنیم هدیه را باز کنیم، از آن استفاده کنیم یا به میزان اهمیت و کاربرد آن در زندگی اشاره کنیم با این کار علاوه بر القای حس مفید بودن اهمیت دوست داشتن و مهم بودن را برای شما تداعی می کند.

برخی از اصول در فرهنگ ایرانی از دیرباز در رابطه با هدیه و تعامل های اجتماعی و جود داشته و دارد. که نمونه هایی از این رسوم می توان به کادو دادن متقابل یا پس فرستادن ظرف هدیه همراه با هدیه (ته ظرفی) یاد کرد که نشان از قدر شناسی ایرانیان می باشد.

اما هدیه ای که از دل گفتار شخص باشد تاثیر گذاری بیشتری بر دل دارد تا هدیه ای که تنها ارزش مالی داشته باشد. با این سخن بسیار سنجیده را باید در نظر داشت

[سخنی کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند.]

به خودمان هدیه دهیم:

یکی از عاداتی که در برخی از زوج های جوان مشاهده می شود کم توجهی نسبت به دادن هدیه به همسران می باشد. به دلیل با هم بودن نیاز به توجه کم کم فراموش می شود. که باید بیشتر مد نظر قرار بگیرد. یکی از هدیه های مهمی که شاید هیچ وقت به اون فکر نکرده باشید، بسیار هم عالیست

هدیه دادن به خود

هدیه دادن به خودتان است!!

بله هدیه دادن یا جایزه دادن به خود یکی از راه های مفید جهت بالا بردن سطح علاقه به خویشتن می باشد. در این مورد در نوشتار های قبل و در ویدئو های آکادمی موفقیت ایران توضیحات ارائه گردید.

با همین ترتیب ساده هر روز می توانیم خودمان و اطرافیانمان را شاد کنیم.

نوشتار: سامان کرمی