فروش رویایی

فروش رویایی

چگونه فروشی رویایی داشته باشیم؟

با سلام خدمت دوستان عزیز سامان کرمی از آکادمی موفقت ایرانیان هستم و این بار موضوع پولساز فروش را مورد بررسی قرار می دهیم. صاحبان کسب و کارهایی که می خواهند فروش خوبی داشته باشند باید از 7 مرحله فروش عبور نمایند. با ما همراه باشید که با این مراحل آشنا شوید و فروش خود را متحول نمایید.

 فروش دارای مراحل مختلفی است که در زیر به بررسی آن ها می پردازیم.

سوال و سوالات

سوال از اساسی ترین بخش هایی است که منجر به فروش می گردد. سوالات دو دسته هستند:

  • الف) سوالاتی که مشتری از شما می پرسد
  • ب) سوالاتی که شما از مشتری می پرسید

قطعا هر محصول یا خدمت قابل ارائه ای داری ویژگی هایی است اما توجه داشته باشید که ویژگی ها اصلا مناسب یک فروش و فروشنده نیستند. زیرا مشتری خریدار ویژگی ها نیست بلکه او محصولی را می خواهد که بتواند نیازهایش را بر طرف نماید. بنابراین باید به جای بیان ویژگی ها از مزایای برجسته محصول خود صحبت نمایید. دقت کنید که راحتترین راه برای مجاب نمودن یک نفر این است که خودش پاسخ سوالاتش را بدهد نه شما!!!

تفاوت ویژگی ها و مزایا

ویژگی ها و مزایای یک محصول با یکدیگر متفاوت هستند.

فرض کنید که من قصد دارم ماشینی را بفروشم که یکی از ویژگی های مهم آن داشتن موتور کم حجم در حد 1300 سی سی است. این موتور مصرف سوخت کمتری خواهد داشت ویک ویژگی محسوب می شود اما مزیت ماشین کم مصرفی آن می باشد. بنابراین برای اینکه بتوانم نظر مشتری را جلب نمایم روی مزایای ماشین تمرکز می کنم.

من اگر بخواهم ماشینی را به مشتری معرفی کنم گفتگو با مشتری را با این جمله آغاز می کنیم. دیدین  بنزین چقدر گرون شده؟ مشتری نیز جواب می دهد که اره خیلی قیمت بنزین بالا رفته است! در ادامه این صحبت من به مشتری می گویم اتفاقا ماشینی که شما قصد دارید از من بخرید کم مصرف ترین ماشین کمپانی شورلت است و شما از این به بعد می توانید 25 درصد پولی که بابت سوخت پرداخت می کردید  را صرفه جویی نمایید. بنابراین همانطور که می بینید من جمله ام را از یک مبحث شروع کرده و یک سوال پرسیدم و اون ویژگی خاصی که محصولم داشت و می توانست برای مشتری سودمند باشد را به او نشان دادم.

همراه و همسو شدن با مشتری

منظور از همراه و همسو شدن این است که در مقام یک مشاور در کنار مشتری قرار بگیرید. با این تکنیک مشتری دیگر شما را به عنوان یک فروشنده در نظر نمی گیرد و به عنوان دوست خود می داند که قرار است مشکل او را حل نمایید. شاید با خود فکر کنید که مشاوره چه دستاوردی برای من خواهد داشت؟
فرض کنید اگر شما به مشتری مشاوره دهید که با خرید این ماشین در ماه حدود 6 باک کمتر بزنین خواهد زد و صرفه اقتصادی برای او خواهد داشت و او از این موضوع قطعا خوشحال خواهد شد. در واقع شما در مقام مشاوره به فکر مشتری هستید و فقط قصد دارید مزایای محصول خود را به او معرفی کنید و هیچ تصمیمی در رابطه با فروش آن به مشتری ندارید. در صورتی که این مرحله را به درستی انجام دهید قطعا فرآیند فروش به خوبی انجام خواهد شد و مشتری محصول را می خرد.

دریافت نیاز مشتری

یکی از مسائلی که باید در امر فروش به آن دقت نمایید پرسیدن سوالاتی است که پاسخ آن ها به بله و خیر ختم نشود.

به عنوان مثال از مشتری خرید خودرو بپرسید چه انتظاراتی از یک خودرو خانواده دارد؟ مشتری این سوال را قطعا با بله و خیر پاسخ نخواهد داد و توضیح می دهد که مثلا هزینه نگهداری آن پایین باشد، فضای صندوق عقب داشته باشد و … . در این مرحله شما باید بین ویژگی های خودرو و نیازهای مشتری ارتباط برقرار نمایید تا بتوانید بخشی از نیازهای مشتری را رفع کنید. به عنوان مثال اگر یکی از مهم ترین ویژگی های خودرو شما داشتن هزینه نگهداری و سرویس پایین است سعی کنید بیشتر روی آن تمرکز نمایید تا بتوانید یکی از نیازهای مشتری را برطرف نمایید.

بنابراین همانطور که مشاهده می کنید مزایای شما در این است که مزایای محصول خود را به مشتری نشان دهید و تنها بیان ویژگی های محصول نمی تواند به فروش شما کمک کند. به عبارتی می توان گفت مشتریان خریدار مزایا هستند نه ویژگی ها.

سوالات مشتری

رابطه بین مشتری و فروشنده یک رابطه دو طرفه است و پس از آنکه فروشنده یک سری از ویژگی های محصول را که مطابق نیازهای مشتری است را به او معرفی می کند وارد مرحله بعدی فروش می گردد. در صورتی که تمامی مزایای محصول را به مشتری معرفی نمایید به طوری که مشتری احساس کند که با خرید محصول بخشی از مشکلاتش حل می شود محصول شما را خریداری می کند. اما در صورتی که شما این مرحله را نتوانید به هر دلیلی با موفقیت پشت سر بگذارید مشتری سوالاتی را از شما می پرسد و یا اعتراض می کند. این موضوع معمولاً برای فروشندگان اقلام خورد مانند روسری، کت و شلوار و .. اتفاق می افتد.

در واقع علت پرسش های مشتری این است که محصولی که شما ارائه می دهید با محصولات مشابه دارای ویژگی های یکسانی است و می تواند آن محصول را از شخصی دیگر هم خریداری نماید. در چنین مواقعی مشتری شروع به پرسیدن سوالات مختلفی می کند.

توجه داشته باشید سوالات مشتری اگر به درستی پاسخ داده شوند همانند پله هایی هستند که می توانند شما را بالا ببرند و به هدف نهایی برسانند.  به عنوان مثال در فروش یک ماشین معمولا مشتری سوالاتی مختلفی مانند قیمت ماشین چقدر است؟ بیمه دارد؟ تصادف داشته ؟ و … می پرسد.

 در ذهن تمامی افراد هفت مرحله ذهنی در رابطه با تصمیم گیری برای خرید یا عدم خرید یک محصول وجود دارد.  معمولاً این سوالات در 90 درصد مواقع 7 الی 8 مورد بیشتر نیستند. در صورتی که مشتری تمامی سوالات خود را بپرسد و پاسخ بگیرد فرآیند فروش تکمیل می شود. نکته ای که فروشندگان باید به آن توجه داشته باشند این است که تعداد سوالات زیاد نیست و نباید عصبانی شوند و فکر کنند که مشتری قصد خرید ندارد، زیرا فردی که قصد خرید ندارد سوال نمی پرسد و زمان و انرژی صرف نمی کند.
به طور طبیعی 99 درصد مواقع مشتریانی که سوال می پرسند قصد خرید دارند و اگر فروشنده صبر کند و به این سوالات پاسخ دهد این سوالات در نهایت تمام خواهد شد زیرا هر محصول نهایتا 10 ویژگی یا مزیت مهم بیشترندارد که بخواهد نظر مشتریان را جلب نماید و برای آن ها مهم باشد. بنابراین اگر شما به عنوان فروشنده وقت بگذارید و ویژگی هایی که مشتری نیاز دارد را به او معرفی کنید خرید انجام خواهد شد.

نکته : بخش پاسخ سوالات به مشتری بسیار اهمیت دارد  و معمولاً مشتری چند سوال از فروشنده می پرسد البته ممکن است گاهی اوقات به صورت اعتراض باشد که در چنین شرایطی نیز باید باز هم فروشنده باید مشتری را دوست داشته باشد و به اعتراضات او رسیدگی کند زیرا فروشنده ضرر می کند و باید دوباره مشتری جدیدی پیدا کند.

 

نحوه پاسخگویی به اعتراضات مشتری

رسیدگی به اعتراضات مشتری بسیار اهمیت دارد و باید به نحوی مشتری را متقاعد نمایید تا فرآیند فروش به درستی صورت گیرد. به عنوان مثال اگر مشتری به شما می گوید که محصول شما گران یا بی کیفیت است اصلا نباید جبهه بگیرید و باید در نقش مشاور به صحبت کردن با مشتری بپردازید. محصول شما قطعا 10 الی 20 ویژگی و مزایا دارد و مشتری ممکن است فقط از یک الی دو مورد آن شاکی باشد نه محصول شما به طور کامل.
ساده ترین راهکار در چنین مواقعی این است که به مشتری بگویید شما جای من الان چیکار کنیم؟ وقتی چنین برخوردی نشان می دهید مشتری متوجه می شود که برای او ارزش قائل شده اید و راحت تر می توانید با او ارتباط برقرار نمایید تا به اعتراضات او پاسخ دهید. مرحله بعدی وارد شدن به ارتباط دوستانه با مشتری است. به عنوان مثال به او یک کاتالوگ بدهید، چایی بریزید و … . بنابراین در صورتی که به مولفه های ذهنی مشتری پاسخ دهید به راحتی می توانید از این مرحله هم عبور نمایید.

فروش یعنی چه؟

خیلی از افراد تصور می کنند که فروش یعنی کالایی را ارائه دهند و پولی را بابت آن دریافت کنند و  کالا یا محصول حتما باید خیلی خوب باشد که بتوانند از فروش خوبی برخوردار شوند. اما افراد زیادی وجود دارند که با وجود داشتن یک محصول عادی از فروش بسیار خوبی برخوردار می باشند. تفاوت این دو چیست؟  شخصی که از فروش خوبی برخوردار است علاوه بر داشتن تجربه و مهارت از تکنیک های فروش و نحوه برقراری ارتباط درست با مشتری اطلاعات کافی دارد و تمامی این مراحل را به درستی انجام می دهد. اما شخصی که فروش کافی ندارد نصف بیشتر این مراحل را طی نموده ودر قسمت قطعی کردن فروش به خوبی عمل ننموده که این مراحل منجر به فروش نشده است. توجه داشته باشید که پاسخ ندادن به برخی سوالات مشتری موجب عدم اطمینان خواهد شد و فرآیند فروش ضعیف می شود.

بنابراین اگر فکر می کنید احتیاج دارید که درصدهای مهم زندگی خود را بهبود دهید قطعا با نتایج شگفت آوری روبرو خواهید شد.
با ما همراه باشید

آکادمی موفقیت ایران

فروش دروازه ثروت

فروش دروازه ثروت

فروش دروازه ثروت

چطور در مدت کوتاه تر درآمد خود را بیشتر کنم؟

سلام خدمت تمامی کاربران گرامی، سامان کرمی هستم ازآکادمی موفقیت ایران. دریافت پیام های متعددی از فارغ التحصیلان رشته های مختلف مانند برق، شیمی، مکانیک و …که از شرایط کاری خود ناراضی هستند و یا کاری برای انجام دادن ندارند، همچنین پیام هایی با مضمون نداشتن علاقه به حیطه کاری و یا بهره مالی پایین موجب شد که تصمیم بگیریم مطالبی در رابطه با مبحث فروش و اصلی ترین مولفه زندگی یعنی ” پول بیشتر به تحلیل این موضوع بپردازم.

 آموزش به دست آوردن پول

پول اصلی ترین مولفه های زندگی هر انسانی است. اما متاسفانه از بدو ورود به مدرسه تا دانشگاه از موضوعات مختلفی مانند دین، تاریخ، دیفرانسیل و … صحبت می شود ولی هیچگونه آموزشی در خصوص پول و چگونگی به دست آوردن آن ارائه نمی شود. واقعا پول مورد نیاز انسان ها قرار است از کجا به دست آن ها برسد؟

برای رسیدن به این هدف حتما باید در خصوص تولید پول و سرمایه گذاری و همچنین افزایش سطح مالی آموزش هایی در دوران تحصیل ارائه گردد.

چرا به دست آوردن پول در دانشگاه ها آموزش داده نمی شود؟

با وجود آنکه در تمامی رشته ها باید مباحثی را به نحوه تولید پول اختصاص دهند اما فقط در رشته هایی مانند مدیریت مالی، حسابداری، مدیریت منابع انسانی و … که به پول مربوط می شوند به مدیریت پول  و مدیریت هزینه ها پرداخته می شود.  در واقع دانشجویان برتر فارغ التحصیل این رشته ها نهایتا می توانند به یک مدیر هزینه موفق تبدیل شوند (IranSuccess.Com) اما نمی توانند مدیر درآمد خوبی باشند.

مدیریت درآمد ژنتیکی است یا اکتسابی؟

مدیر هزینه و مدیر درآمد کاملاً با یکدیگر متفاوت هستند. یک مدیر هزینه خوب باید مراحل بسیاری را طی کند تا بتواند به یک مدیر درآمد تبدیل شود.

در این رابطه مصاحبه های بسیاری با افراد ثروتمند دنیا مانند دونالد ترامپ انجام شده که چطور خود یا اجدادشان به این ثروت دست یافته اند؟ پاسخ افراد ثروتمند به این سوال پاسخی غیر قابل باور است. آن ها معمولاً می گویند که این امر ژنتیکی است. درصورتی که کاملاً نادرست است و اصلا موضوعی تحت عنوان آموزش ژنتیکی وجود ندارد.

اگر زندگینامه تعدادی از افراد موفق دنیا را مطالعه کنید می بینید که برخی از آن ها در نسل های قبل خود ثروت چندانی نداشته اند  و از یک برهه زمانی ثروت اندوزی آن ها آغاز شده است. مانند جناب ادیسون که در خانواده ای فقیر بزرگ شد که اوضاع مالی نامناسبی داشتند اما با آموزش، پشتکار و تلاش خود توانست به یکی از ثروتمند ترین افراد آمریکا تبدیل گردد. بنابراین همانطور که متوجه شدید مدیریت درآمد اکتسابی است نه ژنتیکی.

یادگیری مدیریت درآمد

این سوال ممکن است برای افراد زیادی به وجود آید که چگونه مدیریت درآمد را فراگیریم در صورتی که آموزشی در این رابطه ندیده ایم؟

اولین تصوری که در این زمینه وجود دارد آن است که در یک حوزه مانند تعمیرات کامپیوتر و … متخصص شویم و با ارائه خدمات به دیگران پول دریافت کنیم، که کاملا درست است.

در واقع یکی از 16 اصل اساسی دوره های بیاندیشید و ثروتمند شوید نیز ” تخصص” است. اما متاسفانه مشکلی که در این زمینه وجود دارد آن است که در هیچ کدام از دانشگاه های ایران و حتی خارج از ایران آموزش هایی در رابطه گران تر، در دسترس تر، یا به عبارتی در سطح بالاتر ارائه دادن تخصص داده نمی شود که افراد بتوانند تخصص خود را فراگیرتر عرضه نمایند.

به طور کلی ما برای داشتن درآمد به تخصص نیازمندیم و هرگز نمی توانیم به صورت اتفاقی پولی را به دست آوریم. تفاوتی ندارد که کارمند باشیم یا کارگر در هر صورت باید متخصص باشیم که پولی به ما داده شود و به میزانی که در حوزه خود تخصص بیشتری داشته باشیم قطعا درآمد بیشتری خواهیم داشت. 

ادامه تحصیل دهیم یا نه؟

یکی از سوالاتی که ممکن است در ذهن افراد مختلفی شکل بگیرد این است که ادامه تحصیل چه میزان سطح درآمد ما موثر است؟

در پاسخ به این سوال باید گفت که تخصص ربطی به تحصیلات ندارد. به عنوان مثال فردی که با مدرک کارشناسی یا کارشناسی ارشد توانایی مدیریت یک کارخانه 2000 نفره را دارد قطعاً دارای مهارت و تخصص بیشتری است نسبت به فردی که با مدرک دکتری (PHD) در یک آموزشگاه تدریس می کند. بنابراین برای داشتن درآمد بیشتر نیاز است که تخصص خود را عمیق تر کنید.

تفاوتی ندارد که تخصص شما در چه زمینه ای است. فردی را در نظر بگیرید که نویسنده است. این فرد اگر 100 صفحه مطالب سطحی  با موضوعات پراکنده بنویسد و به عبارتی نوشته های او عمیق نباشد نمی تواند درآمد و بهره مالی خاصی از این کار داشته باشد. در صورتی که اگر زمان بیشتری صرف کند و مطالب تخصصی تری بنویسد حتی می تواند یک مولف کتاب شود و بهره مالی بسیار مناسبی داشته باشد. بنابراین فردی که دارای تخصص سطحی است اگر تخصص خود را عمیق تر نمایند قطعا می تواند به بهره مالی بیشتر برسد.

چگونگی فراگیر شدن و ارائه تخصص به دیگران

نحوه ارائه تخصص به دیگران و فراگیر شدن آن بسیار اهمیت دارد. به عنوان مثال چه کارهایی می توانید انجام دهید تا تخصص خود را به دیگران ارائه دهید؟ تکنیک هایی که استفاده می کنید و کارهایی که انجام می دهید  تا خدمات بیشتری را ارائه دهید بسیار اهمیت دارد. به عنوان مثال می توانید مانند مک دونالد نیروهایی را آموزش دهید و شعبات مختلفی راه اندازی کنید و ثروتمند شوید.

بنابراین برای ثروتمند شدن باید تخصص داشته باشید و فروش مهم ترین تخصص برای پولدار شدن می باشد. به طوری که اگر فروش از چرخه زندگی هر فردی حذف شود قطعا نمی تواند پولدار شود.

ما باید بفروشیم تا به ثروت دست یابیم. اما ممکن است که کارمند اداره ای مانند اداره آموزش پرورش بگوید من چیزی برای فروش ندارم، چگونه بفروشم؟ یک معلم می تواند اطلاعات بفروشد و به میزانی که در حوزه علمی خود تخصص بیشتری داشته باشد قطعاً می تواند درآمد بیشتری داشته باشد. بنابراین معلم می توانید از طریق برگزاری کلاس های خصوصی و یا ارائه جزوه درآمد از فروش برسد.

همانطور که اشاره کردیم یکی از 16 اصل بیاندیشید و ثروتمند شوید تخصص است و بدون تخصص و با استفاده از قانون جذب و… نمی توان ثروتمند شد.

تداوم آموزش و یادگیری

همان اندازه که داشتن تخصص اهمیت دارد، استمرار آموزش و یادگیری تخصص نیز نباید متوقف شود. برند های بسیاری وجود دارد که طی چند سال به خوبی می درخشند اما ناگهان ناپدید می شوند، در واقع چنین برندهایی تخصص خود را بروز نمی کنند و چرخه یادگیری مستمر را قطع می کنند.

جهان در حال پیشرفت است و موفقیت نیز همانند یک جاده سر بالا با شیب ملایم می باشد و به میزانی که ما بتوانیم در این جاده سر بالا حرکت کنیم و تخصص خود را بروز کنیم رشد خواهیم داشت. اما به محض متوقف نمودن یادگیری نمی توانیم با جهان همگام شویم و به عبارتی جا می مانیم . پس برای آنکه بتوانیم ثروتمند شویم باید سه اصل زیر را به خاطر بسپاریم.

  • متخصص شدن
  • یادگیری فروش
  • استمرار در یادگیری آموزش و تخصص

بنابراین اگر می خواهیم روند روبه رشدی داشته باشیم  تا پایان عمر با ما همراه باشد باید به مصرع  ” زگهواره تا گور دانش بجوی” عمل نماییم.

چگونه افراد غیر متخصص وارد مسیر کسب درآمد شوند؟

افرادی که هیچگونه تخصص ویا سابقه کاری ندارند و می خواهند وارد مسیر کسب و کار شوند باید دقت کنند که هر چقدر پول درشت تر و گردش مالی بیشتر باشد قطعا سود بیشتری نیز خواهد داشت. به عنوان مثال اگر فردی بتواند منزلی به قیمت ده میلیارد تومان را بفروشد سود حاصل از این معامله 100 میلیون تومان خواهد بود. حال اگر فردی بخواهد کتاب بفروشد چون دارای قیمت پایین تری است فروش راحت تر و سود حاصل نیز کمتر می شود.

در این میان افرادی وجود دارند که نه پول دارند نه تخصص. آیا چنین افرادی باید پولدار شدن را فراموش کنند؟

در پاسخ به این سوال باید گفت بهتر است این افراد نزد فردی که در یک صنف مشغول به کار است در کنار او کار کنند و در فروش نیزبه او کمک کنند. به عبارتی در کنار یادگیری تخصص به امر فروش نیز بپردازد. در واقع با این کارمی توانند نیازهای مردم را بشناسند و متناسب با آن ها برای کسب درآمد تلاش کنند.

سخن پایانی ثروت سازی

همانطور که متوجه شدید قلب تپینده هر کاری فروش است، زیرا با حذف فروش از هر چرخه کاری آموزش، رشد و سود آوری متوقف خواهد شد. بنابراین اگر می خواهید فروش داشته باشید و ثروتمند شوید در هر جا و مکانی که هستید فقط به فروش و ایده های فروش بیشتر بیاندیشید تا بتوانید سود مالی خود را افزایش دهید. بنابراین هرگز نمی توان یک شبه سود مالی خود را افزایش داد بلکه نیاز به طی نمودن پروسه ای طولانی می باشد تا رشد کنید وبه میزان درآمد مورد نظر خود برسید.

با ما همراه باشید.

آکادمی موفقیت ایران

برند سازی تخصصی

مشاوره برند سازی به صورت تخصصی بدون پرداخت هیچ هزینه ای!!

شاید برای شما هم تعدادی سئوال در زمینه برند و برند سازی پیش آمده باشد. همان طور که در مقاله های پیشین اشاره شد. برند سازی یک فرایند است که در آن مشتری به ما و کسب و کار ما وفادار می شود. پس برندسازی تبلیغات نیست!

حال سوال پیش می آید اینست که کسب و کار من به برند سازی نیاز دارد یا خیر؟

  • خب بهتر است به این نکته بازگردیم که آیا می خواهید چه مدت در این کسب و کار باقی بمانید؟ شش ماه یا بیست سال؟
  • آیا در این کسب و کار رقیبی دارید؟ و یا تنها خود در این کسب و کار مشغول فعالیت می باشید!؟

اگر جواب گزینه دوم است پس اگر شما این کار را برای خودتان انجام ندهید، رقیب شما از این امکانات استفاده می کند و برای خود پایه های مستحکمی در این صنعت و کسب و کار خواهد ساخت.
طبق قانون مربوط به کسب و کار اگر شما تنها 10 درصد از رقیب خود بهتر عمل نمایید می توانید 50 درصد از او در عمل نتایج بهتری را کسب و کنید. و این به این معنا است اگر با چند کار اضافه برای مشتریان و یا کسب و کار خود. سهم خود را در بازار تا دو برابر اضافه نمایید. و این در حالی است که این قائده همچنان برای سایر دهک های بالاتر تصاعد نیز ادمه خواهد داشت.
یعنی شما کافیست که در ارائه خدمات تنها بیست درصد از خدمات فعلی خود بتوانید خدمات بهتری به مشتریان خود ارائه نمایید. می توانید نسبت به وضعیت فعلی کسب و کار خود 75% بهبود را داشته باشید.
بنابر این اوصاف باید مد نظر داشته که می توانید تنها با 20% خدمات بهتر تا سه  برابر افزایش درآمد را داشته باشید!
و این به معنی پیشی گرفتن از خیلی از رقیبان شماست.

سئوال بعدی این که کسب و کار من شناخته شده است؟ باز هم نیاز به برند سازی دارد یا خیر؟

اگر شما یک مغازه بسیار کوچک در زیر راه پله یک متری باشید! یا یک شرکت بزرگ بین الملی همواره جا برای گسترش و تصاحب بازار برای شما ممکن می باشد. اگر این چنین نبود شرکت هایی مانند کوکاکولا هر روز شعبه جدید را در یکی از مناطق دنیا گسترش نمی داد. پس برند ما می تواند بسیار گسترش پیدا کند و مورد استفاده قرار گیرد.

گسترش مناسب=سود بیشتر

 

من تولید کننده نیستم. آیا می توانم برند خود را داشته باشم؟

شما هر شغل و یا ارائه خدمات می توانید به یک برند بسیار قوی در آن حیطه تبدیل گردید. با این اوصاف فرض می کنیم شما نه کالایی را تولید می کنید و نه کالایی را می فروشید. شما تنها خدماتی را می توانید ارائه دهید خدمات خودتان است.

مثال شما یک معلم خصوصی رشته ریاضی و در پایه دوم دبیرستان هستید کار را شروع کنیم!!

با برندسازی شخصی می توانید در مدت کوتاهی در این زمینه به عنوان استادی مطرح درآمدی تا 5 برابر سایر دبیران به ازاء همان ساعات تدریس به دست آورید.

اگر شما کالایی را تولید نمی کنید و فقط کالا را می فروشید. با افزایش حجم فروش و نوع کالا به یک مرکز بزرگ فروش تخصصی در زمینه کاری خود تبدیل خواهید شد. برای مثال پاساژ علاالدین هیچ چیز را تولید نمی کند اما مرکز فروش تمام گوشی ها شده است.
برای بخش بعدی می توانیم این نکته را در نظر بگیریم شما تولید کننده هستید با این اوصاف باز هم شما می توانید با برند شدن شعبات و یا تولیدات خود و دامنه فعالیت خود را افزایش دهید.

چه تولید کننده و چه فروشنده و چه ارائه دهنده خدمات باشیم به برند سازی نیاز داریم.

برند سازی چه میزان زمان می خواهد و چه میزان هزینه؟

دو سوالی است که بستگی به عناصر زیادی دارد. برند سازی چیزیست که بسته به فعالیت شما ممکن است از چند ماه تا چند صد سال به طول بینجامد! البته برند سازی ها یک فرایند ذهنی است و قطعاً نیاز به گذشت زمان دارد، حال اگر کسب و کار شما یک کسب و کار محلی است و فروش لوازم کشاورزی دارم، چطور برند شوم؟
چون استفاده و نتیجه گیری از لوازم کشاورزی حداقل به یک دوره کشت و کار نیاز دارد، حداقل شما به یک فصل برداشت یعنی نه ماه برای نشان دادن کیفیت محصول خود نیاز خواهید داشت! این حداقل زمان برای تثبیت کسب و کار شماست.
اما اگر شما یک فروشگاه پیراشکی دارید. می توانید در کمتر از یک ماه و یا چند تعطیلی برندی محلی شوید!

به زبان عامیانه دریافتیم که یک برند یعنی اولین اسمی که به نیکی با شنیدن فعالیت شما در ذهن مشتری نقش می بندد.

با توجه به این اصل که شما نمی توانید به سرعت تمام رقیب های خود را پشت سر بگذارید. هر بار تنها 10 درصد را باید در برنامه رشد قرار دهیدتا این رشد محقق شود. با این توضیحات تبدیل شدن به نامی شناخته شده مثلا در صنایعی مثل صنایع انرژی ممکن است ده ها سال طول بکشد.

در هر صنفی که باشید تغییرات ( رشد ) را از روز های اول مشاهده می کنید، اما هیچ وقت برند سازی پایان نمی پذیرد! چون محدودید گسترش وجود ندارد. پس در هر شغلی که هستیم ابتدا برای عقب نماندن از رقبا و دوم برای پیشی گرفتن در میزان گسترش به برند سازی نیاز داریم. اکر تغییر نکنیم باید تعویض شویم (جایمان را به رقیب بدهیم) حال که ما دلایل نیاز به برند سازی را حس کردیم باید به دنبال راه های آن باشیم.

از کجا اطلاعات درست برند سازی را به دست آوریم؟

برند سازی یک فرایند است که باید در هر پیشه طبق تحلیل بازار تحدیدها و فرصت ها، تحلیل و در نهایت برنامه راهبردی و با تجربه بازار ترکیب شده تا شما را به مقصدی مناسب هدایت نماید.
چندین نکته :

  1. از افرادی که تنها در دانشگاه تحصیل کرده اند و برند سازی عملی را انجام نداده اند مشاوره نگیرید.
  2. از افراد بازاری که تحصیلات تخصصی ندارند نیز کمک نگیرید. شاید روش های آنها در کسب و کار شما به آن خوبی عمل نکند.
  3. از ارقام نجومی در برند سازی بپرهیزید، افرادی که بیش از 5 تا 10 درصد درآمد شما را هزینه برند سازی کنند عملا سود آوری نهایی شما را به تاخیر شدید می اندازند.
  4. در برند سازی از نتیجه مطمئن باشید! از روش اجرا و نتیجه استفاده کنید. (کاغذی را برایتان پر نکنند خب بروید و اجرا کنید!) مشاور خوب باید برای هر بخش برنامه ای را بریزد و در هر مرحله نتایج را به شما نشان دهد این یعنی اینکه شما را به اهداف تعیین شده رسانده باشد.
  5. برند سازی را خودتان انجام دهید. هیچ کسی بهتر از شما بازار شما را نمی شناسد. پس در زمان گرفتن مشاوره نظرات خود را در اختیار مشاوران قرار داده و از آنها نظر بگیرید این امر باعث افزایش آگاهی و افزایش کارایی فرایند می شود.
  6. نوشتن برنامه معجزه نمی کند! شما بعد از نوشتن برای اجرای برنامه باید بسیار تلاش نمایید و زمان بیشتری را صرف کنید.
  7. شما ممکن است در ابتدای کار نتیجه معکوس بگیرید! شما به برنامه های قبلی خود عادت کرده اید و این برنامه برایتان آسان است. اما با تغییرات ممکن است روال اولیه کار برای چند هفته برایتان دشوار بنماید اما پس از آن برایتان همچون سابق عالی و سهل خواهد بود.

برند سازی برای شما یک نیاز است نه یک انتخاب، آنها که این نیاز را نادیده بگیرند برای ادامه راه دیگر انتخاب نمی شوند.

اگر در شهرهای بزرگ زندگی می نمایید معمولا مشاوره های کسب و کار در شهر شما وجود دارد با پرداخت هزینه های مشاوره، زمان و سرمایه خود را ذخیره نمایید. اگر در شهر شما مشاوره مناسبی نیافتید و یا مشاوره رفتید و نتیجه مناسبی را دریافت ننمودید. آکادمی موفقیت ایران آماده ارائه خدمات مشاوره در زمینه کسب و کار به صورت حضوری و یا به صورت تلفنی به شما هموطنان می باشد. راه های ارتباط دیگر ما شبکه های اجتماعی و سایت اکادمی می باشد.

فعالیت های موفق ما در برند سازی

  • برند سازی پوشاک
  • برند سازی لوازم خانکی
  • برند سازی فروش خودرو
  • برند سازی فروش آپارتمان ( املاک )
  • برند سازی چاپ و طراحی
  • برند سازی راه اندازی مرکز خدمات شغلی
  • برند سازی آشپزخانه و کترینگ
  • برند سازی تعویض روغنی
  • برند سازی لوازم یکبار مصرف
  • برند سازی سوپر مارکت
    و ….

کافیست شما هم بخواهید، تا برند شدن فاصله ای نیست.

** جهت اطمینان دادن به شما عزیزان می توانید از طرح مشاوره رایگان ما نیز بهره مند شوید. ما به کار خود ایمان داریم.
با این طرح شما می توانید به صورت کاملاً رایگان از مشاوره ها استفاده نمایید، ما نیز تنها در بخشی از سود افزوده شده پس از آغاز برند سازی سهیم می باشیم.

این یعنی برد قطعی کسب و کار شما

با ما در تماس باشید:

دفتر تهران : 
021-6467
09126956527

دفتر غرب ( کرمانشاه) : 

08337235473
09359314985