تضاد باور

تضاد در باورها

پاسخ به پرسش نقش تضاد باور ها و تمرین استفاده از باور های جدید

سوال : استاد سلام نقش تضاد را در باورها توضیح دهید و این تضاد را در باورها به چه صورت می توان تحلیل و تضعیف کرد؟

مهدی سبحانی

توجه : برای کسانی که با این مبحث آشنایی ندارند پیشنهاد می شود کلیپ مربوط به جلسه تضادها صحبت کردیم را در این جا ببینند.
همچنین پیشنهاد میکنیم اگر فایل مربوط به نظام باورها را ندیده اید ابتدا با این مبحث آَشنا شوید زیرا پاسخ به این سوال نیازمند این دو پیش زمینه ذهنی است.

اما چطور می شود تضاد و باورها رو با هم ترکیب کنیم و به نتایجی عالی برسیم؟

ساختار باور ها و نظام باور ها

در ساختار نظام باورها چند سطح داریم: یکی سطح محیط است (جایی که در آن قرار داریم)، بخش مربوط به رفتارها و بخشی مربوط به مهارتها و … در نهایت به سطح باور میرسیم.

در مثالی که در کتابی « تئوری انتخاب گلاسر » آورده شده در تحقیقاتی در آمریکا تعداد زیادی از جوانان و نوجوانان که در مقاطع تحصیلی دبیرستان و سالهای اول دانشگاه به مشروبات الکی و ماری جوانا و مواد مخدر روی آورده اند را مورد بررسی قرار دادند. متوجه شدند این افراد در محیطی آلوده قرار گرفتند، با دوستانی رفت و آمد داشته اند که این روند به صورت عادی در زندگی آنها وجود داشته است.

در ادامه تحقیقات طی پرسشنامه به عمل آمد، مشخص شد حدود نیمی ازاین افراد این کارها را دوست ندارند! صرفا بخاطر مقبولیت در گروهی که هستند و یا چون فکر میکنند این کار بهترین و مناسب ترین کار است آن را انجام می دهند. وقتی همین آمار را به آن ها دادند، این دسته از افراد دیگر کارشان را ادامه ندادند.

در فارسی ضرب المثلی وجود دارد (شعر آکادمی موفقیت ایران IranSuccess.Com) میگوید : “بیاموزمت کیمیای سعادت زِ هم صحبت بد جدایی، جدایی” که از دوران دبستان به ما آموزش داده می شد. اما از قدرت بالای این بیت غافل بودیم و نمیدانستیم چه آموزه ی عمیقی به ما گفته می شود.

محیط موثرترین عامل تغییر باور.

در همان محیط دو گونه اندیشه در ذهن ها وجود دارد، یکی فکر میکند که خوردن مشروب خوب است و دیگری فکر میکند که خوردن مشروب بد است.

وقتی باورها و اندیشه ها و تجربیات در محیطی که زندگی میکرده ایم خوب تلقی می شده و در محیط دیگری قرار میگیریم (مخصوصا وقتی در محیط جدیدی قرار میگیریم، مثل دانشجوی شهر دیگری شدن) در محیط جدید چیزهای دیگری خوب تلقی می شود! اینجاست که در روند زندگی دچار تضاد می شویم.

و در این شرایط چند حالت پیش می آید:

 

باورهای قبلی را که تا قبل این وجود داشته تخریب می شود (مثلا تا قبل این معتقد بوده ایم مشروبات الکلی بد است اما در محیط جدید و شرایط جدید به این نتیجه برسیم که مشروب خوب بوده و در این چندسال اشتباه می کرده ایم)

در این حالت دچار تضاد نمیشویم بلکه دچار تخریب باور میشویم! این حالت بخودیه خود بد نیست. تکنیک تخریب باور استفاده از مثالهای نقض و تکرار است که آرام آرام باور قبلی ما تخریب می شود و باورهای جدید در ما شکل می گیرد.

بدترین حالت ممکن (که در اجتماع امروز می بینیم)  مسئله ی مواجه شدن با تضادها است، گیر کردن در تضاد و خیلی از افراد نمی توانند مسیر بعد از ان را طی کنند.

کسی که سیگار میکشد یا مشروبات الکلی مصرف می کند یا … ولی خجالت می کشد که به خانواده خود در این باره چیزی بگوید درگیر تضاد است و درگیر بخشی است که با باور قبلیش در تضاد است.

وظیفه ما در تضاد باور ها چیست؟

بدترین تضادها، تضادی است که ما در آن گیر کنیم. متاسفانه کلاسهای انگیزشی و موفقیتی که در تهران و شهرستان ها شاهد آن هستیم عموماً این تضاد را برای دوستان ایجاد می کنند. زیرا فرد در محیطی بزرگ شده که سالها گفته شده پول چرک کف دست است، بدرد نمیخورد، عنصر شیطانی است، اعمه ما ساده زیست بوده اند : یک باور مبنی بر این که فقر و بی پولی از ثروت بهتر است در ذهن فرد نهادینه شده است. وقتی در کلاس انگیزشی شرکت می کند مخالف این حرف ها را می شنود و چون یک باور یک روزه و یک ساعته ساخته نمی شود. مغز از همان اول دچار چالش تضاد می شود. (باور و شرایط جدید به شما القا می کند که کاری خوب است درحالی که باور قبلی شما با آن مخالف است) و قدرت مغز به اندازه ای نیست که بتواند این تضادها را سنجش و استدلال کند.

مثالی ازین نوع تضاد که در جامعه امروز رواج دارد (سال 97) : مانتویی مد شده است با عنوان مانتو جلو باز

بعضی از خانم ها در خانواده ای رشد کرده اند که باور ذهنی آن ها به شکلی بوده است که پوشش زن باید کامل باشد و عده ای در خانواده و محیطی رشد یافته اند که از لحاظ پوشش آزادتر بوده و برایشان عادی است که با پوشش آزاد در محیط های عمومی ظاهر شوند.

حال وقتی خانم های دسته اول از پوشش مانتو جلوباز استفاده می کنند با این استدلال که همه دارن می پوشند(قرار گرفتن در محیط) اما وقتی در خیابان مردی از روبروی آن ها وارد شود. جلوی مانتو خود را می گیرند (ایجاد حجاب) و اینجاست که بنیاد تفکر و باور قبلی شان پدیدار می شود.
(به این معنی که من هنوز آمادگی جلوه به این شکل را ندارم) این همان برخورد متقابل دو باور (تضاد) در ذهن است.

حال اگر ازین افراد بپرسید چرا ازین مانتو استفاده میکنی پاسخ میدهند کلاس دارد!

اگر در این لحظات به چهره افراد دقیق شویم متوجه می شویم حالت لبخند یا ریلکسیشن شان تبدیل به یک حالت آشفته ای که طیف انرژی شان کم می شود و تمرکز آن ها سمت جمع کردن لباس و تضادش میرود. در این مدت راحتی از آن خانم گرفته می شود. (قانون حس خوب برای موفقیت را از مجموعه ویدئو های آکادمی موفقیت ببینید IranSuccess.Com) 

این لحظات در زندگی باید تلنگری برای ما باشد. در مورد سلسله مراتب روح،احساس،منطق و محیط در جلسه مربوط به فرهنگسرای اندیشه صحبت شده است که میتوانید آن را در این لینک ببینید. بنابراین در لحظاتی که شما از سطح بالا به سطح پایین می روید و احساستان منفی می شود و انرژی احساس شما کم می شود، به تضاد برخورد کرده اید و وقت آن است که تضاد را در همانجا نگه دارید!

 

متن جلسه تضاد باور ها و نظام باورها را با صدای استاد سامان کرمی را در فایل زیر بشونید

 

مثال دیگری از برخورد افراد با تضاد ها

فردی به نام امیر به من مراجعه کرد که در زندگیش به تضادی برخورد کرده بود. امیر در محیط و شرایطی رشد یافته بود که حفظ خود و پرهیز از ارتباط با نامحرم یک ارزش محسوب می شد.رعایت حریم ها مرسوم بوده درحالی که اکنون در شرایطی قرار گرفته بود که دختر و پسرها براحتی با هم ارتباط گرفته و حتی ازدواج سفید نیز مرسوم است.

امیر در این تضاد که باور قبلش او را از هرگونه ارتباطی منع می کرد در حالی که شرایط این ارتباط را به او القا می کرد. تا اینجا ما تضادها را فهمیدیم و نقش باورها را نیز در تضاد متوجه شدیم.

هیچ وقت هیچ کس آن احساس منفی ناشی از تضادهای ذهنی را دوست ندارد (لحظه ای که دل و شرایط چیزی را می طلبد ولی باوری در ذهن موجب عذاب وجدان می شود و فرد را از انجام کاری بازمی دارد).

افتادن در تضاد بدترین لحظات احساسی زندگی هر فرد است.

خانمی به نام پروانه می گفت : که عاشق هنر بوده ولی باوری که از کودکی در او شکل گرفته بود. توسط حرف پدر و مادر را باید تحت هر شراطی گوش داد، بنابراین طبق خواسته والدینش در دانشگاه رازی رشته مهندسی می خواند، و در حالی که هنر را نیز دنبال می کرد، هر وقت در کلاس ها حاضرمی شد با خود فکر می کرد که می توانست این زمان را برای یادگیری هنر بگذارد (دچار تضاد میشد) و این باعث میشد حس و حال خوبی را تجربه نکند و این حال خوش نبودن بدترین چیز دنیاست …

نمونه تضاد در کسب و کار

سال ها به ما القا شده دنیای کسب و کار دنیای خطرناکی است و بهتر است یک آب باریکه ای داشته باشی و در یک کار کارمندی استخدام شوی. در مورد پول نیز همانطور که قبل از این گفته شد در باور قبلی پول چیز خوبی نیست ولی باور کنونی می گوید پول مهم و با ارزش است و وقتی به سمت آن حرکت می کنید، ناتوانی شما نیست که موجب ناکامی می شود بیشتر این احساس منفی ناشی از تضاد ذهنی است که شما را از پیشرفت باز می دارد.

اگر در ذهن تضاد وجود نداشته باشد حتی دزدی بانک هم حس و حال بدی را القا نمیکند (برای کسی که بدست آوردن پول به هر روشی را در ذهن خود قبول و باور دارد) این فرد در این راه حتی اگر کشته هم بشود خوشحال از دنیا رفته !!

همانطور افرادی که در زمان جنگ به میل و رغبت خود به جبهه رفتند. تمام ایده آل و خواسته و ذهنشان در جهت یک چیز بود،” حفظ خاک و حفظ استقلال” حتی در آن لحظه ای جانباز یا شهید می شدند، خوشحال بودند 🙂

در فایل های بعدی بیشتر راجع به تضادها خواهیم گفت و اینکه آیا تضاد بوجود آمده درست است؟ و چرااین تضاد برایمان به وجود آمد؟ با ما در ادامه نوشتار ها همراه باشید

در گام سوم (دوره توسعه فردی) توضیح می دهیم چگونه این تضاد حل کنیم و باورمان را تغییر دهیم تا بتوانیم به موفقیت برسیم.

اسم شهرتان را به سامانه پیامکی 10003715 را ارسال کنید

منتظر ادامه این مقاله باشید (آکادمی موفقیت ایران)

همیشه بر مدار ثروت و سلامت باشید.

سامان کرمی

تمرین قانون جذب (سامان کرمی)

تمرین استر هیکس Esther hicks ( آموزش قانون جذب )

دوستان عزیزم سلام سامان کرمی هستم از آکادمی موفقیت با پاسخ به یکی از پرسش های شما. توضیحی مربوط به فایل تکمیلی جلسه برج آزادی تهران، دوستان سوالی داشتند راجع به این که، شما گفته اید تفکیک وقایع از انسان ها که یکی از راه های رسیدن به آرامش فکری و عدم تکرار خطاهای رفتاری است را چطور انجام دهیم. بخش سوم که ورود نعمت به زندگی می باشد به چه صورت عمل می کند.

حدود 2 ساعت توضیح کامل این تمرین را که چطور می توانیم با پاکسازی و تطهیر خودمان و تذکیه نفس و … انسان ها را از وقایع پیش آمده در زندگی تفکیک کنیم توضیح داده شد.

اتفاق عالی که رخ می دهد این است که ( توضیحات آن را می توانید دانلود کنید ) شما مسئولیت پذیر می شوید. یعنی مسئولیت بخش بزرگی از زندگیتان را خودتان برعهده می گیرید و حسن این اتفاق این است که تلاش و ذهنیت شما در جهت رسیدن به هدف هایتان تغییر بسیار خودبی را خواهد داشت و به شما کمک میکند.

تمرینی که خانم استرهیکس آن را معرفی کرده و راجع به آن توضیح داده است و من به زبان ساده برای شما بازگو میکنم این است که شما نمایش نامه زندگی خود را بنویسید.

مثلاً : اینکه دوست دارم برم بیرون و شخصی با فلان برخورد به من لبخند بزند یا گل بدهد. یا اینکه وقتی منظر تاکسی هستم بدون معطلی یک تاکسی پیدا شود. یا این که وقتی با اتومبیلم به جایی قرار است بروم ترافیک یا چراغ قرمز نباشد …. و به طور خلاصه نمایشنامه ای از زندگی مورد علاقه تان بنویسید. این تکنیک، تکنیک بسیار قوی است و اگر آن را در زندگیتان پیاده سازی کنید قطعاً جوابهای عالی خواهید گرفت.

چطور نمایش نامه زندگی خود را بنویسیم؟ ( گام قانون جذب )

اگر بلد نیستید چطور نمایشنامه بنویسید و چطور از این تکنیک استفاده کنید همبن الآن یک کاغذ و خودکار بیاورید و اتفاقات دیروزتان را که رخ داده بنویسید. این کار فقط برای تمرین بیشتر است. دو حسن اساسی دارد

اول این که این تمرین باعث تقویت حافظه نیز می شود ( یکی از تمرین های تقویت حافظه که قبلاً بیان کرده ایم مرور اتفاقات روزگذشته است ) به این صورت که صبح زود از خواب بیدار شدم و دست و صورتم را شستم و … اینجا میخواهم در نمایشنامه تان اسمی از افراد نبرید و در ادامه باقی نمایشنامه را به این صورت می نویسید:

در کوچه به یکی از همسایه ها سلام کردم. لزومی به ذکر اسم شخص نیست. من تعدادی از دوستانم را ملاقات کردم (باز هم لزومی به ذکر اسم افراد نیست). با یک شهروند در مترو آشنا شدم و باهم به جایی رفتیم. به همین منوال باقی وقایع اتفاق افتاده در زندگیتان را بدون ذکر نام افراد یادداشت کنید، و دلیل آن هم این است که ذهن شما آرام آرام به تفکیک انسان ها از وقایع عادت می کند.

 

شما وقایعی را برای خود شرح می دهید که انسان ها می توانند در آن جایگزین شوند.

مثلا وقتی که مینویسید: من به همسایه ام سلام کردم و او پاسخ من را داد، ذهن شما به سلام کردن به دیگران و گرفتن پاسخ عادت میکند. گرفتن پاسخ هم رخ خواهد داد؛ پس دیگر ذهن شما روی شمسی خانم یا اقدس خانم نیست که ذهنتان پاسخ منفی بدهد، دراین صورت هم حافظه تان قوی میشود و ذهنتان مثبت می شود. به تفکیک وقایع از انسان ها عادت می کند؛ در این بخش سوم تمرین ها معجزه میکنند. باعث میشود که شما در زندگیتان یک بخشی را تحت عنوان مسئولیت پدیری بسیار تقویت کند، وقتی که مطمئن هستید یک شخص خاص به این اتفاق ربطی ندارد. شما مسئولیت اتفاقات را 100% می پذیرید و وقتی شما مسئولیت یک کار را تماماً بپدیرید دیگر حستان بد نمیشود، این یکی از بخش های اصلی اساسی مربوط به تفکیک وقایع است. (آکادمی موفقیت ایران IranSuccess.Com)

پس این تمرین چند دلیل دارد.

  • حسمان همیشه خوب باشد و قبلش نیاز بود که بتوانیم افراد و وقایع را از هم تفکیک کنیم.
  • این تمرین باعث میشد که ما مسئولیت پذیر شویم
  • تقویت حافظه با مرور روز گذشته بر روی کاغذ

به دست اوردن آرامش در نهایت اجرای این تمرین ها می شود؛

این تمرین ها بهبود یافته نمایش نامه خانم استرهیکس (سامان کرمی) را می توانید 40 روز انجام دهید.

پس از آن هر چقدر که این تمرین ها را بیشتر انجام دهید حس و حالتان بهتر می شود.

با آکادمی موفقیت در تماس باشید

هو اوپونوپونو ho oponopono پاکسازی کوانتومی

تمرین پاکسازی کوانتومی (هو اوپونوپونو)

دوستان عزیز سلام امروز یکی از پرسش های ارسالی به آکادمی موفقیت ایران را بررسی می کنیم.

سوال : استاد کرمی عزیز سلام، شما گفته اید که باید تمام مسئولیت های زندگی خود را برعهده بگیرید. من با گفتن جملات و این که من مقصر تمام وقایع زندگی خودم هستم دچار احساس گناه شده ام. چگونه از حس گناه خارج شوم؟

پاسخ : دوست عزیزی پس ازشنیدن صحبت های من دچار احساس منفی گناه شده است.

اولاً خیلی خوشحالیم که شما انقدر تمرین کرده اید که حستان تغییر کرده. این یعنی که شما صحبت های را با دل و جان شنیده اید و سعی در تغییر موقعیت فعلی خود داشته اید. سعی در تغییر موقعیت موجود مرحله ی اول این فرایند است، اما در سطح دوم شما به دلیل تصورات و تفکرات نامناسب دچار تشویش ذهنی شده اید.

ما در سمینار گذشته « برج آزادی تهران » گفته ایم که مسئول تمام اتفاق های زندگیتان خودتان هستید.

مثال : ممکن است شما در کوچه ی محل زندگیتان شخصی با اتومبیلتان تصادف کند، مقصر کسی است که با ماشینتان تصادف کرده و مبلغ خسارت وارد شده به شما را هم پرداخت میکند، اما مسئولیت تعمیر، مذاکره و این که از آن روز به بعد مکان امن تری را برای پارک اتومبلیتان انتخاب کنید با خودتان است. پس معنای کلمه ای مقصر با مسئول بسیار متفاوت است.

انسان مقصرهمچنان در عالم خسران و زیان می ماند اما « فرد مسئول بحران را مدیریت » میکند هرچند مسئولین ما با این تفاسیر قابل قیاس نیستند. روی صحبت من مسئولین ژاپنی و اروپایی که نمونه ی یک مسئول واقعی هستند می باشند. از این مهم ترمسئولیت شخصی، زندگی، کسب و کار کمپانی خوتان است.

اگراین مطالب را باهم جمع بندی کنیم :

شما در تمام ابعاد زندگیتان مسئول هستید نه مقصر

این دو لغت را در ذهن خود ارزیابی کنید :

    • مقصر :کسی است که قصوری را انجام داده ، یا کم کاری کرده باشد.
    • مسئول : کسی است که باید به سوالات پاسخگو باشد ؛ سوالاتی از قبیل چه کار کنم که این اتفاق دیگر پیش نیاید؟ چرا این اتفاق پیش آمده است…؟ جواب این سوالات را باید به خودتان بدهید نه هیچ شخص دیگری.

با این تعاریف جدید هر اتفاقی که درزندگی شما رخ بدهد ممکن است شما مقصر باشید یا این که نباشید. اما چیزی که واضح است : «مسئولیت آن اتفاق تماماً با شما است».

 

مثال : اگر کودکتان خانه را بهم میریزد مقصرکودکتان است. اما مسئول شما هستید و شما می توانید تکنیک جدا کردن انسان ها از اتفاقات را به کار بگیرید. این موضوع را بهتر درک کنید که وقتی انسانی نباشد پس شما هم نمی توانید مسائل و اتفاقات پیش آمده را گردن کسی بیاندازید!! پس قبول می کنید که مسئولیت تمام اتفاقات پیش آمده با خودتان است. (این تکنیک را نیز در سایت آکادمی موفقیت می توانید دانلود کیند IranSuccess.Com).

 

تکنیک جدا کردن انسان ها از اتفاقات بسیار شبیه به تفکر ژاپنی ها درمدیریت است.

به همین دلیل فرهنگ عذرخواهی ژاپنی ها را بسیار دوست دارم، آنها به دلیل قطع اینترنت در ساعت 3 صبح به مدت30 ثانیه در یک هتل نامه ی عدر خواهی کتبی برای همه ی مشتریان می فرستند و به دلیل تاخیرقطارهای ژاپن مسئولین و تمام کارکنان خطوط ریلی ازمردم عذرخواهی می کنند. این فرهنگ، فرهنگ زیبایی است.

این یعنی مسئول تمام اتفاقات پیش آمده ما هستیم و یکی از دلایل پیشرفت ژاپن به دلیل رعایت اصول مسئولیت پذیری آنها است. در ایران مردم به دنبال مقصر و زندانی شدن او هستند تا تنبیه شود. آیا این راهکارمناسبی است!؟ خیر!

راهکار مناسب برای تغییر در یک جامعه چیست؟

به شما قول می دهم که راهکار مناسبی نیست! زیرا با زندانی کردن فرد مقصر چون انسان های مشابه او بسیار زیادند و می توانند آن کارها را مجددا انجام دهند. زیرساخت اصلاح نشده است و این روند درجامعه دوباره تکرار می شود؛ دلیل آن بسیار ساده است، آموزش های ما برمبنای یک اصل ساده (تنبیه شدن) است. یعنی مقصر اگر پیدا شود تنبیه می شود بنابراین شخصی که می خواهد مرتکب تخلف شود اول دنبال مرحله ی بعد می گردد که آیا تخلفی که می خواهد انجام دهد ارزش تنبیه شدن را دارد یا خیر!؟

مثال: آیا از لحاظ مالی می ارزد که ما در خیابان پارک دوبل انجام دهیم و 50 هزار تومن جریمه شویم؟ یا این که پارک معمولی انجام دهیم اما مقداری پول پارکینگ پرداخت کنیم؟

خوب با پرداخت 20 هزار تومان پول پارکینگ معلوم نیست که جریمه شویم یا خیر؟ با 5 بار تخلف ممکن است یکبار آن را گیربیفتیم. به جای 250 هزارتومان 50 تومان جریمه پرداخت می کنیم. اگر در پارکینگ برویم هزینه ی آن 100 هزار تومان می شود. با اندکی تامل متوجه میشویم که 50 هزار تومن از 100 هزار تومن کمتراست و انتخاب 50 هزار تومان انتخاب منطقی تری است!

 

در اینجا زمانی که مقصر پیدا شود جریمه میشود اما اگر بفهمدکه آن شخص کلاً یک شخص مسئول است یعنی اگرآنجا پارک کند باعث تشدید ترافیک، آلودگی، زشت شدن چهره ی شهر می شود. در بٌعد بیشتر فرهنگ ترافیکی و اقتصاد بین المللی اش به تک تک شهروندان هم مربوط می شود. هیچ وقت دیگر پارک دوبل انجام نمی دهد و هیچ وقت موجب بهم ریختن این سلسله مراتب نمی شود. این کاری است که اروپایی ها، ژاپنی ها بسیار بر روی آن در مدارس کار کرده اند. به نتایج عالی رسیده اند و نمونه های آن را در دستاورد های اجتماعی آنها قابل مشاهده است.

با این تعاریف جدید دوست عزیزی که دچار احساس گناه شده اید، اولاً این حس مقداری طبیعی است چون روح ما تا امروز احساس مسئولیت پذیری نداشته است. از امروز که شما تلاش کرده اید مسئولیت ها را به گردن خودتان بیاندازید یک مقدار احساس گناه طبیعی است. اما بخشی که شما در ذهنتان است این موضوع است که شما مقصرهستید؟ خیر. شما مقصر نیستید بلکه شما مسئول هستید.

و این موضوع کاملاً با یکدیگر متفاوت هستند، خوشحالیم که سوال پیش آمده را مطرح کردید و امیدواریم که پاسخ ارائه شده به سوال شما بتواند شما را به آن ذهنیت مثبت که باید رسانده باشد.

منتظر ریافت پرسش های شما به آکادمی موفقیت ایران هستیم.

راه سریع ارسال پرسش ها در تلگرام

چه کاری مناسب منه؟

تفاوت مسیر و هدف؟

چطور مسیر درست کار خودمان را پیدا کنیم؟

دوستان عزیز سلام سامان کرمی هستم از اکادمی موفقیت ایران با یک نکته بسیار کلیدی وطلایی هدف .
معمولا این سوال پیش می آید، ما این نکته را می دانستیم. اما در برنامه ریزی عملی برای موفقیت خیلی از ما انسان ها مسیر را با هدف اشتباه می گیریم.
نکته ی کلیدی این است که آنچنان بر روی مسیر تمرکز کردیم از هدف دور شده ایم. اکنون مسیر برای ما تبدیل به هدف شده است. سعی کنید هیچ وقت در این موقعیت قرار نگیرید و سعی نکنید آن را حفظ کنید. این اتفاق زمانی می افتد که ما خودمان را ارزیابی نمیکنیم.بارها و بارها کارهای روزمره خود را تکرار می کنیم.


امام علی (ع) میفرماید: به حساب خود برسید قبل از این که به حساب شما رسیدگی شود. منظور از این حدیث این نیست که تا زمان مرگ و روز حساب صبرکنیم. ما وظیفه داریم در این دنیا با در نظر گرفتن هدف هم زمان که توانستیم خود را ارزیابی کنیم.

این همان تفکری است که به آن توصیه فراوان شده.

زمانی که به برخی اشخاص مشاوره میدهم و با آن ها صحبت میکنم متوجه می شوم که دگرگون شده اند فقط به این دلیل که مسیر برایشان تبدیل به هدف شده را تغییر می دهند.

دو نمونه مثال برای واضح تر شدن توضیحات را در زیر مشاهده می کنید:

خیلی از آدم ها این مشکل را دارند مثل هدف از تحصیلات تکمیلی! انسان ها معمولاً زمانی که در سنین 16 یا 17 سالگی هستند برای خود یکسری آمال و آرزو ها را مشخص می کنند. به خصوص افرادی که در خانواده هایی با سطح مالی پایین به دنیا آمده اند اهداف مالی مشخص تری ندارند. دنبال این هستند که بعد از تحصیلات به یک شغل مناسب و درآمد و رفاه در نهایت استقلال مالی دست پیدا کنند.(آکادمی موفقیت)


پس در نهایت یکی از اهداف رسیدن به رفاه مالی با استفاده از تحصیلات است.


یکی دیگر از فرایند هایی که ممکن است در ذهن شما هم باشد. رسیدن به جایگاه اجتماعی با استفاده از تحصیلات است. خیلی از انسان ها زمانی که تحصیلات را شروع میکنند در طول دوران تحصیلشان از هدف خارج میشوند.

روزی شخصی برایم از چای ساز خانه اش که خراب شده بود صحبت میکرد و میگفت خرابی چای سازش باعث شده که 2 روز تمام چای ننوشیده! و همش از تعمیر چای سازش و خرید یا جایگزینی اون می گفت. او هدف اصلی را که چای خوردن بود فراموش کرده بود. من به او پیشنهاد کردم که از کتری استفاده کند (کتری هم جلوی دید بود) و بسیار متعجب شد دلیل این اتفاق بسیارساده است! ما آنقدر که روی مسیر متمرکز شده ایم هدف را فراموش کرده ایم!

متاسفانه مشغله و روزمرگی باعث می شود عادت به تکرار مسائل کنیم و این باعث می شود که در زندگیمان مسیر جای هدف را بگیرد. از همین امروز شروع کنید در یک نکه کاغذ ارزیابی کنید. معمولا ما انسان ها بعد از ارزیابی این سوال برایمان پیش می اید که بعدش چه؟ جواب این سوال بستگی به نوع پرسش خودتان دارد!

اکنون رسیدن به ریشه خواسته ها را با یک تمرین توضیح می دهیم :


می توانید ویدئوی تبلیغ نویسی موثر را دانلود کنید در آن ویدئو راجب این مسائل به طور مفصل توضیح داده شده است اما اگر با این تفاسیربخواهیم به آن اشاره کنیم همان مثال تحصیلات تکمیلی را در نظر بگیرید. (IranSuccess.Com)

  • من میخواهم مدرک بگیرم که … ؟

پاسخ این پرسش بسیار مهم است. برای مثال میخواهیم پس از دریافت مدرک در اداره ای مشغول به کار شویم یا این که بخواهیم کسب وکاری را تاسیس کنیم. باز این سوال پیش می آید که بعدش چی …؟ این بسیار مهم است پس از رسیدن به شغل مورد نظراز طریق استخدام و یا تاسیس شرکت ما به رفاه و استقلال مالی و پرستیژ شخصیتی و … می رسیم.

  • اما باز هم این سوال پیش می آید که بعد از آن چه اتفاقی می افتد…؟

و این سوال انقدر تکرار می شود تا به ریشه برسیم. در اینجا نکته ی کلیدی این است وقتی جواب همه ی این سوالات را میدهیم و در همه ی امور به ریشه می رسیم و این که متوجه میشویم باور واقعی ما چیست؟ خوب بعد از آن که به پول رسیدیم میخواهیم آن را چگونه خرج کنیم؟ و این بسیار مهم است ممکن است بخواهید با آن پول کارخانه بسازید یا این که با آن مهاجرت کنید و یا سرمایه گزاری و …. این تصمیم ها باور های شما هستند و این لحظه ی کلیدی زندگی شما است.

حال دوباره به صورت دوره ای بررسی کنید. انیشتن در این باره جمله ای دارد « اطلاعات و دانشی که مشکل را به وجود آورده است قطعا نمیتواند آن مشکل را حل کند» .اگر می توانستید که به مشکلات دچار نمی شدیم و آن را حل می کردیم. باید به صورت دوره ای یعنی هر زمان که دانشتان افزوده شد ( مطالعه، مشاهده، تفکر یا … ) مجدد تصمیم بگیرید.

اکنون می توانید پاسخ دهید چون اهدافتان از مسیرتفکیک شده است.

امروز به یک مرحله ی جدید از زندگیتان رسیده اید که می توانید مسیرهای دیگری را برای رسیدن به همان هدف پیدا کنید. مثلا همان هدف مالی که به آن در بالا به آن اشاره کردیم. ممکن است شخصی هدفی مثل دانشگاه رفتن و استخدام شدن، در نهایت به پول رسیدن : خرید اتومبیل یا هرخواسته ی ذهنی خود برسد.

  • همه ی شما بدون شک روزی به این هدف خواهید رسید.
  • اما آیا راه کوتاه تری وجود ندارد؟
  • آیا می شود به جای 4 یا 10 سال تحصیل راه یکساله را پیدا کنید؟
  • آیا فرایند سریع تری برای رسیدن به این مسیر وجود ندارد؟

قطعا وجود دارد و این یک احتمال نیست من به شما این قول را می دهم که اگر اهدافتان را مشخص کنید راه های ساده تری را برای دستیابی به آن هدف پیدا خواهید کرد. این نکته را به یاد داشته باشید که اهدافتان را از مسیرتفکیک کنید و برای رسیدن به هدف هایتان مسیر های ساده تر و سریع تر را پیدا کنید.

بیش از 95% انسان ها آدم های زندگی روزمره هستند و نمیتوانند هدفهایشان را از مسیر تفکیک کنند.


من در دانشگاه از دانشجویان ارشد و دکترا هدف آن ها را از درس خواندن پرسیدم و بسیاری از آن ها پاسخ دادند که میخواهم مدرک دریافت کنم و از آن ها پرسیدم بعدش چی؟ پاسخ دادند که با آن به کار مشغول شوم و باز میپرسم بعد از مشغول کار شدن چه هدفی دارید و درآخر به کجا میخواهی برسی؟ این بسیار جالب است که خیلی از انسان ها به این درک نمی رسند که هدف نهاییشان چیست؟ 

افراد موفق این را خیلی سریع درک میکنند هدف را مشخص و روی آن متمرکز می شوند.

گروه تحقیقاتی آکادمی موفقیت

برای دریافت سایر مقاله ها می توانید نام خود را به 10003715 پیامک کنید

مشاوره مستقیم حضوری و تلفنی

سامان کرمی

سامان کرمی

متاسفانه عده ای سودجو با استفاده از نام استاد سامان کرمی اقدام به تبلیغات مشابه نموده اند. در روزهای اخیر گروهی از عزیزان با آکادمی موفقیت تماس گرفته و خواستار عودت وجه شدند. که این افراد عمدتاً توسط شخصی که خود را

کاوه کرمی بیلیونر شو (پکیج موفقیت)

معرفی شده بود انجام پذیرفته بود. هر چند که شماره کارت و ایدی های تلگرام به پلیس فتا جهت پیگیری های بیشتر ارسال گردید. لازم به ذکر است از این شخص هیچ گونه تصویر بصری یا شماره تماسی در دسترس نیست. تنها با یک کارت بانکی اقدام به فریب و دریافت مبالغی در حدود چند صد هزار تومان بابت فروش پکیج موفقیت و پولسازی، پولسازی در چند روز یا یکشبه بیلیونر شوید،سایت بزنید و پول پارو کنید با پیج اینستاگرام درآمد داشته باشید و … را می نماید.

جالب ترین قسمت این است که، شخصی که خود را کاوه کرمی معرفی می کند حتی کپی پکیج سایرین را نیز در اختیار خریداران قرار نداده (عملا پول گرفته و کلاه برداری می کند) و پس از پیگیری و جستجو در گوگل به سایت آکادمی برای عودت وجه شکایت می نمایند. بدیهی است که آکادمی موفقیت ایران امکان عودت مطالبات شخص دیگری را نمی تواند بر عهده گیرد.

آقای کاوه کرمی (اگر واقعا اسمشان این باشد) هیچ نسبتی با استاد سامان کرمی نداشته و فعالیت های او به آکادمی موفقیت ارتباطی ندارد. هر گونه فروش پکیج یا محصول آموزشی و سمینار موفقیت از طریق وبسایت آکادمی و یا فروشگاه آکادمی به فروش می رسد.

امکان پرداخت آنلاین توسط درگاه شتاب کلیه بانکها نیز امکان پذیر می باشد.

در صورت استفاده از پرداخت کارت به کارت که در موارد خرابی درگاه یا تکمیل ظرفیت کلاس های تعریف شده ممکن است اتفاق بیفتد صرفا به نام موسسه «دانشسرای موفقیت» یا «سامان کرمی» بدون پیشوند یا پسوند پرداخت های شما دارای اعتبار و ارجاع رهگیری می باشند.

با تشکر از شما عزیزان همراه موفقیت

جهت جلوگیری از هر گونه سوء استفاده افرادی همچون کاوه کرمی و … این متن را برای دوستان خود به اشتراک بگذارید.

با تشکر گروه پشتیبانی آکادمی موفقیت

09359314985

تلگرام 

 

 

برند سازی به سبک گرگ وال استریت

کارآفرینی و برند سازی به سبک جردن بلفورت

شما هم اگر عاشق کسب و کار و کارآفرینی باشید حتما اسم فیلم معروف این حیطه یعنی گرگ وال استریت را شنیده اید!!

یا شاید این فیلم را دیده اید. اما امروز در باره این مطلب صحبت می کنیم که چطور با استفاده از داستان زندگی نابغه فروش آقای جردن بلفورت می توانیم نکات مهم اما ساده ای را برای تبدیل شدن از یک انسان گمنام به یک برند بسیار معروف و بزرگ استفاده کنیم.ثروت آفرینی هم اصولی دارد!

پیشنهاد می کنیم که ابتدا قطعه ای از فیلم گرگ وال استریت Wolf Of wall street را کامل نگاه کنید و بعد به ادامه توضیحاتی که ارائه می شود نگاه کنید و هرجا که احساس کردید که نیاز هست باز به فیلم رجوع کرده و این نکات را برای خودتان تجسم کنید که چه طور می توانید این نکات را در کسب و کار خود پیاده سازی کنید.

از صفر تا 100 برند سازی همراه شماییم(آکادمی موفقیت ایران)

نکات و تحلیل های فیلم گرگ وال استریت

اگر این فیلم را از اول پی بگیریم. نکته های بسیار جالبی را که تقریبا از زبان تمام کارآفرینان بزرگ می توان شنید را می بینیم. جردن یک شخص جوان است که انگیزه و اشتیاق بسیار فراوانی برای رسیدن به ثروت های رویایی دارد.

کارمند می شود!

او در ابتدا سعی می کند که در بطن موضوع بازار سهام و وال استریت قرار بگیرد. پس می داند که باید مراحل موفقیت را از سطح پایه و اولیه شروع کرد تا بتوانید در ادامه راه موفقیت پر قدرت و با دانش از پایه ای ترین مطالب تا مسائل کلان را پوشش دهد.

یک دوست و یک راهنما (مربی) برای خود انتخاب می کند.

در این بخش از داستان در همان لحظه های کارمندی که عموما از دست دادن جایگاه شغلی خود واهمه دارند با دو گروه آدم روبرو می شود. شخصیتی عصبی و دارای خشونت که از او متنفر است و در مقابل شخصی دارای آرامش که بعد ها او را به انجام مراقبه و ریلکسیشن در طول روز برای افزایش بازدهی کمک می کند. این شخص تمام جزئیات مربوط به کسب و کار را به جردن در زمانی کمتر از آنچه سایرین با تجربه به دست می آورد را به او می آموزد.

مجوزهای لازم برای را سریع می گیرد

در این فیلم می بینیم که با هدف کارگزار شدن در بورس برای یک مجموعه حرفه ای شروع به کار می کند و در ادامه فیلم جردن که مدرک کارگزاری را اخذ می کند و شروع به فعالیت و کار برای خودش به صورت مستقل می نماید. او می داند که آینده را باید با دستان خود و به صورت مستقل بسازد. با کارمند باقی مانده همچنان که در اول داستان می بینیم با تحقیر و ناسزا روبرو می شود.برای شروع فعالیت های خودتان تا می توانید زیر ساخت های حقوقی آماده کنید. چون اگر با توجه به آموزش ها درست عمل کنید خیلی سریع دشمنانی پیدا خواهید کرد که به دنبال هر گونه مکانی برای از پا در آوردن شما خواهند گشت.

تغییر در مسیر حرکت نه هدف

پس از گذشت فقط چند ساعت از شروع به کار خود بازار بورس آمریکا بسته می شود (دوشنبه سیاه) جوانی با آرزوهای بسیار بزرگ و امید های بسیار زیاد در یک نیم روز کاری به یک جوان بیکار و پر انرژی ولی بیکار تبدیل می شود. در این جاست که با پیشنهاد های مختلف برای کارهای دیگر از جمله فروش لوازم خانگی مواجه می شود. نکته اصلی اینکه او نمی پذیرد. در جاده ای غیر از جاده ای که مهارت های آنرا کسب کرده قدم بگذارد. آرزو های خود را فعلا در مغز خود نگه می دارد و باز هم سهام می فروشد. (بزرگ بیندیش ولی کوچک قدم بردار)

تیم سازی را انجام می دهد

اگر قرار باشد شما بسیار بزرگ باشید و بسیار قدرتمند عمل کنید لازم است که کارهای بسیار زیادی را انجام دهید. از جمله این کار ها می تواند فکری یا فیزیکی یا تخصصی باشد. برای اجرای کارهای علاوه بر مدیریت خودتان نیاز به نیروی انسانی دارید. نیروی انسانی عالی همان زیر بنای تیم سازیست. که در این فیلم با استفاده از اولین دوست خودش که گارسن رستوران بوده و هیچ تخصصی ندارد شروع می شود. بعد ها چند فرد دیگر را که عموما دارای سوال آکادمیک نیز نیستند حتی دارای سوابق بزهکارانه نیز می باشند را با خود همراه کرده و یک تیم آماده شروع و با انگیزه را تشکیل می دهد چون می داند که بدون تیم یک امپراطوری ساخته (آکادمی موفقیت ایران) نمی شود.

برندسازی (Branding)

جردن زمانی با خود می اندیشد که چرا دیگران باید به کمپانی بی نام و نشان او اعتبار کنند!! پس با دو رویکرد اساسی روبرو می شود.

  1. تعامل با مشتری
  2. ماندگاری در ذهن او!

برای اینکار خودش دست به کار می شود و فقط هر آنچه را که لازم است به صورت مختصر و مفید به دوستان و شرکای خود آموزش می دهد تا تعامل با مشتریان به صورتی حرفه ای و ملموس به نظر بیاید. با این روش در ذهن مخاطب تاثیر بسیار بالایی را داشته باشد. اصول انتقال مطالب به صورت موثر را در مطالب آکادمی موفقیت می توانید مطالعه کنید.

بخش ساخت یک نام بسیار زیبا و یک لوگو برای اعتبار بخشی به کسب و کار خود یکی دیگر از عواملی است که جردن بلفورت در ابتدای کار برای کسب و کار خود انجام می دهد.

مدیریت تعاملی به سبک جردن

شاید او مدیر بسیار خوبی باشد اما می داند که کارمندان بزرگترین منابع او در جهان می باشند تا انجا که در انتهای فیلم به آنها وفادار می ماند البته کارمندان او نیز به او وفادار می مانند. نکته بسیار مهم این بخش دوستی علاوه بر حس وظیفه و کار در کنار آموزش ها و تامین های مالی برای کارمندانش می باشد. یکی از اصول اساسی و اصلی مدیران موفق یعنی همان دادن ارزش به کارمندان می باشد.

مشکل افراط و ایجاد زوال شغلی

از آنجا که پول بسیار زیادی به دست می آورد در بسیاری از موارد نظیر مواد و قرص و مشروبات الکلی زیاده روی می کند و همین امر باعث اتفاق های برنامه ریزی نشده ای در زندگی او می شود. تصمیم های نا به جا و شاید بی مورد باعث بیراهه رفتن کسب و کار او و در نهایت مصادره امال او به دلیل کارهای غیر قانونی و … می گردد.

چند سالی را در زندان سپری می کند اما پس از آزادی و بازگشت به دنیای سرمایه داری باز هم به دوران اوج خود باز می گردد. در پایان فیلم به اسطوره فروش جهانی تبدیل می شود و حتی به کشور ایران هم می آید.

در ادامه با سایر تکنیک های موثر در برند سازی در مقاله بعدی همراه شماییم.

دوستانی که تمایل به استفاده از خدمات مشاوره ای و برند سازی آکادمی موفقیت را دارند می توانند با ما بصورت مستقیم در ارتباط باشند.

22221122-4

09120044718

گروه مشاوره کسب و کار تهران

گروه مشاوره کسب و کار آکادمی موفقیت ایران

Tehran Business Advisory Group Of  Iran Success Academy

مشاوره کسب و کار چه کمکی به شما می کند؟

 

برای رسیدن به پاسخ سوالتان حتما 8 بخش زیر را بخوانید.

اگر در هرکدام از موارد احساس نقص یا تسلط کم دارید، بدانید نیازمند یک متخصص برای اجرای حرفه ای و قدرتمند آن بخش می باشید تا به اوج آرمان های مورد انتظار خود دست یابید.

  1. نمی توانم به درستی آینده کاری را که شروع کردم حدس بزنم(کسب و کارهای سنتی)
  2. نمی دانم آخر هر کاری چقدر سود منطقی باید حاصل شود (مدیریت مالی صحیح)
  3. نمی دانم برای انجام هر کاری از کجا شروع کنم؟ (فرایند سازی سازمانی)
  4. نمی دانم چگونه فعالیتم را تضمین کنم؟ (شناخت بازار و مشتریان)
  5. نمی دانم کمبودهایی را که در مقابل رقیبان آن کسب و کار دارم چگونه جبران کنم؟ (تحلیل رقبا)
  6. نمی دانم در زمان ورشکستگی چه باید بکنم؟ (رکود در بازار)
  7. نمی دانم اگر بعد از شروع کسب و کار دچار کمبود سرمایه شدم چه کنم؟ (جذب سرمایه)
  8. نمی دانم چه زمان در کسب و کار خود به ( آکادمی موفقیت ایران ) اطمینان و آرامش می رسم؟ (استقلال مالی)

 

گزینه هایی که اگر ندارید حتما باید به فکر اجرای آن باشید.

این یک پیشنهاد نیست! مشاوره کسب و کار یک اجبار در دنیای کسب و کار های نوین به شمار می رود.

الزام های یک کسب و کار در دنیال جدید

  • استقرار سیستم
  • آموزش
  • بازار یابی و توسعه
  • مشاوره برای بخش های مختلف
  • مدیریت یکپارچه ISO
  • طراحی و توسعه زیر ساخت مجازی (توسعه وبسایت)
  • کارهایی است که شما توسط تیم خودتان و یا تیم های برون سپاری باید برای کسب و کار خود انجام دهید تا از رقیبان و دیگر افراد عقب نیفتید.

آمار نشان داده که کسب و کارها بعد از 5 سال نحوه نیاز های مشتری تغییر می کند اما کسب و کار ها همچنان تغییری نمی کنند!

اگر ما بازار را به 100 کسب و کار نو پا تقسیم کنیم. پس از گذشت سال اول به دلیل ندانستن اصول پایه ای کسب وکار که در بخش اول برای شما توضیح داده شد. بیش از 90 مورد از این کسب و کار ها حتی پیش از گردش مالی سال اول تعطیل می شوند.

پس از گذشت 5 سال از 10 کسب و کار باقی مانده تنها 1 کسب و کار به همان صورت که شروع کرده مسیر خود را ادامه می دهد(به اصطلاح برند بازار می شود)

اگر می خواهید آن یک درصد می توانید شما باشید. چون الان در حال مطالعه این بخش هستید مطمئن هستیم که شما گزینه اول این مسیر را کاملا درک کرده اید و به دنبال آن آمده اید. بله به شما تبریک می گوییم شما :

آموزش و دانش را که گزینه اول برند شدن و پایداری در کسب و کار است را دارید دنبال می کنید. بله شما اکون فعالیت های همان یک درصد که در آینده در بازار باقی خواهند ماند را دنبال می کنید. اما این به تنهایی کافی نیست.

گزینه بعدی اجرای آموخته هاست آن هم به صورت بهینه شده. بیشترین چیزی که از ما زمان می برد آزمون و خطا و یا همان روال تجربه است. مگر ما چه قدر زمان و هزینه داریم تا در طول سالیان دراز تجربه کنیم؟؟

ارزان ترین راه استفاده از تجربه دیگران است!!

بله دیگران تجربیات خودشان را به ارزانی و راحتی در اختیار شما قرار نمی دهند. سالها تجربه در گرما و سرما و … این یعنی اینکه شما باید به هر قیمتی شده این تجربیات را به دست آورید. نمونه تجربه زیر از مدیریت شرکت پتو سازی را برایتان می نویسم.

 

می گفت : که هر چه پول برای آموزش بدهیم کم است!؟

گفتم : چرا ؟

گفت : حدود 5 سال پیش یک حساب سر انگشتی کردم و دیدم در بخش جذب نیرو ضعیف هستیم. دوره ای را گذراندم و یک مدیر با حقوق دو برابر و یک زیر ساخت چند میلیونی برای آموزش و بقیه ی اصول علمی که وجود داشت برای پیاده سازی بیان کردم. شاید حدود 50 میلیون تومان هزینه کردم و چند ماه اول به خودم می گفتم این همه پول را چرا خرج کردم!؟

اما بعد از اینکه سال بعد در کشور یکی از 3 محصول برتر در قیمت و کیفیت شدیم تاثیرش را درک کردم و در بازار های رکود چند ساله اخیر هم توانستم علاوه بر همان آموخته ها و آموزش های جدید همچنان در صنعت تولید در ایران باقی بمانم.

و افسوس می خورم که چرا این هزینه آموزش را سال ها پیش نیاموخته و به کار نگرفته ام تا بتوانم خیل سریعتر از اینها به این آرامش بازار و آرامش مالی دست پیدا کنم.

اما این بخش را از زبان افراد زیادی شنیده ام که نمی خواهم بازگو کنم!! اما من می خواهم از زبان خودتان بشنوید.

 

اگر صاحب کسب و کار هستید :

می خواهم به 5 سال پیش خود برگردید، میزان درآمد خود را یادداشت کنید.

حالا می خواهم به امروز برگردید و درآمد خود را یادداشت کنید.

حالا مهارت هایی را که باعث شده این افزایش در آمد را داشته باشید را بنویسید : برای مثال یادگیری اصول قرار دادها، یا اصول خرید محصول یا نگهداری و …

حالا می خواهیم خودتان قضاوت کنید اگر شما این روال را تجربه نمی کردید. خودتان این روال را به صورت دانش فعلی خودتان به یک شخص که هیچ تجربه ای در این زمینه ندارد آموزش می دادید.

  • شاگرد شما در چند ماه به این مهارت ها مسلط می شود؟
  • شاگرد شما چه قدر زودتر می تواند به این درآمد و سطح فعلی شما برسد؟
  • شاگرد شما چه قدر از اتلاف عمر و آینده اش جلوگیری می کند؟
  • اکنون ارزش هر ماه برای خود شما چقدر است؟

همه اینها به شما این مسیر را نشان می دهد که استفاده از دانش متخصصان می تواند بهترین گزینه صرفه جویی تمام عیار باشد.

خنگ ترین فرد کسب و کار خود باشید!

کارفرمای زنِ دارن هاردی 😀  اینو از دل کتاب کشیدم بیرون براتون !!

مشاوره کسب و کار کارمندی

فرقی نمی کند که شما کارمند باشید، باز هم روال بالا را برای خودتان می توانید تکرار کنید

درآمد 5 سال آینده خود یا پنج سال گذشته خود را لیست کنید. اکنون یک تعداد مهارت کسب کرده اید. یا اینکه برای درآمد 3 برابری باید یک تعداد مهارت را کسب و کنید. مثلا مهارت مدیریت یا مهارت مدیریت مشتری و … اکنون شما نیاز سنجی کرده اید که باید 3 مهارت را یاد بگیرید اگر خودتان این مهارت ها را بیاموزید زمان بر است اما اگر در دوره های فشرده کاربردی شرکت کنید این زمان به شدت کم می شود از سال ها به چند ماه تقلیل پیدا می کند 🙂

 

تا این مرحله اهمیت آموزش دیدن و تسریع در روند پیشرفت را درک کردید و هزینه های این بخش برای اجرای شما قابل توجیه شد که امروز روی آموزش و مشاوره سرمایه گذاری می کنم چند ماه بعد تا 30 برابر بیشتر بدست می آورم.

 

گول مشاوره های کسب و کار را نخوریم!

قصد توهین و یا زیر سوال بردن معلومات عزیزان فعال در این زمینه را نداریم اما نکته:

  • چطور بفهمم به چه کسی اعتماد کنم؟
  • چه کسی را می توانم در اجرای فرایند دخیل کنم؟
  • از چه کسی آموزش ببینم؟

از کسی آموزش ببینیم که خودش چیزی را که می گوید قبلا اجرا کرده باشد. (کوین ترودو)

اینم از یکی از سمینار های فرانسه اوردم براتون 🙂

حالا مهم اینجاست که این فرد بتونه دست آوردش رو به شما نشون بده، مثلا من یک کارخانه با 200 نفر پرسنل رو به این روش دارم اداره می کنم. شما هم می تونید از این روش اداره کنید. یا اینکه من دارم با این نوع سرمایه گذاری و تیم سازی یک پایگاه اطلاعاتی نیم میلیون نفری رو مدیریت می کنم.

هر چیزی رو که قراره به شما آموزش بده که اصلاحا بهش می گن مشاوره، باید یادمون باشه ازش نمونه کار یا همون دست آورد بخواهیم. هر چه این افراد دست آوردشون بزرگ تر باشه، اطلاعاتشون حرفه ای تره و هر چه حرفه ای تر باشن نایاب تر می شن و همچنین گرانتر، این افراد رو پیدا کنید و بهای اونها رو بپردازید.

اما یک نکته اساسی اول نرید سراغ غول مرحله آخر!!

  1. اول شما اطلاعاتی ندارید که این شخص شما را رشد بده
  2. دوم هزینه های میلونی این عزیزان را نمی توانید تامین کنید.

پس چند سطح بالاتر از وضعیت فعلی شما همان شخصی است که باید برای مشاوره از او کمک بخواهید و بعد در سطوح همان زمینه رشد کنید. تا به فرد اسطوره ای خود برسید و زمان با او همکار شوید!

 

 

در مقاله ی بعدی راجع به روند آموزش پذیری مستمر برای شما توضیحاتی را خواهیم داشت

با ما در خبر نامه آکادمی موفقیت

همراه باشید.

ارسال نام و نام شهر خود به سامانه 10003715

یا استفاده از فرم های ثبت نام در وبسایت آکادمی موفقیت ایران

 

آنتونی رابینز ایران

آنتونی رابینز ایران

Anthony Robbins of Iran

اگر شما هم با جستجو های اینترنتی به این صفحه یا صفحه های مشابه به وبسایت آکادمی موفقیت ایران رسیده اید. لازم به ذکر چندین نکته در خصوص مجموعه و فعالیت های آن را داریم.

همه دوستان و عزیزانی که با آکادمی موفقیت آشنایی دارند و برنامه ها را دنبال می کنند. با توجه به ارائه شعار های تبلیغاتی در غالب های انگیزشی توسط برخی موسسات و کانون های تبلیغاتی برای استفاده از حسن شهرت و اعتبار برگزار کننده آشنایی دارید.

امروز شاهد آن بودیم که در ژانویه 2019 میلادی عده ای از همراهان با ما تماس گرفتن و خواهان استفاده از همایش با عنوان سخنرانی

آنتونی رابینز ایران

شده بودند که توسط استاد سامان کرمی برگزار می گردد. با توجه به پیگیری ها انجام شده متوجه شدیم که یک کانون تبلیغاتی در غالب پیامک با عنوان سخنرانی «آنتونی رابینز ایران» بدون ذکر نام سخنران اقدام به برگزاری همایش و یا رویدادی نموده است.

لازم به ذکر است که تا کنون هیچ گونه عنوان و یا اسمی جهت برگزار کننده آن پیامک تبلیغاتی را دریافت ننموده ایم. تا به اطلاع شما عزیزان برسانیم.

از همین بخش اعلام می داریم کلیه سمینار ها و برگزاری ها به صورت کلاس، جلسه و یا هر گونه رخدادی در خصوص استاد سامان کرمی (آنتونی رابینز ایران) تنها توسط گروه آکادمی موفقیت اجرا و اطلاع رسانی خواهد شد.

جهت دست یابی به آخرین اخبار در خصوص برگزاری های ما می توانید

نام و نام خانوادگی و نام شهر خود را هم اکنون به صورت

  • نام
  • نام خانوادگی
  • شهر

به شماره سامانه پیامک ما ارسال کنید تا در سامانه باشگاه ایرانیان موفق عضو شوید و در اطلاع رسانی های ما بصورت مستقیم آگاه شوید. با تشکر از همراهی شما عزیزان

لطفا در هنگام استفاده از خدمات آموزشی هر مجموعه گروه یا فرد به دست آورد های اشخاص در زمینه مورد آموزش نگاه کنید.

سامانه پیامک آکادمی موفقیت (آنتونی رابینز ایران)

10003715

آکادمی موفقیت ایران IranSuccess.Com

 

 

مشاوره رایگان کسب و کار کسب و کار آنلاین

مشاوره آنلاین کسب و کار و کسب و کار آنلاین

مشاوره رایگان کسب و کار آنلاین

برای استفاده حضوری از مشاوره های مربوط به کسب و کار آنلاین می توانید به صورت حضوری یک پنجشنبه در میان به مکان برگزاری همایش های و سمینار های آکادمی موفقیت در تهران به نشانی

تهران ، جردن ، خیابان دستگردی ، ساختمان 321 طبقه سوم

مراجعه کنید و علاوه بر شرکت در بخش های آموزشی آکادمی موفقیت از مشاوره های رایگان نیز بهره مند شوید. ضمناً می توانید در ساعات غیر متعارف نیز با پیام رسان ها و شبکه های اجتماعی موجود در وبسایت با ما در ارتباط باشید.

بدیهی است اگر شما اکنون این صفحه را می خوانید ، رسالت ما در زمینه تبلیغات و اطلاع رسانی در زمینه فروش و برنامه ریزی های آنلاین را به درستی به انجام رسانیده ایم! پس دوست داریم شما نیز همچون بخش عظیمی از دوست داران و همراهان ما موفقیت های روز افزون را شاهد باشیم.

 

مشاوره رایگان کسب و کار

اگر شما هم هنوز در زمینه کسب و کار آنلاین وارد نشده اید. می خواهید کسب و کار خود را گسترش دهید. نسبت به این نکته باید دقت داشته باشید که یک کسب و کار آنلاین تنها بخش شتاب دهنده مربوط به کار شماست و خود به تنهایی وجود ندارد!

برای مثال کسب و کاری مانند یک فروشگاه اینترنتی یک فروشگاه کامل است، که فروش از طریق اینترنت را هم پشتیبانی می کند. یعنی این فروشگاه :

  1. خرید دارد
  2. فروش و صندوق دارد
  3. ارسال دارد
  4. پاسخگویی مشتریان دارد
  5. نظر سنجی دارد

و هر آنچه را که یک فروشگاه فیزیکی و حقیقی دارد را شامل می شود.

متاسفانه در ذهن بعضی ها توهم ثروت آفرینی یک شبه از کسب و کارهای دیجیتالی سر به فلک می زند!!

دوست عزیز کسب و کار های دیجیتالی هم مانند سایر کسب و کارها دوره خاص تکامل دارد و حدود سه تا 5 سال طول می کشد. همین برنامه پر طرفدار اسنپ (نگارش مرداد 1397) تا سه چهار سال پیش تقریبا هیچ مخاطب خاصی نداشت و به اصلاح در دوران آزمون و خطا و رفع موانع نرم افزاری و اجتماعی بود. چند سال قبل از آن که این نرم افزار مشابه در اروپا و امریکا کار می کرد. پس انتظار سود ها نجومی و سرعت بازدهی بسیار بالا را از ذهن خود خارج کنید.

همه اینها در کنار یک تیم و یک برنامه ریزی چند ساله با پشت کار و هزینه قابل دست یابی است.

پس هم اکنون برای آینده کسب و کار خود برنامه بریزید. این برنامه ریزی می تواند آنلاین یا فیزیکی یا هر دو بخش را شامل شود. اما به یاد داشه باشید بدون برنامه ریزی (شکست را برنامه ریزی کرده اید).

گروه پژوهشی آکادمی موفقیت